با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ معلم كلاس ششم- محمد ابراهیم پاشا-گلپایگان
زیارت عاشورا

کدام قفل برای تلفن همراه شما مناسب است؟

تحقیقات نشان داده که اغلب کاربران رمزهایی را انتخاب می کنند که به راحتی قابل حدس زدن هستند.

از زمانی که تلفن همراه وارد زندگی روزمره ما شد علاوه بر مزایای فراوان، همیشه مشکلاتی نیز به همراه داشته و دارد.

یکی از مهم ترین مشکلاتی که از ابتدای پیدایش تلفن همراه تاکنون دغدغه همه کاربران و حتی تولیدکنندگان بوده امنیت موبایل است. به همین سبب تولید کنندگان تلفن های همراه همواره در تلاش بوده اند راه های متفاوتی برای کدگذاری تلفن های همراه ارائه کنند که در عین راحتی کار از ضریب امنیتی بالایی هم برخوردار باشد.

بنابراین بهتر است در انتخاب رمز تلفن همراهمان دقت بیشتری داشته باشیم و هر شیوه ای را که پلتفرم در دسترسمان گذاشته به بهترین و امن ترین وجه استفاده کنیم و هنگام تعیین کد امنیتی به این نکته دقت کنیم که رمز انتخابی ما تا چه حد قابل حدس زدن است. اگر بخواهیم اطلاعات موجود در تلفن همراهمان از ضریب امنیتی بالاتری برخوردار باشد بهتر کار را از پایه درست کنیم یعنی سراغ گوشی یا درواقع سیستم عاملی برویم که به این نکته توجه بیشتری داشته و بهترین و مطمئن ترین راه را برای قفل کردن گوشی انتخاب کرده است.

در ادامه روش های متفاوت کدگذاری صفحه تلفن های همراه را از ابتدا تاکنون بررسی می کنیم و انتخاب دستگاه ایمن را به خود شما می سپاریم تا بر اساس اهمیتی که برای ایمن بودن اطلاعات موجود در موبایلتان قائل هستید گوشی خود را انتخاب کنید.

کد چهاررقمی

اولین تلفن هایی که وارد بازار شدند همه با کد امنیتی چهاررقمی که کاربر تعیین می کرد رمز گذاری می شدند. هنوز هم هستند کاربرانی که از این روش استفاده می کنند و نیازی به تغییر روش کدگذاری به روش های جدیدتر و امن تر ندارند.این شیوه که در زمان خودش تنها روش کدگذاری بود و از اصول مهم امنیت گوشی به شمار می رفت حالادیگر در مقایسه با روش های موجود از ضریب امنیت چندانی برخوردار نیست.

جدا از اینکه همان طور که اشاره کردیم اغلب کاربران از کدهای بسیار ساده و قابل حدس از قبیل سال تولد و شماره شناسنامه استفاده می کنند و به راحتی می توان با داشتن اطلاعات اولیه کاربر موردنظر رمز عبور گوشی اش را حدس زد. نکته دیگری که در این روش حائز اهمیت است اینکه در گوشی های اندرویدی بعد از وارد کردن کد چهاررقمی کاربر باید گزینه OK را بزند تا قفل گوشی باز شود. این مرحله که کاملا اضافی به نظر می رسد باعث می شود کاربر را کلافه کند که البته اندروید و ویندوزفون این مرحله را حذف کرده اند، ولی برخلاف انتظار اندروید به اجرای این مرحله اضافی همچنان متعهد مانده و ظاهرا قصد حذف کردنش را ندارد.

در نهایت اینکه کدگذاری موبایل با این روش حتی اگر کاربر سخت ترین شماره و رقمی را انتخاب کند که به راحتی قابل حدس و تشخیص نباشد باز هم روش ناامنی است، چرا که در این صورت کاربر هنگام وارد کردن کد باید همیشه تنها باشد تا کسی کد وارد شده را نبیند که مشخص است که این شرایط هرگز امکان پذیر نیست.

کلمه یا حروف

این روش هم از لحاظ ضریب پایین امنیت دست کمی از کد چهاررقمی ندارد. در این روش هم حتی اگر کاربر کلمه یا حروف دست یافتنی نگذارد باز هم با نگاه کردن به گوشی و حرکات دست او می توان به راحتی حدس زد که رمز انتخابی اش چیست، هرچند کاربران بسیاری هستند که با بی توجهی به امنیت گوشی حروف ساده و قابل حدس انتخاب می کنند و به این ترتیب کمک بزرگی به سارقان می کنند.

الگو (pattern)

این روش طرفداران بسیاری در بین کاربران اندروید پیدا کرده است. بسیاری از کاربران حالا دیگر از واردکردن عدد یا حرف استفاده نمی کنند و به این روش رو آورده اند که بی دلیل هم نیست.

کاربران با وارد کردن شکل و طرح مورد نظر خود می توانند تلفنشان را رمزگذاری کنند و از امنیت آن مطمئن باشند، هرچند این اطمینان در مقایسه با روش کدگذاری با عدد و حرف مطمئن است.

در این روش هم کافی است هنگامی که کاربر طرح موردنظر خود را وارد می کند کنارش ایستاده باشید تا بتوانید تشخیص بدهید که از چه طرحی استفاده می کند.

البته در این مورد هم مانند دیگر روش ها انتخاب خود کاربر اهمیت بسیار بالایی دارد. در تحقیقاتی که اخیرا انجام شده مشخص شده است که ۴۴درصد افراد الگوی خود را از دایره واقع در گوشه سمت چپ و بالای صفحه نمایش شروع می کنند، ۷۷ درصد طرح خود را از یکی از گوشه ها شروع می کنند و اکثر کاربران هم فقط از ۵ دایره برای ساخت پترن استفاده می کنند، هرچند که شمار کاربرانی که از ۴ دایره استفاده می کنند نیز کم نیست. بیش از ۱۰ درصد پترن ها هم شکل یک حرف انگلیسی را تداعی می کنند؛ حرفی که شاید حرف ابتدای اسم صاحب دستگاه باشد .

تشخیص چهره

در این روش صورت کاربر کلید باز کردن تلفن همراه است. به این صورت که چهره کاربر در ابتدا اسکن می شود و بعد از ذخیره شدن در پایگاه داده فقط خود کاربر است که باید در مقابل گوشی بایستد تا با تعیین هویت قفل گوشی باز شود. به این ترتیب رمز و کدی در کار نیست که سارقان یا هکرها بتوانند از طریق آن به گوشی و نرم افزارهای قفل شده دسترسی داشته باشند؛ ولی مشکلی که در این بین هست اینکه شما کافی است عکس فردمورد نظر را در اختیار داشته باشید تا از طریق آن تلفن همراه او را باز کنید؛ چراکه این روش فرق بین چهره واقعی و عکس را تشخیص نمی دهد.

اثر انگشت

این روش در تعیین هویت از دقت صددرصد برخوردار است؛ چرا که امکان شباهت اثر انگشت دو نفر انسان یک شصت و چهار میلیاردم است و حتی در دوقلوهای یکسان (تک تخمکی) نیز اثر انگشت متفاوت است. شرکت اپل هنگام عرضه آی فون ۶ و آی فون ۶ پلاس، مانور رسانه ای بسیاری را روی استفاده از حسگر اثر انگشت در این تلفن ها داده بود.

البته سامسونگ هم از این شیوه استفاده کرده بود که به خاطر محدودیت های سنسور مشکلات فراوانی داشت و در بسیاری مواقع بر حسب جهتی که کاربر انگشت خود را روی حسگر حرکت می داد با پیغام خطا مواجه می شد.

در حالی که اپل از همان ابتدا یکی از بهترین حسگرهای ممکن را در محصولش ارائه کرده بود که این امر سبب نکوهش بیشتر سامسونگ از جانب هوادارانش شده بود و باعث شد که در گلکسی S6 این مشکل تا حد زیادی برطرف شود. در این بین موتورولا هم در گوشی آتریکس از حسگر اثر انگشت استفاده کرده بود که به علت فروش پایین فراگیر نشد.

