نامهای قدیم دریای خزر
طبق بخشنامه دولت ايران نام رسمی این دریاچه در داخل ايران دریای خزر و در خارج ايران درياي كاسپين است.
همانگونه که در مورد بسیاری دیگر از عوارض جغرافیایی جهان رایج است برای دریای خزر نیز نامهای متفاوتی در زبانهای گوناگون استفاده شدهاست. در زمان قدیم، این دریا را به نام اقوامی که در ساحل آن زندگی میکردند، نام میگذاشتند؛ مثلاً طبرستانیها، گرگانیها یا هیرکانیها در قدیم در کنار این دریا بودهاند. به همین دلیل، اسم این دریا به نامهایی مانند هیرکانیها، طبرستان یا دریای پتوران شناخته میشدهاست. همچنین دریای گیلان، دیلم، آلبانیها در قفقاز و دریای کاسپی نیز به این نامها نامیده شدهاند.
دریای تپورستان
دریای مازندران یا تپورستان (تبرستان): در اسنادی که در مؤسسات تاریخشناسی روسیه است آمده که نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشتهاست که ایرانیان این دریا را قرنها دریای تبرستان میخواندند، ولی چون واژهٔ مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران میخوانند . همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشهها ثبت میگشته ، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بودهاست، نامهای جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بر روی این دریا بودهاست، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیماندهٔ آن است) برمیگردد. به اعتقاد عنایتالله رضا، اصلاً سرزمین شمال ایران، در طول تاریخ نام مازندران نداشته، بلکه نخست «تپوران» و بعدها در دوره اسلامی «طبرستان» نامیده میشدهاست. درحالی که مازندران نام ناحیهای در شرق سیستان در شمال هند و در نزدیک ناحیه رود سند بودهاست. مأخذ قدیمیتری مانند «معجم البلدان» یاقوت حموی در اینباره به صراحت مینویسد: «من بسیار تلاش کردم تا ببینم نام مازندران از کجا بر این ناحیه در شمال ایران وجود داشته و هرچه گشتم، دلیلی بر این کار پیدا نکردم. معلوم است که این نام، نوساختهاست.» همچنین در کتاب «تاریخ طبرستان»، ابن اسفندیار نیز میگوید: «نام محدث است.» به اعتقاد او بدین ترتیب نام دریای مازندران به عنوان نخستین نام برای دریای شمال ایران منتفی است.
دریای خزر
دریای خزر: خزر نام قومی است که در بین شمال غربی دریا و دریای سیاه سکونت داشتند و به دین یهودیت گرویده بودند. بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به زمان اشغالگری روسها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمیگردد. به اعتقاد عنایتالله رضا، «خزران»، قومی بودند که در زمان خسرو انوشیروان در قرن ششم میلادی از بقایای آنها به ناحیه شمال قفقاز آمدند و بهطور کلی در منطقه بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی میکردند و این، هیچ ربطی به دریای شمال ایران نداشته و فاصله قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بودهاست. او با اشاره به بررسیهایش برای پی بردن به دلیل نامگذاری دریای شمال ایران به نام خزر و آوردن اسم خزر در متون عربی، معتقد است: «در بررسیهایم در متون قدیمی متوجه شدم، تا قرن چهارم هجری قمری اصلاً نام خزر بر دریای شمال ایران گذاشته نشدهاست. مثلاً در کتاب»خوارزمی«و »سفرنامه ابن فضلان«اصلاً اسمی از خزر نیست. در دوره بنیامیه که حاکمان عرب، قفقاز را گرفتند، گروه مقابل خزر که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز بهطور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری میکرد؛ از طریق رود کر به عربها حمله کرد. عربها به این دلیل که آنها از رود کر حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمدهاند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریای خزر است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفتهها، »بحر الخزر«نامیدند؛ درحالی که این نام را بر چند دریای دیگر نیز گفتهاند. در متونی که ما به زبان عربی مشاهده میکنیم، اصلاً نام خزر را تا قرن چهارم هجری قمری نمیبینیم.» نام خزر برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای جرجان، طبرستان و دیگر نامها ذکر شده، ولی هیچ دلیلی بر اینکه این دریا «خزر» گفته شود، وجود نداشتهاست. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور «هیرکانیهاً یا»گرگان«که بعدها در دوره اسلامی عربها آن را»جرجانیه«نامیدند و»کاسپی«وجود دارد.
دریای قزوین
دریای کشوین (قزوین): بر پایهٔ دیدگاهی دیگر قزوین و کاسپین به ترتیب عربیشده و یونانیشدهٔ نام باستانی آن کشوین میباشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین به کار میرود. در زبان اردو نیز این دریا به نام بحیره قزوین خوانده میشود.
