معمولا هرکس در هر دوره از زندگی اش به دلایلی ممکن است دچار افسردگی کوتاه یا طولانی مدت شود. رهایی از افسردگی گاه طاقت فرسا و به مشاوران متخصص در این امور نیاز است، اما زمانی که دچار افسردگی شده ایم باید مراقب باشیم با افکار غلط به وضع بد خود دامن نزنیم. چراکه افسردگی با ناامیدی شروع می شود و آرام آرام روح انسان را به نابودی کشانده و فرد را از زندگی دلسرد می کند.
در واقع وقتی نسبت به شرایط به وجود آمده در زندگی مان احساس بدی داریم و افسرده هستیم، مدام آرزو می کنیم کاش هر چه سریع تر از این وضع خلاص شویم و روحیه مان خوب شود. این موضوع بسیار طبیعی و از ویژگی های انسان است، چرا که او دوست دارد هیچ موضوعی روزگارش را تیره و تار نکند، اما متاسفانه این تفکر و این گونه تلاش مان برای رهایی از اندوه، ممکن است نتیجه ای کاملا معکوس بدهد و ما را به وادی افسردگی عمیق تری بکشاند. مقاومت در برابر این شرایط موجب می شود بیش از هر لحظه دیگر روی مشکل خود متمرکز شویم و احساس مان بدتر شود، زیرا فکر کردن به وضع موجود لحظه ای رهایمان نمی کند و ما را آسوده نمی گذارد. حقیقت این است که هرگز نمی توان روی همه چیز تسلط داشت و آن را کنترل کرد. بویژه اگر موضوعی بشدت آزارمان داده باشد، وقتی سعی کنیم به زور خود را از افسردگی برهانیم بیشتر مضطرب شده، گرفتار احساسات بد و ناخواسته دیگری نیز می شویم. بنابراین گاهی اوقات بهترین روش این است که دست از کنترل اوضاع بردارید و مقاومت نکنید. تنها باید بپذیرید که مشکلات و ناراحتی های معمول زندگی زودگذر هستند و طی زمان برطرف می شوند و آن گاه رهایی از افسردگی آسان تر می شود.
بیزاری از احساس بد
در لحظات افسردگی معمولاافکاری مانند: "دارم دیوانه می شوم"، "این وضع هیچ وقت تمامی ندارد."، "چرا نمی توانم مثل بقیه از زندگی لذت ببرم." و "من خیلی بدبخت هستم" به سراغ مان می آید. ذهن مان شروع به افزودن احساسات منفی جدیدتری به احساسات بد قبلی می کند و بتدریج ترس از گرفتار ماندن در این افسردگی اوضاع را وخیم تر می کند. در واقع این ذهن فرد افسرده است که همه چیز را برایش مشکل و غیرقابل تحمل تر می کند. می توانید با یک آزمایش کوچک پی به صحت این موضوع ببرید. هر وقت موضوعی شما را ناراحت کرد، به آن بدون هیچ نوع دغدغه فکری نگاه کنید و هرگز آن را ارزیابی نکنید و اجازه دهید زمان آن را حل کند، سپس متوجه می شوید که آن موضوع ناراحت کننده چقدر راحت از کنارتان می گذرد و هرگز شما را به افسردگی نمی کشاند. با این روش دیگر بی جهت ذهن تان دچار آشوب و دلواپسی نمی شود. در حقیقت وقتی موضوعی بد با فرآیندهای ذهنی حمایت نشود بسرعت ضعیف می شود و دیگر توان افسرده کردن شما را ندارد. بنابراین با افکار منفی، موضوع ناراحت کننده را تغذیه و نیرومند نکنید تا زودتر به آرامش برسید.