روش اثر انگشت به عنوان راهی امن و مطمئن برای بازکردن تلفن همراه سر و صدای زیادی به پا کرد با این حال موازی با آن، نگرانی های امنیتی زیادی هم درباره لو رفتن اطلاعات اثر انگشت کاربران و درز آن به سازمان های دولتی و امنیتی نیز به وجود آورد. هرچند اپل عنوان کرده که این اطلاعات به هیچ وجه از گوشی خارج نمی شود و در دسترس اپل یا هیچ سازمان دیگری قرار نخواهد گرفت.

باز هم شگفتی های بلک بری

در بالابردن امنیت و حفظ حریم خصوصی تاحالا شرکتی نتوانسته با بلک بری رقابت کند. بیشتر کاربران اندروید برای امنیت گوشی الگو (Pattern lock) را بهترین روش می دانند و کاربران iOS هم همان طور که گفتیم با تشخیص اثر انگشت سعی در بالابردن ضریب امنیت تلفن های خود دارند ولی از همه اینها که بگذریم بلک بری چیز دیگری است. شرکت بلک بری برای برقراری امنیت در گوشی های خود طرح جدیدی را برای قفل گوشی های خود ارائه داده که موجب شده طرفداران بسیار زیادی در دنیا پیدا کند.

روش جدید بلک بری به این صورت است که کاربر در ابتدا کافی است یک عدد را از بین صفر تا نه و یک عکس را از بین عکس های پیشنهادی بلک بری یا عکس موردنظر خودش انتخاب کند، سپس عدد انتخاب شده را روی هرقسمتی از عکس که می خواهد بگذارد.

به این ترتیب اطلاعات ذخیره می شود و کاربر هنگام بازکردن گوشی کافی است عدد برگزیده اش را روی قسمتی از عکس انتخاب شده بگذارد.

نکته جالب توجه در این شیوه این است که ترتیب عددها همیشه در حال تغییر است و اگر شخصی کنار کاربر بایستد به هیچ عنوان نمی تواند تشخیص دهد که کاربر کدام عدد را در کدام قسمت عکس می گذارد.

می توان گفت این روش در عین راحتی کار بالاترین ضریب امنیت را دارد و حتی می توان گفت که از اثر انگشت هم امن تر است؛ چراکه شاید بتوان از اثر انگشت فرد موردنظر هنگامی که مثلا خواب است استفاده و گوشی را باز کرد؛ ولی با روش بلک بری حتی در این صورت هم نمی توان کاری از پیش برد و به جرات می توان گفت که بی دلیل نیست که رئیس جمهورهای کشورهای پیشرفته اجازه ندارند غیر از بلک بری از گوشی دیگری استفاده کنند.



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 11:18 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

این کارها به تلفن همراه صدمه می زند

پلیس فتا ناجا در خصوص کارهایی که منجر به آسیب و کوتاه شدن عمر گوشی های تلفن همرا می شود، به شهروندان توصیه هایی را به شرح زیر اعلام کرد.

خاموش نکردن گوشی

کارشناسان بر این عقیده اند که برای جلوگیری از استهلاک شدید گوشی هوشمند به ویژه در خصوص باتری آن باید حداقل هر یک هفته یک بار آن را خاموش کنید. چرا که روشن بودن مداوم گوشی، باتری را تحت فشار شدید قرار می دهد. در نتیجه بهتر است که به جای کوک کردن ساعت گوشی هوشمند خود، یک ساعت زنگ دار بخرید و در طول شب و هنگام خواب به هوشمند خود استراحت دهید.

روشن گذاشتن WiFi و بلوتوث به شکل مداوم

هنگامی که بدون هیچ استفاده موردی، WiFi یا بلوتوث یا هر دو آنها در گوشی هوشمند فعال و روشن باشند عملا انرژی گوشی هدر می رود. متاسفانه اغلب کاربران حتی در زمانی که خارج از منزل یا محل کار هستند و عملا به اینترنت دسترسی ندارند WiFi گوشی خود را روشن می گذارند که مصرف باتری را به شدت افزایش می دهد. بهترین کار عادت به خاموش کردن WiFi در مواقع غیر ضروری یا استفاده از نرم افزارهای مخصوص به این کار است.

استفاده از گوشی در آب و هوای نامناسب

گوشی هوشمند شما برای کار با یک دمای خاص طراحی شده است و چنانچه در آب و هوایی بیش از اندازه سر یا گرم قرار بگیرد، این امر منجر به خالی شدن سریع باتری یا حتی خاموش شدن ناگهانی آن خواهد شد. این دما بین صفر تا 32 درجه سانتی گراد است. در چنین شرایطی بهترین کار خاموش کردن گوشی یا نگه داشتن آن در جیب لباس است تا از آسیب به باتری یا گوشی، اجتناب شود.

شارژ کردن هوشمند در تمام طول شب

معمولا بسیاری از ما کاربران عادت به آن داریم که گوشی هوشمند خود را در طول شب و هنگام خواب به شارژ بزنیم تا صبح با باتری پر، از آن استفاده کنیم. اما برخی کارشناسان بر این نظر هستند که این کارایده خوبی نیست. هرچند هنوز بر سر صحت این موضوع توافقی صورت نگرفته اما گفته می شود که این کار منجر به آسیب باتری در بلند مدت می شود. برخی کارشناسان بر این باورند که بهترین زمان برای کشیدن گوشی از شارژ، قبل از رسیدن به صد درصد است زیرا باقی ماندن در شارژ بعد از پر شدن باتری به مرور زمان منجر به کاهش ظرفیت آن می شود.

شارژ بیش از اندازه یا خالی کردن کامل باتری

شان بروسکی مشاور ارشد یکی از شرکت های سازنده تجهیزات شارژ به نام Farbe Technik معتقد است باتری های از نوع Lithium-ion یعنی باتری هایی که در گوشی های هوشمند هم استفاده می شوند، بهترین کارایی خود را در بازه 50 تا 80 درصد شارژ دارند. خالی شدن کامل باتری هوشمند، دشارژ عمیق باتری را به دنبال دارد و منجر می شود تا یون های باتری قادر به ذخیره شارژ نباشند. در واقع اپل بر این عقیده است که باید با باتری ها همانند رویه های تغذیه ای رفتار کرد. همانطور که هیچ انسانی نباید بیش از اندازه یا کمتر از حد نیاز غذا بخورد این موضوع در مورد باتری های Lithium-ion هم صادق است.

استفاده از شارژ های متفرقه یا مربوط به گوشی های دیگر

هر باتری شارژر مخصوص خود با ولتاژ تعریف شده دارد و بر اساس ظرفیت باتری و نوع آن این شارژر متفاوت است. در نتیجه استفاده از شارژر های متفرقه هرچند می تواند منجر به شارژ شدن هوشمند شما باشد، اما در عین حال می تواند آسیب جدی به گوشی یا باتری آن نیز وارد کند. بهتر است قبل از استفاده از یک شارژر متفرقه، از همخوانی آن با باتری هوشمند با استفاده از اطلاعات قبلی در مورد شارژر مخصوص گوشی خود مطمئن شوید.

تمیز نکردن گوشی

گوشی های هوشمند منبعی از ویروس ها و آلودگی ها هستند. برای آنکه از این موضوع مطمئن شوید کافی است بدانید وب سایت Mashable گزارش داده است که ظرف غذای حیوانات و دستشویی ها، جرم و آلودگی کمتری در هر اینچ مربع نسبت به گوشی هوشمند دارند! در نتیجه بهتر است هر چند وقت یکبار به فکر تمیز کردن گوشی هوشمند خود و ضد عفونی کردن آن با اسپری های مخصوص باشید. استفاده با احتیاط از یک سوزن یا خلال دندان برای پاک کردن اجرام از حاشیه های گوشی نیز مناسب است.

عدم استفاده از گذرواژه بر روی هوشمند

البته این موضوعی است که بارهای در مورد آن هشدار داده شده و اکنون نیز بسیاری از کاربران از الگو یا گذرواژه برای حفاظت ابتدایی از گوشی هوشمند خود استفاده می کنند. این توصیه برای آن دسته از کاربرانی است که بنا به هر دلیل از جمله تنبلی گوشی، خود را بدون هیچ گذرواژه یا مکانیزم حفاظتی رها کرده اند. همچنین باید توجه داشت که استفاده از گذرواژه در نسبت با استفاده از الگو ضریب امنیتی فوق العاده بیشتری را در اختیار کاربر قرار می دهد، لذا توصیه این است که تا حد امکان به جای استفاده از الگو از گذرواژه بر روی هوشمند خود استفاده کنید.