دریای گیلان
کهنترین سندی که در آن از دریای شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقوده «خوتای نامگ» نگارش یافته در سدههای ششم تا هفتم میلادی یعنی در سالهای پایانی پادشاهی سلسله ساسانیان بودهاست. پس از حدود 400 سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمه متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دست یازید و در دو بیت از دریای شمال ایران به عنوان دریای گیلان نام برد.
| ز دریای گیلان چن ابر سیاه | دُمادُم به ساری رسیده سپاه | |
| ز یک سو به دریای گیلان رهست | چراگاه اسپان و جای نشست |
دریای کاسپین
كاسپین اصطلاحی است كه فرانسویها و انگلیسیها برای دریای شمال ایران بهكار میبرند. فارسی زبانان نیز (به اعتقاد عنایت الله رضا) به غلط آن را "كاسپین" مینامند. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) گرفته شدهاست که ابتدا در کرانههای غربی تا جنوب غربی آن ساکن بودهاند و به تدریج تا کرانههای جنوبی آمدند. پژوهشهای جدیدی که دربارهٔ ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مازندرانیها و گیلانیها از نوادگان مردمی هستند که از غرب این دریا آمدهاند . کاسها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب میشوند، خود به دو دستهٔ کاسیها و کاسپیها تقسیم میشدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره و «پی» به معنی جلگهاست و به این صورت کاسهای ساکن جلگه کاسپیها نام گرفتهاند. نامهای کاشان و قزوین نیز مؤید این موضوع اند.
دیگر نامها
- دریای باکو: در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان
- دریای گرگان (هیرکانی): دریای هیرکانی (هیرکانیا) که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت). هیرکانی یونانیشدهٔ وُرکان (گرگان) است.
- دریای گیلان
- دریای فراخکرت (وُئوروکَشَ): در اوستااز دریایی به نام وُئوروکَشَ نام برده شده که در نوشتارهای پارسی میانه از آن با نام فراخکرت یاد شدهاست. فراخکرت در زبان پارسی میانه به معنای فراخ بریدهاست. ابراهیم پورداود احتمال داده این دریا همان دریای خزر باشد. مهرداد بهار این دریا را با اقیانوس هند یکی دانستهاست. جهانشاه درخشانی این دریا را همان خلیج فارس دانستهاست.
- دریای آبسکون: پس از شکست سلطان محمد خوارزمشاه از چنگیز خان مغول، او به جزیرهٔ آبسکون در دریای آبسکون گریخت.
- دریای ساری
- دریای دیلم یا دیلمستان
- دریای 'کبود
- دریای خراسان در زمان حکومت طاهریان در خراسان و اتحاد و یگانگی آنها با علوبان تبرستان (و چیرگی قلمرو خراسان تا بخشهای شرقی دریا)، بدین نام شهرت یافت.
ویژگیها
عمق آن از شمال به جنوب افزایش مییابد. میانگین ژرفای این دریاچه در ناحیه شمالی کمتر از ۱۰ متر، در بخش میانی بین ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبی که آبهای کناره ایران را تشکیل میدهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر میرسد. تا ژرفای ۱۰۲۵ متری نیز در ناحیه جنوبی این دریاچه گزارش شدهاست.
جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانههای ایران که باعث کندی حرکت جریان میشود منجر به تجمع انواع آلودگیهای این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانههای دیگر کشورها میشود.
این دریا، محیط زیست گرانبهاترین ماهیهای دنیا است. در بخش جنوبی دریای مازندران و رودخانههایی که به آن میریزند یعنی سواحل مربوط به ایران، ۷۸ گونه زیرگونه ماهی یافت میشود.از مهمترین رودخانههایی که به این دریا میریزد میتوان از سپیدرود و پیلورود (رود بزرگ) و هراز نام برد. دریای مازندران یکی از بومشناختهای آبی جهان است که محیطی مناسب برای زندگی و رشد مرغوبترین ماهیهای خاویاری جهان است. ۹۰ درصد صید ماهیان خاویاری مختص به این دریا است.
ثروتهای طبیعی
دریای خزر دارای ذخایر گاز، نفت و خاویار است. کل ذخایر اثبات شده نفت در این دریا ۵۰ میلیارد بشکه بودهاست و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت جهان .همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریا صید میشود.اما صید بی رویه این ماهی سبب گشتهاست که بنابر گفته دانشمندان ۹۰ درصد از تعداد این ماهیان در یک قرن اخیر کاسته شود و اگر این روند ادامه یابد تا ۱۰ سال آینده به کلی در این دریا منقرض میشوند .