مقایسه نکنید
"حیف، وقتی افسرده نبودم، همه چیز چقدر خوب بود."، "چه روزهای خوبی داشتم و اکنون چقدر بدبخت هستم. چرا نمی توانم به گذشته برگردم؟" بیشتر مردم هنگام غم و اندوه به این چیزها بسیار فکر می کنند، اما متوجه نیستند که این افکار نه تنها چیزی را تغییر نمی دهد بلکه بیشتر صدمه می زند و حال فرد را بدتر می کند. اگر می خواهید از شر افسردگی خلاص شوید دست از مقایسه زمان فعلی تان با روزهای خوش گذشته بردارید. فراموش کنید که در گذشته چه داشته و اکنون چه چیزی را از دست داده اید. آنچه پیش آمده، پیش آمده است. به جای فکر کردن به گذشته به زمان حالتان بیندیشید. این که اکنون چه دارید و چگونه می توانید با امکانات فعلی تان بحران را از سر بگذرانید مهم است. به این ترتیب قدرت تحمل تان را بالاببرید.
طرح سوال های بی فایده، ممنوع
بسیاری از مردم هنگام افسردگی از خودشان سوال های بی فایده می کنند. مانند: "چه وقت این شرایط بد تمام می شود؟"، "چرا من باید اینقدر گرفتار باشم؟" و "چه کار کردم که مستحق این شرایط هستم؟" معمولاپاسخ این نوع سوال ها تنها به فرد کمک می کند منبع تیری را که به قلبش فرورفته، پیدا کند و کاری بهتر از این صورت نمی دهد و البته در روزهای افسردگی دانستن این که بلااز کجا بر سرتان نازل شده، اصلااهمیتی ندارد. چیزی که اکنون مهم است این که آن تیر را چگونه از قلب تان بیرون آورید. سوال هایی مانند "چرا من؟" وضع تان را بدتر می کند و مدام در مورد موضوعی که پیش تر اتفاق افتاده احساس بدتان را تازه نگه می دارد. روی کارهایی که در رهایی از افسردگی موثر است متمرکز شوید و با این سوال های بیهوده خود را عذاب ندهید.
ترس را کنار بگذارید
گاهی اوقات از موضوعات مختلف می ترسیم و اصلاهم عجیب نیست، زیرا طبیعت انسان به گونه ای است که در برابر مواردی که آنها را تهدید می داند، بترسد تا بتواند واکنش مناسب جنگ یا گریز از خود بروز دهد، اما متاسفانه افرادی که گرفتار افسردگی هستند، از بی اهمیت ترین موارد هم مثل حرف زدن با مردم دچار ترس می شوند. این نوع وحشت نیز افسردگی شان را شدیدتر می کند. باید بیاموزید که ترس های ما همیشه برخاسته از تهدید های واقعی نیست و گاهی اوقات مغلطه ای بسیار ساده است. در واقع ترس های غیرواقعی مانند زنگ خطر آتش است که درست کار نمی کند و همیشه بی موقع فعال می شود و باید فهمید هر بار که صدایش در می آید به معنای وجود آتش نیست. بنابراین بیاموزید به تمام هشدارهای درونی تان توجه نکنید و بگذارید هر قدر می خواهد زنگ بزند. حتی برای خاموش کردن آن تلاش نکنید، فقط صدایش را نادیده بگیرید. به عبارتی با جدی نگرفتن ترس های بی مورد، شانس رهایی از افسردگی تان را افزایش می دهید.
احساس شرمندگی را کنار بگذارید
معمولا افرادی که دچار افسردگی هستند احساس شرمندگی و خجالت وجودشان را پر می کند. آنها احساس می کنند وجودشان پر از عیب و ایراد است که گرفتار چنین شرایطی شده اند و دائم خود را سرزنش می کنند. این بی رحمی با خود موجب فرورفتن به افسردگی عمیق تری می شود. بنابراین سعی کنید هرگز خود را سرزنش نکنید و از خودتان خجالت نکشید، حتی اگر مقصر واقعی خودتان بودید. شما در هر حال برای رهایی از دام افسردگی به آرامش نیاز دارید.