اجازه به برنامه برای دسترسی به اطلاعات موقعیت جغرافیایی

نرم افزارهایی مانند نقشه ها و مسیر یاب ها برای آنکه به درستی کار کنند نیازمند دسترسی به اطلاعات مکان جغرافیایی شما یا همان Location Service هستند. همچنین این برنامه ها هر زمان که نیاز به استفاده از این ابزار داشته باشند شما را در جریان قرار می دهند. سایر برنامه ها اما نیازی به دسترسی به این امکان ندارند و اگر هر برنامه متفرقه ای نیاز به این دسترسی داشت، بهترین حالت این است که به آن شک کنید. در نتیجه بهتر است برای سایر برنامه های غیر متفرقه استفاده از Location را خاموش کنید.

فعال کردن اعلان یا Notification برای هر کدام از برنامه ها

اعلان ها صرف نظر از آنکه مدام گوشی شما را به صدا در می آورند، نیاز به برقراری ارتباط مخابراتی یا اینترنتی مداوم دارند. نتیجه این موضوع نیز کاهش سریع ذخیره باتری است. در نتیجه بهترین راه برای رهایی از مزاحمت های بی مورد و نجات ذخیره باتری غیر فعال کردن اعلان های غیر ضروری در تنظیمات گوشی هوشمند است.



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 11:18 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
معجزه لیمو و عسلبهتر است لیموترش به شیوه ارگانیک کشت شده باشد و عسل نیز اصل باشد. در صورتی که عجله دارید می توانید کمی آب سرد به آن اضافه کنید تا زودتر خنک شود. این معجون را ناشتا بنوشید.

درباره خواص عسل و لیمو بسیار شنیده ایم اما زنی به نام کریستال دایوز بعد از یک سال مصرف این معجون خوشمزه تجربیات جالب خود را بازگو کرده است.  
 
خانم دایوز که هر روز صبح مقدار مشخصی از محلول آب لیمو و عسل در آب مصرف کرده است می گوید که بعد از یک سال این اتفاقات برای او رخ داده است:
 
1- با آن که خانم دایوز از جمله کسانی بود که مرتب مریض می شوند اما در طول این یک سال هرگز دچار سرماخوردگی و آنفلوانزا نشد و مشکلات گوارشی برایش پیش نیامد. کمتر پیش می آمد که احساس کسالت و سردرد داشته باشد.

2- تمایل وی به خوردن قهوه صبحگاهی کاهش یافت.

3- علاقه او به صبح ها زیاد شد چون دیگر هنگام بیدار شدن احساس خواب آلودگی و خستگی نداشت بلکه برعکس با انرژی و نشاط زیاد از خواب بر می خاست.

4- پوست چهره اش روشن و درخشان شد و اثری از لک و جوش باقی نماند.

5- این نسخه سحرآمیز برای نزدیکان خانم دایوز هم مفید بوده و با استفاده از آن وضعیت سلامتی آنان بهبود یافته و کمتر مریض شده اند.

و اما طرز تهیه معجون: آب را بجوشانید و سپس به اندازه یک فنجان کنار بگذارید ولرم شود. آب نصف لیموترش و یک قاشق بزرگ عسل به آن بیفزایید. توجه داشته باشید که بهتر است لیموترش به شیوه ارگانیک کشت شده باشد و عسل نیز اصل باشد. در صورتی که عجله دارید می توانید کمی آب سرد به آن اضافه کنید تا زودتر خنک شود. این معجون را ناشتا بنوشید.

از دیگر خواص معجون عسل و لیموترش می توان این موارد را نام برد:

- از یبوست جلوگیری می کند.

- به دلیل ادرارآور بودن از التهابات دستگاه ادراری می کاهد.

- کبد را از سموم تصفیه می کند.

- به حفظ تناسب اندام و وزن ایده آل کمک می کند.

- با تولید مواد آنتی اکسیدان به پوست برای کولاژن سازی کمک می کند و باعث درخشش آن می شود.

هرکسی می تواند از این نسخه استفاده کند حتی کودکانی را که زیاد مریض می شوند می توان به خوردن آن عادت داد و با افزودن میزان عسل تمایل کودکان را به خوردن آن افزود.

این نسخه تقویت دستگاه ایمنی بدن کودکان را تضمین می کند و بزرگسالان نیز در صورت مصرف از سردرد، التهاب دستگاه ادراری و مشکلات گوارشی خلاص می شوند.

منبع: العالم



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 04:26 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
راوى از امام باقر(ع) پرسید: اولین کسى که وارد جهنم می شود کیست؟، فرمودند: ابلیس و دو نفر دیگر که در سمت راست و چپ او هستند.

در روز قیامت عذاب هفت نفر از همه سخت‌تر است، فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت....

شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» درباره کیفر قابیل فرزند خطارکار حضرت آدم(ع) و دو نفر از بنی اسرائیل و دو تن از امت اسلام با توجه به روایات رسیده این چنین نقل می کند:

- راوى می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: در روز قیامت عذاب هفت نفر از همه سخت‌تر است: فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت، نمرود که با حضرت ابراهیم(ع) در مورد خداوند بحث و خدا را انکار کرد، دو نفر از بنى اسرائیل که قوم خود را یهودى و مسیحى کردند، فرعون که گفت: من بالاترین خداى شما هستم و دو نفر از این امت که یکى از آن‌ها بدتر از دیگران است و در تابوتى شیشه‌اى در زیر جهنم در دریاهایى از آتش قرار دارد.

 
- راوى از امام باقر(ع) پرسید: اولین کسى که وارد جهنم می شود کیست؟، فرمودند: ابلیس و دو نفر دیگر که در سمت راست و چپ او هستند.

- اسحاق بن عمار صیرفى مى‌گوید: به امام کاظم(ع) عرض کردم: درباره آن دو نفر چیزى بگویید و من درباره آن دو مطالب زیادى از پدرتان شنیده‌ام، فرمودند: اى اسحاق! اولى همانند آن گوساله و دومى همانند سامرى است.
عرض کردم: بیشتر بفرمایید.
فرمودند: به خدا سوگند آن‌ها عده‌اى را مسیحى، یهودى و مجوسى کردند، خداوند کار آن‌ها را نبخشد.
عرض کردم: بیشتر بفرمایید.
فرمودند: سه نفر هستند که خداوند به آن‌ها نظر رحمت نمى‌افکند، آن‌ها را پاک نمی کند و عذاب دردناکى براى آنها مهیاست.
عرض کردم: فدایت گردم، اینان کیستند؟
فرمودند: کسى که از جانب غیر خدا ادعاى امامت کند یا امام از طرف خدا را بدنام کند و یا گمان کند آن دو نفر بهره‌اى از اسلام داشته‌اند.
عرض کردم: بیشتر بفرمایید.
فرمودند: اى اسحاق! برایم فرقى ندارد که آیه محکمى از قرآن را محو کنم، پیامبرى حضرت محمد(ص) را انکار کنم، گمان کنم در آسمان خدایى نیست یا در امامت بر حضرت على(ع) پیشى بگیریم (یعنى گناه این کارها با گناه انکار امامت امیرالمؤمنین(ع) و ادعاى امامت خودم برابر است).
عرض کردم: فدایت شوم، بیشتر بفرمایید.
فرمودند: ای اسحاق! همانا در جهنم دره‌اى به نام «سقر» است، از زمانى که خداوند آن را آفریده، نفس نکشیده است، اگر خداوند به اندازه سر سوزنى به او اجازه تنفس بدهد، بدون شک همه زمینیان را آتش مى‌زند و همانا جهنمی‌ها از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى اهل این دره آماده کرده، گریزانند و همانا بدون شک در این دره کوهى است که همه کسانى که در این دره هستند از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى ساکنان این کوه مهیا کرده است، گریزان هستند.
و همانا بدون شک در این چاه افعى‌ای است که همه اهل این چاه از پلیدى، بدبویى، کثیفى و سم‌هایى که خداوند عزوجل در نیش آن براى اهلش مهیا کرده، گریزان هستند و همانا و بدون تردید در شکم این افعى هفت صندوق است که پنج نفر از امت‌هاى گذشته و دو نفر از این امت در آن هستند.
عرض کردم: فدایت شوم این پنج نفر و دو نفر کیستند؟
فرمودند: آن پنج نفر عبارتند از: قابیل که هابیل را کشت، نمرود که با حضرت ابراهیم(ع) درباره وجود خدا بحث کرد و منکر خدا شد و گفت: من زنده می کنم و می میرانم، فرعون که گفت: من بالاترین خداى شما هستم، یهودا که گروهى را یهودى کرد و بولس که عده‌اى را مسیحى کرد و دو تن بیابانى از این امت.

