می تونست سوار یه کرم، بره مدرسه
اشک مورچه براش قد یه استخر می شد
با یک ذره ی کیک،هفت روز میهمانی می داد
پشه براش یه غول بزرگ و وحشتناک می شد
اگه آدم یه سانت قد داشت،
می تونست از زیر در رد بشه
یک ماه طول می کشید تا به مغازه برسه
یه تکه پنیر می شد رخت خوابش
تار عنکبوت می شد طناب برای تابش

اگر آدم یه سانت قد داشت،
سوار چوب آبنبات تو ظرفشویی آشپزخونه،موج سواری می کرد
به جای مامان انگشت شست اونو تو بغلش فشار می داد
از زیر پای آدما با وحشت و ترس و لرز در می رفت
برای برداشتن مداد یک روز و شب وقت صرف می کرد
(این شعر چهارده سال طول کشید،چون من یک سانت قد دارم!)
![]()


۱ - دهانه: که نوک آتشفشان است.
۲ - اتاقک مواد مذاب و داغ آتش فشان: محلی که مواد مذاب قبل از فوران آن جا جمع میشود.
۳ - مجرای مرکزی: محل اتصال اتاقک به دهان آتشفشان است.
درون زمین، تودهٔ سنگهای آذرین با حرارت بسیار زیاد (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد و بیشتر) وجود دارد که ماگما (تفتال) نامیده میشود. ماگما، با رسیدن به سطح زمین، سرد و جامد شده و گُدازه نامیده میشود که این فرایند باعث تشکیل آتشفشان میشود. در ماگما و گدازه، حبابهای گاز وجود دارد که در زمان فوران باعث انفجار میشود.
بروز آتشفشان، تأثیراتی به همراه دارد که یکی از آنها تغییر آب وهوا است. آتشفشان میتواند باعث بارش باران و ایجاد رعد و برق شود. آتشفشانها میتوانند تأثیراتی درازمدت در وضعیت آب و هوا ایجاد کنند. از طرف دیگر، گدازههایی که سریع حرکت میکنند، میتوانند باعث مرگ انسانها شوند؛ چون خاکستر حاصل از بروز آتشفشان، تنفس را دشوار میکند.بزرگترین آتشفشان کره زمین، مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوائی را تشکیل میدهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان ۶۰۰ کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس آرام که آن را احاطه کردهاست ۱۰ کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی، نشاندهندهٔ موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تاکنون ادامه داشتهاند، شکل گرفتهاند.
احتمال بیدار شدن دماوند خفته
افزایش لرزه خیزی یا به طور كلی تغییر الگوی لرزه خیزی منطقه، خروج گازهای آتشفشانی و همچنین تغییر در شیب دامنه كوه های آتشفشان اصلی ترین نشانه های احتمال رویداد آتشفشان است كه در خصوص دماوند ٢ مورد اولیه از ابتدای سال ٨٥ به وضوح دیده شده است و با توجه به گزارش های اخیر كارشناسان مبنی بر افزایش رویداد زمین لرزه درمنطقه، احتمال تغییر در شیب دامنه های قله دماوند نیز وجود دارد. بروز ٣ نشانه یاد شده می تواند نشانه ای از حركت مایع مذاب (ماگما) از بخش های پایین زمین به سمت بالا باشد، خاطرنشان كرد: به سبب وجود فشار بسیار زیاد در ژرفای زمین حركت ماگما به سوی دهانه آتشفشان با خروج حجم زیادی از بخار و گازهای مختلف و همچنین ترك خوردن و متورم شدن پوسته زمین و در نهایت تغییر در شیب دامنه كوه آتشفشان همراه است كه به صورت رویداد زمین لرزه و تغییر شیب دامنه دیده می شود. بررسی و پیش بینی حركت گدازه های احتمالی، سیلاب های به راه افتاده، خاكستر به وجود آمده ناشی از انفجارات ایجاد شده و همچنین گازهای سمی كه در زمان بروز پدیده آتشفشان به وجود خواهد آمد، برای مقابله با خطرات ناشی از فوران احتمالی و برنامه ریزی های مورد نیاز برای آماده بودن در برابر چنین مخاطراتی بسیار مهم است. با اینکه داده های موجود از آتشفشان های ایران بسیار اندك می باشد و برای ما ناشناخته است،نباید فراموش كرد بیشتر این آتشفشان ها خفته اند و خاموش به شمار نمی آیند و تنها با شناخت كافی از پدیده ها و فرآیند زمین شناسی است كه می توان هنگام رویارویی با آنها بدون غافلگیر شدن به درستی تصمیم گرفت.