در تصور عام باتلاق جایی است با ظاهری فریبنده. به این معنا كه زیر آن خالی است و وقتی پا بر آن می گذاری به ناگاه انسان را می بلعد. اما تنها باتلاق ایران یعنی باتلاق «گاوخونی» این شرایط را ندارد.
یكی از رودهای ناحیه مركزی ایران رود معروف زاینده رود است. زاینده رود دارای شاخه های متفاوتی است. مانند دریاچه پلاس جان، شور و دهاقان، خشكه رود، حوضه مرغاب، زرچشمه، حوضه رحیمی و گاوخونی.
این رود برخلاف سایر رودخانه ها، به جای آنكه به دریا بپیوندد در یك ناحیه كویری داخلی فرومی رود. ناحیه ای كه از دیرباز به آن «گاوخونی» می گفتند. حتی شیخ بهایی نیز با استفاده از آبهای زاینده رود و گاوخونی تومار تقسیمات آب را طراحی كرد.
تالاب یا در اصطلاح باتلاق گاوخونی در پست ترین ناحیه دشت اصفهان و خشك ترین منطقه كویری قرار دارد. وسعت آن ۴۷۰ كیلومترمربع است كه در حال حاضر تنها ۵۰ كیلومترمربع آن را آب فرا گرفته، حداقل عمق این تالاب یك متر و حداكثر عمق در مواقع پرآبی ۵/۱ است و غرق شدن در حواشی آن به دلیل شوری خاك و پف كردگی آن محال به نظر می رسد. ۹/۹۰ درصد این تالاب در محدوده استان اصفهان و مابقی در استان های یزد، فارس و چهارمحال بختیاری قرار گرفته است.
وسعت منطقه و وجود جنگل ها و نیزارهای فراوان شرایطی را فراهم كرده كه بدون راهنمای محلی احتمال گم شدن وجود دارد اما سكوت ، زیبایی و دشت بیكران آن نیز مانع از صرفنظر كردن از این پدیده طبیعی می شود. وجود علفزارها، جنگل های كویری، تپه های شنی، قدیمی ترین بندهای انحراف آب و آسیاب، آب انبارها، قلعه های تاریخی، برج های كبوتر و مساجد قدیمی كه در محدوده این باتلاق قرار دارند، همگی از جاذبه های گردشگری این منطقه به شمار می روند.
فصل پاییز برای بازدید از این تالاب مناسب تر است چرا كه از گرمی هوا كاسته می شود. این تالاب معجزه ای است در دل خشك كویر. برای رسیدن به این تالاب از شهر وزنه در استان اصفهان باید ۲۵ كیلومتر به سمت شرق رفت.
همچنین تالاب گاوخونی در كنوانسیون بین المللی رامسر كه در سال ۱۹۷۱ برگزار شد، با داشتن شاخصه های ویژه هیدرولیكی، بیولوژیكی و اكولوژیكی به عنوان یك تالاب كم نظیر جهانی شناخته شد. در منطقه گاوخونی بیش از ۳۰ نوع پوشش گیاهی مانند تاغ، گز، اشك، درمنه، گون، شور، پرند و قیچ و بیش از ۲۰ هزار پرنده مهاجر مانند فلامینگو، مرغابی، غاز خاكستری و حیوانات دیگر مانند قورباغه تالابی، بزمجه، انواع مارمولك، آهو و گورخر زندگی می كنند كه خیلی از آنها از بین رفته اند.
بدین ترتیب باتلاق یا تالاب گاوخونی نه تنها ترسناك نیست بلكه یكی از مناطق طبیعی و منحصر به فرد جهان به شمار می رود.







بر گرفته از سایت تابناک

با كمك یك ساعت عقربه دار می توان راستای شمال - جنوب را مشخص کرد. ساعت خود را در مقابل چشمان خود نگه دارید و آن را طوری بچرخانید و بدست بگیرید كه نوك عقربه ساعت شمار به سمت خورشید گرفته شود.
در این حالت نیمساز زاویه بین عقربه ساعت شمار و عدد 12 بر روی ساعت، راستای جنوب را مشخص می كند و جهت مخالف آن راستای شمال را نشان می دهد.
البته باید در نظر داشته باشید كه این قاعده در نیمكره شمالی و بین محدوده 5/23 N تا 5/66 N درجه به این صورت است و در نیم كره جنوبی بین محدوده 5/23 S تا 5/66 S درجه كاملا برعكس است.