اگر توانستید به موارد گفته شده بخوبی توجه کنید، اکنون آنقدر آرام شده اید که بتوانید به این موضوع که علت افسردگی تان چیست، بیندیشید. متاسفانه بیشتر خطایی که افراد مبتلابه افسردگی نشان می دهند این است که سعی نمی کنند دلیل افسردگی شان را شناسایی کنند و خود را همان طور درمانده رها می کنند. گاهی اوقات تنها یک احساس غیرواقعی نسبت به موضوعی شما را دچار افسردگی کرده است که با شناختن آن می توانید دوباره شادی را به خود برگردانید. فراموش نکنید بیشتر مواقع این خود ما هستیم که وجودمان را با تفکرهای نادرست غرق در اندوه می کنیم. عکس این موضوع نیز می تواند رخ دهد و می توانید شادی را از اعماق وجودتان بیابید و به خودتان کمک کنید. اگر دلایل افسردگی تان کاملاواقعی و اساسی است، به عزیزان تان اجازه دهید شما را کمک کنند یا از کمک مشاوران متخصص استفاده کنید. فراموش نکنید که باید هرچه سریع تر از دنیای افسردگی بیرون بیایید. باید دوباره یادآوری کرد که قرار گرفتن در حالت افسردگی می تواند ریشه هایی کاملاطبیعی داشته باشد، مانند زمانی که فرد از چیزی می ترسد و می خواهد فرار کند یا تصور می کند همه چیز علیه اوست و خودش را بی پناه می بیند و از این دست موارد. تنها کاری که باید کرد توجه نکردن به این افکار منفی و شوم است و در عوض روی کارهایی که می تواند ما را از افسردگی برهاند باید متمرکز شد.
تاریخ تولد خود را وارد کنید تا اطلاعات جالبی دریافت کنید
با رفتن به سایت زیر و وارد کردن تاریخ تولد خود اطلاعات جالبی دریافت کنید :
برای ورود اینجا کلیک کنید

در این جنگ نرم، ملت ها و مردم با اراده خود و قبول هزینه در معرض حمله قرارمی گیرند و ماهواره یکی از ابزارهای قوی برای تغییر و دگرگونی فرهنگ یک جامعه است، این کالای فرهنگی در کنار مزیت ها، مضرات فراوانی نیز دارد و ابزار مهم دشمن در جنگ نرم و یکی از عوامل تشدید بحران در خانواده هاست.
تغییرات فرهنگی، ارزشی و کمرنگ کردن الگوهای دینی در میان زنان و دختران از تاثیرات و پیامدهای منفی ماهواره برجامعه و خانواده است و از این طریق زنان را در کشورهای اسلامی از معارف الهی، فضایل و ارزش های اخلاقی نهی کرده و از این راه به اهداف خود دست پیدا می کنند.
فیلم های ماهواره بیانگر الگوی خانواده های غربی بوده و با القای فرهنگ غرب ارزش ای اخلاقی مانند حیا، غیرت و عفاف را در جامعه از میان می برند و درصدد تثبیت روابط موازی در بیرون از خانواده هستند که این اقدامات موجب فروپاشی بنیان خانواده می شود.
کمرنگ شدن ارزش های خانوادگی و گسست نهادخانواده ازدیگر نتایج فیلم های نامناسب شبکه های ماهواره ای است، رشد طلاق در جامعه از نشانه های این گسست خانوادگی است که به دنبال خود مسائل متعدد دیگری از جمله فقر، اعتیاد و افزایش فرزندان بی سرپرست را به همراه دارد.
هنگامی که اعضای خانواده در روز های متوالی سریال های نامناسب ماهواره را مشاهده می کنند که هدف آنها عادی سازی روابط با نامحرم است، خیانت به همسر برای آنها عادی شده و مشاهده این برنامه ها و عدم کنترل افراد بر رفتارخویش، نوعی بی مهری، دلسردی و اختلاف میان زن وشوهررا ایجاد می کند.