تصاویر زیبا از آتشفشان:



شگفتی: پیدا شدن یكی از اجساد از ترس خشك شده در شهر قدیمی ایتالیا در حالیكه برای محافظت از فرزندانش حلقه زده و در اثر انفجار ناگهانی كوه آتشفشان وزوویوس با خاكستر آن مدفون شده بود.


کودک آدمی، آدمی تر از آدمی است!
" ژان ژاک روسو "
سخنی پربار و تفسیرپذیر که می توان درباره آن صدها صفحه نوشت . . .
در نگاه نخست منظور روسو این بود که نهاد کودک به طبیعت نزدیک تر است، پس ذهن او از جنبه اخلاقی و اجتماعی هنوز مانده است که مانند خود آدمی، تباه شود.
از نگاه دیگر روسو می خواهد بگوید که کودک آدمی، تشنه دانستن است، نه تشنه داشتن.
با توجه به آموزه روسو می توان گفت که ما این جوانان را خوب تربیت نکردیم که دارایی را از دانایی برتر می دانند. موبایل مدل پایین یعنی نداشتن دارایی و کتاب نخواندن یعنی نداشتن دانایی. بی گمان یک جایی از کار ما مشکل داشته است که آنها به سوی دارایی می روند و نه دانایی. زیرا دانایی در ذات طبیعت و هستی وجود دارد پس با آن چیزی که روسو می گوید همساز است.
اما نظام تربیتی ما کم کم به این جوان ها یا کودکان دیروزی آموخت که از ذات آدمی دور و موجودی شوند که در ستیز با ذات هستی است. ما به این جوان ها آموختیم که برای کوچک شمردن دیگران باید به دارایی خود تکیه کنند و به آنها یاد ندادیم که برای بزرگ داشتن انسان از هر گروه و قشری به دانایی خود تکیه بزنند. دانایی هم از راه کتابخوانی به دست می آید.
آنها در یک نظام آموزشی بسته نیاموختند که گوهر خویش را با خواندن کشف کنند. در این شیوه از نظام آموزشی، مدرک هم تبدیل به دارایی شد نه دانایی، زیرا اکنون بی اغراق ما صدها هزار دانش آموخته دانشگاهی داریم که مدرک دارند، اما توانایی بهره بردن از دانایی ای که باید همراه با این مدرک باشد، ندارند. این طیف بزرگ دانش آموخته، کتاب نمی خوانند به همین دلیل است که شمارگان کتاب های دانایی محور در ایران دارد به زیر هزار کشیده می شود. ما تنها در نهاد آموزش و پرورش یک میلیون آموزگار و دبیر داریم، اگر اینها می خواستند کتاب بخوانند اکنون باید شمارگان کتاب های علوم تربیتی و رشته های مرتبط به صدهزار می رسید!
پس نباید شگفت زده شویم اگر دارایی جای دانایی نشسته است، اما یادمان باشد که مسیر توسعه از دانایی می گذرد، نه دارایی، آن هم دارایی نفتی. دارایی نفتی از چاه به دست می آید، در حالی که دانایی را ذره ذره باید آموخت. ما اگر قرار است مردمی دانا و آگاه شویم باید سر هر برزن و سرایی یک کتابخانه داشته باشیم. این کتابخانه ها باید که شبانه روز کار کنند و از کودک تا بزرگ ما کتاب بخوانند. آنگاه ممکن است روزی برسد که جوانان ما هم اگر دور هم جمع شدند از کتاب هایی که خوانده اند سخن بگویند.
اگر همه این پیش فرض ها آماده شد آنگاه شاید آدمی مانند کودک خود به سر چشمه باز گردد و اصل خود را که درستی و پاکی و دانایی است، بر دارایی برتر بداند. پس بیایید با هم هفته کتاب را یک شوخی سالانه فرض کنیم که در این هفته کتاب را بزرگ می داریم، اما همچنان آداب و آیین کتاب خواندن را در دیگر روزهای سال به کودکانمان نمی آموزیم.

• آن ها ممکن است از حدس زدن قافیه ی شعرها یا عبارت پایانی آشنای داستان ها [ مانند قصه ی ما به سر رسید ...] احساس خوشحالی کنند. بنابراین، بهتر است با درنگ در خواندن، به آن ها این فرصت را بدهید.
• بعضی از کتاب ها کودکان را به پیوستن به ماجراها و مشارکت بیشتر در داستان تشویق می کنند. گفت و گو درباره ی داستان و تصویرهای کتاب، به لذت و درک بیشترداستان از سوی آن ها می انجامد.
• اگر کودک تان هنگام خواندن از شما سوال می کند یا با اشاره به تصویرها و واژه ای که می شناسد، خواندن شما را قطع می کند، نشانه ی آن است که مورد توجه او قرار گرفته اند و می خواهد بیشتر درباره ی آن ها بداند.
• شما می توانید با گفت و گو درباره ی کتاب و پرسش هایی مانند: "برایم جالب است بدانم چرا این اتفاق افتاد؟" یا "می توانی حدس بزنی بعد چه خواهد شد؟" کنجکاوی و توجه بیشتر او را به کتاب برانگیزید.
• کودکان، بیشتر وقت ها تجربه های شان را از کتاب هایی که با هم خوانده اید، به یاد دارند و یک داستان می تواند داستان های دیگری را در ذهن آن ها بیافریند.
گفت و گو با هم
• درباره ی کتاب ها یکی از بهترین راه ها برای درگیر کردن کودکان با کتاب است و سبب می شود احساسی همانند خود خواننده داشته باشند.
• البته، تصویرهای کتاب نیز به داستان گویی کمک می کنند و در برخی کتاب ها به تنهایی بیشتر از واژگان داستان سخن می گویند. بیشترکودکان خردسال برای سخن گفتن به شیوه ی خود، از تصویرهای کتاب های مورد علاقه شان کمک می گیرند.
• ممکن است آن ها داستان را از بر باشند یا آن را با واژگان خود بیان کنند. این تقلب نیست، بلکه بخشی از شکل گیری مهارت خواندن است. با بزرگتر شدن کودکان، تصویرها در حدس زدن واژگان نا آشنا به آن ها یاری می کنند.
• روش دیگری که کودکان بزرگتر دوست دارند، استفاده از دانش خود درباره ی واژگانی که می شناسند و یافتن حروف آشنا در کتاب هاست. شما می توانید با کمک کردن به آن ها در پیدا کردن رابطه و الگوی واژگان، به این خواست پاسخ دهید.
باز خوانی
• باز خوانی كتاب های مورد علاقه ی كودكان بسیار مهم است. آن ها با كتاب هایی كه می شناسند، به اعتماد به نفس و لذت دست می یابند. وقتی كودكان یادگیری خواندن و توجه به واژگان را می آموزند، كتاب های آشنا به آن ها كمک می كنند. می توانید کودک تان را تشویق كنید كه با دقت بیشتری به واژگان و حروف كتاب های آشنای خود نگاه كند.
• حتی هنگامی كه كودكان خواندن را آغاز می كنند، شاید بخواهند بارها کتابی را بخوانند یا برای شان خوانده شود. این به معنای در جا زدن نیست. رفتن به سراغ كتاب های دیگر، همیشه پیشرفت به شمار نمی آید.
• حتی خواننده های با تجربه هم از باز خوانی لذت می برند. نوارها و سی دی های داستان های مورد علاقه كودكان امکان دیگری برای شنیدن داستان ها برای آن ها فراهم می آورد و به كودكان در تشخیص و تطبیق واژه هایی كه می شنوند و واژه های نوشته شده كمك می كنند. با شنیدن چند باره ی یک كتاب، كودكان خردسال ،اغلب داستان را می شناسند و آن را با واژه های خود بازگو می كنند.
• بازخوانی، بازگویی را امكان پذیر می سازد و شیوه ی مناسبی برای یاد گیری است. كودک خود را به بازگویی داستان به كمک تصویرها و جلد كتاب تشویق كنید.
اجرا ی نمایش از داستان ها
• ممکن است كودكان از به نمایش در آوردن داستان ها با استفاده از زبان كتاب لذت ببرند. این کار به آن ها فرصت می دهد آنچه را یاد گرفته اند، بیازمایند.همچنین می آموزند چگونه قصه گویی کنند یا گفت و گویی ترتیب دهند. شما می توانید با در اختیار قرار دادن لباس و ابزار خانگی، كودک خود را به این کارها تشویق كنید.
• برخی از داستان ها برای اجرای مشترک مناسب اند. شما می توانید آن ها را در خانه یا حتی در حال پیاده روی اجرا كنید. شعرهای كودكانه ی قدیمی برای اجرا بسیار مناسب اند.
كودكان همچنین دوست دارند از حیوانات عروسكی در اجرای نمایش استفاده كنند. ممكن است تصویری از داستان بکشند و آن را با واژه های خود بیان كنند، یا داستانی نو بیافرینند.همه ی این فعالیت ها، برای نگارش داستان های بعدی شان بسیار سودمند خواهد بود.
آغازخواندن و نوشتن
• بین ۴ تا ۷ سالگی، بسیاری از كودكان كوشش هایی را برای خواندن به تنهایی آغاز می كنند. آن ها این كار را به شکل های گوناگون انجام می دهند گروهی، در آغاز کار، خود می خوانند. گروهی ممكن است بخواهند همان واژه های نوشته شده را به کار ببرند و در غیر این صورت کارشان را کامل نخواهند دانست. مهم است كه تفاوت های فردی در نظر گرفته شوند. کم کم این امكان را برای شان فراهم كنید كه هر چقدر می توانند و می خواهند، بخوانند.
• ممكن است کودکان برای نگاه كردن دقیق تر به واژه ها نیاز به كمک داشته باشند. گاهی باید آن ها را به ادامه ی خواندن تشویق کرد و اطمینان دادکه از اشتباه در خواندن نگران نباشند. بهتر است اگر كودک نگران به نظرمی رسد یا مایل به ادامه ی خواندن نیست، خواندن را متوقف كنید.هر گاه كودک تان نتوانست واژه ای را بخواند، برای ادامه یافتن داستان، آن را برایش بخوانید.
• نوشتن، به كودكان در خواندن كمک می كند، چون هنگام نوشتن، به ناچار درباره ی صدا و شكل واژه ها فکر می کنند.
• شما می توانید كودک خود را از خردسالی تشویق کنید و به او بیاموزید که نام خود را روی كارت تولد، یا زیر نقاشی و پیام هایی برای خویشاوندان و دوستانش بنویسد و به این ترتیب در او برای نوشتن انگیزه ایجاد کنید. کودکان از ساختن برچسب و آگهی یا روخوانی داستان ها برای شما نیز لذت می برند.
همیشه به یاد داشته باشید که:
كودكان از راه تقلید می آموزند. اگر كودک شما ببیند كه شما از خواندن به ویژه خواندن به همراه او لذت می برید، این شانس وجود دارد كه او نیز از خواندن لذت ببرد.
مَحرَم اصطلاحی در فقه اسلامی است که شامل گروهی از خویشاوندان نزدیک میشود که ازدواج با آنها حرام است. البته این واژه در گفتار عامیانه بیشتر به افرادی اشاره دارد که اجرای مقررات مربوط به حجاب اسلامی در برابر آنها لازم نیست.
محارم به سه گروه؛ محارم نَسَبی (شامل؛ مادر/پدر و اجداد، فرزندان و نوادگان، خواهر/برادر، خواهر/برادر زادگان، عمه/عمو/خاله/دایی) که از زمان تولد رابطه محرمیت با آنها برقرار است، محارم سببی که بر اثر ازدواج ایجاد میشوند (شامل؛ مادر/پدر ِ همسر، فرزند/نوه ِ همسر، همسر ِ فرزند، همسر ِ پدر/مادر و خواهرزن/شوهرخواهر) و محارم رضاعی (که مشابه محارم نسبی است) تقسیم میشوند.
رابطه محرمیت، به جز استثنای خواهرزن/شوهر خواهر، در تمامی موارد همیشگی است یعنی ازدواج با مادر زن تا همیشه حرام خواهد بود حتی در صورت جدایی از همسر یا مرگ او. اما در مورد خواهرزن/شوهر خواهر محرمیت در صورت پایان رابطه زوجیت از بین میرود.


.: Weblog Themes By Pichak :.