منبع: فردا



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 04:24 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 درک الکتریسیته‌ی ساکن

الکتریسیته‌ی ساکن، که به صراحت به معنای "الکتریسیته در حالتِ سکون" است، به عنوانِ نشستِ بارهای الکتریکی یا الکترون‌ها روی سطحِ ماده تعریف شده است.

به طور کلی، الکتریسیته‌ی ساکن زمانی ایجاد می‌شود که یک ماده روی سطح ماده‌ی دیگر مالیده می‌شود. در این حال هر چند بارهای الکتریکی موجود است، باعث تشکیلِ جریان متناوب یا جریان مستقیم نمی‌شوند. بنا بر این، این بارها که تحت عنوانِ "ساکن" نامیده می‌شوند، همان طور که قبلاً هم ذکر شد، به صراحت به معنای "الکتریسیته در حالتِ سکون" هستند.

درک الکتریسیته‌ی ساکن

علل

وقتی دو ماده در تماس فیزیکی نسبت به هم قرار می‌گیرند، الکترون‌ها از سطح یک ماده به سطح ماده‌ی دیگر حرکت می‌کند. ماده ای که الکترون عرضه می‌کند، بار مثبت اضافی به دست می آورد که پروتون نام دارد و ماده‌ای که الکترون به دست می‌آورد، بار منفی اضافی به نام الکترون، دریافت می‌کند. این فرایند صرفاً به معنای انتقالِ الکتریسیته نیست. کشف شده است که بیشتر موادِ دارایِ توانایی نمایشِ الکتریسیته‌ی ساکن، نا رسانای الکتریکی هستند.

دلیل

به خوبی شناخته شده است که بارهای مخالف یک دیگر را جذب می‌کنند، در حالی که بارهای مشابه یک دیگر را دفع می‌کنند. بنا بر این، اگر یک جسم با الکترون‌های ساکن روی سطح آن، جسم دیگر که دارای بار مخالف است را جذب کند، وجود بار می‌تواند ثابت شود.

یک میله نا رسانا که در ابتدا خنثی با مقدار مساوی از بارهای مثبت و منفی است را در نظر بگیرید. هنگامی که میله برای مدتی روی یک سطح زبر مالیده می‌شود، ناچاراً بارهایی مثبت روی سطح خود به دست می‌آورد. اکنون، میله را به مهره‌های کوچکی که خنثی هستند نزدیک می‌کنیم. میله، مهره‌ها را جذب می‌کند.

میله‌ای مشابه‌، وقتی به یکی از این مهره‌ها که قبلاً روی سطح میله مالیده شده است و بنا بر این بار مثبت به دست آورده است، نزدیک می‌شود، با هل دادن، مهره را از خود دور می کند.

اثرات

با کمک آزمایش‌ها، مشخص شده است که یک جسمِ دارای الکترون‌های ساکن روی آن، یک جسم با بار متضاد را بیشتر از جسمی با بارهای خنثی، جذب می‌کند، به این دلیل که پیوند مولکولی قویِ الکترون‌ها با سطح ماده، الکترون‌ها را بدون تغییر و دست ‌نخورده نگه می‌دارد. اما زمانی که جسم با بارِ متضاد، نزدیک آن آورده می‌شود، الکترون‌ها را با نیروی بیشتری جذب کرده و پیوند مولکولی قوی را می‌شکند و در سراسر جسم دیگر می‌پرد.

زمانی که الکترون‌ها، بیشتر و بیشتر در سراسر جسم حرکت می‌کنند، هوای احاطه شده توسط آنها گرم شده و باعث می‌شود الکترون‌های دیگر به جسم دریافت‌کننده منتقل شود. در نهایت، منجر به موقعیتی می‌شود که هر دو عنصر، بارهای خنثی به دست می‌آورند.

از آن جا که الکتریسیته‌ی ساکن، ترکیبی داخلی از بارهای الکتریکی (پروتون ها و الکترون‌ها) در دو ماده است که از یک دیگر جدا هستند، احتمال زیادی وجود دارد که اجزای الکتریکی و الکترونیکی کوچک، به دلیل تأثیرِ آن آسیب ببینند. از این رو، سازندگان چنین دستگاه‌هایی، استفاده از تعدادی از دستگاه‌های ضد استاتیک را برای جلو گیری از این تأثیر، شروع کرده‌اند.

منبع:راسخون



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:56 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

حقایق شگفت انگیز در مورد زمان

زمان بر زندگی ما حکم رانی می کند و همه ما آرزو داریم که زمان بیشتری داشتیم. کسب و کارها به واسطه آن پول در می آورند و دانشمندان می توانند آن را با دقت حیرت انگیزی اندازه گیری کنند. اوایل سال ۲۰۱۳ پژوهشگران آمریکایی از یک ساعت اتمی دقیق با اختلافی کمتر از یک ثانیه از زمان بیگ بنگ۱در ۱۴ میلیارد سال پیش پرده برداری کردند.

اما واقعا زمان چیست؟ با وجود آشنا بودنش، غیر قابل توصیف بودنش حتی بزرگ ترین متفکران را هم به مبارزه می طلبد. بیش از ۱۶۰۰ سال پیش، فیلسوف آگوستین۲از شهر هیپو۳شکست را با کلماتی که هنوز هم به گوش می رسند پذیرفت: «اگر هیچ کس از من نپرسد می دانم آن چیست، اما اگر بخواهم آن را برای کسی که بپرسد توضیح دهم، نمی دانم.» به باور فیزیک دان نظری لی اسمولین۴، زمان هنوز هم با این معمای کهنه دست به گریبان است، او می گوید: «درک کردن ماهیت زمان، مهم ترین مسئله روبروی دانش است.»

به عنوان یکی از بنیان گذاران موسسه پریمتر در فیزیک نظری۵در شهر انتاریو۶ی کانادا که متخصص کار با پرسش های بنیادین فیزیک هستم، پروفسور اسمولین از هر کسی بیشتر زمان صرف اندیشیدن روی پرسش های عمیق کرده است. اما چرا او فکر می کند که ماهیت زمان این قدر مهم است؟

اسمولین می گوید: «زیرا مرکز موفقیت ما در جستجو برای درک هستی است.» برای بیشتر مردم شبیه ذره ای که بوسیله باد رانده شده به نظر می آید زیرا هستی در تمام اشکال خود، از بیگ بنگ تا کباب یکشنبه۷به زمان وابسته است. آیا بدیهی نیست که ما باید زمان را جدی بگیریم؟ و نباید دانشمندان معماهای آن را قرن ها پیش طبقه بندی می کردند؟

برای یک شوک آماده باشید. دانشمندان به راستی با معنای زمان گلاویز شده و به یک نتیجه مبهوت کننده رسیده اند. آن ها اصرار می کنند که موفق ترین نظریه های فیزیک ثابت می کنند که زمان وجود ندارد. اما حالا اسمولین برای این دانشمندان خبرهایی دارد، او فکر می کند که آن ها به این سوق داده می شوند که هستی زمان را با مخلوطی از باورهای دیرینه و عمیق و ریاضیات مبهم همراه کنند.

 و در کتاب جدال آمیز تازه اش «تولد دوباره زمان۸» خطرات این پافشاری بی خردانه را گوشزد کرده و نوید پذیرفتن اهمیت بنیادی زمان را داد. اگر او درست بگوید، به این معنی است که زمان به جای آنکه بی ربط باشد، برای توضیح اینکه چطور دنیا کار می کند بسیار با اهمیت است و حتی مسئول وجود و هستی ماست. اسمولین در مورد چیزهایی که می گوید دچار توهم نشده است، او می گوید: «اینکه وضعیت علمی زمان یک توهم باشد، ترسناک است. »

او نمی گوید که قوانین نادرست هستند، فقط می گوید که دانشمندان اصول درست خود را نمی – فهمند. او می گوید: «بر طبق دیدگاه استاندارد، هر چیزی که در جهان اتفاق می افتد به وسیله ی قوانین تعیین می شوند. قوانین قطعی هستند، آن ها با زمان تغییر نمی کنند.»

