بقيه در ادامه ي مطالب
ادامه مطلب


جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد.
بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم، جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کنند و به کمک احتیاج دارد.
پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید: آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به یکدیگر دوختند، ناگهان یکی از بین جمعیت بلند شد و گفت: چرا نگاه میکنید، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود!!


روزي بزرگان ايراني و مريدان زرتشتي از کوروش بزرگ خواستند که براي ايران زمين دعاي خير کند و ايشان بعد از ايستادن در کنار اتش مقدس اينگونه دعا کردن:
خداوندا اهورا مزدا اي بزرگ آفريننده، آفريننده اين سرزمين بزرگ، سرزمينم ومردمم را ازدروغ و دروغگويي به دور بدار.
بعد از اتمام دعا عده اي در فکر فرو رفتند و از شاه ايران پرسيدند که چرا اين گونه دعا نموديد؟
فرمودند: چه بايد مي گفتم؟ يکي جواب داد: براي خشکسالي دعا مينموديد.
کوروش بزرگ فرمودند: براي جلو گيري از خشکسالي انبارهاي اذوقه و غلات مي سازيم.
ديگري اينگونه سوال نمود: براي جلوگيري از هجوم بيگانگان دعا مي کرديد.
ايشان جواب دادند: قواي نظامي را قوي ميسازيم و از مرزها دفاع مي کنيم.
گفتند: براي جلوگيري از سيلهاي خروشان دعا مي کرديد.
پاسخ دادند: نيرو بسيج ميکنيم و سدهايي براي جلوگيري از هجوم سيل مي سازيم.
و همينگونه سوال کردند و به همين ترتيب جواب شنيدند...
تا اين که يکي پرسيد: شاها منظور شما از اين گونه دعا چه بود؟!
و کوروش تبسمي نمودند و اين گونه جواب دادند:
من براي هر سوال شما جوابي قانع کننده آوردم ولي اگر روزي يکي از شما نزد من آيد و دروغي گويد که به ضرر سرزمينم باشد من چگونه از آن باخبر گردم و اقدام نمايم؟ پس بياييم از کساني شويم که به راست گويي روي آورند و دروغ را از سرزمينمان دور سازيم، که هر عمل زشتي صورت گيرد باعث اولين آن دروغ است.

زماني کزروس به کوروش بزرگ گفت: چرا از غنيمت هاي جنگي چيزي را براي خود برنمي داري و همه را به سربازانت ميبخشي؟
کوروش گفت: اگر غنيمت هاي جنگي رانمي بخشيديم الان دارايي من چقدر بود؟! کزروس عددي را با معيار آن زمان گفت.
کوروش يکي از سربازانش را صدا زد و گفت: برو به مردم بگو کوروش براي امري به مقداري پول و طلا نياز دارد. سرباز در بين مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانيد.
مردم هرچه در توان داشتند براي کورش فرستادند. وقتي که مالهاي گرد آوري شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسيار بيشتر بود.
کوروش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اينجاست. اگر آنها را پيش خود نگه داشته بودم، هميشه بايد نگران آنها بودم. زماني که ثروت در اختيار توست و مردم از آن بي بهرهاند مثل اين ميماند که تو نگهبان پولهايي که مبادا کسي آن را ببرد!
چرا ریاضى یاد مىگیریم؟
اساسا، بخاطر سه دلیله: محاسبه، كاربرد، و آخرى، و متاسفانه كمترین از لحاظ زمانى كه به اون اختصاص مىدیم، الهام بخش بودنه! ریاضى علم الگوهاست، و اون رو مطالعه مىكنیم تا یاد بگیریم چطور منطقى، منتقدانه و خلاقانه فكر كنیم، اما بخش خیلى زیادى از ریاضى كه تو مدرسه یاد مىگیریم بطور موثرى انگیزه دهنده نیست، و وقتى هم میپرسیم، “چرا این را یاد مىگیریم؟” چیزى كه اغلب مىشنویم اینه كه به زودی میفهمید! یا فوقش اگه دانشجوی فیزیک هم باشید، موقع تدریس درس «ریاضی فیزیک» میگند این توی فلان جای کوانتوم کاربرد داره! خب این اصلا خوب نیست! بهترنیست هر از گاهى ریاضى رو فقط به خاطر این انجام بدیم که جالبه یا زیباست؟ یا به این خاطر كه ذهن را به هیجان میاره؟ بذارید براتون مثالی بزنم از دنباله اعداد دلخواهم، اعداد فیبوناچى!
در ریاضیات سری فیبوناچی به دنبالهای از اعداد گفته میشه که غیر از دو عدد اول اعداد بعدی از جمع دو عدد قبلی خود بدست میان. اولین اعداد این سری عبارتاند از:
- ۰٬ ۱٬ ۱٬ ۲٬ ۳٬ ۵٬ ۸٬ ۱۳٬ ۲۱٬ ۳۴٬ ۵۵٬ ۸۹٬ ۱۴۴٬ ۲۳۳٬ ۳۷۷٬ ۶۱۰٬ ۹۸۷٬ ۱۵۹۷٬ ۲۵۸۴٬ ۴۱۸۱٬ ۶۷۶۵٬ ۱۰۹۴۶٬ ۱۷۷۱۱

.این اعداد به نام لئوناردو فیبوناتچی ریاضیدان ایتالیایی نام گذاری شدهاست
از نقطه نظر محاسبه، فهمیدنشون آسونه! مثلا یک بعلاوه یک که میشه دو. بعد یک بعلاوه دو که میشه سه، دو بعلاوه سه پنج میشه، سه بعلاوه پنج هم هشت، و الی آخر
از لحاظ کاربرد، اعداد فیبوناچی اغلب در طبیعت به طرزی شگفت آور ظاهر میشند. تعداد گلبرگهای یک گل عموما عددی فیبوناچی است، یا تعداد مارپیچهای روی یک گل آفتابگردان یا یك آناناس همینطور از قاعده سری فیبوناچی پیروی میکنند

.: Weblog Themes By Pichak :.


