معاون پژوهش، برنامهریزی و نیروی انسانی آموزش و پرورش تهران گفت: از سال گذشته کاری کردهایم تا در همه مدارس معلمان حداقل یک موضوع اقدامپژوهی داشته باشند.

ابوالقاسم حدادی معاون پژوهش،برنامهریزی و نیروی انسانی آموزش و پرورش شهر تهران درخصوص برنامههای معاونت پژوهش، برنامهریزی و نیروی انسانی اظهار داشت: برای ترویج تفکر پژوهش و به کار بستن یافتههای پژوهشی در تعلیم و تربیت از سال گذشته با تعدادی از دانشگاههای معروف تهران قرارداد بستیم تا دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری موضوعات پروپوزالهای آنها مورد نیاز ما باشد و نتایج تحقیقات خود را در اختیار ما قرار دهند.
وی با اشاره به بحث ترویج تفکر درسپژوهی و اقدامپژوهی افزود: از سال گذشته همه معلمان را با شعار هر معلم حداقل یک اقدامپژوهی آشنا کرده و کاری کردیم در همه مدارس حداقل معلمان یک موضوع اقدامپژوهی داشته باشند.
حدادی یادآور شد: با این برنامهها میخواهیم معلمان با کار پژوهش و تحقیق آشنایی پیدا کنند و نیز در روشهای تدریس آنها بحث پژوهشمحوری یکی از روشهای تدریس معلمان باشد.
معاون پژوهش، برنامهریزی و نیروی انسانی آموزش و پرورش شهر تهران خاطرنشان کرد: در این راستا برنامه تشویقی برای معلمان و نیز مدیران در نظر گرفتهایم تا مدیران اجازه دهند بحث درسپژوهی در مدرسهشان اجرا شود.
بالاخره روز موعود فرا رسید. نزدیک به یک ملیون آدم و حوای فرهنگی ، طبق دعوت نامه اینجا جمع شده بودیم تا عیارمان مشخص شود. دشت لوت از چند قرن پیش به خاطر حضور یک جای معلمان در اینجا، خشکش زده است. تا چشم کار می کرد معلم پشت معلم در این صحرا ایستاده و منتظر معجزه فانی هستند. انگار صحرای محشر بر پا شده بود و همه می خواستیم کارنامه احکام خود را بگیریم. در گرمای بالای 60 درجه بالاخره آقای وزیر از زیر تریبون بالا آمد و با خواندن آیه کل من علیها فان صحبت های خود را شروع کرد.
برادران و خواهران !
از اینکه قدم رنجه فرمودید و در این درندشت حضور به هم رساندید، ممنونم ! اما در جواب سوال خیلی ها که چرا این جا را به عنوان مکان اجرای طرح رتبه بندی انتخاب کردیم؛ باید بگویم که در ادامه سیاست سکوت خبری، فکر میکنم مکان دنج و مناسبی است.
راست هم می گفت فکر میکنم فقط جک و جونور های این صحرا از این طرح بی خبر بودند که باید مطلع می شدند. گرما امان مان را بریده بود و در هر دقیقه چند معلم بخار می شد و جناب وزیر هم از این مسئله بسیار استقبال می کرد. او همچنان با دهانی پر از کف و چشمانی پر از پف صحبت می کرد و می گفت: امروز بالاخره طرح رتبه بندی کلید خواهد خورد و همه شما با دیدن احکام خود شاد و شنگول خواهید شد.
در همین حین کلیدی از جیب در آورد و گوشش را حسابی خاراند. فانی کم کم وارد جزئیات می شد و انگار حالا معلم ها را می خواست کلاس بندی کند. او ادامه داد در این نظام طبقاتی، معلم ها به چهار کلاس تقسیم بندی می شوند و هر کس درجه انرژی متفاوتی دارد.به خودم که دقت کردم دیدم پوست من خیلی کلفت است که با این حقوق ها دوام آورده و تا حالا نپوسیده ام و مستحق درجه A هستم.آفتاب تابستان درست بالای سرمان بود و کله ما را مغز پخت می کرد ولی من مقاومت می کردم و بخار نمی شدم. رئیس همچنان خسته صحبت می کرد و رتبه بندی را تشریح می کرد. کلاس الف را برای بچه های وزارت خانه کنار گذاشتیم که تراکم کمی دارد و کیفیت خیلی خوبی دارد.
کلاس ب مخصوص اداره کلی ها هستش که تراکمی متوسط و کیفیتی خوب دارد. کلاس ج برای نیروهای ادارات نواحی مد نظر است که تراکم آن بالا و کیفیت آن قابل قبول می باشد. در آخر، کلاس د برای معلمان نازنین مدارس مشخص شده که تراکم آن خیلی شلوغ و کیفیت در حد نیاز به تلاش بیشتر است.
وقتی کلاس بندی ها این طور تعیین شد؛ ناگهان باد همه خالی شد و در کسری از ثانیه افسرده شدیم. در این لحظه فهمیدیم صحبت های وزیر مبنی بر چند هزار ساعت کار کارشناسی و وعده های لحظه به لحظه او در یک سال اخیر یعنی کشک! تنها او می توانست گروه اصلی فرهنگیان، یعنی معلمان را در رتبه آخر قرار دهد و ما را که چند ماه شکم هایمان را با صابون سیر می کردیم، در کف بگذارد و این طور در جهنم گرانی، سنگ روی یخ شویم.
منبع : خبرگزاری فرهنگیان
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش گفت: در تدوین برنامه ششم توسعه پیشنهاد داده ایم از پایه اول ابتدایی تا پایه نهم متوسطه تحصیل اجباری شود.
به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، محمد دیمه ور درباره اجباری شدن تحصیل اظهار کرد: اجباری شدن تحصیل در برنامه چهارم توسعه عنوان شده است و در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان نیز آمده است.

محمد فاضل مدیر کل دفتر وزارتی آموزش و پرورش در خصوص وضعیت گزنیش و ساماندهی معلمان شاغل در مدارس خارج از کشور گفت: معلمان متقاضی شرایط، شهریور ماه طی سال تحصیلی اقدام به ثبت نام میکنند و سپس آزمونی از آنان به عمل میآید و درصورت احراز امتیاز کافی، معلمان انتخاب میشوند و پس از طی سنجشهای در نظر گرفته شده توزیع آنان صورت میگیرد.
به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان:محمد فاضل مدیر کل دفتر وزارتی آموزش و پرورش در خصوص وضعیت گزنیش و ساماندهی معلمان شاغل در مدارس خارج از کشور گفت: معلمان متقاضی شرایط، شهریور ماه طی سال تحصیلی اقدام به ثبت نام میکنند و سپس آزمونی از آنان به عمل میآید و درصورت احراز امتیاز کافی، معلمان انتخاب میشوند و پس از طی سنجشهای در نظر گرفته شده توزیع آنان صورت میگیرد.
استاندار خوزستان گفت : باید درصدی از درآمدهای مهر، آبان و آذر دهیاری ها و شهرداری ها به عنوان هدیه به مدارس اختصاص پیدا کند و من این مسئله را با جدیت دنبال می کنم.

پانا:عبدالحسن مقتدایی با تاکید بر لزوم نوآوری در آموزش و پرورش و اشاره به اثرات مثبت کلاس ها و کارگاه های آموزشی ، اظهار داشت:باید همواره سعی شود که در شیوه اجرای امور ، محتوا و ارائه ی مطالب درسی خلاقیت وجود داشته باشد و همیشه بر داشته های سال قبل موارد جدیدی که به ارتقای سیستم آموزش و پرورش کمک می کند ، افزوده شود و ما نباید در موفقیت های خود درجا بزنیم .
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش گفت: درسهای سهگانه خلأ موجود در مقطع متوسطه هستند و این دروس باید خوب تالیف، اجرا و تفهیم شوند.

به گزارش خبرنگار سرویس آموزش و پرورش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه لرستان، دکتر محمود امانی طهرانی در جلسه پرسش و پاسخ دبیران فیزیک سراسر کشور، با بیان اینکه برای ایجاد تنوع در عناوین درسی بسترها متفاوت است، افزود: نوع دروس از حیث زمان ارائه متفاوت هستند به عنوان مثال درس زمین زیستگاه ما درسی است شامل زمینشناسی، محیط زیست، اقلیم و جغرافیا.
امانی طهرانی گفت: در نظام آموزشی محور اصلی دانشآموز است و معلم باید خود را با دانشآموز تطبیق دهد.
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: متاسفانه با توجه به روحیات خاصی که بر معلمان حاکم شده، حواسمان نیست چه مسئولیتی داریم و به موضوعات به صورت خاص نگاه میکنیم در حالی که معلم، دانشآموز و مسئولین آموزش و پرورش همه یک گروه هستند و باید تلاش کنند که کارها به خوبی انجام شود.
وی اضافه کرد: در برنامه جدید آموزش و پرورش، حجم کل آموزش از لحاظ ساعات افزایش خواهد یافت، این افزایش 11 ساعت خواهد بود تا جبران مافاتی برای کاهش ساعاتی که در سالهای گذشته باشد.
امانی طهرانی بیان کرد: ملاک اولیه و اصلی ما تاکید بر مفهومسازی بنیادی خواهد بود.
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش در بحث تعطیلی روزهای پنجشنبه اظهار کرد: این موضوع در شورای معاونین و شورای راهبردی وزارت مطرح شده است و در باب دوره دوم متوسطه اتفاق نظری وجود دارد که البته تصمیم نهایی تا ابلاغ جدول جدید گرفته میشود.
وی ادامه داد: توزیع جمعیتی دانشآموزان ما در مدارس کشور یکی از دغدغههای ماست و باید براساس استانداردها به ساماندهی دانشآموزان توجه ویژه شود.
امانی طهرانی بیان کرد: استاندارد توزیع جمعیتی دانشآموزان در کشورهای جهان به ازای هر 15 دانشآموز یک معلم است در حالی که میانگین کشوری در این راستا 11.6 است.
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش گفت: هر جا پراکندگی جمعیتی زیاد باشد کلاسهای کمجمعیت زیادی تشکیل میشود مثلا در لرستان به دلیل پراکندگی جمعیتی، ممکن است توزیع جمعیتی دانشآموزان 10.5 باشد در حالی که در شهرستان چابهار این رقم 60 است یعنی مدرسهها دوشیفت هستند.
وی افزود: اگر میتوانستیم استاندارد را به 15 دانشآموز برسانیم نه تنها وضعیت آموزش و پرورش بلکه وضعیت معیشتی معلمان نیز بهبود مییافت چراکه به جای داشتن یک میلیون و 40 هزار معلم یا 700 هزار معلم میتوانستیم کلاسها را اداره کنیم.
امانی طهرانی یادآور شد: سال گذشته 25 هزار نفر از معلمان بازنشسته شدند و هیچگونه نیروی جایگزین برای آنها در نظر نگرفتیم. همچنین امسال 5000 نفری که در آموزش و پرورش جذب خواهند شد باید یک سال در دانشگاه فرهنگیان دورههای لازم را بگذرانند و بعد استخدام شوند.
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: توزیع معلمان بسیار نامطلوب است چراکه در یک جا مازاد نیرو و در جایی دیگر کمبود نیرو داریم.
وی با اشاره به اینکه کمبود تجهیزات آزمایشگاهی و نبود متصدی آزمایشگاه از دغدغههای ماست، افزود: عنوان درسی مجزا برای آزمایشگاه در نظر گرفته نشده اما عنوان امتحانی مجزا در نظر گرفته شده است.
امانی طهرانی اظهار کرد: باید درس با آزمایشگاه تلفیق شود اما متاسفانه به دلیل اینکه معلمان ما گرایش به تئوریک دارند آزمایشگاهها حذف شدهاند و بهانه آنها برای حذف این مهم، ساعت است در حالی که اگر با مدل آزمایش کلاس پیش بروند نه تنها درس زودتر تمام میشود بلکه یادگیری بسیار عمیقتر خواهد شد.
رئیس دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: معلمان از آزمایشگاه وحشت دارند و هر کاری کنیم کار خود را انجام میدهند در حالی که اگر یک معلم طراحی آموزشی قوی و سازماندهی بهتری در کلاس داشته باشد، دانشآموز را به بهترین حالت یادگیری میرساند.
رئیس آموزشوپرورش عشایر خوزستان گفت: 120 مدرسه عشایری استان فاقد برق هستند و دانشآموزان عشایری به دلیل محرومیت و فقر توان خرید کتب درسی و وسایل آموزشی و حتی پوشاک را ندارند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه خوزستان، حمید قنبری در شورای آموزشوپرورش استان که در سالن امام رضا(ع) شهرک نفت اهواز برگزار شد، با اشاره به تحصیل 14 هزار دانشآموز عشایری در استان، اظهار کرد: عشایر خوزستان با ترکیبی از اقوام مختلف عرب، لر، بختیاری، کرد و دیگر قومیتها، رنگینکمانی از اقوام را تشکیل دادهاند. امیدواریم با توجه ویژه، چالشها و مشکلات آنها رفع شود.
رییس آموزشوپرورش عشایر خوزستان گفت: از سال 68 که آموزشوپرورش عشایر مستقل شد تاکنون در هنگام توزیع اعتبارات میان مناطق شهری و عشایری و در تخصیص سهم و سرانه دانشآموزان عشایری کملطفی شده است. به همین جهت هماکنون شاهد هستیم که 75 درصد مدارس عشایر غیراستاندارد هستند.
قنبری با بیان اینکه سهم مدارس عشایری در توزیع اعتبارات شهرستانها باید در نظر گرفته شود، تصریح کرد: بهطور مثال در شهرستان اندیکا 40 درصد دانشآموزان در آموزشوپرورش عشایر تحصیل میکنند و 60 درصد کلاسهای درسی در مدارس عشایر برپا میشود اما اعتبارات تخصیصیافته به مدارس شهری 100 درصد و اعتبارات آموزشوپرورش عشایر صفر است.
وی خاطرنشان کرد: توجه به مراکز آموزشی شبانهروزی عشایر یک اولویت است اما این مدارس از یک فرصت به تهدید تبدیل شدهاند و دلیل آن بدهی 300 میلیون تومانی آن مدارس به اصناف مختلف بازار است که تبعات منفی بسیاری از جمله سوءتغذیه دانشآموزان عشایری، ترک تحصیل و خدشهدار شدن منزلت معلمان و مدیران این مدارس را درپی داشته است.
رییس آموزشوپرورش عشایر خوزستان با اشاره به اینکه مهمترین جامعه هدف، سوادآموزی کودکان مناطق عشایری هستند، گفت: این درحالی است که نزدیک به 100 کودک 6 تا 11 ساله در منطقه مرزی با استان لرستان به علت نبود مدرسه از تحصیل بازماندهاند.
وی ادامه داد: با وجود ایجاد تحول در وضعیت سلامت کشور اما در مناطق عشایری وضعیت سلامت بسیار اسفبار است و علاوه بر مشکل سوءتغذیه در دانشآموزان عشایری، 60 درصد مدارس این مناطق فاقد سرویسهای بهداشتی هستند.
رییس آموزشوپرورش عشایر خوزستان با تأکید بر لزوم رعایت عدالت آموزشی، خاطرنشان کرد: در استان فارس که تعداد دانشآموزان عشایری آن بسیار کمتر از خوزستان است، 7 مرکز آموزشی شبانهروزی عشایری وجود دارد در حالی که آموزشوپرورش عشایر خوزستان فاقد مرکز شبانهروزی است.
قنبری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: نه در زمان طاغوت و نه پس از انقلاب تاکنون هیچ مسئول بلندپایهای زنگ آغاز سال تحصیلی را در مدارس عشایری ننواخته است؛ همچنین با توجه به اینکه دورههای پیشدبستانی به بخش خصوصی واگذار شده است امکان پرداخت شهریه دورهها توسط دانش آموزان عشایری وجود ندارد و تقاضا می شود که دورههای پیشدبستانی در مناطق عشایری بهصورت رایگان برگزار شود.
مجری طرح ملی احیای دریاچه ارومیه با بیان اینکه " قسم می خورم هر مدیری که در راه احیای دریاچه ارومیه از این به بعد بایستد به مردم معرفی خواهم کرد" اظهار کرد: ما داریم زمان را از دست می دهیم، اگر وضعیت فعلی دریاچه حفظ نشود، دیگر دریاچه ارومیه قابلیت احیا نخواهد داشت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) -منطقه آذربایجانشرقی، عیسی کلانتری در جلسه هم اندیشی برای احیای دریاچه ارومیه که با حضور شماری از فرهنگیان و مدیران آموزش و پرورش استان برگزار شد، گفت: دریاچه ارومیه در نتیجه نادیده گرفتن اصول توسعه پایدار خشک شد.
وی افزود: عبارت توسعه پایدار برای اولین بار در زمان دولت اصلاحات به کار رفت ولی عده ای در آن زمان می گفتند که این عبارت، عبارتی غربی و وارداتی است و باید از برنامه های توسعه ای کشور حذف شود!.
وی با اعلام موضع خود در برابر اظهارات دکتر کردوانی تصریح کرد: آقای کردوانی گفته بود که دریاچه ارومیه دیگر خشک شده و باید آن را رها کرد؛ این حرف زمانی درست بود که دریاچه را خود طبیعت خشک می کرد، ولی دریاچه ارومیه را ما انسان ها خشک کرده ایم. ما همه دست به دست هم دادیم و دریاچه ارومیه را خشک کردیم. صدها دریاچه همانند ارومیه را در زیرزمین خشک کرده ایم!.
کلانتری از دو امر داشتن توجیه اقتصادی در فعالیت ها و رعایت اصول زیست محیطی به عنوان دو اصل مهم یاد و اظهار کرد: هیچکس حق ندارد تحت هیچ شرایط و دلیلی به حقوق نسل آینده بشر تجاوز کند. این اصول در مورد دریاچه ارومیه به طور شفاف و واضح نادیده گرفته شد.
وی تصریح کرد: سقف بهره برداری از آبهای تجدیدپذیر نهایتاً 40 درصد است و ما جزو معدود کشورهایی هستیم که بیش از این مقدار از آبهای تجدیدپذیر استفاده می کنیم. در حوزه دریاچه ارومیه 70 درصد و در کشور 86 درصد آبهای تجدیدپذیر استفاده می شود. ما انتظار پایداری از این توسعه را داریم؟ ما با این وضع انتظار تداوم و ماندگاری خودمان را داریم؟ ما داریم با دست خودمان، خودمان را نابود می کنیم. ما در 50 سال پیش 25 درصد منابع آب تجدید پذیر را نمی توانستیم استفاده کنیم، 50 سال پیش مسئله ای به نام تخریب محیط زیست نداشتیم. امروز با تکنولوژی که قرار بود در خدمت انسان باشد، خودکشی می کنیم. ما داریم با چاقوی جراحی خودمان را می کشیم.
وی ادامه داد: ما با تکنولوژی ریشه تداوم سرزمین هفت هزار ساله را خشک می کنیم. به بهانه افزایش تولید، ب عدم وابستگی، حفظ امنیت ملی، تامین امنیت غذایی و به بهانه اینکه مثلا گردن مان پیش دیگران خم نکنیم و اقتدار ملی داشته باشیم.
دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه تصریح کرد: این نتیجه ظاهری بحران در حوزه ایست که 70 درصد منابع آب تجدید پذیرش را مصرف میکند. در خراسان رضوی بالای 150 درصد آبهای تجدید پذیر، در اصفهان و کرمان بالای 120 درصد و در فارس بالای 100 درصد استفاده می شود. چند وقت پیش در دانشگاه مشهد گفتم که با درخت های مشهد عکس یادگاری بگیرید و به آیندگان بگویید زمانی در مشهد هم درخت بود! ما داریم سرزمین خودمان را با دست خودمان نابود می کنیم.
کلانتری با تقدیر از عملکرد دولت تدبیر و امید در توجه به معضل زیست محیطی دریاچه ارومیه ابراز کرد: دریاچه ارومیه جایی است که نمکش روی زمین است و حیات مردم را تهدید می کند و رئیس جمهور هم آگاهانه اعلام کرده است که هر چقدر لازم باشد توسط دولت به امر احیای دریاچه تخصیص داده خواهد شد.
وی تاکید کرد: اگر دریاچه ارومیه را احیا نکنیم، باید بعداً دهها برابر هزینه احیا، خسارت خشک شدن آن را بپردازیم. وقتی احیای دریاچه ارومیه به عنوان اولین مصوبه دولت مطرح می شود، یعنی این را درک کرده ایم که اگر برای احیای دریاچه 7 میلیارد دلار هزینه نکنیم، باید برای جبران تبعات آن صدها میلیارد دلار هزینه کنیم.
مهاجرت اجباری چهار میلیون نفر در اثر خشک شدن دریاچه ارومیه
وی به تبیین تبعات منفی خشک شدن دریاچه ارومیه پرداخت و افزود: در هشت سال جنگ تحمیلی، کلاً 1.1 میلیون نفر در کشور جابجا شدند ولی متاسفانه در همان هنگام شاهد وقوع برخی ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی در بین این مردم بودیم. با خشک شدن دریاچه ارومیه دست کم چهار میلیون نفر مجبور به مهاجرت خواهند بود. کجا و با چه امکاناتی بروند؟
بین ستاد احیای دریاچه ارومیه و برخی مسئولان دولتی فاصله افتاده است
وی با بیان اینکه آقای روحانی به عنوان یک برنامهریز استراتژیست آگاهانه از احیای دریاچه ارومیه حمایت می کند گفت: در سه ماه آخر سال 93، حدود 450 میلیارد تومان بودجه تخصیص داده شد. امسال هم 1950 میلیارد تومان برای احیای دریاچه ارومیه تخصیص داده شده است. ما چکار کردیم؟ هنوز برخی از مدیران دولتی ما توجیه نشده اند که باید احیای دریاچه ارومیه درصدر برنامه هایشان قرار داشته باشد.
ی با بیان اینکه بین ستاد احیای دریاچه ارومیه و برخی مسئولان دولتی فاصله افتاده است گفت: سازمانی که در حوزه بحرانی دریاچه ارومیه قرار دارد، اما به وضع دریاچه و برنامه های ستاد احیا بی توجه است و دارد کارهای عادی خود را پیگیری می کند چه جوابی برای مردم خواهد داشت؟.
کلانتری ادامه سخنان خود را خطاب به مدیر کل محیط زیست استان اینگونه ادامه داد: چرا محیط زیست ما مدعی حقابه دریاچه نیست؟ اقای قاسمی باید از استاندار و مدیران حقابه دریاچه را مطالبه کند. چرا کسی اهمیت نمی دهد؟ صبح امروز در جلسه شوراها از بین 500 عضو شوراهای استان فقط 15 نفر در جلسه حضور داشتند؟ مگر شوراها رابط مردم و دولت نیستند؟ به خودشان زحمت نمی دهند که بیایند و برنامه های ستاد احیا را گوش کنند. انتظار داریم کسی از تهران بیاید و دریاچه را احیا کند؟.
آذربایجان شرقی بازنده اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه است
وی گفت: آذربایجان شرقی بازنده اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه است و بیشترین آسیب ها و تخریب های خشک شدن دریاچه ارومیه متوجه این استان خواهد بود و تبریز را تبدیل به شهری متروکه خواهد کرد.
کلانتری ادامه داد: دولت هیچ محدودیتی برای طرح های نجات بخش دریاچه ارومیه قائل نشده است. اگر مردم وارد کار نشوند، کار بسیار مشکل خواهد شد. با همت و غیرت می توان دریاچه را احیا کرد. این همت و غیرت در دولت هست، دولت هیچ محدودیتی برای طرح های نجات بخش دریاچه ارومیه قائل نشده و با هیچ درخواست ستاد احیا تا کنون مخالفت نکرده است.
وی اظهار کرد: علی رغم اینکه هیات دولت موضوعات بسیاری را در دستور کار دارد، با درخواست های ستاد احیا موافقت کرده و حداکثر طی یک هفته مساله در هیات دولت مطرح و تصویب شده است. گله من از مسئولان اجرایی استانهاست؛ احیای دریاچه ارومیه در برنامه مسئولین استانی جایگاهی ندارد، فکر می کنند ستاد احیا منبعی برای تامین کسری بودجه دیگر بخش های آن هاست. شهروندان باید توسط سازمان های مردم نهاد توجیه شوند. مردم باید حقوق خود را مطالبه کنند. دولت وظیفه دارد برنامه های مصوب ستاد احیای را اجرا کند و این مهم را نیز انجام می دهد.
وی اضافه کرد: مردم باید حقوق شهروندی خود را مطالبه کنند و اگر مردم به حقوق خود آگاه باشند، کسی نمی تواند آن ها را به دلیل حمایت از محیط زیست و درخواست احیای دریاچه ارومیه بازداشت کند.
وی تصریح کرد: این دولت از اول پرچم احیای دریاچه ارومیه را در دست گرفته؛ جامعه ای که به حقوق شهروندی سیاسی، اقتصادی خود آگاه نباشند، جامعه ای مرده است. دولت در زمینه احیای دریاچه ارومیه جلوتر ازماست. من 99 درصد اعتقاد قلبی دارم که پس از همه این تلاش ها دریاچه ارومیه می تواند احیا شود؛ چه از نظر اکولوژیکی، چه از نظر زمین شناسی. اما به شرطی که همه افراد مسئول و مردم پای کار بیایند.
وی گفت: ما باید سهم دریاچه ارومیه را برگردانیم. سالانه 2 میلیارد متر مکعب از سهم دریاچه ارومیه در کشاورزی و جاهای دیگر مصرف شده و همین عامل خشک شدن آن است. آن هایی که به دولت احمدی نژاد متصل هستند نمی خواهند دریاچه ارومیه احیا شود .
کلانتری گفت: چرا دریاچه ارومیه خشک شد؟ چرا برنامه های احیا به سرعت اجرا نمی شود؟ چرا گرد و غبارهای نمکی بلند شده؟ چرا بایدفشار خون مردم تبریز 0.1 درصد افزایش پیدا کند؟ چرا بیماری های جدید شیوع پیدا کرده است؟ چرا زنبورهای عسل بی خاصیت شده اند؟ اگر زنبور عسل بی خاصیت شود، بعد از 8 سال کشاورزی هم بی خاصیت می شود. مگر از دولت برای احیای دریاچه ارومیه چه می خواهیم؟ پول هست، اختیارات کامل هست، همین وزارت نیرو که باید در شهریور 100 میلیون متر مکعب از سد بوکان را به دریاچه ارومیه سرازیر می کرد، هنوز دارد مقاومت می کند؛ چرا؟ جالب هست که حجم آب پشت سد هم اکنون 360 میلیون متر مکعب آب است و سال گذشته این مقدار 80 میلیون متر مکعب بوده و با همان مقدار امورات منطقه حل شده، اما با این حال هنوز هم مسئولان وزارت نیرو از رهاسازی آب پشت سد به دریاچه جلوگیری می کنند.
وی تصریح کرد: چطور ممکن است مدیری در برابر مصوبات ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه مقاومت و سرپیچی کند؟ چرا سهم دریاچه را نمی دهند؟ چرا کارشکنی می کنند؟ در برنامه مدیران منطقه احیای دریاچه ارومیه جایگاهی ندارد.
وی خطاب به مسئولان گفت: چرا با دزدان آب برخورد نمی کنید؟ چرا با کسانی که به صورت غیرمجاز از آجیچای آب برداشت می کنند برخورد نمی شود؟ چرا دادگستری استان سکوت کرده و با این تخلفات برخورد نمی کند؟من آذربایجان را و ایران را بیشتر از خودم دوست دارم؛ من حق ندارم خیانت کنم؛ من حق ندارم اهمال کاری کنم. چه شود گفته شود فلانی گذران زندگی اش با آب غیر مجاز است و نباید با او برخورد کنیم؟ تخلف، تخلف است چه فرقی دارد؟.
وی در بخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه " قسم می خورم هر مدیری که در راه احیای دریاچه ارومیه از این به بعد بایستد به مردم معرفی خواهم کرد" اظهار کرد: ما داریم زمان را از دست می دهیم. اگر وضعیت فعلی دریاچه حفظ نشود، دیگر دریاچه ارومیه قابلیت احیا نخواهد داشت.
«با توجه به جایگاه آموزش و پرورش و معلمان در آینده کشور، هرگونه هزینه در این بخش، در واقع سرمایهگذاری است.» این جملهای کلیدی از آخرین دیدار معلمان با مقام معظم رهبری، در اردیبهشت سال 94 است که اگر مراجعهای به وزارتخانه آموزش و پرورش داشته باشید، جلوی چشمتان مینشیند.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، علی اصغر فانی به مناسبت هفته دولت درخصوص دستاوردهای آموزش و پرورش دولت یازدهم به گفتوگو با پایگاه اطلاع رسانی دولت (پاد)پرداخته که مشروح آن در زیر میآید.
1.5 سال پیش سه هفته قبل از رای اعتماد در همین اتاق خدمت شما بودیم؛ آن زمان برنامه های زیادی اعلام کردید که قرار است انجام شود. شرایط آموزش و پرورش را مطرح کردید و .. در این مدت شما یک استیضاح را هم از سر گذراندید. شما یکی از فرهنگیان با سابقه هستید. الان هم یک 1.5 سال برای این وزارت خانه زحمت کشیدید؛ چه میزان از آن برنامههایی که برایش به آموزش و پرورش آمدید و آن سیاست هایی که داشتید اجرا شد؟ چه مقدار وسط راه اجراست و فکر میکنید چه میزانش ممکن است تا پایان سال چهارم دولت اجرایی نشود؟
ما همان اول، راهبرد کیفیت بخشی به آموزش و پرورش را اعلام کردیم. در سند تحول نظام آموزشی هم راهبرد اصلی همین کیفیت بخشی است. ذیل این راهبرد، برای مدیریت آموزش و پرورش پنج سیاست اعلام کردیم و هنوز پایبند به آن پنج سیاست هستیم. اقدامات خوبی انجام شد، اما هنوز آن سیاست ها به نتیجه نهایی و یا به انتها نرسیده است. یکی از این سیاستها، سیاست ساماندهی نیروی انسانی است. روزی که وزارت خانه را تحویل گرفتیم حدود یک میلیون و 50 هزار نفر همکار فرهنگی داشتیم. ما بزرگترین دستگاه کشور به لحاظ همکاران فرهنگی و پرمخاطب ترین دستگاه کشور هستیم. 105 هزار مدرسه در سراسر کشور داریم. در روستاهایی حضور داریم که هیچ دستگاه دولتی دیگری وجود ندارد. پرچم جمهوری اسلامی بالای سر مدرسه ما هست و از دستگاه های دیگر در خیلی از جاها خبری نیست.
13 میلیون دانش آموز در مدارس، یک میلیون همکار فرهنگی، 26 میلیون اولیای دانش آموزان که مجموع اینها 40 میلیون نفر می شود؛ در واقع مخاطب مستقیم ما 40 میلیون نفر جمعیت کشور هستند. حالا اگر برادر، خواهر، عمه، خاله و دایی این بچه ها را هم حساب کنید همه جامعه می شود. هیچ وزارت خانه ای مخاطبی به این گستردگی ندارد. بنابراین این وزارت خانه با این حجم، این وسعت و حضور بیش از یک میلیون نفر همکار فرهنگی، نیاز به ساماندهی و بهسازی منابع انسانی دارد.
در آموزش و پرورش فضای آموزشی، تجهیزات، بودجه، مقررات آموزشی و .. همه موثرند، اما آنچه بیشتر از همه اینها تعیین کننده است معلم است. معلم ستون فقرات آموزش و پرورش است. ما به دنبال یک سیاست، بحث ساماندهی و بهسازی نیروی انسانی آموزش و پرورش را مبنا قرار دادیم و اقدامات خوبی هم انجام دادیم. در سال 93، 25 هزار همکار فرهنگی ما بازنشست شدند. امسال نیز 38 هزار نفر به سن بازنشستگی می رسند و از سیستم خارج می شوند. این در حالی است که نه در سال گذشته و نه امسال حتی یک نفر به نیروی انسانی ما اضافه نشده است. دانشجو - معلم هایی که در دانشگاه فرهنگیان از 3-4 سال پیش کار تحصیلشان را شروع کرده اند، هنوز دانشجو هستند و حتی مهر امسال هم وارد آموزش و پرورش نخواهند شد. با ساماندهی بقیه نیروی انسانی توانستیم مدارس را در مهر 93 بازگشایی کنیم.
با برنامه ریزی هایی که هشت ماه پیش یعنی از بهمن سال گذشته شروع کردیم، آمادگی کامل برای بازگشایی مدارس در سال 94 نیز داریم. این کار در حالی صورت می گیرد که تعداد دانش آموزان ما اضافه شده است. همین تعداد دانش آموزی که اضافه شده است 15 هزار نفر نیروی انسانی جدید می خواهد؛ ولی ما با استفاده بهینه از منابع و با افزایش بهره وری منابع انسانی تلاش کردیم و الحمدالله این تلاش جواب داد. این مسئله نیز از مصادیق تدبیر است که شعار دولت یازدهم است. در کنار ساماندهی نیروی انسانی، بحث بهسازی منابع انسانی در دستور کار قرار گرفت. اعتقاد داریم که نیروی انسانی هم به لحاظ کمّی باید ساماندهی شود و هم به لحاظ کیفی باید ارتقا پیدا کند، اطلاعاتش به روز شود و توان پاسخگویی اش به نیاز دانش آموز افزایش پیدا کند.
بنابراین اولین برنامه ما که ساماندهی نیروی انسانی بود، هم شروع شده، هم نتیجه داده و هم ادامه دارد.
یکی از سیاست های دیگر ما در مدیریت آموزش و پرورش، توسعه مشارکت است. آن چیزی که در جلسه رای اعتماد آبان ماه سال 92 اعلام کردیم این بود که آموزش و پرورش به تنهایی قادر به اداره این تعداد دانش آموز در این گستره جغرافیایی نیست. آموزش و پرورش باید از توان و پتانسیل سایر دستگاه ها و مردم و نهادهای مردم نهاد استفاده کند. در همین راستا اقدامات بسیار خوبی انجام می شود. ما با بیش از 20 دستگاه دولتی و غیردولتی موافقت نامه همکاری و تفاهم نامه امضا کردیم. تفاهم نامه ها برکات بسیار خوبی برای کشور و آموزش و پرورش داشتند. یکی از تفاهم نامه های ما با مناطق آزاد بود؛ 1.7 درصد دانش آموزان ما در مناطق آزاد درس می خوانند و تجهیز مدارس مناطق آزاد نیاز به اعتباراتی دارد که ما در اعتباراتمان این توان بالا را نداریم. مناطق آزاد آمدند و برای ما مدارس را تجهیز کردند، تعمیراتش را انجام دادند و مناطق آزاد در خیلی از کارها به لحاظ مالی به ما کمک کردند. مدارس آبادان و خرمشهر 4 هزار کلاس درس دارد. دو سه ماه گذشته که به منطقه اروند در خوزستان رفته بودم، مناطق آزاد آنجا قبول کردند که این 4 هزار کلاس درس را کولر گازی بگذارند در حالی که ما خودمان قادر به این کار نبودیم.
در تامین زمین برای مسکن فرهنگیان در مناطق، استان ها و شهرستان هایی که زمین در اختیار این وزارت خانه است، تفاهم نامه ای با وزارت راه و شهرسازی امضا کردیم و الحمدلله در بعضی از استان ها و مناطق این زمین ها گرفته شد و دارد روی آنها کار می شود. تفاهم نامه های دیگر ما با وزارت ورزش و جوانان، وزارت صنعت معدن و تجارت و با معاونت علمی رییس جمهور بود.
با معاونت علمی چه تفاهمی داشتید؟
برای مثال 64 آزمایشگاه نانو توسط معاونت علمی رییس جمهور در پژوهش سراهای دانش آموزی ما نصب شده است. هر کدام از این آزمایشگاه ها 400 میلیون تومان هزینه اش می شود و ما واقعا در آموزش و پرورش قادر به تامین آن نیستیم. با سازمان محیط زیست نیز تفاهم نامه امضا کردیم و از امکانات خودمان و محیط زیست برای آموزش بچه ها در مباحث زیست محیطی استفاده کردیم. این یک بخشی از مشارکت بود؛ بخش دیگری از مشارکت توسعه مدارس غیر دولتی است. روزی که ما آمدیم، دانش آموزانی که در مدارس غیر دولتی درس می خواندند 8.5 درصد کل دانش آموزان ما را تشکیل می دادند، الان حدودا 11.2 درصد هستند. در همین مدت کوتاه توانستیم این درصد را افزایش دهیم. اعتقاد داریم که استفاده از توان بخش غیردولتی در ارائه خدمات آموزشی می تواند موثر باشد. یکی از سیاست هایی که در بحث توسعه مشارکت دنبال کردیم، خرید صندلی های خالی مدارس غیر دولتی بود. برای مثال موسس یک مدرسه ایجاد کرده است و خدمات ارائه می دهد، اما الان ظرفیتش خالی است. ما این ظرفیت خالی را با قیمت بسیار نازلی در همان سال 93 خریداری کردیم و با پرداخت دولت بیش از 40 هزار دانش آموز در مدارس غیر دولتی درس خواندند. این سیاست توسعه مشارکت همچنان ادامه دارد.
آخرین تفاهم نامه ای که ما امضا کردیم، با سازمان زندان ها بود. ما قبول کردیم که برای آموزش به زندانیان بی سواد و ادامه تحصیل زندانیان قبل از دیپلم کمک کنیم تا بتوانند ارتقا پیدا کنند. قبول کردیم که به فرزندان زندانیان که پدر و مادرشان در حبس هستند، خدمات مشاوره ای و خدماتی از این دست ارائه دهیم. توسعه مشارکت همچنان ادامه داد و ما از این موضوع خیلی بهره بردیم. مشارکت با حوزه علمیه و مدرسه عالی شهید مطهری و سازمان تبلیغات اسلامی برای توسعه مدارس معارف اسلامی اقدامات خوبی بود که انجام دادیم.
در قانون اساسی آمده است تحصیل در آموزش و پرورش باید از اول تا آخر رایگان باشد؛ در بحث مشارکت، انتقادی که به ماهیت آموزش و پرورش وارد است و زیاد می بینیم که مردم آن را مطرح می کنند، همین مسئله است. شما بحث مشارکت را مطرح کردید و این که الان حدود سه درصد مدرسه غیر دولتی افزایش داشته است. این با ماهیتی که مبنی بر رایگان بودن تحصیل برای همه وجود دارد ، مغایرت دارد. به این تناقض چطور می شود پاسخ داد؟ چهارسال دیگر می گویند دولت یازدهم پولی بودن و غیر دولتی بودن تحصیلی را که رایگان بود سه درصد افزایش داد و این جز عملکرد دولت می شود.
اینجا یک خلط موضوع شده است. مدارس دولتی ما وجود دارد و دانش آموز مخیر است که در مدرسه دولتی درس بخواند و یا غیردولتی. زمانی است که شما تمام مدارس دولتی را کلا جمع می کنید و می گویید که همه بروند در مدارس غیردولتی ثبت نام کنند و شهریه بدهند؛ در این صورت این فرمایش شما درست است. در حالی که در همه مناطقمان مدارس دولتی و غیردولتی وجود دارد و مردم انتخاب می کنند. بنابراین هیچ مغایرتی با اصل 30 قانون اساسی ندارد. وقتی می گوییم تحصیل رایگان است؛ این به این معنا نیست که از صفر تا صد خدمات آموزشی باید توسط دولت انجام شود. دولت می تواند خرید خدمات آموزشی کند. کاری که ما سال قبل کردیم و امسال هم در بودجه سال 94 پیش بینی شده است و مجلس محترم هم تصویب کرده است. اگر تراکم کلاس در یک مدرسه شهری بالاست و برای مثال یک کلاسی 40 نفر دانش آموز دارد، می توانیم ده نفر از این 40 نفر را از این کلاس پرتراکم کم کنیم و به مدرسه غیردولتیای بفرستیم که دو خیابان آن طرف تر هست و پولش را دولت بپردازد. این نکته خیلی ظریف است. در برخی از روزنامه ها و سایت ها نوشته شده است آموزش و پرورش افرادی را به مدارس غیر انتفاعی فرستاده و آنها را وادار به پرداخت شهریه کرده است. در حالی که اینطور نیست و کل هزینه اش را ما خودمان پرداخت کردیم. سالی که گذشت حدود 180 هزار نفر از این طریق سر کلاس رفتند و اولیایشان ریالی هم پرداخت نکردند. بنابراین سیاست خرید خدمات آموزشی توسط دولت یک سیاست پذیرفته شده در دنیاست. این چیزی نیست که ما از خودمان درآورده باشیم. هیچ مغایرتی هم با تحصیلات رایگان و اصل 30 قانون اساسی ندارد.
اعلام می شود آموزش و پرورش نیروی مازاد دارد. از طرف دیگر آزمون استخدامی هست و از سویی اعلام می کنید که امسال 38 هزار نفر بازنشسته می شوند. در ماجرای نیروی انسانی یک تناقض وجود دارد. ماجرای نیروی مازاد، آزمون استخدامی و بازنشسته ها را توضیح می دهید؟
به نکته مهمی اشاره کردید؛ نیروی انسانی ما خوب توزیع نشده است. در برخی از مناطق با تورم نیروی انسانی مواجه هستیم. در این تورم سه عامل برای ما مهم است؛ یکی جنسیت. من که نمی توانم یک خانم معلم را بفرستم در یک دبیرستان پسرانه درس بدهد. پس جنسیت مهم است. یکی رشته؛ نمی توانیم معلم ادبیات فارسی را بفرستیم به بچه ها ریاضی درس دهد. یکی دیگر هم موقعیت جغرافیایی است؛ نمی توانم معلمی را که در تهران اضافی است به بشاگرد هرمزگان بفرستم و بگویم برو آنجا درس بده. این سه عامل نیروی انسانی باعث شده است که ما در بعضی از جاها با تراکم نیرو و در برخی از جاها با کمبود نیروی انسانی مواجه شویم. علتش این است که در سال های قبل افرادی را از یک جایی برای یک جای دیگر استخدام کرده اند. خاطرم می آید سال 64 که من معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش بودم یک سفر به گاوبندی در استان هرمزگان رفته بودم؛ شب مهمان یک تعدادی از معلم هایی که آنجا درس می دادند و در یک خانه با هم زندگی می کردند بودم. آنها معلمین گیلانی بودند. از استان گیلان برای هرمزگان استخدام شده اند. کسی که از گیلان به هرمزگان استخدام شده است بالاخره یا با ضابطه، یا با رابطه و یا هر برنامه دیگری خودش را به گیلان منتقل می کند. نتیجه این که حالا هرمزگان همچنان کسری نیرو و گیلان نوعی تورم دارد. در شهر تهران ما در متوسطه دو هزار و 300 نفر نیروی خانم اضافه داریم. در حالی که هر کدام از این خانم ها اگر امکان بود که بروند در یک منطقه محروم؛ آن منطقه از محرومیت خارج می شد؛ اما نمی توانند بروند. روز جمعه لار بودم؛ با روسای آموزش و پرورش شش منطقه جنوب استان فارس جلسه داشتیم. یک رییس منطقه می گفت اگر ما یک دبیر فیزیک داشته باشیم مشکلمان حل است. یعنی یک شهرستان و یک منطقه آموزشی یک دبیر فیزیک خانم داشته باشد مشکل دبیرستان هایش حل می شود و ندارد. نیروی انسانی ما خوب توزیع نشده است. چینش نیروی انسانی حساب شده نبوده است. نیروی انسانی بومی استخدام نشده و عوارض اینها امروز به ما رسیده است.
یکی از مشکلاتی که ما همیشه در تابستان با آن مواجه هستیم نقل و انتقال است. همین حالا می توانم نامه هایی که دیروز به من دادند نشان دهم که چه تعداد آن مربوط به نقل و انتقال است. نقل و انتقال نیروهایی که بومیِ جای دیگری هستند و در جای دیگر مشغول به کارند. ما صراحتا اعلام کردیم که کشور را به بوم هایی تقسیم می کنیم و از این به بعد برای دانشگاه فرهنگیان و استخدام های آموزش و پرورش از هر بوم برای همان بوم می گیریم. جوانی که می خواهد جذب دانشگاه فرهنگیان شود اگر اهل بوم هست برای همین بوم پذیرش می شود. ما این سیاست را از سال قبل شروع کردیم. پارسال پذیرشمان بر همین مبنا بوده است و امسال هم که دارند رشته انتخاب می کنند و می خواهند برای سال تحصیلی جدید وارد دانشگاه فرهنگیان شوند، بر همین مبناست.
مجوز 50 هزار نفر استخدام که اخیرا اعلام کردیم و 27 شهریور ماه آزمونش برگزار می شود هم همینطور است. ما قصد داریم بحث نیروی انسانی مان را مبنایی حل کنیم. در خیلی از جاها سهمیه استخدامی نداریم. چون با تورم مواجه بودیم. یعنی با این استخدام هایی که به این شکل انجام می دهیم و با پذیرش دانشگاه فرهنگیان، به جاهایی سهمیه می دهیم که مشکل کمبود نیروی انسانی داشته باشند. سهمیه به جاهایی که با تورم نیروی انسانی مواجه هستند، نمی دهیم. اجازه می دهیم که ظرف 4 الی 5 سال آینده نیروهای مازاد این مناطق که بازنشسته می شوند به یک تعادلی از لحاظ نیروی انسانی برسند.
یکی از برنامه های شما این بود که برای اقتصاد آموزش و پرورش یک معاونت اقتصادی درست کنید. باور عموم این است که آموزش و پرورش بودجهخوار است و هر چقدر بودجه به آن بدهند راهی برای خرج کردنش دارد. در سال گذشته هم عدد بزرگی را علاوه بر بودجه مصوب گرفته بود. امسال هم همین اتفاق می افتد. سیاستی که برای اقتصاد آموزش و پرورش داشتید به نتیجه رسید؟
ما همچنان موضوع را منتفی ندانستیم؛ اما ضوابط دولت و کشور طوری است که هر وزارت خانه ای یک تعداد معاون بیشتر نمی تواند داشته باشد. اگر بخواهیم یک معاونت جدید ایجاد کنیم باید مجوزهای لازم را بگیریم و مراحلی دارد که دنبالش هستیم. به موازات معاونت اقتصادی که دنبالش بودیم، یک مشاور اقتصادی به کار گرفتیم. اتفاقا این طرح های افزایش بهره وری در آموزش و پرورش حاصل این حرکت است. چند ماه پیش که یک جشنواره بهره وری در کشور برگزار شد؛ وزارت آموزش و پرورش تنها وزارت خانه ای بود که تندیس و لوح وزارت خانه برتر در افزایش بهره وری را گرفت. راه بهرهور شدن یا حداقل یکی از راه های بهرهور شدن وزارت خانه ای که حدود 99 درصد بودجه اش را حقوق پرداخت می کند؛ ساماندهی نیروی انسانی است که من در سیاست ها اعلام کردم. ساماندهی نیروی انسانی، نه یک ضرورت که یک امر واجب در آموزش و پرورش است که الحمدلله در آن توفیقاتی داشتیم. در تامین منابع در آموزش و پرورش علاوه بر منابع دولتی اقدامات خوبی انجام دادیم. روزی که دولت را تحویل گرفتیم در آموزش و پرورش، سهم آموزش و پرورش از بودجه دولت 9.1 درصد بود. ظرف همین دوسال ما سهم آموزش و پرورش از بودجه دولت را از این میزان به 11.2 درصد افزایش دادیم. یعنی سهم آموزش و پرورش از بودجه دولت را 2.1 درصد افزایش دادیم. این درصد برای دو سال نسبت خیلی خوبی است.
دو تا پیام دارد یکی این که ما به عنوان آموزش و پرورش پیگیر قضیه هستیم و دوم این که دولت هم به اهمیت آموزش و پرورش اعتقاد داشته است و به ما کمک کرده است. از سوی دیگر ما به دنبال خلق منابع جدید غیر از دولت هستیم. توسعه مشارکت و توسعه مدارس غیر دولتی در واقع یک نوع خلق منابع جدید برای آموزش و پرورش است. یک کار دیگری که دنبال کردیم و به نتیجه رسید رسوب پول ما در بانک بود. تصور کنید که حدودا در ماه 1700 -1800 میلیارد تومان به همکارانمان حقوق می دهیم. همه که همان روز اول نمی روند حقوقشان را بگیرند و در واقع این مبلغ یک رسوبی در نظام بانکی دارد. ما با بانک ملی که بانک عامل ما برای پرداخت حقوق است وارد مذاکره شدیم و با تفاهم نامه ای که امضا کردیم قرار شد هزار و 200 میلیارد تومان بانک ملی اعتبار برای پرداخت وام کم بهره به همکاران ما اختصاص دهد. بنابراین موفق شدیم در سال گذشته به بیش از 240 هزار کارمند آموزش و پرورش نفری پنج میلیون تومان وام با بهره 12 درصد بدهیم. این کار همچنان ادامه دارد و با بازپرداختی که صورت می گیرد افراد دیگری می توانند وام بگیرند. این حاصل آن مطالعاتی است که مشاوره اقتصادی دنبال کرده است. مورد دیگر بحث تغییر کاربری زمین های آموزش و پرورش از تجاری به اداری که بر خیابان است. اینها برنامه هایی است که هنوز به نتیجه عملی نرسیده، اما مقدماتش فراهم شده و قوانینش در مجلس به تصویب رسیده است. درست است موضوع معاونت اقتصادی هنوز شکل نگرفته است اما از راه های دیگر دارد انجام می شود. البته موضوع معاونت هم نفی نمی شود و انشالله موانعش برطرف می شود.
در مورد وضعیت معیشتی معلمان و بیمه طلایی معلمان هم توضیح دهید و این که چرا با جمعیت گسترده ای که فرهنگیان دارند، بانک فرهنگیان راه اندازی نشده است؟ شایعاتی هست مبنی بر این که خیلی ها مخالف بانک فرهنگیان هستند.
در رابطه با وضعیت معیشتی؛ یکی از برنامههایی که دنبال کردیم این بودکه با صرفه جویی در آموزش و پرورش حقوق همکاران را به تدریج ترمیم کنیم. ساماندهی نیروی انسانی که سال 93 انجام شد برای ما هزار میلیارد تومان صرفه جویی داشت و این هزار میلیارد تومان به خزانه دولت برگشت داده نشد. البته در داخل وزارت خانه صرف فعالیت های دیگر شده است؛ از جمله پرداخت فوق العاده شغل به معلمین ابتدایی. از دی ماه 93 حدود 20 درصد به فوق العاده شغل معلمین ابتدایی اضافه کردیم. از اول فروردین امسال نیز برای بقیه همکاران فرهنگی فوق العاده را اضافه کردیم. از اول تیرماه برای معلمینی که در مناطق مرزی خدمت می کنند، حق نوار مرزی را دایر کردیم. حقی که مدتها مسکوت مانده بود و همه دستگاه ها اجرا می کردند و ما اجرا نمی کردیم. افزایش مرخصی زایمان همکاران فرهنگی از 6 ماه به 9 ماه؛ رقم بالایی از نیروهای ما خانم هستند و ما توانستیم افزایش مرخصی زایمان را از آبان و آذرماه برقرار کنیم.
در آخرین جلسه سال 93 در 27 اسفند ماه مصوبه خوبی مبنی بر رتبه بندی معلمان از دولت گرفتیم. این که معلمان را براساس شاخص هایی که متناسب با وظیفه معلمین هست رتبه بندی کنیم تا بر اساس رتبه ای که قرار می گیرند افزایش حقوق داشته باشند. هم باعث می شود انگیزه معلمان ما افزایش پیدا کند و هم به هر حال برای این که در رتبه بالاتر قرار بگیرند تلاش بیشتری می کنند و این تلاش بیشتر مهارت ها و شایستگی های حرفه ای شان را افزایش می دهد.
برای سال 94، طبق همین مصوبه هزار و 350 میلیارد تومان علاوه بر بودجه آموزش و پرورش برای این کار تصویب شده که از اول مهر ماه 94 اجرا می شود. برای این که بتوانیم رتبه بندی را برای سال آینده هم اجرا کنیم دولت برای سال 95 سه هزار و 500 میلیارد تومان تصویب کرده است. از سال 96 در بحث رتبه بندی براساس سند تحول، تحول بزرگی صورت خواهد گرفت که اینها گام هایی است برای کاهش فاصله حقوق معلم و سایر کارکنان دولت. این یکی از موارد اعتراض معلمین است و ما هم در خیلی از زمینه ها به آنها حق می دادیم. آنها می گفتند که ما از فقر ناراحت نیستیم؛ از فرق ناراحت هستیم. درست هم می گفتند به هر حال این تبعیض در پرداخت ها باید به تدریج در یک بازه زمانی معقولی کم شود و الحمدالله هم دولت کمک هایی داشته است و هم ما تلاش هایی داشتیم.
در رابطه با بیمه طلایی هم می دانید که در سال 91 وضعیت اقتصادی کشور بهم ریخت. در همان سال هم بحث بیمه طلایی دیگر کیفیت قبل خودش را نداشت. ما وقتی دولت را تحویل گرفتیم از دولت قبل یک بدهی به بیمه ایران، که بیمه گر قضیه بوده است، داشته ایم. همین الان که با شما صحبت می کنم قریب 400 میلیارد تومان ما به بیمه ایران بدهکاریم. بیمه ایران با اینکه آمادگی خودش را برای ادامه کار اعلام کرده بود دیگر ادامه نداد و از سوی بیمه گر دیگری کار را ادامه دادیم. خودمان هم خیلی از خدماتی که ارائه شده راضی نیستیم. یک خدماتی را 3 -4 ماه است به روش صندوقی به طور آزمایشی داریم اجرا می کنیم؛ به این صورت که همکار فرهنگی به مراکز درمانی مراجعه می کند فاکتور می آورد و در ظرف دو الی سه هفته مبلغش دریافت می کند. اگر این روش جواب دهد که تا به حال بالنسبه رضایت بخش بوده است، این روش را ادامه می دهیم تا کارها روان تر پیش برود.
یک کار خوب دیگری که انجام دادیم این بود که برخی از همکاران فرهنگی به دلیل بیماری های صعب العلاج ناچار می شوند به شهرهای دیگر از جمله تهران، شیراز، تبریز، یزد و برخی از مراکز استانها که امکانات پزشکی بالایی دارند، سفر کنند. در برنامه مان هست که 10 مرکز برای اسکان همکاران فرهنگی ایجاد کنیم که تا به حال شش مرکز ایجاد کرده ایم. همکاران در این مراکز اسکان پیدا می کنند و خدماتی به آنها ارائه داده می شود تا بتوانند دوره درمانشان را دنبال کنند. اینها همه اقداماتی است که در بخش درمانی صورت گرفته است. بانک سرمایه هم بانک فرهنگیان است.
سود این بانک به جیب فرهنگیان می رود؟
سهام دار عمده این بانک، آموزش و پرورش است و چون ما سرمایهدار عمده اش هستیم می توانیم در تصمیمات بانک موثر باشیم. من از سال های پیش در جریان شکل گیری این بانک بوده ام. بانک سرمایه در واقع یکی از زیر مجموعه های صندوق ذخیره فرهنگیان است و منافع آن در اختیار آن صندوق قرار می گیرد و آن صندوق هم برای معلم هاست. سهام داران صندوق ذخیره فرهنگیان در واقع معلم ها هستند. این بانک مشکلاتی داشت که ما تحویل گرفتیم و هنوز هم بعضا مشکلاتی از قبل دارد که در حال جبرانش هستیم.
سال هاست که معلم ها مشکل دارند. معلم ها قشری نیستند که زندگی لوکس بخواهند. قشر ساده ای هستند که زندگی ساده ای می خواهند، اما بی دغدغه. چرا تا به حال هیچ دولتی نتوانسته است مشکلات معلم ها را برطرف کند؟ آن زندگی ساده ای که دارند کمی بهتر شود و نتیجه اش این شود که معلمی شغل جذابی شود و رتبه صد، کنکور دانشگاه فرهنگیان را انتخاب کند نه رتبه بالای هزار؟
پاسخ به این سئوال ابعاد مختلفی دارد ولی به نظر می رسد گیر اصلی اش این است که یک مشکل نگرشی در تصمیم گیرندگان کشور وجود داشته است. آن مشکل نگرشی این است که آموزش و پرورش یک دستگاه هزینه ای است. شما در صحبت هایتان به این مسئله اشاره داشتید. آموزش و پرورش تا وقتی که در ذهن و دل تصمیم گیرندگان اصلی کشور به عنوان یک دستگاه سرمایه ای دیده نشود؛ این مشکل را دارد. الحمدالله مقام معظم رهبری در اردیبهشت ماه امسال فرمایشات بسیار خوبی داشتند و فرمودند در این دستگاه هر گونه هزینه ای که بشود، یک نوع سرمایه گذاری است. ما بچه ها را تربیت می کنیم و این بچه ها سرمایه های آینده کشور هستند. نسبت به قبل دارد این ذهنیت به تدریج جا می افتد که آموزش و پرورش یک نهاد سرمایه ای است. اگر همین یک جمله یقین بشود، مشکلات ما به تدریج حل می شود. آن کشورهایی که وضعیت آموزش و پرورششان بهتر از ماست به این یقین رسیده اند. احساس خودم این است که به تدریج دارد زمینه هایی در مسئولین کشور شکل می گیرد که به این نگرش که نگرش بسیار مهمی است برسند. چرا که نگرش ها رفتار را سامان می دهد، وقتی من می خواهم منابع در اختیار بگذارم اگر نگرشم این باشد که آموزش و پرورش مهم ترین دستگاه است منابع بیشتری در اختیارش می گذارم.
یک سمیناری امسال در کره جنوبی بود و با حضور وزاری آموزش و پرورش تمام دنیا برگزار شد و یکی از بحثها آموزش در سال 2030-2015 بود. آنجا همه مسئولین دنیا چه آموزش و پرورش، چه سازمان ملل و چه یونسکو نگرششان این بود که راه توسعه یافتگی کشورها از مسیر آموزش می گذرد. پیشنهادشان این بود که سهم آموزش از GDP تا سال 2030 به 5-6 درصد برسد. یا سهم آموزش از بودجه دولت به حدود 25 درصد برسد. سهمی که ما زور زدیم و فعلا به 2/11 درصد رسیده است. داریم در برنامه ششم توسعه تلاش می کنیم. اگر بتوانیم احکام اینچنینی در برنامه ششم توسعه پیش بینی کنیم به نظر می رسد که وضعیت آموزش و پرورش رو به بهبود باشد. ضمن این که آموزش و پرورش باید در به کار گیری روش های اجرای آموزش هم تجدیدنظر کند. کما این که ما شروع کردیم؛ خرید خدمات آموزشی، توسعه بخش غیر دولتی، توسعه مشارکت، استفاده از امکانات سایرین برای آموزش؛ اینها هم باید به کمک منابع بیایند. افزایش منابع تا یک حدی برای دولتها امکان پذیر است و برای بقیه اش باید به سراغ افزایش بهره وری که توامان است، برویم.
(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)_ امام صادق(ع): «رسول خدا(ص) در نماز صبح سورههایى مانند “عمّ یتسائلون” و “هل اتیک حدیث الغاشیه” و “لا اقسم بیوم القیامه” و مانند آنرا میخواند. در نماز ظهر مانند سورههاى “سبّح اسم ربّک” و “و الشمس و ضحیها” و “هل اتیک حدیث الغاشیه” و مانند آنرا قرائت میکرد….
به گزارش شفقنا به نقل از شبستان در روایات به چگونگی بجا آوردن نماز توسط رسول خدا(ص) اشاره شده است؛ که برای نمونه به ذکر مواردی بسنده میشود:
۱. امام علی(ع): «رسول خدا(ص) موقع گفتن تکبیره الاحرام و همچنین هنگام گفتن تکبیر براى رکوع و نیز هنگامى که سر از رکوع برمیداشت، دستها را تا برابر گوشها بلند میکرد».[۱]
۲. امام على(ع): «هرگاه به رسول خدا(ص) در نماز حالت “خمیازه” دست میداد، دست راستش را جلو دهان میگرفت».[۲]
۳. امام علی(ع) به محمّد بن أبیبکر نوشت: مراقب رکوع و سجودت باش؛ زیرا رسول خدا(ص) – که نمازش را کاملتر از همه انجام میداد و بهتر از دیگران مراعات میکرد – وقتی به رکوع میرفت سه بار میگفت: «سبحان ربّى العظیم و بحمده» … و وقتی به سجده میرفت، میگفت: «سبحان ربّى الاعلى و بحمده».[۳]
۴. همچنین به او نوشت: وقتی رسول خدا(ص) از رکوع بلند میشد، میگفت: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ اللّهُمّ لَکَ الْحَمْدُ مِلْءَ سَمَاوَاتِکَ وَ مِلْءَ أَرْضِکَ وَ مِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَیْ»؛[۴] خداوند ستایش کسى را که او را ستود بشنود و اجابت کند، خدایا! تو را سپاس و ستایش به حجم آسمانها و زمینت، و حجم هر چه که خواهى».
۵. امام باقر(ع): «رسول خدا(ص) در نماز “بسم الله الرّحمن الرّحیم” را آشکار میکرد و صدایش را به آن بلند مینمود».[۵]
۶. امام باقر(ع): «دو نفر از اصحاب رسول خدا(ص) در کیفیت قرائت نماز آنحضرت اختلاف کردند، براى روشن شدن آن به ابىّ بن کعب نامه نوشتند که رسول خدا چند بار در نماز مکث میکرد؟ او پاسخ داد: رسول خدا(ص) در حال قرائت دو جا مکث میکرد: یکى پس از فراغت از فاتحه الکتاب، و دیگرى پس از پایان یافتن سوره».[۶]
۷. امام صادق(ع): «رسول خدا(ص) در نماز صبح سورههایى مانند “عمّ یتسائلون” و “هل اتیک حدیث الغاشیه” و “لا اقسم بیوم القیامه” و مانند آنرا میخواند. در نماز ظهر مانند سورههاى “سبّح اسم ربّک” و “و الشمس و ضحیها” و “هل اتیک حدیث الغاشیه” و مانند آنرا قرائت میکرد. در نماز مغرب سورههاى کوتاهترى مانند “قل هو الله احد” و “اذا جاء نصر الله و الفتح” و “اذا زلزلت” را میخواند. و در نماز عشاء آنچه در نماز ظهر و در نماز عصر آنچه در نماز مغرب میخواند، قرائت میفرمود».[۷]
۸. هشام بن حکم گوید: از امام کاظم(ع) پرسیدم: به چه علت در رکوع «سبحان ربّى العظیم و بحمده» و در سجده «سبحان ربّى الاعلى و بحمده» گفته میشود؟ آنحضرت فرمود: «اى هشام! هنگامى که رسول خدا(ص) را به معراج بردند و در آنجا نماز گزارد و متذکر عظمت و بزرگى حق تعالى – که در آن شب دیده بود – شد، بدنش به لرزه افتاد و بیاختیار به حالت رکوع در آمد و در آن حال گفت: “سبحان ربّى العظیم و بحمده” و وقتی از رکوع برخاست، به سوى حق تعالى در مقام و جایگاهى بالاتر از حالت قبلى متوجه شد [از ترس و عظمت حق] به سجده افتاد و گفت: “سبحان ربّى الاعلى و بحمده”. وقتی این ذکر را هفت بار تکرار کرد حالت خوف و ترس از او زایل شد…».[۸]
۹. ابو سعید خدرى گوید: رسول خدا(ص) در نماز قبل از اشتغال به قرائت «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» میگفت.[۹]
۱۰. براء بن عازب گوید: رسول خدا(ص) هیچ نماز واجبى را بدون «قنوت» انجام نمیداد.[۱۰]
۱۱. محمد بن مسلمه میگوید: رسول خدا(ص) در سجده این دعا را میخواند: « ِ اللَّهُمَّ لَکَ سَجَدْتُ، وَ بِکَ آمَنْتُ، وَ لَکَ أَسْلَمْت، سَجَدَ وَجْهِی لِلَّذِی خَلَقَه و صَوَّرَه، وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَه، فَتَبَارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِین»؛[۱۱] خدایا! براى تو سجده کردم، و به تو ایمان آوردم، و تسلیم تو هستم. چهره [و حقیقت] من بر کسى سجده کرد که آنرا آفرید و تصویرش نمود، و چشم و گوش برایش شکافت، پس مقدس و والاست خداى یکتا که بهترین آفرینندگان است.
برای آگاهی بیشتر نمایههای زیر را مطالعه کنید:
«صلوات بر پیامبر در نماز»، سؤال ۲۶۹۸۲
«روش پیامبر اسلام (ص) و ائمه (ع) در جمع بین نماز ظهر و عصر»، سؤال ۳۲۱۶
«تشریع نماز قضا در زمان پیامبر اسلام(ص)»، سؤال ۲۷۱۶۹
[۱]. ابن حیون مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ج ۱، ص ۱۶۲، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
[۲]. محدّث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۵، ص ۴۱۶، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
[۳]. ثقفی، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، الغارات أو الإستنفار و الغارات، محقق: محدث، جلال الدین، ج ۱، ص ۲۴۶ – ۲۴۷، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ اول، ۱۳۹۵ق.
[۴]. همان، ص ۲۴۶.
[۵]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، ج ۱، ص ۲۰، تهران، المطبعه العلمیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
[۶]. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۹۷، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۷]. همان، ص ۹۵ – ۹۶.
[۸]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص ۳۳۲ – ۳۳۳، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
[۹]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۳۵، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
[۱۰]. ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج ۲، ص ۴۲، قم، دار سید الشهداء للنشر، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
[۱۱]. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، ج ۸، ص ۱۴۶، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
منبع:islamquest.net
.: Weblog Themes By Pichak :.