این خاصیت قوانین است که آن ها را در پیش بینی آینده قدرتمند می سازد: موقعیت امروز زمین را در قانون گرانش وارد کنید و به شما محل دقیق موقعیت آن را در میلیون ها سال آینده را می دهد. قوانین هم چنین به نظر می رسد که ماهیت واقعی زمان را معلوم کرده اند. اسمولین می گوید: «آنها پیشنهاد می کنند که گردش زمان فقط یک توهم مناسب است که می تواند با محاسبات جایگزین شود.»

به عبارت دیگر، زمان تنها یک حقه است که معادلات را به پاسخ های درست می رساند. فیزیک دانان با قدرت نامحدود ظاهری قوانین شان و مفهوم زمان در جستجوی ویژگی های همه چیز از جمله کیهان به طور کامل، با تمام بزرگی بی انتهایش هستند. اما زمان، و دوباره زمانی که آن ها در جستجوی آن هستند به مشکلات کشیده می شوند.

بیش از ۳۰۰ سال پیش، آیزاک نیوتون۹کوشش کرد قانون جهانی گرانش خود را در سراسر کیهان به کار برد، تنها برای اینکه فروپاشی آن را زمانی که با مقادیر نامحدود فضا سر و کار دارد ببیند. یک قرن پیش، آلبرت انیشتین۱۰نظریه بسیار قدرتمند تر گرانش خود، نسبیت عام۱۱را برای کیهان به کار برد، اما در مقیاس های بزرگ (اجسام بسیار چگال) زمانی که انفجار بزرگ را تشریح می کرد، در هم شکست.

در نیمه سال ۱۹۶۰، نظریه پرداز آمریکایی جان ویلر۱۲و دستیار او برایس دویت۱۳تصمیم گرفتند که ببینند چه چیزی ممکن است از بکار بستن موفق ترین نظریه علمی – نظریه کوانتوم – در مورد کیهان بیرون آید. نظریه کوانتوم که بیش تر اوقات در دنیای زیر اتمی به کار می رود، حداقل در اصول می تواند روی هر چیزی به کار رود، حتی در مقیاس های بزرگ کیهانی.

 ویلر و دویت موفق به ارائه مجموعه معادلات ترسناکی شدند که بر طبق نظریه کوانتوم ماهیت واقعی جهان را تسخیر کرده است. اما معادله یک بینش تکان دهنده را تولید می کند. از تمام کمیت هایی که شامل می شود، یکی را که هر کسی انتظار داشت حضور داشته باشد به سادگی صفر شد: t برای زمان. اسمولین می گوید: «بر طبق معادله ویلر – دویت، حالت کوانتومی کیهان ثابت است. جهان کوانتومی جهانی بدون تغییر است.»

برابر کردن با واقعیت آشکار به سختی می تواند کامل تر باشد. ستاره شناسان اصرار دارند که جهان در بیگ بنگ آغاز شده و هنوز هم در حال انبساط است. ستاره ها دائما در حال تولد و مرگ هستند – همراه با خودمان. واضح است که چیزی اشتباه است. بسیاری از نظریه پردازان در کوشش اند برای یافتن راه هایی برای بیرون کشیدن چیزی از دنیای بی انتهای تشریح شده به وسیله معادله ویلر – دویت که ما آن را به صورت زمان درک کرده ایم.

اسمولین می گوید: «من این رویکرد را سنجیده ام و هم چنان معتقدم هیچ کدام کار نمی کند.» او معتقد است فقط یک باز بینی بنیادی در مورد زمان می تواند بحران را حل کند. اگر چه، همه این را قبول ندارند. برخی اصرار دارند که معادله ویلر – دویت واقعیت در مورد زمان را آشکار می کند – مهم نیست چقدر ناخوشایند، آن را می یابیم.

پیشرو آن ها فیزیک دان بریتانیایی دکتر جولیان باربور۱۴، استاد پروازی۱۵دانشگاه آکسفورد است. او دهه ها روی کشمکش با مفهوم معادله ویلر – دویت صرف کرده است و برای اثر بزرگش در سال ۱۹۹۹، «پایان زمان۱۶» شناخته شده است. بر عکس اسمولین، باربور اصرار دارد که مفهوم معادله ویلر – دویت برای زمان نمی تواند نادیده گرفته شود. او استدلال می کند که جهان واقعا یک آرایش ایستا و بی کران از «حالا ها» است: مانند فریم های یک حلقه فیلم کیهانی.

در هر لحظه معین، یا «حالا»، زمان نیاز ندارد که توضیح دهد جهان چطور کار می کند. احساس گذر زمان از پردازش ذهنی ما از هر کدام از این فریم ها یا آن گونه که باربور آن ها را صدا می کند «کپسول های زمان» می آید، به هر حال خود زمان وجود ندارد.

اسمولین کوشش باربور را بسیار تحسین می کند و می گوید: «این بهترین اندیشه برای نزدیک شدن به فهم نظام کوانتومی است.» او حتی برخی از آخرین ایده های باربور را در کار خود وارد کرده است اما باور دارد که آن هم از همان عیب های دیگر نظریه های جهان بی انتها رنج می برد: او پیشنهاد می کند که پیش بینی های قابل آزمایش انجام دهیم و آن در درجه اول نمی تواند توضیح دهد که قوانین بی انتهای فیزیک از کجا آمده اند. اسمولین فکر می کند که می تواند تمام این ها و فراتر را انجام دهد و برای این کار ویژگی های یکی از شگفت انگیزترین اشیای دنیا را نام می برد: سیاه چاله ها.

سیاه چاله ها از متلاشی شدن ستاره های غول پیکر تشکیل شده و به دلیل میدان گرانشی قدرتمندشان که حتی نور نمی تواند از آن ها بگریزد بدنام هستند. اینکه دقیقا چه اتفاقی درون آن ها رخ می دهد دقیقا معلوم نیست اما اشاره هایی جزیی از نظریه کوانتوم وجود دارد که مرکز سیاه چاله ها احتمالا مکان تولد دنیاهایی کاملا تازه با قوانین فیزیکی متفاوت است.

اسمولین اشاره کرد که اگر این درست باشد، نوعی کیهانی از انتخاب طبیعی داروینی می تواند اجرا شود، که رایج ترین دنیاها، مناسب ترین آن ها برای تولید سیاه چاله ها هستند، او می گوید: «و این می تواند در دنیای ما مورد آزمایش قرار گیرد. بعد از بی شمار تکامل کیهانی جاودان، دنیای ما از این پس باید با قوانین فیزیکی که برای تولید سیاه چاله ها مناسب هستند اداره شوند.

 بر طبق صحبت های اسمولین، فیزیک دانان نجومی می توانند بررسی کنند که آیا این واقعا درست است یا نه و نیز بررسی تاریخی که مدارک بر آن اشاره دارند. به هر حال قابل توجه ترین مدرک می تواند وجود ما باشد.

سیاه چاله ها از مرگ ستاره های غول آسا در انفجارهای ابرنواختر۱۷ی به وجود می آیند، جالب توجه است که این ها دقیقا همان ستاره هایی هستند که کربن، اکسیژن و دیگر عناصر مورد نیاز زندگی را تولید می کنند. اگر ستاره ی غول پیکری نباشد، هیچ جهانی که سیاه چاله ها را تولید کند نیست و نه هیچ استنتاج قانون فیزیکی و نه ما، هیچ یک.

بنابراین اسمولین اظهار می کند که وجود فعلی ما شاید مدرکی برای تکامل کیهانی باشد و چون تکامل فقط می تواند در طول زمان اتفاق بیافتد، درست است اگر اظهار کنیم که زمان واقعی است.

آن یک خط استدلال شگفت آور برای واقعیت زمان است ولی همه را متقاعد نمی کند. پروفسور نظریه پرداز، کلاوس کیفر۱۸از دانشگاه کلن۱۹آلمان می گوید: «بدون اغراق، من این ایده ها را قمار می دانم.» او حتی در مورد نقطه آغاز استدلال اسمولین برای واقعیت زمان تردید دارد: به هیچ وجه هیچ مدرکی نیست که دنیاهای تازه درون سیاه چاله ها متولد می شوند.»

به هر حال چیزی که همه آن را قبول دارند این است که زمان واقعی به نظر می رسد و هیچ بحثی روی بی باکی استدلال های اسمولین نیست. اگر حق با او باشد، دنیای ما تنها آخرین دنیا در یک رشته ی بی پایان است. در طول زمان، در سراسر دنیاهای متوالی، قوانین فیزیک باید نقطه ای را که شرایط نه تنها برای تشکیل سیاه چاله ها – محل تولد دنیاهای تازه – بلکه برای کنده ساخت۲۰های حیات هم از جمله ما مناسب باشد را استنتاج کنند.

 به عبارت دیگر، زمان این اتفاق آشکاری را که دنیای ما ترکیبی از شرایط مناسب است که به ما اجازه وجود می دهد را توضیح می دهد. پس اینکه در مورد همه این ها حق با اسمولین است یا همان طور که بیش تر نظریه پردازان اصرار دارند زمان واقعا یک توهم است، فقط زمان به ما می گوید.

تاریخچه ای کوتاه از تغییر درک ما از زمان

۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح

اولین فیلسوفان یونانی روی واقعیت گذر زمان بحث می کنند. هراکلیتوس اصرار می کند که بقا یک توهم است و همه چیز پیوسته در حال تغییر است، در مقابل پارمنیدس استدلال می کند که هستی بدون تغییر، زمان را یک توهم می سازد.

۱۹۸۷

آیزاک نیوتون شاهکار علمی خود «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را منتشر می کند که در آن حالت هستی را از «زمان مطلق» ساخت. این جریان ها مستقل از تاثیرات، دقیقا با همان ابعاد در سراسر کیهان هستند.

۱۹۰۵

آلبرت انیشتین نظریه نسبیت خاص خود را منتشر می کند که بر طبق آن زمان نسبی است، نه مطلق. او پیش بینی کرد زمانی که توسط یک ساعت در حال حرکت اندازه گیری می شود، زمانی که با یک ساعت ایستا مقایسه شود به نظر آرام تر حرکت می کند.

منبع:هوپا



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:54 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

توجه و جستجو در متن سنگ‌نوشته‌ها و مقایسه‌ی نوشتاری و تصویری سنگ‌نگاره‌ها حکایت از آن دارد که نگاره‌ها نسخه‌ی کامل همان سنگ‌نوشته‌هاست که به تصویر درآمده یعنی یک مطلب را با دو نوع نگارش (تصویری و نوشتاری) یادآوری کرده‌اند.

 این روش دقیق و وسواسی بازنمایی به صورت نوشتاری و تصویری را می‌توان در به نگاره‌درآوردن ظاهر و حالات اقوامی هم دید که در سنگ‌نوشته‌ها از آنها یاد شده‌اند، برای نمونه، طوق گردن نشانۀ پارسی‌ها، و دستبند نشانۀ مردمان.... گلدان طلا نمایانگر مردمان .... که تمامی اینها در کاووشهای تخت‌جمشید پیدا شده و اکنون در موزه‌های دنیا نگهداری می‌شود.

بر اساس آموزه‌ی زرتشت، رستگاری مردمی به ترتیب از راه "دانش - اردیبهشت" ، " مهرورزی - بهمن" و"خدمت‌گزاری - شهریور" و "بردباری و شکیبایی-اسفند" به "رسایی -خورداد" و " جاودانگی- امرداد" می رسد. در گوشوارهای تالار اصلی تخت جمشید می‌بینیم گذار از چهار امشاسپند- گذارهای اول تا چهارم - با به نمایش درآوردن نگاره‌های کشتن دیوان و سپس استفاده از سر آنها برای سر ستون‌ها گزارش تصویری شده است.

برای پیوستن به اهورامزدا و دریافت کامل او باید دانش ِاندوخته‌ی آدمی با مهر و شور زندگی درآمیزد و به گونه‌ی خدمت‌گزاری به بشریت به بار آید. تنها در این حالت است که رهرو این راه به ایمان استوار "سپندارمذ" و کمال "خرداد" و جاودانگی " امرداد" می‌پیوندد.

 فرایند گذار از شش امشاسپند که نزدیک‌ترین ایزدان به اهورا مزدا هستند و دایره‌ی کمال را تشکیل می‌دهند نشانه‌ی یک زرتشتی رستگار است که داریوش و خشایارشا خود را درخور آن می‌بینند. اینچنین است که در سنگ‌نوشته‌های داریوش و خشایارشا عبارات " همه را به تأیید اهورا مزدا ساختیم" ، " اهورامزدا مرا بپایاد"، " کشور مرا و آنچه را که کرده‌ام و آنچه را که پدر من کرده است همه را اهورامزدا بپایاد"، " این قوم را بپای، اگر این قوم پاییده شود اهورا برکت جاودانی بر این دودمان ارزانی خواهد داشت" دیده می شود.

حال برای گذار پنجم و ششم که رسیدن به کمال "خرداد" و سپس جاودانگی " امرداد" که دایره‌ی کمال را با مرکزیت اهورامزدا به خیال درمی‌آورد، داریوش و خشایارشا در آرزوهایشان حضور این دو امشاسپند را می‌طلبند که در سنگ‌نوشته‌هایشان دیده می‌شود. در گات‌ها هم مانند اوستا معمولا این دو امشاسپند با هم می‌آیند (یسنه – هات 33 – بند 9 – اهنودگات ؛ یسنه – هات 34 – بند 11 – اهنودگات ؛ یسنه – هات 44 – بند 17 و 18 – اُشتَوَد گات ؛ یسنه – هات 45 – بند 5 ؛ یسنه – هات 47 – بند1 – سپنتمد گات ؛ یسنه – هات 51 – بند 7 – اُشتود گات).

خرداد به معنی کمال و رسایی و امرداد به معنی جاودانگی و پایداری نماینده‌ی آرمانهای نیرومندی و سرچشمه‌ی زندگی، آبادانی، زایش و رویش‌اند؛ آدمی برای پیوستن به اهورامزدا و دریافت کامل او باید رهرو گذار مینوی باشد تا به کمال (خرداد) و جاودانگی (امرداد ) بپیوندد.

در اینجا در نگاره‌ها می‌بینیم که حضور این دو امشاسپند به شکل استادانه، ظریف و شاعرانه‌ای با گل نمادپردازی شده، به ویژه در نگاره‌هایی که مفهوم سپنتایی (تقدس) و نگاره‌ی فره‌وشی (فروهر) در آنها نقش بسته و گیاه زنبق به عنوان نماد دو امشاسپند خرداد و امرداد به نقش درآمده است (به بخش ساقه‌های پیوسته‌ی نگاره‌های 10 و 11 رجوع کنید).

تبیان زنجان

نگاره‌ی 10- ساقه‌های گل زنبق : الف- (سمت راست) نگاره‌هـای تخت جمشید، ب- (سمت چپ) گل زنبق پایه بلند (Iris Aphylla).

تبیان زنجان

نگاره‌ی 11- الف) نمونه‌ی طبیعی ساقه‌های زیر زمینی گیاه زنبق و اتصال آنها به یکدیگر ؛ ب) رشد ردیفی گیاه زنبق ؛ج) نمونه‌ی سنگ‌نگاره‌ها با ساقه‌های زیر زمینی؛ د) نگاره‌ی کلی سنگ‌نگاره‌ی تخت جمشید. به شباهت ریشه گیاه زنبق در دو تصویر الف و ب توجه کنید.

حضور فره‌وشی (فروهر)- نگاره‌ی 12- که خود نماد سیر و سلوک در دایره ی تکامل ( گذار از شش امشاسپند) و رسیدن به اَشویی و جاودانگی می‌باشد (پیوستن به خاوراَفَخشیا = نورالانوار) در کنار گیاه زنبق، کلیت هفت امشاسپند را که مهمترین بخش خردورزی عروج یک زرتشتی است در تخت جمشید به صورت نگاره درآورده شده است.

تبیان زنجان 

نگاره‌ی 12- حضور فره‌وشی (فروهر) به عنوان نماد تکامل (گذار از شش امشاسپند) و رسیدن به اَشویی و جاودانگی در کنار گیاه زنبق.

از سوی دیگر، ایزد رشن (Rashn) در اوستا یکی از همکاران امشاسپند امرداد می‌باشد و گل منسوب به آن چنان که گفته شد گل نسترن است؛ تکرار گل‌هایی که در قاب‌های حاشیه‌ی نگاره‌ها دیده می‌شوند اشاره به داربست‌های گیاه نسترن دارد که گلی با عطری خوش و آرامش‌بخش است و در میانِ ردیف سروها کاشته شده و به‌عنوان سایه‌بان ِمهمانان ِدر حال انتظار از آن سود جسته می‌شده است (نگاره‌ی 13). ادامه‌ی حضور گیاه نسترن به صورت یک باور (برای پاسداری و ماندگاری باغ) را در کتاب " ارشاد الزراعه" قرن دهم هجری قمری نیز می‌توان دید.

تبیان زنجان 

تصویر شماره ی 13- تکرار گل در حاشیه قاب‌های مربوط به تالار کوروش به صورت نمادی از داربست‌های نسترن به عنوان سایه‌بان مهمانان در حال انتظار که اشاره دارد به حضور ایزد رشن در این نگاره‌ها. برگرفته از تصاویر قالب‌های نقوش برجسته ایران، چاپ موزه بریتانیا، 1932.

  منبع: طاووس آنلاین



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:53 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

مدار آموزش‌های زرتشت در گات‌ها ، باور به خداوندی "مزدا اهورَه" (اهورامزدا) آفریدگار یگانه و وجود دو "مِینوی" همزاد یا دو "مِینوی" آغاز آفرینش یعنی "سپند مِینو" (Sepand meynoo) ( مِینوی وَرجاوَند آفرینش) و "اِنگرَه مِینو" (Engrah meynoo) ( مِینوی ستیهنده و دشمن) در برابر یکدیگر است .

فروزه‌های هفت گانه‌ی "مزدا اهورَه"(اهورامزدا) یعنی امشاسپندان رهنمون آفریدگان به رستگاری و بهروزی‌اند و همان‌‌طور که آنها حضور اهورامزدا (نیروی خوبی و خیر) را در ارواح راستکاران تضمین می‌کنند، دیوان و رقیبان آنها حضور اهریمن (نیروی دیوسرشت و بدی) در مردمان را نمادپردازی می‌کند و بر مردم درستکار است که آنها را به بند کشند. سنگ‌نگاره‌هایی که تن‌به‌تن شدن شاهان و قهرمانان را به نمایش می‌گذارند در واقع همین به بند کشیدن دیوان نمادپردازی می‌کنند که باز به اشتباه از سوی ایران‌شناسان تعبیر شده‌اند، از جمله:

از نقش لُغازها یا گوشوارهای دیوارهای تالار اصلی که به اتاق‌های آن منتهی می‌شود به عنوان یک قهرمان سلطنتی سرگرم نبرد با شیر، گاو و شیردال غول مانند یاد شده است.

برای نمونه، وارنر مضمون تصاویر قهرمان شاهی که بر غول یا جانور خطرناکی پیروز می‌شود را نمادی تفسیر کرده که از شمایل‌نگاری آشوری به ارث رسیده است. "شاه آشور فقط با شیرهایی مبارزه می‌کرد که مانند انسان بر روی دو پای خود ایستاده بودند حال آنکه قهرمان سلطنتی ایران با غول‌های فوق طبیعی نبرد می‌کرد."

جهان‌بینی بنیادی زرتشت بر ناسازگاری این مِینوان دوگانه و خویشکاری فروزه‌های هفتگانه استوار است و کشمکشِ‌ گران مِینوان ِ ناسازگار و همکاری همه‌ی آفریدگان نیک. در این میان نقش " اَشَه " (ashah) (به معنای دادگری، درستکاری) از همه نمایان‌تر است و " اَشَه ونان " (ashah vanaan) (رهروان راه "اَشَه") در ناسازگاری و ستیزه‌ای همیشگی با " دُروِندان" (dorvendaan) (پیروان " دوروج" (dorouj) ) قرار دارند. کمتر بندی از گات‌هاست که در آن سخنی از " اَشَه" به میان نیامده باشد:

در یسنه - هات 29 - بند 2 - اهنوَد گات آمده :

" آنگاه آفریدگار جهان از اَشَه پرسید چه کسی را به سالاری جهان خواستاری که هواخواهان (( دوروج و خشم )) را در هم بشکند و از کار باز دارد."

و همچنین در بند 3 می‌خوانیم که: "اَشَه بدو پاسخ داد چنین سرداری به جهان و مردمان بیداد نمی‌ورزد، او مهربان و بی‌آزار است. او باید در میان مردمان نیرومندتر از همه باشد تا هرگاه مرا خواند، به یاریش بشتابم."

در یسنه - هات 31 – بند 18 – اهنودگات نیز اینچنین آمده است که :

"پس هیچ یک از شما به گفتار و آموزش دُروَند (دیو) که خانمان و روستا و سرزمین را به ویرانی و تباهی می‌کشاند گوش فرا مدهید و با رزم افزار در برابر آنان بایستید."

اکنون بنا بر شرحی که در بالا داده شد می‌پردازیم به چهار نگاره‌ای که در تالار اصلی مشاهده می‌شود. همانگونه که در نگاره‌ی شماره‌ی 4 دیده می‌شود دو خادم، عضوی از خاندان سلطنتی را همراهی می‌کنند. نکته قابل توجه در این نگاره قامت بلندتر و آرایش متفاوت ریش فرد بلندمرتبه (سلطنتی) است که در سایرکنده‌کاری هم با همان آرایش تکرار می‌شود (نگاره‌ی شماره‌ی 5).

 نگاره‌های 6 تا 9 چهار نگاره‌ی تالار اصلی را نشان می‌دهند که در آن نبرد درونی و معنوی شاه به عنوان پیروِ اصول اندیشمندی زرتشت و در اثبات آن با چهار دیو مخالف و رقیب چهار امشاسپند به نگاره درآورده شده است (چهره‌ی مردم (انسان) در هر چهار نگاره واحد - با آرایش ریش سلطنتی است، ولی دیوان متفاوت‌اند) و حضور معنوی امشاسپند در قامت شاه و کشتن دیو (یسنه – هات 31 – بند 18 – اهنودگات) را متجلی می‌سازد .

تبیان زنجان

نگاره‌ی 4- تالار شورا( کاخ سه دروازه) – شاهنشاه و دو نفر از خدمتکاران شاهی، برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران (سازمان جغرافیایی کشور).

 تبیان زنجان

نگاره‌ی 5- شاهنشاه و ولیعهد در یکی از مراسم مذهبی. همانگونه که دیده می‌شود آرایش ریش خاندان سلطنتی با سایر همراهان تفاوت دارد. این تفاوت در تصویر شماره ی 4 نیز قابل مشاهده است. برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران (سازمان جغرافیایی کشور).

 تبیان زنجان

نگاره‌ی 6- تالار اصلی تخت جمشید– الف) نبرد شاه با دیوی به شکل گاو و کشتن دیو؛ ب) دیو دربند شده در قالب سرستون، برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران(سازمان جغرافیایی کشور)؛ ج) نمونه اصلی سرستون به شکل گاو.

استفاده از رزم افزار (در هر چهار نگاره خنجر) بنا بر مشروح "یسنه- هات 31 – بند 18 - اهنودگات" که در بالا گفته شد و شباهت کامل سر دیوها در زیر سقف‌ها با سر دیوهای تمام قد تالار اصلی برای تأکید پیروزی نیکی شاهان هخامنشی بر بدی می‌باشد (نگاره‌های 6 الی 9). همانگونه که در این نگاره‌ها مشاهده می‌شود، هر چهار دیوی که در گوشوار دیوارهای تالار اصلی به نگاره درآمده‌اند مغلوب نیکی شده‌اند.از این رو، از سر دیوان شکست‌خورده در زیر سقف‌ها و به عنوان سرستون استفاده شده تا اشاره‌ای باشد به اسارت و دربند کردن دیوان (نگاره‌های 6 الی 9). (رستگاری زمانی است که دیوان در بند شوند)

تبیان زنجان

نگاره‌ی 7- تالار اصلی تخت جمشید– الف) نبرد شاه با دیوی به شکل شیر شاخدار و کشتن دیو؛ ب) دیو دربند شده در قالب سرستون، برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران (سازمان جغرافیایی کشور)؛ ج) نمونه اصلی سرستون به شکل شیر. 

 تبیان زنجان

تصویر شماره ی 8- تالار اصلی تخت جمشید– الف) نبرد شاه با دیوی به شکل پرنده و کشتن دیو برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران(سازمان جغرافیایی کشور)؛ ب) و ج) دیوان دربند شده در قالب سرستون، نمونه اصلی سرستون در محوطه تخت جمشید.

تبیان زنجان

تصویر شماره ی 9- تالار اصلی تخت جمشید– الف) نبرد شاه با دیوی به شکل شیر شاخدار (شیردال)؛ ب) دیو دربند شده در قالب سرستون، برگرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران(سازمان جغرافیایی کشور)؛ ج) و د) نمونه اصلی سرستون در محوطه تخت جمشید.

  منبع: طاووس آنلاین



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:50 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

تبیان زنجان

همانگونه که در مقاله قبل اشاره شده امشاسپندان مهین‌فرشتگانی هستند که کارگذار اراده‌ی خدای بزرگ" اهورامزدا" بوده و در این جهان علاوه بر تجلی صفات اهورایی، نگاهبانی از عناصر گرانبهای هستی را به عهده دارند. نام و ویژگی این امشاسپندان به شرح زیر است:

امشاسپند اردیبهشت:

 نماینده‌ی پاکی و سپنتایی (تقدس) و قانون ایزدی اهورامزداست و در جهان خاکی نگهبانی آتش به او سپرده شده است. دومین ماه سال و سومین روز از هر ماه به نام این امشاسپند خوانده می‌شود. در اوستا به صورت " اَشَوَهیشتَه Ashavahishta" به معنی بهترین راستی و نظام قانونمندِ کیهانی است. دیو مقابل او اَندر رقیب این ایزد است.

امشاسپند بهمن:

 در جهان مینوی نماینده‌ی منش نیک اهورامزداست و در جهان خاکی چهارپایان سودمند سپرده به اوست. دومین روز از هر ماه و نیز یازدهمین ماه از سال به نام این امشاسپند است .دیو مخالف او اکومِن می‌باشد.

امشاسپند شهریور:

 به معنی کشور برگزیده یا پادشاهی برگزیده ( کشور آسمانی اهورامزدا) است. شهریور نماینده‌ی پادشاهی و توانایی مینوی آفریدگار است و در این گیتی نگهبانی فلزات با این امشاسپند است. چهارمین روز از هر ماه و ششمین ماه از سال بدین نام خوانده می‌شود. دیو مخالف او ساوول رقیب این ایزد است.

امشاسپند سپندارمذ (اسفند) (Sepandaarmaz):

نماینده‌ی بردباری‌، شکیبایی و سازش اهورامزداست و در این جهان نگهبانی زمین به او سپرده شده. پنجمین روز هر ماه و دوازدهمین ماه از سال سپندارمذ نام دارد. دیو مخالف او ناگهیس یا تَرومَد(ش) و رقیب این ایزد است.

امشاسپند خرداد:

 که غالبا با امشاسپند امرداد یکجا در اوستا آمده، نماینده‌ی رسایی و کمال اهورامزداست و در این گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. ششمین روز از هر ماه خرداد نام دارد و سومین ماه سال هم به همین نام خوانده می‌شود. دیو مخالف و رقیب او تَریز است.

امشاسپند امرداد:

نماینده‌ی بی‌مرگی و جاودانگی یا مظهر ذات زوال ناپذیر اهورامزداست. در جهان خاکی نگهبانی گیاهان و رستنی‌ها به او سپرده شده است. نام هفتمین روز از هر ماه و پنجمین ماه از دوازده ماه سال نیز امرداد است. نام دیوِ رقیب او زَریر است. (نگا. بندهش، مهرداد بهار)

اهورامزدا در رأس شش امشاسپند یاد شده قرار دارد که همگی با هم هفت امشاسپند را می‌سازند. امشاسپندان حضور خداوند در ارواح راستکاران را تضمین می‌کنند.

دیگر عناصر سازنده‌ی دین زردشت که آثاری از آنها را در تخت‌جمشید می‌توان یافت عبارتند از:

فَرَه‌وَشی (Farah vashi) (در زبان اوستایی) یا فرَوَهر(Fravahr) (در زبان پهلوی):

نیرویی نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین (وجدان) از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی می‌گراید. در اوستا آمده فره‌وشی نیرویی است که اهورامزدا از برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است. بازگشت فره‌وشی به سوی اهورامزدا، کانون روشنایی بی‌پایان است.

سروش:

در وصف ایزد سروش در اوستا آمده است که او نخستین آفریده‌ی اهورامزداست که او را می‌ستاید و گات‌ها را بر می‌خواند و شاخه‌ی َبرسَم (barsam) می‌گستراند و نیایش را پیشکش اهورامزدا می‌کند. او از همراهان ایزد بهمن است. منظور از سروش شنیدن فرمانهای خداوند یا فرمانبرداری از اهورامزداست.

بَرسَم:

 نمودار تمام درختان و نباتات و رستنی‌ها می‌باشد که خدا آفریده است. َبرسَم شاخه‌ی کوچک درخت است که معمولا از انار و مورد بریده می‌شود و با شستشو و خواندن دعا با کارد مخصوص که آن را َبرسَم چین گویند بریده می‌شود.

در هنگام به جا آوردن مراسم دعای َبرسَم با بندی که از برگ خرما بافته می‌شود َبرسَم‌ها را به هم می‌بندند. در اوستا این واژه به صورت بَرَسمَن آمده است.

در بُندَهِش bon-dahesh (به معنای آفرینش آغازین) داستان آفرینش و آفریده‌های عالم که به زبان پهلوی نوشته شده، به هر امشاسپندی گلی منسوب شده و به نظر نگارنده گلهایی که در سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید دیده می‌شود آنها را نمادپردازی می‌کنند.

امشاسپند اهورامزدا با گل مورد، بهمن با گل یاسمن سپید، اردیبهشت با مرزنگوش، شهریور با ریحان، سپندارمذ با فَرَنجمُشک (بادرنجبویه)، خرداد با سوسن، امرداد با زنبق و رشن (همکار امرداد) با نسترن.

گلها و گیاهانی که در سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید دیده می‌شوند، همان‌طور که خواهیم دید همگی نمادپردازی امشاسپندان و دیگر عناصر تعیین‌کننده‌ی دین زردشت است. این نکته‌ بسیار مهمی است که از سوی تمامی ایران‌شناسان نادیده گرفته شده است و به اشتباه از آنها به عنوان گیاه دیگری یاد می‌شود که در زیر آمده است:

از َبرسَم دست شاه ( داریوش) به عنوان لوتوس (نیلوفر آبی) یاد شده است.

گل‌های اطراف فره‌وشی ( فروهر) درخت نخل معرفی شده است.

تزئینات گردن گاو را غنچه ی لوتوس و گل دوازده پر نامیده‌اند.

استناد به محبوبیت آناهیتا ایزد بانوی آب و اهمیت او، سبب معرفی لوتوس و حضورش در هنر و معماری ایران شده و به عنوان نماد این ایزد در نگاره‌های تخت جمشید آمده است.

گل‌هایی که شاه و ولیعهد به دست گرفته‌اند، به دلیل شکوفه‌ای که میان دو غنچه قرار گرفته، و آرایش ساقه‌ی آنها مصری پنداشته شده‌اند.

منبع: طاووس آنلاین



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:50 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

نام تخت جمشید: تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است.
 
آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.
 
بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکار ان،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

چگونگی سازه

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

تبیان زنجان

* کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
* سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
* خزانه‌ٔ شاهی‌
* دژ و باروی‌ حفاظتی‌
...

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا

ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند.
 
بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است.
 
این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[2]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

پلکان‌های کاخ آپادانا

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند.
 
پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی [ماد|مادی] و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است.
 
در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

تبیان زنجان

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

کاخ هدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد.
 
احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است.
 
اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند.
 
هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد

کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صدستون

وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

کاخ‌ شورا

به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد.
 
از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌.
 
این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

جایگاه کنونی این سازه

در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، همانگونه که ارد بزرگ میگوید:سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.

منبع:ایران ناز



تاريخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 00:49 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...5859606162...355صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران