حتماً بار ها با گالری ها و تصاویر مختلف از زیبایی های طبیعی، تاریخی و انسانی کشورهای مختلف برخورد داشته اید و از تماشای آن ها لذت برده اید، و حتماً حین تماشای آن گالری ها این سوال از ذهنتان عبور کرد که "ایران خودمان چه کم از این کشور ها دارد؟"
ما برای پاسخ دادن به این سوال و تحقق این جمله شروع به گرد آوری سری مطالب جدیدی در مجله اینترنتی برترین ها کرده ایم، مطلبی که فقط شامل زیبایی های ایران زیبای ما میشود، از زیبایی های طبیعی کشور چهار فصلمان گرفته تا بناهای تاریخی و مذهبی و سایر زیبایی های قابل لمس کشورمان.
شما نیز میتوانید ما را در گرد آوری این مطلب کمک کنید، در هر کجای این سرزمین زیبا هستید، از شمال سرسبز گرفته تا جنوبِ زیبا، از چابهار تا بازرگان، از خرمشهر تا سرخس، هر کجا که هستید دوربین یا گوشی تان را وسیله ای برای ثبت این زیبایی ها کنید و زیبایی های شهر و روستای خود را برای ما بفرستید.
مثل همیشه منتظر نظرات سازنده شما عزیزان هستیم.
********
1. نمای زیبا از دهکده تاریخی ماسوله در فومن استان گيلان. عکس از نصرا روشن.
2. ايران بزرگترين توليدكننده و صادركننده پسته در جهان است. عکس از مهدی مطهری.
3. آسمان بار امانت نتوانست کشید.
شنزار طبس، استان خراسان جنوبی. عکس از مصطفی ت.
4. هر که را با خط سبزت سر سودا باشد، پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد.
دریاچه سد آلیمالات، در مسیر جاده نور، چمستان، مازندران. عکس از مصطفی ت
5. یه جاده پر از آرامش. جوانرود، جاده شروینه. استان کردستان. عکس از امید حیدری فر.
6. طبیعت زیبای منطقه سامان در استان چهارمحال و بختیاری. عکس از hmzpic
7. مسجد وکیل شیراز. عکس از امیر شاهی.
8. غذای سنتی خوراک جگر گوسفند یا همان جغول بغول. فلفلی و لذیذ. عکس از نفس عطایی.
9. پرواز زیبای دسته سار ها بر فراز بنای تاریخی ائل گولی در تبریز. عکس از پیمان.
10. نمایی رویایی از دشت های سرسبز شهرستان لاهیجان. عکس از خانم آیه.
11. دور نمايى از شهر لواسان و درياچه سد لتيان از فراز ارتفاعات تلو استان تهران. عکس از کیوان رضایی.
12. یکی از جاذبه های استان بوشهر تنگ مخدان است که در میان کوه های خورموج قرار گرفته و بهترین فصل بازدید از آن در اوایل بهار است.
13. شرحت کس نداند، وصفت کس نخواند، همچو تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد.
دیزی، غذای سنتی و لذیذ ایرانیان. عکس از احمد پورنامی.
14. پارک جنگلی تاریخی بهشهر. استان مازندران. عکس از خانم مریم.
15. پاییز در جنگل نهارخوران گرگان. استان گلستان. عکس از محمود شهبازی
با مرور تاریخ و در نظر گرفتن امکانات موجود در هر مقطع تاریخی شاید بتوان تصور کرد گروه های زائر خانه خدا چه مشقاتی را باید پشت سر می گذاشتند تا خود را به مکه و مدینه برسانند.
امروزه اما با پیشرفت صنایع هوایی مسیرهای طولانی چند روزه را می توان چند ساعت پیمود و جمعیت زوار از هزاران نفر به میلیون ها نفر می رسد.
تا 30 سال قبل بافت قدیمی مکه و مدینه تقریبا دست نخورده باقی مانده بود. بلندپروازی های حاکمیت آل سعود تغییرات اساسی در فضای تاریخی عربستان به خصوص در مکه و مدینه ایجاد کرد و این شهرهای مذهبی، با آسمانخراش ها و ساختمان های مدرن تغییر شکل داد.
تصاویر پیش رو برگرفته از مجله نشنال جئوگرافی می باشد که در سال 1332 از انجام اعمال حج تهیه شده است. با نگاهی به این تصاویر می توان سادگی و بی آلایشی زائران را مشاهده کرد. همچنین بخشی از تاریخ اسلام که در معماری و دیگر ابنیه مذهبی موجود در این شهرها بود، به عنوان گوشه ای از سیر تحولات اسلام بود که امروزه بسیاری از این آثار تخریب شده است.

سفر بسیاری از زائران به مکه از طریق کشتی بود، در آن روزها مسافرت هوایی هنوز در مراحل اولیه خود بود و به شکل امروزی به طور گسترده در دسترس عموم نبود

برای کسانی که تمکن مالی داشتند، در قالب گروه های کوچک امکان پرواز از کشورهای نزدیک مهیا بود

مثل امروز، اتوبوس های اولیه در آن روزها وسیله ای برای جابجایی زائران بود

بر اساس موازین اسلام تنها مسلمانان اجازه ورود به شهر مکه و مدینه را دارند. تابلوی ورودی مکه نشان از این حکایت دارد

خانه ها و هتل های قدیمی در خارج از محیط مسجد الحرام در آن سال ها پابرجا بودند. بسیاری از این ساختمان های تاریخی به دستور حکومت آل سعود برای توسعه مسجدالحرام تخریب شدند

یک خیابان شلوغ در مکه. سبک معماری عثمانی در مناره های مساجد دیده می شود

یکی از ورودی های مسجدالحرام

زائران در مقابل یکی از ورودی های مسجدالحرام

نمایی از کعبه و منطقه مطعف. از آسمانخراش ها و هتل های طبقاتی خبری نیست!

نمایی نزدیک از کعبه

همچنین در آن روزها زائران اجازه ورود به داخل کعبه را داشتند

انجام اعمال طواف در آن روزها آسان تر از امروز بود

غرفه های بازار نزدیک مسجدالحرام

بازار دستفروشان

استراحت حجاج و کشیدن قلیان

اسب و کالسکه برای جابجایی مورد استفاده قرار می گرفت

زائران حق انتخاب قربانی را داشتند

زائران قربانی را همراه خود نگهداری می کردند

از الاغ برای حمل گوشت قربانی استفاده می شد

برای پخت و پز در صحرای منا از چوب استفاده می شد

اقامه نماز در کنار کاروان شترها

چادرهای قدیمی که در عرفه برپا شدند

رمی جمرات

حاجیان برای تراشیدن موی سر به یکدیگر کمک می کردند

برای فرار از گرما نوشیدنی های خنک در دسترس بود
نقل شده دو نفر از شیعیان در گذرگاهی از بغداد به مجلس بزرگی رسیدند.
پرسیدند: این مجلس متعلّق به کیست؟
گفتند: مجلس درس امام اعظم ابوحنیفه است .
راوی حکایت می گوید:
رفیق من که اسمش ''فضل بن حسن'' بود و مردی متعصّب در مذهب شیعه، و در عین حال آدمی بحّاث و با اطلاع از مبانی مذهب بود،
گفت:''من می روم و با این مرد مباحثه می کنم و تا او را ملزم و مجاب نکنم از این مکان نمی روم''.
گفتم: ''این عالم بزرگی است و از عهدۀ بحث با او بر نمی آیی''.
گفت: ''من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمی شود''.
وارد مجلس شدیم و نشستیم و در یک فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و
گفت:''ایها العالم، من برادری دارم که رافضی است (یعنی شیعه است) و من هر چه می خواهم به او بفهمانم که ابوبکر بعد از پیامبر اکرم، افضل امّت و خلیفۀ به حق بوده قبول نمی کند و
می گوید: علی بن ابیطالب، افضل و خلیفۀ به حق است. شما یک دلیل قاطعی به من یاد بدهید که به او بفهمانم و او را به راه راست بیاورم''.
ابوحنیفه گفت: به برادرت بگو بهترین و روشن ترین دلیل این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، همواره در میدان های جنگ، آن دو بزرگوار (ابوبکر و عمر) را کنارخود می نشاند و علی را مقابل نیزه و شمشیر دشمن می فرستاد!
و این نشان می دهد که آن دو نفر، محبوب پیامبر بوده اند و چون آن حضرت می خواسته که آنها بعد از خودش جانشین باشند آنها را حفظ می کرد!
و چون علی را دوست نمی داشت، طردش می کرد؛ و به میدان می فرستاد تا کشته شود و این بهترین دلیل بر افضلیت ابوبکر و عمر است!
فضل گفت: بله من این را به برادرم می گویم. ولی او از قرآن به من جواب می دهد که خداوند فرموده است:
«خداوند، مجاهدین را بر قاعدین ونشستگان برتری داده و اجری بزرگ برای آنان آماده است»
و به حکم این آیه، علی چون مجاهد بوده افضل از ابوبکر وعمراست که قاعد بوده اند.
ابوحنیفه گفت: به او بگو از این بهتر می خواهی که ابوبکر و عمر قبرشان کنار قبر پیامبر و چسبیده به قبر آن حضرت است؛ در حالی که قبر علی از قبر پیامبر دور افتاده و در عراق است!
فضل گفت: بله این را هم به برادرم می گویم. امّا او می گوید: آن ها غاصبانه در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، دفن شده اند!
برای این که خداوند فرموده است:
« ای مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پیامبر، داخل خانه اش نشوید…»
و می دانیم که رسول اکرم صلی الله علیه وآله در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ایشان غصبی است.
ابوحنیفه که از این گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلی کرد و سپس با لحنی تند گفت:
به این برادر خبیثت بگو آنها غاصبانه در خانة پیامبر صلی الله علیه وآله دفن نشده اند! بلکه عایشه و حفصه که دختران آن دو بزرگوار و همسران پیامبر صلی الله علیه وآله بودند و از پیامبر صلی الله علیه وآله مهریه طلبکار بودند، پدرانشان را در مهریة خودشان دفن کردند!
فضل گفت : بله من این مطلب را هم به برادرم گفته ام ، ولی او باز آیه ای برای من می خواند و می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به همسرانش بدهکار نبوده است.
برای اینکه خداوند فرموده است:
«ای پیامبر ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته ای برای تو حلال کردیم»
طبق این آیه، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مهریۀ زن هایش را داده بود و وقتی که از دنیا رفت به زن هایش بدهکار نبوده است.
ابوحنیفه اندکی تأمّل کرد و گفت: به این برادرت بگو درست است که همسران پیامبر صلی الله علیه واله مهریّه طلبکار نبوده اند، اما سهم الارث که از ماتَرَک پیامبر داشته اند و ماتَرَک (یعنی آنچه پیامبر اکرم بعد از مرگش از خود باقی گذاشته) نیز همین خانه اش بوده و شرعاً سهمی هم از آن خانه به همسرانش می رسد و چون عایشه و حفصه وارث پیامبر صلی الله علیه وآله بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن کرده اند و بنابراین غصبی در کار نبوده است!
فضل گفت : بله من این را هم به برادرم گفته ام. ولی او می گوید: شما آقایان سنّی ها مگر نمی گویید: پیامبر ارث نمی گذارد و خودتان حدیث نقل می کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است:
«ما پیامبران اصلاً ارث نمی گذاریم و هر چه از ما باقی مانده صدقه است»
پس طبق گفتة خودتان عایشه و حفصه سهم الارث نداشته اند. به همان دلیلی که شما حضرت فاطمه علیها سلام را از فدک محروم کردید و گفتید: پیامبر صلی الله علیه وآله، ارث نمی گذارد آن دو همسر نیز نباید ارث ببرند. آیا دختر از پدر ارث نمی برد اما همسر از شوهر ارث می برد؟!
سخن که به اینجا رسید ، ابوحنیفه حسابی از کوره در رفت و با لحنی خشم آلود فریاد کشید:
این مرد را بیرون کنید! این خودش رافضی است و اصلاً برادر هم ندارد!
_______________________
در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود:
«بر شما روا نمی دانم که نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان مى کردید و مى گفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بودید»{ نهج البلاغه.چاپ دارالهجره قم. خطبه 206 ص323 و نصر بن مزاحم، وقعة صفین .چاپ قاهره. ص103 ؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال.چاپ منشورات الرضی، قم. ص 165 ؛ ابن أعثم کوفی،الفتوح .چاپ بیروت. ج2 ص543 }
در اینجا امیرالمؤمنین(ع) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملکردِ دشمن فرا می خواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سکوت در مقابل انحرافات نیست بلکه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است که احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می کند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افکار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است.
________________
چند سال پیش در مجلس ایام فاطمیه، در کنار قبر علی بن بابویه در قم، آیت الله امجد منبر رفته بود و در حین صحبتهایش، نام عائشه، همسر پیامبر را آورد، در همین یکی از حضار با صدای بلند گفت: " لعنة الله علیها " آقای امجد با عتاب گفت: «کی بود؟! ساکت!! این چه کاریه می کنید! اینجا توی قم نشسته اید و علنا لعن می کنید، یک سالی در روز عاشورا علنا لعن خلفاء کردند، همان سال در مناطق سنی نشین، 50 جوان شیعه را سر بریدند! چرا به این اختلافات دامن می زنید! جواب خون آن جوانها را شما می دهید؟!
من از تولی و تبری بی اطلاع نیستم، ظلمهایی که به اهل بیت شده است را هم می دانم، نه سنی هستم و نه مبلغ اهل سنت، اما از آنهایی هم نیستم که اینجا توی قم، زیر سایه فاطمه معصومه سلام الله علیها نشسته باشم و از امنیت اینجا استفاده کرده و فکر کنم با لعن و نفرین یه عمر و ابوبکر و برگزاری عمر کشون! و کشف نسب عمر در روایات بحارالانوار و ...احساس کنم به وظیفه خود عمل کرده و در خیال خودم هم لبخند رضایت مهدی فاطمه را ببینم!
به نظر من جوان شیعه باید فرزند زمان خویشتن باشد، امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت جهان اسلام داریم. من معتقدم با لعن و نفرین و اهانتهای علنی به خلفای اهل سنت، هیچ چیزی درست نمی شود و حتی بدتر هم می شود. اگر می خواهیم به مکتب اهل بیت علیهم السلام خدمت کنیم، باید محاسن کلام اهل بیت را برای مردم جهان بازگو کنیم، کار ایجابی کنیم نه سلبی! [ یعنی زیبایی های کلام اهل بیت (ع) را بیان کنیم نه اینکه فقط اشکالات طرف مقابل را بگوییم یعنی تبلیغات مثبت کنیم و نیکویی های ائمه(ع) را بگوییم نه اینکه تظاهر به ذکر مثالب و عیوب مخالفان ایشان کنیم ]
قطعا شما هم در دوران کودکی خود با استفاده از نور خورشید و ذره بین کبریتی روشن کرده یا شیطنت هایی از این قبیل را انجام داده اید. اما یک هنرمند خلاق فیلیپینی بنام Jordan Mang-osan، با استفاده از یک ذره بین، اشعه های خورشید را بر روی تخته های چوبی کار خود متمرکز می کند و با سوزاندن، نقشه های زیبا و شاهکارهای هنرمندانه ای را ایجاد می کند. نقاشی های وی در خصوص فرهنگ، تاریخ و محیط زیست منطقه Cordilleras، منطقه مادری خود و مردم ایگورات (قبیله خود) می باشد.






مجله روشن - خداداد رضاخانی*: خط کشی و فاصله گذاری بین «تاریخ» و «باستان شناسی» چندان کار ساده ای نیست. در فارسی، به خصوص، کلمه «باستان شناسی» (هرجند که ترجمه مستقیم آرکئو- لوگیای یونانی است)، اما مفهوم «باستان» را هم به ذهن متبادر می کند و باعث می شود که خیلی ها فرق بین «تاریخ دان باستانی» و «باستان شناس» را ندانند، یا هر دوره ای را که در آن «باستان شناس»ها فعال هستند، دوره «باستان» بدانند. اما باستان شناس ها ممکن است روی دوره هزار سال یا 500 سال قبل کار کند که خیلی هم باستانی نیست. گذشته از آن که حتی «باستان شاسی» گذشته نزدیک را هم داریم که همین چند سال و چند دهه گذشته را می کاود.
اما از این بحث ها که بگذریم، فرق کلاسیک بین یک باستان شناس و یک تاریخ دان این است که باستان شناس با «آثار مادی» کار دارد و تاریخ دان با «متن». به همین طریق هم دوره ای که در آن «متنی» وجود ندارد را دوره «پیش از تاریخ» می دانیم که بیش تر زمینه کار «باستان شناسان پیش از تاریخ» است. اما این به این معنی نیست که دوره «پیش از تاریخ» به معنی نبودن «تمدن» (به هر دو معنی اخص و عمومی آن) بوده.
این که حدود 5500 سال پیش یا در همین حدود برای اولین بار «نوشتن» آغاز شده (هرچند که قرن ها طول کشید که فن «نوشتن» به هنر «نگارش متون» تبدل شود) به این معنی نیست که 5600 سال قبل، وضع زندگی مردم خیلی با 5400 سال قبل متفاوت بوده. این آغاز نوشتن فقط برای این مهم است که برای اولین بار، روایتی که مردم از زندگی خودشان ارائه می دادند، یعنی «نقل شخصی» آن ها از دنیای اطراف شان را به ما عرضه می کند.
همان طور که گفتیم، این «روایت» است که برای یک تاریخ دان جالب و قابل مطالعه است و انتخاب امروزه ما از این روایت ها برای ساختن «سرگذشت خودمان» است که «تاریخ» ما را می سازد.
این تاریخ ما، همان طور که قبلا بارها اشاره کردیم، در ایران به طور معمول از دوره هخامنشی، با ذکر محدودی از دوره «مادی» شروع می شود. دوره قبل از ماد و هخامنشی به طور مختصر با ارائه تصویری اجمالی در چند صفحه از تاریخ «بین النهرین» باستان به عنوان بستر تولد فرهنگ «ایرانی»، خلاصه می شود و برای دانش آموزان و بیش تر عامه ایران، فقط خاطره محوی از «عیلام» و «بابل» و «آشور» به جای می گذارد.
اما باز هم به یاد بیاوریم در زمانی که کورش امراتوری اش را پایه گذاری می کرد، حدود سه هزار سال از عمر شهر «شوش»، یکی از پایتخت های آینده هخامنشیان می گذشت! یعنی فاصله زمانی ما از کورش کم تر است از فاصله زمانی کورش از پایه گذاری شهر شوش!
تمدنی که شهر شوش دوره کورش به آن تعلق داشت، معمولا «عیلام» (یا «ایلام») خوانده می شود. اما برخلاف تصور معمول، اولین ریشه های تمدن عیلام در منطقه شوش نبود. دشتی که شوش در آن واقع شده، منطقه شمال خوزستان و میان رودهای کرخه و دز، از قدیم ترین دوران به عنوان منطقه شرق «بین النهرین» شناخته می شده است.
اولین ارجاعات به این منطقه در متون سومری است که در منطقه غرب این دشت نوشته شده اند و به نظر می آید که سلطه بر این دشت، از جمله خواسته های حاکمان سومر بوده. در حدود 2700 سال قبل از میلاد مسیح، حاکمان شهر سومری «کیش» به شوش دسترسی پیدا می کنند و دوره «عیلام کهن» را آغاز می کنند.
اما این تسخیر شوش، باعث برخورد آن ها با حاکمان محلی مناطق کوهستانی شرق و جنوب دشت شوش، یعنی کوهستان های جنوب زاگرس و منطقه بختیاری و غرب استان فارس امروز می شود. حاکمان شهر «اوان» به نظر اولین «عیلامی»هایی هستند که با سومری ها سر سلطه منطقه شوش درگیر و حتی در چند مرحله، موفق به فتح شهرهای سومر در آن سوی رود دجله هم می شوند. حاصل خیز بودن سومر و دشت شوش و به خصوص دسترسی به معادن فلزات و جنگل های کوهستانی شرق دشت شوش، دلیل اصلی این رقابت ها بوده است.
«سارگون بزرگ»، شاه سامی زبان شهر «اکد» در شمال سومر در حدود 2300 سال قبل موفق شد منطقه شوش را هم تسخیر کرده و شاید «اولین امپراتوری» تاریخ را پایه گذاری کند. هرچند که امپراتوری اکد بعد از مرگ سارگون خیلی سریع از بین رفت، ما یکی از اثرات اصلی آن، که گسترش خط میخی در منطقه ای گسترده تر از سومر بود، به یکی از پایدارترین تغییرات تاریخی منجر شد.
خط میخی که برای نخستین بار در حدود هزار سال قبل از سارگون به وجود آمده بود، هنوز هم شاید رکورد طولانی ترین دوران استفاده در بین همه خطوط را در تاریخ بشریت دارد، چون تا اواخر قرن اول قبل از میلاد هنوز هم در منطقه بین النهرین استفاده می شد: زمانی بیش از 3300سال. این را مقایسه کنید با 1600، 1500 سال خط آرامی خط عربی، حدود 2400 سال خط لاتین، یا 2700 سال خط آرامی یا همین حدود خط چینی.
سارگون این خط را به همراه زبان اکدی به زبان اداری منطقه شوش تبدیل کرد. هرچند که زبان اکدی به هر حال جایش را به زبان عیلامی ها داد، اما خط میخی در طولانی مدت تبدیل به خط اصلی زبان عیلامی هم شد و برای هزاران سال، خط و زبان اصلی فرهنگ در منطقه جنوب و جنوب غرب ایران، «تاریخ ایران» را شاید بشود از این جا آغاز کرد.
*محقق و مدرس در دانشگاه برلین
به گزارش دویچه وله؛ ناصرالدین شاه قاجار جدای از اینکه به عکاسی علاقهمند بود و گاه و بیگاه از زنان حرمسرا عکس میگرفت، از زمان ولیعهدی در نقاشی هم دستی داشت. برخی از نقاشیهای او را با توضیحاتی در حاشیه آنها ببینید.

ناصرالدین شاه جدای از اینکه به عکاسی علاقهمند بود و گاه و بیگاه از زنان حرمسرا، غلامان و ندیمگان عکاسی میکرد، از زمان ولیعهدی در نقاشی هم دستی داشت.

ناصرالدین شاه پس از کشیدن این نقاشی در حاشیه آن نوشته است: «شبیه نوروزعلی بیگ پیشخدمت ایام ولیعهدی ماست.»

ناصرالدین شاه پس از کشیدن نقاشی همسر وزیر مختار روس (نفر بالا سمت چپ) نوشته: «زن دالغوروکی است، وزیر مختار روس است.» او درباره نقاشی نفر بالا سمت راست هم نوشته: «شبیه غلامحسین خان است.»

ناصرالدین شاه درباره این تصویر به خط خود نوشته است: «شبیه ندیم السلطنه است اول دولت کشیده شد. این شکل را روز ۲۳ شهر جمادی الاول ۱۳۱۱ ئیلان ئیل، قوس در بالاخانه دوشان تپه کشیدیم. چند روز بود در شهر نوبه میکردم. از بواسیر هم خون آمد. حالا هم میآید. دیروز از شهر فرارا به دوشان تپه آمدیم که هواخوری بشود، انشاالله احوالها خوب شود.»

ناصرالدین شاه پس از کشیدن این نقاشی در حاشیه آن نوشته است: «۱۲۶۵، جیران هم بود، خاتون جان هم بود، غلامحسین خان هم تازه از عزای مادرش آمده بود با شال خلعتی کشیده.»

ناصرالدین شاه در حاشیه این نقاشی خود نوشته: «شبیه میرزای والا که در ولیعهدی کشیدم در سنه ۱۳۶۳، حالا ۱۲۸۳ است که این خط را مینویسم در تنگه شاه واشی سه ساعت به غروب مانده غره ربیعالاول است.»

از جمله نقاشیهای ناصرالدین شاه در سال ۱۲۶۳. او اینبار یک زن فرنگی را نقاشی کرده است.

ناصرالدین شاه در حاشیه این نقاشی نوشته: «مشقهی ولیعهد فی شهر رمضان المبارک سنه ۱۲۶۳»

یکی از نقاشیهای ناصرالدین شاه

از نقاشیهای ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه در حاشیه این نقاشی خود نوشته است: «در فیروزکوه مشق شد. روز ۴ شنبه ۱۷ شهر ذیحجه... امروز کاغذ زیادی خوانده و نوشته شد. هوا مه است و سرد.»

از نقاشیهای ناصرالدین شاه

از نقاشیهای ناصرالدین شاه

از نقاشیهای ناصرالدین شاه

از نقاشیهای ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه در حرمسرا به همراه انیسالدوله و عالیه خانم
ناسا در نشستی خبری وجود آب در مریخ را تائید و اعلام کرده که در ماههای گرم آب جاری در این سیاره وجود دارد.

عكسهايي كه از مريخ به زمين رسيده بود كه در آنها به طور واضح دیده می شد که رگه های تیره روی یک سرازیری مريخ چگونه با فصل ها تغییر میکنند. این رگه ها با نام رگه های باز-رخدادگر شیب ها (recurrent slope linea) در ماه های گرم تر تا پایین شیب ها هم کشیده می شوند ولی طی فصل های سردتر ناپدید بودند.
دانشمندان ناسا اكنون اعلام كردهاند كه رگههاي تيره به طور حتم آب جاري هستند كه در تابستان ديده شده و در زمستان مريخ محو ميشوند. اين مسئله ميتواند به معناي وجود نوعي حيات در سياره سرخ باشد. بايد توجه داشته باشيد كه آب كشف شده خالص نيست و نوعي نمك موجود در آن باعث ميشود كه اين آب بتواند در دماي معمول 50 درجه سليوس زير صفر مريخ جاري باشد.
دانشمندان ناسا در اين نشست اعلام كردند كه هنوز براي اثبات وجود نوعي حيات بر روي مريخ زمان نياز است اما كشف آب نشان ميدهد كه اين مسئله ممكن است.
ناسا همزمان با برگزاری نشست خبری خود درباره کشف آب در مریخ تصاویری در این رابطه منتشر کرده است. رگههای تیره روی تپهها و کوهها نشان دهنده وجود آب هستند.






در تصویر متحرکی که ناسا منتشر کرده به خوبی دیده میشود که رگههای تیره که نشان دهنده وجود آب هستند بر روی یک سرازیری در مریخ چطور با در طی فصلها تغییر میکنند.

اين رگهها يا شيارهاي تكرار شونده در شیب ها (recurrent slope linea) تصاويرش در يك نقطه از مريخ طي گذر زمان گرفته شده است. اين نقطه در نزديكي استواي مريخ قرار دارد. ناسا در نشستي خبري وجود آب در مريخ طي ماههاي گرم اين سياره را تائيد كرده كه ميتواند دليلي براي وجود حيات در سياره سرخ باشد.
از اسفند سال ۹۳ دولت وآموزش وپرورش بر طبل می کوبند وهرآنچه در توان داشتند فریاد زندند وهمه دنیا را آگاه کردند که معلمان را رتبه بندی می کنیم و وضعیت معیشت آنها متحول می کنیم روزی خبر از افزایش ۶۰۰۰۰۰هزار تومانی وروزی ۸۰۰۰۰۰وخلاصه هر روز خبری را نشر دادند وهرچه از کرامت وبزرگی معلمان مانده بود هزینه کردند و گفتند وگفتند که ما به فکر معلمان هستیم و می خوستند که به جامعه القاءکنند که معلمان سیری ناپذیر وپر توقع هستند یکی می گفت خوشا به حالتان که هر روز بر حقوق شما اضافه می شود دیگری می گفت شما دیگه چه می خواهید با این همه افزایش حققوق چه می کند خلاصه تبلیغات بحدی رسیده بود طنزها و جک ها ساخته شده وبه همه القا شد که دولت می خواهد با رتبه بندی معجزه کند هر روز بر شوق واشتیاق ما برای مشاهده حکم افزوده می شد ولی اخبار گیج کننده بود بلاخره روز موعود فرا رسید وپرده از راز تبلیغات هفت ماهه برداشته شد اما چشمتان روز بد نبیند تازه متوجه شدیم که باز هم با ما بازی شد دوباره از آبرو وحیثیت ما مایه گذاشتند معلمانی با بالای بیست سال با افزایش های دویست وپنجاه تا سیصد تومانی مواجه شدند وحیرتزده از این همه تبلیغات حال سوالات ما از وزیر محترم وطراحان این برنامه به صورت زیر است که است
آیا افزایش فوق العاده شغل این همه برنامه وتبلیغان می خواست ؟
در حالی که سال گذشته ۳۵درصد به فوق العاده ادرات به صورت خاموش اضافه شد
آیا آنچه بنام رتبه بندی انجام دادید واقعا رتبه بندی بود؟
بنظر شما به شعور عمومی جامعه و جامعه فرهنگی توهین نکردید؟
بنظر شما با این مبلغی که اضافه شد می شود مشکلات را حل کرد
چرا در تبلیغات که می کردید از افزایش ۳۰۰تا۶۰۰ هزار تومانی بحث می کردید ولی در عمل چیز دیگری شد ؟
جناب وزیر توقع وانتظار جامعه فرهنگی از شما صداقت گویی وحفظ کرامت وافزایش جایگاه اجتماعی معلمان است آیا اقدامات شما در این راستا بوده است؟
در پایان بعنوان یک فرهنگی با ۲۳سال سابقه خدمت از شما خواهشمندم که برای ارتقای وضعیت معیشتی وپایگاه اجتماعی فرهگیان والبته بهبود وضعیت آموزشی کار کنید نه برای ماندن در پست وزیر
نوآموز 6 ساله یزدی که محاسبات ذهنی ریاضی را با سرعتی بالاتر از ماشین حساب انجام می دهد امسال دانش آموز کلاس اول یکی از دبستانهای یزد است.

به گزارش روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان یزد که روز یکشنبه در اختیار ایرنا قرار گرفت ، 'علی عرشیا وظیفه شناس' این نابغه یزدی با سرعتی شگفت انگیز محاسبات ریاضی را انجام می دهد.
این گزارش می افزاید : توانمندی این کودک یزدی که محاسبات ریاضی را بصورت ذهنی و با سرعتی بالاتر از ماشین حساب انجام می دهد تاکنون در مسابقه های مختلف مورد آزمایش قرار گرفته است.
با توجه به مستنداتی که از سوی والدین این دانش آموز به این اداره کل ارائه شده علی در سومین دوره مسابقات محاسبات ذهنی کشور که 29 شهریور ماه امسال در سالن همایش های بین المللی رازی تهران برگزار شد توانست بالاترین امتیاز را بدست آورده و جواز شرکت درمسابقات بین المللی هند که آذرماه امسال برگزار می شود را کسب نماید .
این کودک 6 ساله یزدی که همزمان با آغاز سال تحصیلی به همراه والدین خود به دفتر کار مدیرکل آموزش و پرورش استان آمده بود با به نمایش گذاشتن نبوغ و استعداد کم نظیر خود از عشق و علاقه وافر خویش به تحصیل و مدرسه گفت و عنوان کرد از اینکه امسال می تواند درکنار همسالان خود درس و مدرسه را آغاز کند بسیار خوشحال است .
بر اساس این گزارش ، مدیرکل آموزش و پرورش استان نیز با تشویق این نوآموز نابغه یزدی از تلاش و همراهی های والدین وی تقدیر و تشکر نمود و اظهار امیدواری کرد علی عرشیا وظیفه شناس بتواند مدارج ترقی و کمال را به سرعت محاسبات خویش طی نمود و به جمهوری اسلامی ایران و استان دارالعباده ودارالعلم یزد خدمت نماید .
هم اکنون 198 هزار دانش اموز در یکهزار و 400 باب مدرسه در استان یزد مشغول به تحصیل هستند.
.: Weblog Themes By Pichak :.




