در سریال های نامناسب شبکه های ماهواره ای، سنت های اجتماعی و فرهنگی کشورها مورد تحقیر قرار می گیرند و نقش خانه داری، همسرداری و مادری زیر سوال رفته و بیشترین تاکیدآنان نشان دادن ارزش کار زن در بیرون از از خانه است.
ماهواره ها در واقع آخرین دست آوردهای رسانه ای غرب برای تحقق اهدافی است که از سال ها پیش و با اتخاذ دکترین آمریکا برای رویارویی با انقلاب اسلامی تدارک دیده شده است وباید تلاش شود تا با بصیرت و اطلاع رسانی جلوی این هجوم خاموش گرفته شود.
هنگامى که لشکر اسلام بر شهرهاى فارس هجوم آورد و پیروز شد غنیمت هاى بسیارى از آن جمله ، دختر یزدگرد را به دست آورد و آن ها را به شهر مدینه طیبّه آوردند.
به گزارش شفقنا به نقل از اهل البیت علیه السلام همین که آن غنائم جنگى را داخل مسجد بردند، جمعیّت انبوهى گرد آمده بود؛ و در این میان زیبائى دختر یزدگرد توجّه همگان را به خود جلب کرده بود.
پس چون چشم این دختر به عمر بن خطّاب افتاد صورت خود را از او پوشاند و گفت : اى کاش چنین روزى براى هرمز نمى بود، که دخترش این چنین در نوجوانى اسیر شود.
سپس از طرف امام علىّ علیه السّلام به او پیشنهاد داده شد که هر یک از مردان و جوانان حاضر را که مایل است براى ازدواج انتخاب کند، و مهریه و صداق او از بیت المال تامین و پرداخت گردد.
دختر که خود را جهانشاه معرّفى کرده بود و امام علىّ امیرالمؤ منین علیه السّلام او را شهربانو نامید، نگاهى به اطراف خود کرد و پس از آن که افراد حاضر را مورد نظر قرار داد؛ از بین تمامى آنان ، حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام را برگزید؛ و سپس جلو آمد و دست خود را بر شانه آن حضرت نهاد.
در همین حال مولاى متّقیان علىّ علیه السّلام جلو آمد و حسین علیه السّلام را مورد خطاب قرار داد و فرمود: از او محافظت کن و به او نیکى نما، که به همین زودى بهترین خلق خدا بعد از تو، از این دختر به دنیا مى آید.
و چون از وى سؤ ال کردند که به چه علّت ، امام حسین علیه السّلام را به عنوان همسر خویش انتخاب نمود؟
در پاسخ گفت : پیش از آن که لشکر اسلام بر ما هجوم آورد، من حضرت محمّد، رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله را در خواب دیدم که به همراه فرزندش حسین علیه السّلام وارد منزل ما شد و مرا به ازدواج حسین علیه السّلام درآورد.
وقتى از خواب بیدار شدم ، عشق و علاقه به او تمام وجودم را فرا گرفته بود و به غیر از او به چیز دیگرى نمى اندیشیدم .
و چون شب دوّم فرا رسید، در خواب دیدم که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسّلام ، به منزل ما آمد و دین اسلام را بر من عرضه نمود و من نیز اسلام را پذیرفتم و در عالم خواب توسّط حضرت زهرا مسلمان شدم .
سپس حضرت زهرا علیهاالسّلام به من فرمود: به همین زودى لشکر اسلام بر فارس غالب و پیروز خواهد شد و تو را به عنوان اسیر مى برند؛ و پس از آن به وصال فرزندم حسین خواهى رسید و کسى نمى تواند نسبت به تو تجاوز و قصد سوئى کند.
مادر امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام افزود: سخن و پیش گوئى حضرت فاطمه زهرا علیهاالسّلام به واقعیّت پیوست و من صحیح و سالم به وصال خود رسیدم و به همسرى و ازدواج امام حسین علیه السّلام درآمدم .
و پس از گذشت مدّتى سیّد السّاجدین ، امام زین العابدین سلام اللّه علیه در شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشود و جهانى را به نور وجود مقدّس خود روشنائى بخشید.
و آن حضرت همانند دیگر ائمّه اطهار صلوات اللّه علیهم اجمعین در حالتى به دنیا قدم نهاد که پاک و پاکیزه و ختنه شده بود؛ و پس از تولّد، شهادت بر یگانگى خداوند و رسالت جدّش رسول خدا و امامت و خلافت امیرالمؤ منین علىّ و دیگر اوصیاء صلوات اللّه علیهم اجمعین داد.
و حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله نسبت به این نوزاد فرمود: ((ابن الخِیرتَین )) یعنى ؛ پدر این نوزاد، امام حسین علیه السّلام بهترین خلق خدا و مادرش ، شهربانو بهترین زن از زنان عجم مى باشد.(۱)
________________________________________
۱- تلخیص از اصول کافى : ج ۱، ص ۴۶۶، عیون اءخبار الرّضا علیه السّلام : ج ۲، ص ۱۲۸، ارشاد مفید: ص ۱۶۰، بحارالا نوار: ج ۴۶، ص ۸ وص ۱۳.
________________________________________
منبع:
چهل داستان وچهل حدیث از امام سجاد علیه السلام ، حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی
استفاده از سخت افزارهای متوسط یا حتی ضعیف در گوشیهای موبایل باعث کندی و گاهی ناتوانایی در اجرای چند اپلیکیشن سنگین به طور همزمان شده است.حال در این گزارش روشی را آموزش خواهیم داد که به کمک آن میتوانید عملکرد گوشی را سریعتر و اجرای اپلیکیشنهای سنگین را به طور راحتتری ممکن کنید.






اى خداى من اگر در پيشگاه تو بگريم تا پلك هاى چشمانم بيافتد، و به آواز بلند بنالم تا صدايم قطع گردد، و در برابر تو بايستم تا پاهايم ورم كند.... با اين رفتارها سزاوار از بين بردن گناهى از گناهانم نمي گردم.

* دعاى امام در صبح و شام
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنَا حُسْنَ مُصَاحَبَتِهِ، وَ اعْصِمْنَا مِنْ سُوءِ مُفَارَقَتِهِ بِارْتِكَابِ جَرِيرَةٍ، أَوِ اقْتِرَافِ صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ... .
خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، و مصاحبت نيكوى با آن را به ما روزى كن، و ما را از مفارقت بد آن با ارتكاب اعمال زشت و انجام گناهان كوچك و بزرگ محفوظ بدار.
* بهره مندی از ساعات روزانه
اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنَا فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبَادِكَ، وَ نَصِيباً مِنْ شُكْرِكَ وَ شَاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلَائِكَتِكَ.
خداوندا! در هر ساعتى از ساعات اين روز بهره اى از عبادتت، و نصيبى از سپاسگزاريت، و گواه صادقى از فرشتگانت براى ما قرار ده.
* این امور را توفیق روزان و شبان ما قرار ده
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفِّقْنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ لَيْلَتِنَا هَذِهِ وَ فِي جَمِيعِ أَيَّامِنَا لِاسْتِعْمَالِ الْخَيْرِ، وَ هِجْرَانِ الشَّرِّ، وَ شُكْرِ النِّعَمِ، وَ اتِّبَاعِ السُّنَنِ، وَ مُجَانَبَةِ الْبِدَعِ، وَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ حِيَاطَةِ الْإِسْلَامِ، وَ انْتِقَاصِ الْبَاطِلِ وَ إِذْلَالِهِ، وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَ إِعْزَازِهِ، وَ إِرْشَادِ الضَّالِّ، وَ مُعَاوَنَةِ الضَّعِيفِ، وَ إِدْرَاكِ اللَّهِيف.
خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست، و ما را در اين روز و شب و در جميع روزها و شب های ما به انجام خير، و دورى از بدى، و سپاس نعمت ها، و پيروى سنت ها، و پرهيز از بدعت ها، و امر به معروف، و نهى از منكر، و پاسدارى اسلام، و كاستن و خوار نمودن باطل، و نصرت و اعزاز حق، و ارشاد گمراه، و كمك ناتوان، و دادرسى مظلوم موفق بدار.
* پناه به خدا از برخی صفات مذموم
اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَةِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَةِ، وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّۀ.
بار خدايا به تو پناه مي برم از حرص و تندى خشم و تسلّط حسد و سستى صبر و شكيبائى و كمى قناعت و بد خوئى و افراط (تجاوز از حدّ) خواهش نفس، و غلبه حميّت.
* کیفر را در دنیا که زودگذر است قرار ده نه در آخرت
اللَّهُمَّ وَ مَتَى وَقَفْنَا بَيْنَ نَقْصَيْنِ فِي دِينٍ أَوْ دُنْيَا، فَأَوْقِعِ النَّقْصَ بِأَسْرَعِهِمَا فَنَاءً، وَ اجْعَلِ التَّوْبَةَ فِي أَطْوَلِهِمَا بَقَاءً.
بار خدايا و هر گاه بين دو زيان (دو كيفر بر اثر دو تقصير و نافرمانى) قرار گرفتيم: يكى در دين و ديگرى در دنيا (و يكى را مي بخشى) پس زيان (كيفر) را در آن كه زود مي گذرد (دنيا) و عفو و بخشش را در آن كه مدّتش طولانى است (دين) قرار ده.
* اعضای ما حسنات را فرونگذارند و گناهان را مرتکب نشوند
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا، وَ حَرَكَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمَحَاتِ أَعْيُنِنَا، وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِي مُوجِبَاتِ ثَوَابِكَ حَتَّى لَا تَفُوتَنَا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِهَا جَزَاءَكَ، وَ لَا تَبْقَى لَنَا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ.
خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست، و جنبش هاى نهانى دل ها، و حركت هاى اندام ها، و گردش چشم ها، و به كار افتادن زبان هاى ما را مخصوص چيزهايى ساز كه ما را به پاداش تو مى رساند، تا چنان شود كه هيچ حسنه اى كه مستحق جزاى تو است از ما فوت نشود، و هيچ سيّئه اى كه مستوجب كيفر تو است در نامه اعمال ما ثبت نگردد.
* بخشش، از فضل تو و کیفر کردنِ ما از عدل توست
اللَّهُمَّ إِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِكَ، وَ إِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِكَ فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ.. .
بار خدايا! اگر بخواهى از ما بگذرى از فضل و احسان تو است (نه شايستگى ما) و اگر بخواهى ما را به كيفر رسانى از عدل و دادگرى تو است (نه ستم بر ما).
* من نيازمندترين نيازمندان به تو هستم
يَا غَنِيَّ الْأَغْنِيَاءِ، هَا، نَحْنُ عِبَادُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ أَنَا أَفْقَرُ الْفُقَرَاءِ إِلَيْكَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنَا بِوُسْعِكَ، وَ لَا تَقْطَعْ رَجَاءَنَا بِمَنْعِكَ،
اى بى نياز بى نيازان! اينك ما بندگان تو در اختيار توايم، و من نيازمندترين نيازمندان به تو هستم، پس به بى نيازى و عطاى خويش نيازمندى ما را بر طرف فرما و ما را به باز داشتن (از رحمت) خود نوميد مگردان.
* بين دعای من و اجابتت فاصله اى قرار مده
اللَّهُمَّ لَا أَشْكُو إِلَى أَحَدٍ سِوَاكَ، وَ لَا أَسْتَعِينُ بِحَاكِمٍ غَيْرِكَ، حَاشَاكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ صِلْ دُعَائِي بِالْإِجَابَةِ، وَ اقْرِنْ شِكَايَتِي بِالتَّغْيِيرِ.
خدایا! به كسى جز تو شكوه نمي كنم، و از حكم كننده اى (بين ظالم و مظلوم) جز تو يارى نمي طلبم آراسته و پاك مي دانم تو را كه چنين كنم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و دعاى مرا به اجابت پيوند ده (بين دعاء و اجابت فاصله اى قرار مده) و شِكوه مرا با تغيير و از بين بردن همراه ساز (ستم ستمگر را از من دفع فرما تا شِكوه ام پايان يابد).
* با اين رفتارها سزاوار از بين بردن گناهى از گناهانم نمي گردم
يَا إِلَهِي لَوْ بَكَيْتُ إِلَيْكَ حَتَّى تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَيْنَيَّ، وَ انْتَحَبْتُ حَتَّى يَنْقَطِعَ صَوْتِي، وَ قُمْتُ لَكَ حَتَّى تَتَنَشَّرَ قَدَمَايَ، وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتَّى يَنْخَلِعَ صُلْبِي، وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتَّى تَتَفَقَّأَ حَدَقَتَايَ، وَ أَكَلْتُ تُرَابَ الْأَرْضِ طُولَ عُمُرِي، وَ شَرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِي، وَ ذَكَرْتُكَ فِي خِلَالِ ذَلِكَ حَتَّى يَكِلَّ لِسَانِي، ثُمَّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِي إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْيَاءً مِنْكَ مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِكَ مَحْوَ سَيِّئَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ سَيِّئَاتِي.
اى خداى من اگر در پيشگاه تو بگريم تا پلك هاى چشمانم بيافتد، و به آواز بلند بنالم تا صدايم قطع گردد، و در برابر تو بايستم تا پاهايم ورم كند، و براى تو ركوع كنم تا استخوان پشتم از جا كنده شود، و تو را سجده نمايم تا اين كه سياهى (يا كاسه) چشم هايم پنهان شود (به گودى رود) و همه عمر خاك زمين بخورم و تا پايان زندگى آب خاكسترآلود بياشامم، و در بين اين ها به ذكر تو گويا باشم تا زبانم كند شود، سپس از شرمندگى از تو چشم به اطراف آسمان نياندازم، با اين رفتارها سزاوار از بين بردن گناهى از گناهانم نمي گردم.
* کمک خواستن از خداوند در برابر نقشه های شیطان
اللَّهُمَّ احْلُلْ مَا عَقَدَ، وَ افْتُقْ مَا رَتَقَ، وَ افْسَخْ مَا دَبَّرَ، وَ ثَبِّطْهُ إِذَا عَزَمَ، وَ انْقُضْ مَا أَبْرَمَ.
خدايا! آن چه شيطان گره زند باز كن، و آن چه ببندد بگشا و آن چه بيانديشد برهم زن، و چون تصميم گيرد باز دار، و آن چه استوار نمايد، بشكن.
* رحمت خود را به مثل باریدن باران خود بر ما بگستران
اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ، وَ انْشُرْ عَلَيْنَا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِكَ الْمُونِقِ فِي جَمِيعِ الْآفَاقِ.
خدايا! ما را به باران سيراب گردان، و رحمتت را به باران فراوان از ابرى كه براى رويانيدن گياه زيبا در اطراف زمينت روان است بر ما بگستران.
* مرا ذاکر نعمت های خود بگردان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي، وَ لَا غَافِلًا لِإِحْسَانِكَ فِيمَا أَبْلَيْتَنِي.
خدايا! بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا به ياد كردن (سپاس) خود در آن چه (نعمت هائي كه) به من عطاء فرمودى فراموشكار مگردان، و به احسانت در آن چه به من بخشيده اى غافل مساز.
* ما را از این خصلت ها دور گردان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْإِلْحَادَ فِي تَوْحِيدِكَ، وَ الْتَّقْصِيرَ فِي تَمْجِيدِكَ، وَ الشَّكَّ فِي دِينِكَ، وَ الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ، وَ الْإِغْفَالَ لِحُرْمَتِكَ، وَ الِانْخِدَاعَ لِعَدُوِّكَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
خدايا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در توحيد از عدول و بازگشتن (شرك آوردن آشكار و نهان) دورگردان و در بزرگ داشتنت از تقصير و كوتاهى، و در دينت (اسلام) از شكّ و دو دلى، و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنوديت) از كورى (گمراهى) و براى حُرمتت (آن چه قيام به آن واجب است) از سهل انگارى، و از دشمنت شيطان رانده شده از فريب خوردن، دور گردان.
منبع: صحیفه سجادیه
پنج ندایی که امام زمان(عج) هنگام ظهور میفرمایند چیست؟ و جمله «یا اهلَ العالَم قُتِلَ الحسین(ع) بکربلاء عطشانا» از چه کسی است؟ و در کدام منبع حدیثی آمده است؟پاسخ: آنچه در پرسش به آن اشاره شده است، در منابع روایی کهن و حتی مجامع روایی ثانویهای چون «بحار الأنوار» وجود ندارد، ولی در کتاب «إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب(عج)» نوشته علی حایری یزدی (متوفای 1323 هـ.ق)، جملاتی را از کتابی با نام «الموائد» اینگونه نقل میکند:
«زمانی که حضرت قائم(عج) ظهور میکند، [کنار کعبه] ما بین رکن و مقام میایستد و پنج ندا میدهد:
الأول: ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم؛ آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم.
الثانی: ألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم؛ آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده.
الثالث: ألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین قتلوه عطشان؛ بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند.
الرابع: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام طرحوه عریانا؛ بیدار باشید ای اهل عالم که جدّ من حسین را برهنه روی خاک افکندند.
الخامس: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام سحقوه عدوانا؛ آگاه باشید ای جهانیان که جدّ من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند».[1]
به هر حال؛ چه این جملات روایت باشد و چه نباشد و چه استناد آن به امام زمان(عج) محرز شود و یا نشود؛ بیانگر این واقعیت تاریخی است که امام حسین(ع) در روز عاشورا به حالت تشنگی شدید به شهادت رسید.
در روایتی چنین نقل شده است:
«حسین(ع)، تشنه شد و کاسه آبى خواست. هنگامى که آنرا به دهان بُرد، حُصَین بن نُمَیر، تیرى به سوى او انداخت که به دهانش فرو رفت و میان او و آب نوشیدن، مانع شد و حسین، کاسه را از دست، فرو گذاشت. هنگامى که دید دشمنان از او پس میکِشند، برخاست و بر تَل و سیلْ بندِ کنار فرات، به سوى آب رفت که جلویش را گرفتند...».[2]
و منابع کهن حدیثی و تاریخی دیگری که شدّت تشنگی امام حسین(ع) را در روز عاشورا نقل کردهاند.[3]
پی نوشت ها:
[1]. یزدى حایرى، على، إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب (عج)، محقق، مصحح، عاشور، على، ج 2، ص 233، بیروت، مؤسسة الأعلمى، چاپ اول، 1422ق.
[2]. دینورى، احمد بن داود، الاخبار الطوال، تحقیق، عامر، عبد المنعم، مراجعه، شیال، جمال الدین، ص 258، قم، منشورات الرضى، 1368ش.
[3]. ر.ک: سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 120، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1348ش؛ ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، قم، ص 73، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ سوم، 1406ق.
"رالف مورس" عکاس امریکایی مجله "لایف" که به عنوان جوانترین عکاس به جبهه جنگ جهانی دوم فرستاده شده بود گرچه به خاطر شمار بالای عکسهایش از جنگ در آن زمان شناخته شده بود اما عکسهایی که چند سال بعد از دفتر کار نابغه فیزیک جهان پس از مرگ گرفت او را در تاریخ عکاسی ماندگار کرد.

























مرجع: فرادید
.: Weblog Themes By Pichak :.