یعنی در هنگام تعیین راستای شمال و جنوب باید عدد 12 بر روی ساعت را به طرف خورشید گرفته و نیمساز زاویه بین عدد 12 و عقربه ساعت شمار راستای شمال را نشان می دهد.
یكی از نكاتی كه باید توجه داشته باشید این است كه اگر ساعت شما بر روی ساعتی غیر از ساعت واقعی (زمانی كه ساعت رسمی كشور را برای استفاده از روشنایی روز یك ساعت جلو می برند) تنظیم است باید نیمساز زاویه بین عقربه ساعت شمار با عدد 13 یا همان 1 را در نظر بگیرید.
جهت یابی با ساعت دیجیتالی
اما خیلی از مردم دارای ساعت دیجیتالی هستند. در این شرایط برای تعیین جهت كافی است كه ساعت را خوانده و سپس روی كاغذ ساعتی عقربه دار كه همان ساعت را نشان می دهد رسم كنید و در همان لحظه بدون اینكه وقت را صرف كنید با استفاده از این ساعت كاغذی طبق مراحل بالا راستای شمال - جنوب را پیدا كنید.
جهت یابی در هوای مه آلود
در هوای مه آلود و هنگامی كه تنها هاله ای از خورشید در آسمان مشخص است و جایگاه آن بخوبی قابل تشخیص نیست می توانید از روش بالا استفاده کنید. در این حالت كافی است كه یك تكه چوب نازك داشته باشیم و آن را بصورت قائم در زمین فرو كنیم و سایه آن در روی زمین هم راستا با جهت تابش خورشید بر روی زمین می افتد كه نوك سایه دقیقا در جهت مخالف خورشید قرار می گیرد. حال كه جایگاه خورشید مشخص شده است می توان از روش شرح داده شده راستای شمال - جنوب را مشخص كرد.
خلیج فارس :
خلیج فارس به وسعت حدود 232850 کیلومتر مربع در جنوب و میان ایران و شبه جزیرهی عربستان واقع شده و با دریای عمان از طریق تنگهی هرمز مربوط است. طول آن از دهانه اروندرود در شمال غربی تا تنگه هرمز در جنوب شرقی حدود 805 کیلومتر است و عرض میان 56 تا 288 کیلومتر متفاوت است. عمق آن چندان زیاد نیست : حداکثر ژرفای آن 182 متر در رأس المسندم و حداقل 30 متر در دهانهی اروندرود است. سراسر ضلع شمالی آن را سواحل ایران دربرگرفته است و در مساحت کمی از گوشهی شمال غربی آن کشورهای کویت و عراق قرار دارند.
در کف خلیج فارس برآمدگیهای سنگی و مرجانی وجود دارد که محل صید مروارید است. در فلات قاره و در اعماق آبهای خلیج فارس مخازن و میدانهای وسیع نفتی قرار دارد که بر اثر استخراج نفت در پیرامون خلیج فارس، از اهمیت بازرگانی خاصی برخوردار شده است.
خلیج فارس دریایی است آزاد که ایران را به وسیلهی راه تنگهی هرمز و از طریق آبهای اقیانوس هند، با سایر آبها و کشورهای دنیا مربوط میکند. این خلیج از آنجا که سر راه خطوط دریایی خاورمیانه واقع شده از نظر استراتژیکی نیز اهمیت دارد. به موازات ساحل دریا، رشته کوههایی قرار دارند که در بعضی نقاط این ارتفاعات به دریا منتهی میشوند و گاهی هم از دریا دور شده دشتهایی میان دریا و ارتفاعات قرار میگیرد.
بخش عمدهی صید ماهی کشور در سواحل جنوبی ایران صورت میگیرد. به عبارتی، حدود 78 درسد صید منابع آبزی کشور در سواحل جنوبی انجام میشود. مهمترین انواع ماهیان دریاهای جنوب عبارتند از: حلوا، شیرماهی، شوریده، قباد، سرخو، سنگسر و غیره.
2ـ دریای عمان :
دریای عمان، شاید بهتر است بگوییم که خلیج عمان پیشروی آب اقیانوس هند است به داخل خشکی در جنوب غربی آسیا. این خلیج در حقیقت از سه سو به خشکی و ازیک سو به دریای آزاد مرتبط است. شمال آن ایران و پاکستان، شرق آن شبه جزیره دکن و غرب آن شبه جزیرهی عربستان قرار دارد. تنها از سوی جنوب، این دریا به اقیانوس هند متصل است. سواحل جنوبی ایران از تنگهی هرمز تا بندر گواتر مجاور آن است و این مسافت نیمی از کنارههای جنوبی ایران را تشکیل میدهد. مدار رأسالسرطان از شمال آن عبور میکند و از اینرو این خلیج در منطقهی گرم کرهی زمین واقع است. حداکثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و در دی ماه دست کم 8/19 است. طول آن ازتنگهی هرمز تا دکن حدود 610 کیلومتر و عرض آن کمتر از عرض آبهای خلیج فارس است. مساحت آن 903 هزار کیلومتر مربع در مقابل عمق آن از خلیج فارس بیشتر است. عمق این خلیج در اطراف چاهبهار حدود 3398 متر است. هرچه به سوی غرب پیش برویم، عمق آن به سرعت کم میشود تا جایی که در نزدیکی تنگهی هرمز به 73 متر میرسد.
بنادر کوچکی چون جاسک ـ چاهبهار ـ گواتر در کنار این خلیجها دیده میشوند که بیانگر بازرگانی و دریانوردی تقریبا محدود آن است.
3ـ دریاچهی مازندران (کاسپین) :
بزرگترین دریاچهی جهان، دریاچهای است که به سبب وسعت زیاد 5/6 برابر دریاچهی «اورال» و 13 برابر دریاچهی «بایکال» و زمانی تمامی سطح خشکیهای آسیای جنوب باختری را میپوشانید، از همان زمانهای پیش دریا خوانده میشد.
این دریا میان ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان قرار گرفته و این کشورها از منابع آن به طور مشترک استفاده میکنند. از 6380 کیلومتر طول سواحل دریای مازندران به حدود 922 کیلومتر از آستارا تا رود اترک متعلق به ایران است.
مساحت این دریا حدود 424 هزار کیلومترمربع است. ژرفای دریاچهی مازندران در حوضهی شمالی بسیار کم، تقریبا چهار پنجم وسعتش دارای ژرفای کمتر از 10 متراست، تا جایی که بخش وسیعی از کاسپین شمالی به قدری کمژرفاست که فقط کرجیهای بسیار کوچک میتوانند در آن رفت و آمد کنند. ژرفای متوسط این حوضه حدود 2/6 متر است. در حوضهی جنوبی، ژرفای دریا نسبت به حوضهی شمالی بیشتر است و به حدود 960 تا 1000 متر میرسد و متوسط آن 325 متر است. دریای مازندران از نظر ژرفا و ویژگیهای دیگر، از شمال به جنوب به سه حوضه تقسیم میشود. حوضهی جنوبی یا کاسپین جنوبی که به سواحل ایران منتهی میشود، دارای شکلی تقریبا مربع است و وسعت این حوضه حدود 1555 کیلومتر مربع است که حدود 36درسد از مجموع وسعت دریا را شامل میشود.
دریای مازندران از نظر صید ماهی اهمیت بسیار دارد و ماهیان خاویاری دریای مازندران دارای شهرت جهانی هستند. سالیانه حدود 300 تن خاویار از صید این ماهیها به دست میآید. در دریای مازندران، حدود 100 گونه ماهی زندگی میکند که درحال حاضر تنها حدود 15 نوع آن مورد بهرهبرداری است.
سومین خلافت اسلامی و دومین سلسله اسلامی اطلاق میشود.خلافت عباسیان توسط خاندان عباسی اداره میشد. خلافت عباسی در سال ۷۵۰ میلادی در حران تاسیس شد .مرکز این خلافت بعدها از حران به بغداد منتقل شد،حکومت عباسی در بغداد در سال ۱۲۵۸ میلادی پس از یورش مغولان به پایان رسید.سپس توسط بازماندگان این دودمان حکومت مذکور به قاهره منتقل شد؛در سال ۱۵۱۹ میلادی پس از فتح شام و مصر توسط ارتش عثمانی سلسله عباسیان منقرض شد.
۱ ابوالعباس سفاح (۱۳۲ – ۱۳۶ ق)
در سال ۱۳۲ هجری قمری در مسجد کوفه به خلافت رسید که تا زمان مرگش در سال ۷۵۴ میلادی خلافت کرد. سَفاح از نوادگان عباس بن مطلب و از بنی هاشم بود. او در نخستین خطبهاش ادعا کرد که امویان با ستم حق آنها را پایمال کردند و با دادن وعده و وعید به مردم از آنها خواست تا سپاسگزار خداوند باشند تا به آنها این فرصت را دادهاست که شاهد دوران خلافت عباسیان باشند.
سفاح خلافت اموی را از میان برداشت و بزرگان خاندان اموی را کُشت. قبر تمام امویان در شام، به فرمان او کنده شد و تنها قبر عمر بن عبدالعزیز شکافته نشد.خلافت سفاح، ۴ سال به طول انجامید.
۲ ابوجعفر منصور دوانقی (۱۳۶ – ۱۵۸ ق)
نامش عبدالله، کنیهاش ابوجعفر و لقبش منصور بود و پسوند دوانیقی را از آن جهت بهدنبال لقب او آوردهاند که بسیار حسابگر و بخیل بود و بر کوچکترین اجزاء که دانه و حبه باشد حساب میکرد.
وي چند سالي پيش از شروع دعوت عباسي در "حميمه" متولد شد و با وجود آن كه از "سفاح" بزرگتر بود به جهت اين كه مادر منصور كنيز بود سفح به خلافت رسید. منصور به هنگام درگذشت سفاح در سفر حج بود و هنگامي كه خبر درگذشت برادرش را شنيد خود را به عراق رسانيد و چون از مدتي پيش به وليعهدي معين شده بود زمام امور را بدست گرفت.
منصور در سال 158 ه.ق بر اثر بيماري سوء هاضمه كه مدت ها بدان مبتلا بود درگذشت و دوران خلافت 22 ساله وي كه پر از حوادث گوناگون بود، پایان یافت. وي در هنگام مرگ 68 سال داشت و در قبرستان "معلاة" در مکه دفن شد.
۳ مهدی عباسی (۱۵۸ – ۱۶۹ ق).
۴ هادی عباسی (۱۶۹ – ۱۷۰ ق).
۵ هارون الرشید (۱۷۰ – ۱۹۳ ق)
در شهر ری زاده شد و در توس خراسان درگذشت. او پنجمین و نام آورترین خلیفه این دودمان عرب بود. او از شهریور165 تا فروردین 188 فرمانروایی کرد.
هارون پسر المهدی سومین خلیفه عباسی بود. مادرش کنیزی یمنی به نام الخیزران بود. او زنی پرنفوذ بر شوهر و پسرش بود.
در زمان هارون بغداد به اوج شکوه و زیبایی خود رسید. وی پرشکوهترین کاخ را در بغداد ساخت. بردگان و درباریان بسیار از کاخ او پاسداری میکردند. پس از چندی او کاخی دیگر به نام رقّاح را در شمال سوریه ساخت. او پس از جاگیر شدن در رفاح هرگز به بغداد بازنگشت.و سرانجام در هنگام سفر به بخشهای شرقی فرمانرواییش بیمار شد و مرد.
۶ امین عباسی (۱۹۳ – ۱۹۶ ق)
امین در شوال سال ۱۷۰ هجری، در رصافه دیده به جهان گشود، تولد او شش ماه بعد از برادرش مأمون بود. مادرش زبیده دختر جعفر بن منصور بود. از خصوصیات نسبی امین، هاشمی بودن پدر و مادرش است، که در هیچ یک از خلفای بنی عباسی دیده نشدهاست. از نطر چهره او یکی از زیباترین جوانان به شمار میرفت. او سفید چهره و قد بلند و دارای قدرت و شجاعت بود.امین پنج سال بیشتر نداشت، که پدرش او را به عنوان ولی عهد خویش قرار داد پدرش خلافت را پس از وفات خویش به امین، مأمون و قاسم سپرده بود ، اما امین پس از وفات پدرش مأمون و قاسم را خلع کرده، و برای فرزندش موسی به عنوان جانشین بعد از خودش بیعت گرفت. او تنها چهار سال و هشت ماه پس از نشستن بر کرسی خلافت توسط سپاه مأمون که به رهبری عبدالله بن طاهربود، کشته شد.او در آن زمان ۲۸ سال سن داشت.
۷ مأمون عباسی (۱۹۶ – ۲۱۸ ق)
مأمون که با کمک فضل بن سهل بر سر کار آمده بود، موفق شد پس از کشتن برادرش امین، و از میان بردن فضل بن سهل و امام رضا ع راه را برای خلافت خویش هموار کند.وی که احساس می کرد خراسان از مرکزیت دنیای اسلام به دور است و در عین حال می بایست موافقت خاندان عباسی را در بغداد به دست آورد، در سال 204 هجری به بغداد منتقل شد.وی در سال 218 بیمار شد و پس از چندی درگذشت.
۸ معتصم عباسی (۲۱۸ – ۲۲۷ ق).
۹ واثق عباسی (۲۲۷ – ۲۳۲ ق).
۱۰ متوکل عباسی (۲۳۲ – ۲۴۷ ق).
۱۱ منتصر عباسی (۲۴۷ – ۲۴۸ ق).
۱۲ مستعین عباسی (۲۴۸ – ۲۵۲ ق).
۱۳ معتز عباسی (۲۵۲ – ۲۵۵ ق).
۱۴ مهتدى عباسى (۲۵۵ – ۲۵۶ ق).
۱۵ معتمد عباسى (۲۵۶ – ۲۷۹ ق).
۱۶ معتضد عباسى (۲۷۹ – ۲۸۹ ق).
۱۷ مکتفى عباسى (۲۸۹ – ۲۹۵ ق).
۱۸ مقتدر عباسى (۲۹۵ – ۳۲۰ ق).
۱۹ قاهر عباسى (۳۲۰ – ۳۲۲ ق).
۲۰ راضى عباسى (۳۲۲ – ۳۲۹ ق).
۲۱ متقى عباسى (۳۲۹ – ۳۳۳ ق).
۲۲ مستکفی (۳۳۳ – ۳۳۴ ق).
۲۳ مطیع عباسى (۳۳۴ – ۳۶۳ ق).
۲۴ طایع عباسى (۳۶۳ – ۳۸۱ ق).
۲۵ قادر عباسى (۳۸۱ – ۴۲۲ ق).
۲۶ قائم عباسى (۴۲۲ – ۴۶۷ ق).
۲۷ مقتدی عباسى (۴۶۷ – ۴۸۷ ق).
۲۸ مستظهر عباسى (۴۸۷ – ۵۱۲ ق).
۲۹ مسترشد عباسى (۵۱۲ – ۵۲۹ ق).
۳۰ راشد عباسى (۵۲۹ – ۵۳۰ ق).
۳۱ مقتضی عباسى (۵۳۰ – ۵۵۵ ق).
۳۲ مستنجد عباسى (۵۵۵ – ۵۶۶ ق).
۳۳ مستطیء عباسى (۵۶۶ – ۵۷۵ ق).
۳۴ ناصر عباسى (۵۷۵ – ۶۲۲ ق).
۳۵ ظاهر عباسى (۶۲۲- ۶۲۳ ق).
۳۶ مستنصر عباسى (۶۲۳ – ۶۴۰ ق).
۳۷ مستعصم عباسى (۶۴۰ – ۶۵۶ ق).
فهرست کشورها
| پرچم | آرم | نام | جمعیت | مساحت (کیلومتر مربع) |
پایتخت |
|---|---|---|---|---|---|
| |
|
آذربایجان | ۹٬۴۹۳٬۶۰۰ | ۸۶٬۶۰۰ | باکو |
| |
|
اردن | ۶٬۵۰۸٬۸۸۷ | ۸۹٬۳۴۲ | امان |
| |
|
ارمنستان | ۲٬۹۷۰٬۴۹۵ | ۲۹٬۷۴۳ | ایروان |
| |
|
ازبکستان | ۲۸٬۳۹۴٬۱۸۰ | ۴۴۷٬۴۰۰ | تاشکند |
| |
|
افغانستان | ۳۰٬۴۱۹٬۹۲۸ | ۶۴۷٬۵۰۰ | کابل |
| |
|
امارات متحده عربی | ۵٬۳۱۴٬۳۱۷ | ۸۳٬۶۰۰ | ابوظبی |
| |
|
اندونزی | ۲۴۸٬۶۴۵٬۰۰۸ | ۱٬۹۰۴٬۵۶۹ | جاکارتا |
| |
|
ایران | ۷۸٬۸۶۸٬۷۱۱ | ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ | تهران |
| |
|
بحرین | ۱٬۲۴۸٬۳۴۸ | ۷۶۰ | منامه |
| |
|
برمه (میانمار) | ۵۴٬۵۸۴٬۶۵۰ | ۶۷۶٬۵۷۸ | نایپیداو |
| |
|
برونئی | ۴۰۸٬۷۸۶ | ۵٬۷۶۵ | بندر سری بگاوان |
| |
|
بنگلادش | ۱۵۰٬۰۳۹٬۰۰۰ | ۱۴۷٬۵۷۰ | داکا |
| |
|
بوتان | ۷۱۶٬۸۹۶ | ۳۸٬۳۹۴ | تیمفو |
| |
|
پاکستان | ۱۹۰٬۲۹۱٬۱۲۹ | ۷۹۶٬۰۹۵ | اسلامآباد |
| |
|
تاجیکستان | ۷٬۷۶۸٬۳۸۵ | ۱۴۳٬۱۰۰ | دوشنبه |
| |
|
تایلند | ۶۷٬۰۹۱٬۰۸۹ | ۵۱۳٬۱۲۰ | بانکوک |
| |
|
تایوان | ۲۳٬۲۶۱٬۷۴۷ | ۳۶٬۱۹۳ | تایپه |
| |
|
ترکمنستان | ۵٬۰۵۴٬۸۲۸ | ۴۸۸٬۱۰۰ | عشقآباد |
| |
|
ترکیه | ۷۹٬۷۴۹٬۴۶۱ | ۷۸۳٬۵۶۲ | آنکارا |
| |
|
تیمور شرقی | ۱٬۱۴۳٬۶۶۷ | ۱۴٬۸۷۴ | دیلی |
| |
|
چین | ۱٬۳۴۳٬۲۳۹٬۹۲۳ | ۹٬۵۹۶٬۹۶۱ | پکن |
| |
|
روسیه | ۱۴۲٬۵۱۷٬۶۷۰ | ۱۷٬۰۹۸٬۲۴۲ | مسکو |
| |
|
ژاپن | ۱۲۷٬۳۶۸٬۰۸۸ | ۳۷۷٬۹۱۵ | توکیو |
| |
|
سریلانکا | ۲۱٬۴۸۱٬۳۳۴ | ۶۵٬۶۱۰ | کلمبو |
| |
|
سنگاپور | ۵٬۳۵۳٬۴۹۴ | ۶۹۷ | سنگاپور |
| |
|
سوریه | ۲۲٬۵۳۰٬۷۴۶ | ۱۸۵٬۱۸۰ | دمشق |
| |
|
عراق | ۳۱٬۱۲۹٬۲۲۵ | ۴۳۸٬۳۱۷ | بغداد |
| |
|
عربستان سعودی | ۲۶٬۵۳۴٬۵۰۴ | ۲٬۱۴۹٬۶۹۰ | ریاض |
| |
|
عمان | ۳٬۰۹۰٬۱۵۰ | ۳۰۹٬۵۰۰ | مسقط |
| |
|
فلسطین | ۴٬۲۷۹٬۶۹۹ | ۶٬۲۲۰ | غزه/رامالله |
| |
|
فیلیپین | ۹۹٬۳۹۲٬۷۰۰ | ۳۰۰٬۰۰۰ | مانیل |
| |
|
قبرس | ۱٬۰۹۹٬۳۴۱ | ۹٬۲۵۱ | نیکوزیا |
| |
|
قرقیزستان | ۵٬۴۹۶٬۷۳۷ | ۱۹۹٬۹۵۱ | بیشکک |
| |
|
قزاقستان | ۱۷٬۵۲۲٬۰۱۰ | ۲٬۷۲۴٬۹۰۰ | آستانه |
| |
|
قطر | ۱٬۹۵۱٬۵۹۱ | ۱۱٬۵۸۶ | دوحه |
| |
|
کامبوج | ۱۴٬۹۵۲٬۶۶۵ | ۱۸۱٬۰۳۵ | پنومپن |
| |
|
کره جنوبی | ۵۰٬۰۰۴٬۴۴۱ | ۱۰۰٬۲۱۰ | سئول |
| |
|
کره شمالی | ۲۴٬۵۸۹٬۱۲۲ | ۱۲۰٬۵۳۸ | پیونگیانگ |
| |
|
کویت | ۲٬۶۴۶٬۳۱۴ | ۱۷٬۸۱۸ | کویت |
| |
|
گرجستان | ۴٬۵۷۰٬۹۳۴ | ۶۹٬۷۰۰ | تفلیس |
| |
|
لائوس | ۶٬۵۸۶٬۲۶۶ | ۲۳۶٬۸۰۰ | وینتیان |
| |
|
لبنان | ۴٬۱۴۰٬۲۸۹ | ۱۰٬۴۰۰ | بیروت |
| |
|
مالدیو | ۳۹۴٬۴۵۱ | ۲۹۸ | ماله |
| |
|
مالزی | ۲۹٬۱۷۹٬۹۵۲ | ۳۲۹٬۸۴۷ | کوالالامپور |
| |
|
مغولستان | ۳٬۱۷۹٬۹۹۷ | ۱٬۵۶۴٬۱۱۶ | اولان باتور |
| |
|
نپال | ۲۹٬۸۹۰٬۶۸۶ | ۱۴۷٬۱۸۱ | کاتماندو |
| |
|
ویتنام | ۹۱٬۵۱۹٬۲۸۹ | ۳۳۱٬۲۱۲ | هانوی |
| |
|
هند | ۱٬۲۰۵٬۰۷۳٬۶۱۲ | ۳٬۲۸۷٬۲۶۳ | دهلی نو |
| |
|
یمن | ۲۴٬۷۷۱٬۸۰۹ | ۵۲۷٬۹۶۸ | صنعا |
نکته : اطلاعات جمعیتی کشورها بروز نیستند.
.: Weblog Themes By Pichak :.




ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید