اصطلاحاتِ ادبی :
1 ـ مصراع (مصرَع):در لغت به معنیِ «یک لنگه ی در» و در اصطلاح به کوتاه ترین پاره ی
سخنِ موزون که نیمی از یک بیت است گفته می شود.
مانند : نابرده رنج،گنج میسّر نمی شود / مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ( سعدی )
مصراع اول مصراع دوم
2 ـ بیت :در لغت ، به معنی «خانه» است و در اصطلاح ،حدّاقل ِ شعر است که از دو
مصراع تشکیل شده باشد.
مانند :
ای نام تو بهترین سر آغاز / بی نامِ تو نامه کی کنم باز ( نظامی )
بیت
3ـ قافیه : به کلماتی می گویند که آهنگ و حرفِ آخرشان یکی باشد و در پایانِ هر
مصراع قرار می گیرند.
کلماتِ قافیه باید آخرین حرف یا حرکتشان یکسان باشد :
ای عقلِ مرا کفایت از تو / جُستن زِ من و هدایت از تو
قافیه قافیه
4 ـ روی : به حرف آخر قافیه،« رَوی» می گویند.
5 ـ ردیف : هر گاه ، یک یا چند کلمه یا عبارت و یا جمله عیناً ، در آخر همه ی اشعار،
پس از قافیه تکرار شده باشد، آن را ردیفمی گویند :
ای عقلِ مرا کفایت از تو / جُستن زِ من و هدایت از تو
ردیف ردیف
آوردنِ ردیف درشعر،اختیاری است؛یعنی، بعضی ازشعرهادارایِ ردیف هستندو
بعضی ها بدونِ ردیف می باشند.در مورد ردیف باید توجّه داشت که کلماتی را
می توان ردیف گرفت که علاوه بر اینکه عیناً مثل هم باشند، باید دارایِ یک معنی
هم باشند در غیر این صورت باید آن ها را قافیه حساب کرد.
به طورِ کلّی، ردیف باید به یک شکل و یک معنی باشد.
جوانی سر از رأی مادر بتافت / دل دردمندش به آذر بتافت
قافیه قافیه
چون سر بتافت در مصراع اوّل به معنیِ سرپیچی کرد و بتافت در مصراعِ دوّم یعنی
سوزاند. پس دو کلمه قافیه هستند و در صورتی که « مادر و آذر» را، قافیه اوّل و
« بتافت» را قافیه دوّم منظور کنیم پس این بیت دارایِ 2 قافیه است که در این صورت
به آن«ذو قافیتین» می گویند.
*ردیف اگر کلماتی به یک شکل و معنی قبل از قافیه تکرار شوند، ردیف نیستند :
نبینی باغبان چون « گُل » بکارد / چه مایه غم خورد تا « گُل » برآید
(بکارد و بر آید ، قافیه اند)
که جایی که دریاست « من » کیستم / گر او هست حقّا که « من » نیستم
(کیستم و نیستم ، قافیه اند)
از ظُلمتِ خود رهایی ام ده / با نورِ خود آشنایی ام ده
قافیه ردیف قافیه ردیف
قالب هایِ شعری :
قالب:شکلی است که قافیه به شعرمی دهد و بر اساسِ این نامگذاری،شعردارایِ
قالب هایِ گوناگون می شود.مانند :
1 ـ مثنوی(دوگانی):شعری است که هر بیتِ آن،دو مصراعِ هم قافیه دارد.
به عبارت دیگر،هر بیت قافیه ای جداگانه دارد و مصراع های آن، دو به دو هم قافیه اند.
تعداد بیت های قالب مثنوی را ،حداقل دو بیت دانسته اند و حداکثری برای آن قایل نشده اند
و به جهتِ این که تنها قالب شعری است که مصراع هایش دو به دو هم قافیه اند«دوگانه»
هم نامیده می شود.
خاص زبان فارسی است واز قدیمی ترین قالب های شعری است.
*مناسب ترین قالب برای بیان داستان ها و مطالب طولانی است .
از نظر موضوع به 4 دسته تقسیم می شوند :
1 ـ حماسی و تاریخی ؛مانند :شاهنامه ی فردوسی ، اسکندر نامه ی نظامی گنجه ای
2 ـ اخلاقی و تعلیمی ؛ مانند : بوستان سعدی
3 ـ عاشقانه و بزمی ؛ مانند : خسرو و شیرین ،لیلی و مجنون نظامی ، ویس و رامین از
فخر الدین اسعد گرگانی
4 ـ عارفانه ؛ مانند : حدیقه ی سنایی ،مثنوی معنوی مولوی ،منطق الطیر عطار نیشابوری
[ نمونه ای از ابیات « سعدی شیرازی » در قالب مثنوی از کتاب بوستان سعدی ]
شبی یاد دارم که چشمم نخفت / شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست / تو را گریه و سوز باری چراست؟
بگفت ای هوادار مسکین من /برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من بدر میرود / چو فرهادم آتش به سر میرود
که ای مدعی عشق کار تو نیست / که نه صبر داری نه یارای ایست
تو را آتش عشق اگر پر بسوخت / مرا بین که از پای تا سر بسوخت
نرفته ز شب همچنان بهرهای / که ناگه بکشتش پری چهرهای
همه شب در این گفت و گو بود شمع / به دیدار او وقت اصحاب ، جمع
ره این است اگر خواهی آموختن / به کشتن فرج یابی از سوختن
اگر عاشقی سر مشوی از مرض / چو سعدی فرو شوی دست از غرض
به دریا مرو گفتمت زینهار / وگر میروی تن به طوفان سپار
شکل قالب مثنوی :
ـــــــــــــــــــــــــــــــ * ـــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــ × ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ×
ــــــــــــــــــــــــــــــــ = ـــــــــــــــــــــــــــــــــ =
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ÷ ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ÷
*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
فردوسی،اسدی توسی ، نظامی ، عطّار، سنایی ، سعدی،مولوی، جامی،پروین اعتصامی،
حمیدی شیرازی ،شهریار و ...

2 ـ قطعه :در لغت به معنی پاره ای از هر چیزی است و دراصطلاح شعری است
که مصراع دوّم همه ی بیت ها، هم قافیه اند، به عبارتی دیگر، به جای قافیه بودن
مصراع ها،بیت ها با هم قافیه اند.نام گذاری قطعه به این سبب است که گویا ،
پاره ای از میان یک قصیده است.موضوع قطعه :پند و اندرز،مسائل اخلاقی و
اجتماعی و تعلیمی،حکایت،شکایت، مدح،هَجو،تقاضا و ...
حدّاقل بیت های قطعه ،دو بیت است؛ امّا حدّاکثر آن مشخص نشده است؛
گاهی 15 بیت و گاهی 18 بیت
پیدایش قطعه به آغاز شعر فارسی باز می گردد ؛زیرا در شعرِ «رودکی سمرقندی »
قطعات زیبایی دیده می شود.
[ نمونه ای از قطعه ی معروف « سعدی شیرازی » ]
گِلی خوش بوی در حمّام روزی / رسید از دستِ مَخدومی به دستم
بِدو گفتم که مُشکی یا عبیری ؟ / که از بویِ دلاویزِ تو مَستم
بِگفتا من گِلی ناچیز بودم / ولیکن مدّتی با گُل نشستم
کمالِ هم نشین در من اثر کرد / وگرنه من همان خاکم که هستم
شکل قالب قطعه :
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
قطعه سُرایان معروف در زبان فارسی :
اَنوری(قرن ششم)،ابن یمین (قرن هشتم)،پروین اعتصامی(قرن چهاردهم)،سعدی شیرازی،
هاتف اصفهانی و ....
3 ـ قصیده:به معنی مقصود و در اصطلاح به معنیِ « توجّه کردن به کسی یا چیزی»
است.مهمترین قالب شعری است که در آن مصراعِ اوّل از بیتِ اوّل با تمامِ مصراع های
زوج هم قافیه اند.
* قصیده اوّلین قالبِ شعری است که از نیمه ی قرن سوم هجری در ادبیّات به تقلید
از شعر عربی پدید آمد.
* قصیده از جهتِ قرار گرفتنِ قافیه ها ، شبیه به غزل است.تعدادِ ابیاتِ قصیده معمولاً
از 15 بیت بیشتر است.
موضوعِ قصیده :درباره ی ستایش،نکوهش ،تهنیّت،تعزیت ،شُکر و شکایت ،پند و حکمت،
وصف طبیعت،بیانِ مسائلِ اخلاقی واجتماعی و عرفانی است.
شکل قالب قصیده :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
رودکی،فرّخی سیستانی،منوچهری،ناصرخسرو،مسعود سعد سلمان، اَنوَری ،خاقانی ،
سعدی ، ملک الشُعَرای بهار، امیری فیروزکوهی،مهرداد اوستا.

4 ـ غزل : در لغت به معنی حدیث عشق و عاشقی گفتن است و در این نوع از شعر،
مصراعِ اوّل از بیتِ اوّل با تمامِ مصراع های زوج هم قافیه اند و از این جهت کاملاً
شبیه قصیده است.غزل در قرنِ 6 هجری رواج یافت. موضوع و محتوای غزل در آغاز
عاشقانه است یعنی شاعر در آن از عشقِ خود به معشوق سخن می گوید،امّا با
ظهورِ« سنایی» شاعر عارف قرن ششم،معشوق زمینی ِغزل جایِ خود را به
معشوقِ آسمانی می دهد و غزلِ عارفانه پدید می آید.
[ نمونه ای از غزلِ « حافظ شیرازی » ]
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت /گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یا رب مَباد کس را مَخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس / گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا / سرها بُریده بینی بی جرم و بی جنایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود / از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم / یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
موضوع و محتوایِ غزل،معمولاً بیانِ عواطف و احساسات ،فِراق و جدایی ، عشق ،
عرفان و گفت و گو از روزگارِ جوانی است.
*** تفاوت غزل و قصیده :
1 ـ در تعداد ابیات: [تعداد ابیات در غزل کمتر از 15 بیت است ولی قصیده بیش تر از
15 بیت است]
2 ـ در موضوع و محتوا :[ موضوع غزل،عشق و عرفان و عواطف و احساسات است
ولی قصیده بیش تر مدح و توصیف است.]
*برای اوّلین بار« حکیم سنایی غزنوی» موضوعاتِ عرفانی را در قالب ِ« غزل»
مطرح کرد و بعد از او ،مولوی، غزل ِ عارفانه را،به اوج رساند. سعدی نیز غزلِ عاشقانه
را به اوج رساند و سرانجام حافظ شیرازی ، غزل عاشقانه و عارفانه را با همدیگر به
اوج رساند.
از انقلابِ مشروطه به بعد، غزل جنبه ی اجتماعی و سیاسی نیز به خود گرفت و
شاعرانی مانند چون فرّخی یزدی و ... به سرودن غزلِ اجتماعی پرداختند.
به طورِ کلی موضوعاتِ غزل :
عاشقانه ( مانند غزلیّات سعدی )
عارفانه (مانند غزلیّات سنایی و مولوی )
عارفانه و عاشقانه ( مانند غزلیّات حافظ )
اجتماعی و سیاسی (مانند غزلیّات فرّخی یزدی )
شکل قالب غزل :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ * ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
* شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
مولوی،سعدی،حافظ،صائب تبریزی،فرخی یزدی،محمد حسین شهریار و...
5 ـ دو بیتی : شعری است که از دو بیت تشکیل شده که گاه مصراع سوّم آن قافیه ندارد.
*درون مایه و موضوع دوبیتی:عاشقانه وعارفانه
*رایج ترین قالب در میان روستاییان است. دو بیتی را در فارسی،ترانه می گویند.
نمونه هایی از شعرهای « باباطاهر» که در قالب دوبیتی سروده شده است :
یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل و هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران / پسندم آنچه را جانان پسندد
شکل قالب دوبیتی :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
باباطاهر(شاعر عارف قرن 5)،فائز دشتستانی(شاعر عهد قاجار)
6 ـ رباعی: شعری است چهارمصراعی که مصراع سوّم آن معمولاً قافیه ندارد.
در واقع مصراع« اوّل،دوّم وچهارم» هم قافیه اند و مصراع سوّم در شعر برخی از دوره ها
بی قافیه است.
پیام اصلی شاعر،معمولاً در مصراع آخر می آید و سه مصراع دیگر مقدّمه ی سخن شاعر
است.
درون مایه و موضوع رباعی:عاشقانه و عارفانه یا فلسفی است.
رباعی،مناسب ترین قالب برای ثبت لحظه های کوتاه شاعرانه است.
نمونه هایی از شعرهایی که در قالب رباعی سروده شده است :
هنگام سپیده دَم مرغِ سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری ؟
یعنی که نمودند در آیینه ی صبح / کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری (خیّام نیشابوری)
تفاوت دوبیتی و رباعی :
دوبیتی با یک « هجای کوتاه » و رباعی با یک « هجای بلند » آغاز می شود.
شکل قالب رباعی :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
*شاعرانی که درآثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
خیّام(قرن 5)،عطّار (قرن 6)،مولوی (قرن 7)،بابا افضل کاشانی

« نکته های درس املای فارسی» :
1ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند وعربی
هستند،واژه هایِ هم خانواده می گویند. در هم خانواده سه حرفِ اصلی کلمه باید
به ترتیب در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشند.
مثلاً کامل دارایِ سه حرفِ «ک م ل » استو می تواند با« تکمیل» هم خانواده باشد
اما با « کلام » و« کلمه » هم خانوادهنیست چون سه حرفِ اصلی این کلمات
« ک ل م» است و ترتیبِ این کلمات بایکدیگر متفاوت است.
کلماتِ زیر به همراهِ هم خانواده هایشان را ، به خاطر بسپارید:
عُلوم: عالِم، عِلم، مُعَلِّم،عُلَما،تَعلیم،تَعَلُّم ، معلوم و...
قادِر : مَقدور، قدرت ، قَدَر ، قَدّار ، قَدر، قَدیر و...
مسلمان: اسلام، تسلیم،مُسلِم، سلام،سالم، سلیم ،سلامت و ...
ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت و ...
مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و...
شُغل : شاغِل ، مَشغول ، مَشاغِل ،اشتغال،مشغله، اشغال و ...
شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و ...
حُضور : حاضِر ، مَحضَر ، حُضّار و...
طالِب : مطلوب، مَطلب ، طَلَب و...
ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهور و...
نَصر : نُصرَت ، ناصِر ، مَنصور، نصیر و ...
اَعمال: عَمَل،عامِل،عامِلان و...
جاهِل : جَهل ،مَجهول ، جِهالت و...
مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و...
مَخلوق : خَلق ،خالِق ، خِلقَت، خَلایِق و...
جَماعَت : جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و...
مُناظِره : مَنظَر ،نِظاره ، مَنظور ، ناظِر و...
نسخ : مَنسوخ ،ناسخ و ...
فهم : مفاهیم ،مفهوم ، فهیم و ...
* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان
هم خانواده به کار رود.مانند :
ـ روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و...
ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ، دیده بان ، بیننده و ...
2ـ مترادف (هم معنی ) : به کلماتی می گویند که از نظرِ نوشتن وخواندن با هم
فرق دارند، امّا از نظرِ معنی با هم مشترک هستند؛ بعضی از کلمات دو یا چند
مترادف دارند.
مانند:
تاریکی = ظُلمت جَمال = زیبایی، قشنگی علم = دانش
پارسا = پرهیزگار مُتَعالی = بلند مرتبه نور = روشنایی
تلاش = کوشش، سَعی، جَهد عُطوفَت = مهربانی ، دلسوزی
آوا = صِدا مُراد = خواسته ، آرزو خانه = سَرا
مَعاش =خرجِ زندگی ، کفافِ زندگی غوغا = هَیاهو
عزَّت = بزرگی ، جَلال جامِه = لباس ناراحت = غمگین، اَفسُرده،دل تنگ
عِیب = عار غُرور = خودپَسَندی غم = اندوه
مَعصیت =گناه ، سرکشی، عُصیان بُزرگی = جَلال
پنهان = نَهان، غِیب تند = سریع طَریقَت = شیوه ، رَوِش ، راه ،طَریق
پیدا = آشکار زندگی = حیات عمل = کار
غَرّه = مَغرور نَصیحَت = پَند ذوق = شوق
رایگان = مُفت ، مَجانی شاد =خوش حال، سُرور
مُصِر = اِصرار کننده ، پافشاری کننده ، سِماجَت کننده
صَبر= بُردباری،شَکیبایی ،صَبور مَشَقَّت = سختی ، دُشواری ، رنج ، تَعب
سعادَت = خوشبختی ، نیک بختی
3ـ کلمه های ِدو تَلَفُّظی:برخی از واژه ها در زبانِ فارسی به دو صورت تَلَفُّظ
می شود که هردو تَلَفُّظ،صَحیح می باشدبه این گونه واژه ها، کلمه هایِ دو تَلَفُّظی
می گویند.
مانند :
باغِبان و باغبان / استُوار و استوار / مهرَبان و مهربان / مُستَمَندو مُستمند /
آسِمان و آسمان / پاسِبان و پاسبان / آشِکار و آشکار/ روزِگار و روزگار/
4 ـ معادل کلمات : در زبانِ فارسی برخی از کلمات از زبان های دیگر وارِدِ زبان
فارسی شده است و در کشورِ ما نَهادی وجود دارد به نامِ «فرهنگستانِ زبان و
ادبیّاتِ فارسی» که برایِ آن کلمات،مُعادِل هایی را پیشنهاد می کند تا آن کلمات
را به جای کلمات بیگانه استفاده کنیم.
برخی از کلمات به همراهِ مُعادِلِ فارسی آن :
سایت : پایگاه اس ام اس(sms) : پَیامَک
اُتومُبیل : خودرو کوپِن : کالابرگ
ایمِیل : رایانامه، نامه ی اِلِکترونیکی فاکس : دورنگار، نَمابَر
کامپیوتِر : رایانه سوبسید : یارانه
پاراگراف : بند کاما : ویرگول آدرس : نشانی
سایت : پایگاهترمینال : پایانه کاناپه : نیمکت
پیتزا : کش لقمه هلی کوپتر : بالگرد
5 ـ نشانه هایِ اختصاری : گاهی برایِ نوشتن برخی از عبارت ها و جملات،
از حروفی که مختصرِ آن کلمات است استفاده می شود که به آن حروف،
نشانه های اختصاری می گویند. مانند:
ـ « ص » صلوات الله عَلَیه : [ درود و صلواتِ خدا بر او باد. ]
ـ « رض» رضی الله عنه : [ خداوند از او راضی و خشنود باد ]
ـ « س » سلام الله علیه ( یا علیها) : [ درودِ خداوند بر او (زن ) باد ] این نشانه
برای معصوم (زن) به کار می رود.
ـ « ره » رحمه الله علیه : [ رحمتِ خداوند بر او باد ]
ـ « ع » علیه السّلام : [ بر او درود باد]
« م » : میلادی « هـ . ش » سالِ هجری شمسی
«ع » علیه السّلام « ق.م » قبل از میلاد
« ره » رحمه الله علیه
« س » سلام الله علیه ( یا علیها)« هـ . ق » سالِ هجری قمری
« رض» رضی الله عنه
« عج » عجل الله تعالی فرجه
6 ـ پسوندِ « ـَ ک » و انواع آن :یکی از پسوند های معروفی که به اسم می چسبد
و واژه ی غیرساده می سازد،پسوندِ« ـَ ک» است که مفهوم هایِ مختلفی را در
کلمه به وجود می آورد.
انواعِ ـَ ک در زبان فارسی :
1 ـ نشانه ی تصغیر : مفهومِ کوچکی و خُردی را می رساند .
مانند : بامَک ( بام + ـَ ک ) به معنیِ (بامِ کوچک )
2 ـ نشانه ی ترحّم و دلسوزی: مفهومِ دلسوزی را دربر دارد.
مانند: طفلَک (طفل+ ـَ ک) به معنیِ(طفلِ ترحُّم انگیز)
3 ـ نشانه ی شباهت :مفهومِ شباهت به چیزی را ،نشان می دهد.
مانند: پشمَک (پشم+ ـَ ک)به معنیِ (نوعی به شکلِ الیاف پشم )
4ـ نشانه ی حالت : مفهومِ حالت وچگونگی را، بیان می کند.
مانند: نرمَک(نرم + ـَ ک)به معنیِ(به صورتِ نرم)
5 ـ نشانه ی تحقیر و توهین : مفهومِ توهین را با خود دارد.
مانند:مردَک (مرد+ ـَ ک)به معنیِ(مردپَست وفرومایه)
* مثال هایی برایِ پسوندِ تصغیر ( کوچکی):
شاخَک (شاخ + ـَ ک ) = شاخه ی کوچک
اتاقَک ( اتاق + ـَ ک ) = اتاقِ کوچک
بامَک ( بام + ـَ ک ) = بامِ کوچک
داستانَک ( داستان + ـَ ک ) = داستانِ کوچک
شهرَک ( شهر+ ـَ ک ) = شهرِ کوچک
مُرغَک ( مرغ + ـَ ک ) = مرغِ کوچک
پایَک ( پای + ـَ ک ) = پایِ کوچک
کمانَک (کمان + ـَ ک ) = کمانِ کوچک
زاغَک ( زاغ + ـَ ک ) = زاغِ کوچک
پیامَک ( پیام + ـَ ک ) = پیامِ کوچک
7 ـ کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در
شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف
کند.
کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ آن آمده است :
گر = اگر ار = اگر سَحرگَهان = سَحرگاهان
بُرون = بیرون سِپَه = سِپاه زِ = از
بِه = بهتر کِه = کوچک تر
8ـ کلمات چند شکلی:در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه
به هم دارندو از آن ها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود:
هوشیار: هشیار آینه : آیینه پرهیزکار : پرهیزگار
اِفریقا : آفریقا پیامبر : پیغامبر جارو : جاروب
جاودان :جاودانه،جاویدان سپید : سفید
9ـ کلمات هم آوا (مُتَشابه) : به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده
می شوند،امّا شکلِ نوشتاری آن ها و در نتیجه معنایِ آن ها متفاوت است.
(به طورِ خلاصه،کلمات هم آوا ، به کلماتی می گویندکه تلفّظ آن ها یکی است ولی
املا و معنایِ آن ها با هم فرق دارد.)
مانند :
خار : تیغه هایِ همراهِ گُل خوار : ذِلَّت : پَستی ، ذلیل
صَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن ، مُسافرت
اَساس : بنیاد ، پایه اَثاث : لوازمِ خانه
حَیات : زندگی حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه
خاست : بلند شد خواست:طَلَب کردن،خواستن
خان : مرد بزرگ ، سرا خوان : سُفره
خرد : کوچک خورد : میل کردن
خویش : خود ، فامیل خیش : گاو آهن
رازی : اهلِ ری راضی : خشنود
اَمَل : آرزو عَمَل : کار
ثواب : پاداش ،اَجر صَواب : صَحیح ، دُرُست
صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.
سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع)
خویش : خود خویش : فامیل
پرتقال : یک نوع میوه پرتغال : نامِ کشوری در اروپا
اَرز : واحدِ پولِ خارجی اَرض : ز مین عَرض : پهنا
10ـ تَضاد ( طِباق ،مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی،مُخالف همدیگر باشند.
نادانی ≠ دانایی دُرُشت ≠ ریز استوار ≠ سُست
آزادی ≠ اِسارَت کوچک≠ بزرگ فَقر ≠ ثِروَت
لذّت ≠ تَنَفُّر، ناخوشی شادی≠ غم روز ≠ شب
خنده ≠ گریه دانا ≠ نادان غَمناک ≠ خوشحال، شاد
زِنده ≠ مُرده خالص ≠ ناخالص جَهل ≠ عِلم ،دانش
نِفرَت ≠ عِشق زیبا ≠ زشت خار≠ گُل
نَشیب ≠ فَراز نافرمانی≠ اطاعت لَیل ≠ نَهار
در ≠ دیوار خُفتِه ≠ بیدار کافر ≠ مسلمان، غیرمسلمان
11 ـ «معنای واژه با تشدید و بدون تشدید» در زبان فارسی،برخی از واژه ها،شکل
نوشتاری یکسانی دارند امّا درتلفّظ ومعنا با یکدیگر متفاوت اند.
(در واقع برخی از کلمه ها تنها با گرفتن تشدید معنی و تلفّظ شان تغییر می کند.)
آن چه باعث تشخیص تفاوت بین این کلمه هامی شود،کاربرد این واژه ها در جمله است.
نشانه ی دیگری که در تشخیص درست آن ها به ما کمک می کند،وجود نشانه ی
«تشدید» است.
مُقدّم : گرامی داشتن ـ برتر بودن مَقدَم : قدم گذاشتن
قوت : وعده ی غذایی قُوَّت : نیرو ـ توان
مُسلِم : مُسلمان مُسَلَّم : قطعاً ـ حتمی
مَسکَن : خانه ـ منزل مُسَکِّن : آرام بخش
مُعین : کمک ـ یاری ـ فریاد رَس مُعَیَّن : مشخّص ـ تعیین شده
مُبین : آشکار مبیّن : بیان شده
12 ـ کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ
ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارند.
مانند :
حُسن : خوبی حَسَن : نیکو
قَمَری : منظور ماهِ قمری قُمری : نوعی پرنده
شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر شِکَر : شکرِ خوراکی
کِرم : نوعی حیوان کَرَم : بخشش ، بزرگواری

آرایه های ادبی :
1 ـ تشخیص (آدم نِمایی ـ جان بخشی به اَشیاء ـ شَخصیّت بخشی ) :
نسبت دادن اعمالِ انسانی به غیرِ انسان را تشخیص می گویند.
مثال :
اَبر از شوقِ کِه می خَندد بدین سان قاه قاه : در این مصراع آرایه ی تشخیص
وجود دارد (عَمَلِ خندیدن که مُتُعَلِّق به انسان است را به « اَبر» نسبت داده است.)
2ـ واج آرایی (نغمه ی حروف): هر گاه یک حرف چندین بار برای تاًکید تکرار شود.
مثال :
ـ جان بی جمال جانان میل جهان ندارد /هر کس که این ندارد حَقّا که آن ندارد
(واج آرایی با تکرار صامت « ج» )
ـ رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
(واج آرایی با تکرار صامت « س» )
3ـ تکرار : هر گاه یک یا چند کلمه بیش از دو بار در شعر یا نثر بیاید به طوری که بر
زیبایی سخن یا شعر بیفزاید.
مثال :
ـ از دَر دَر آمدی و من اَز خود به دَر شُدم / گویی کَزین جَهان به جَهان دِگر شدم
( تکرار واژه ی « در» و « جهان» )
4ـ تَضاد ( طِباق ، مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی، مُخالف همدیگر باشند.
مثال :
ـ شاه وگدا به دیده دریادلان یکیست / پوشیده است پست وبلند زمین درآب
5 ـ مُراعات النظیر(شبکه ی معنایی ـ تَناسب ـ زنجیره معنایی):
آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند
از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد.
مثال :
ابر و باد ومَه و خورشید وفَلَک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غِفلت نخوری (سعدی)
در این بیت از سعدی واژه های ابر ، باد ، مَه ، خورشید و فَلَک همه از یک مجموعه هستند.
مثالی دیگر :
اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ)
در این بیت از حافظ واژه های اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل
هستند.
6 ـ ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی
نکته یا لطیفه یا پندی باشد .
(درباره ی نیکی کردن):
تو نیکی می کُن و دَر دِجله اَنداز / که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز
(درباره ی دوستی):
دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندِگی (سعدی )
(درباره ی امیدواری) :
دَر نااُمیدی بَسی اُمید است / پایانِ شَبِ سیه سِپید است (نظامی گنجَوی )
(درباره ی نداشتنِ غرور):
آینه چون نقشِ تو بنمود راست /خودشِکن آینه شِکستن خَطاست (نظامی گنجَوی)
(درباره ی کار بیهوده کردن):
(زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات)
(آب در هاوَن کوبیدَن)
(درباره ی صبر و بردباری داشتن):
گر صبر کُنی زِ غوره حَلوا سازی
یا « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند / بر اثرِ صبر نوبتِ ظَفَر آیَد »
7ـ تشبیه : مانند کردنِ چیزی است به چیزِ دیگر ( هر تشبیه دارای 4 رُکن است)
1ـ رُکن اوّل ( مُشَبّه): کلمه ای است که قَصدِ تَشبیه کردنِ آن را داریم.
2ـ رُکن دوّم( مُشَبّه بِه):همان چیزی یا کسی است که مشبه ،به آن تشبیه می شود،
در واقع همان تشبیه ماست.
3ـ رُکن سوّم(وَجهِ شَبَه):ویژگی مشترک میان مُشَبّه و مُشَبّه بِه است که به آن
وجهِ شَبَه می گویند.
4ـ رُکن چهارم(اَداتِ تَشبیه):کلمه ای است که مُشَبّه و مُشَبّه بِه را به هم پیوند
می دهد.مانند:[مثل، همچون، چون، همانندِ،مانندِ، بِسانِ ، چو ،... ]
مثال:
« مادَر همانند آب روانی ، پاک و زُلال است »
مُشَبَّه اَداتِ تَشبیه مُشَبَّه بِه وَجه شَبَه

8 ـ کِنایه :در لُغَت به معنی پوشیده سُخَن گفتن است و هر گاه عِبارت یا جُمله
ترکیبی دردو مَعنایِ دور و نزدیک به کار رَوَد به گونه ای که ذهنِ ما را از مَعنایِ
نزدیک پی به معنایِ دورِ آن بِبَرَد این آرایه ایجاد می شود،بسیاری از تکیه کلام های
روزانه و ضرب المثل ها نوعی کنایه هستند.
(بیش تر کنایه ها ریشه ی فعلی هستند.)مثال :
ـ فلانی دَهانش بوی شیر می دهد ( بچّه بودن یا هنوز کودک هستی )
ـ دم به تَله ندادن ( گیر نیفتادن )
ـ پا توی کفش کسی نکردن ( دخالت در کار کسی )
ـ آب غوره نگیر ( گریه نکن )
ـ پنبه را از گوشت در بیاور ( خوب گوش کن )
ـ پشتِ پا زدن ( ترک کردن )
ـ از کوره در رفتن ( عصبانی شدن )
ـ آستین بالا زدن ( آماده شدن )
ـ شکستنی است ( با احتیاط حمل شود )
ـ چهره بگشادن ( شاد شدن )
9ـ مبالغه ( اغراق- غلو ): آن است که در توصیف،مدح یا ذم یک شخص یا یک صحنه
زیاده روی کنیم. زیاده روی در میان حالت و صفتی است به گونه ای که بسیار بزرگتر
یا بسیار کوچکتر از آن چه که هست نشان داده شود وپذیرفتن آن از نظر عقل وعادت،
محال یا بسیار بعید باشد.
1-زسم ستوران درآن پهن دشت/زمین شد شش و آسمان گشت هشت (فردوسی)
مقصود شاعر این است که از شدت سم کوفتن اسبان وکثرت سوارکاران یک طبقه از
هفت طبقه ی زمین،به صورت گرد به آسمان رفت ودرنتیجه زمین شش طبقه شد و
آسمان هشت طبقه شد.
2 ـ خروشید و جوشید و بَرکَند خاک / ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک
3- شودکوه آهن چو دریای آب/اگر بشنود نام افراسیاب
4- آه سعدی اثر کند درسنگ / نکند در تو سنگدل تاثیر
5- به مرگ سیاوش سیه پوشد آب / کند زار نفرین بر افراسیاب
6- هر وقت باران می بارد با خود می گویم،لابد دل آسمان برایت تنگ شده است.
تو ای زیباترین تابلوی آفرینش! شانه هایت تکیه گاه همیشگی من است.
چشمانت چراغ شب هایم. بهترین موسیقی زندگیم تپش قلب توست.
10 ـ تخلّص : به اسم شاعر ، تخلّص می گویند که معمولاً در بیت آخر یا یک بیت
مانده به آخر می آید.
مثال :
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد
(سعدی: تخلّص)

دستور زبان فارسی:
جمله : کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به دیگران
می رساند.
جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوه ی بیان :
1 ـ خبری : خبری را به ما می رساند. (علامت این نوع جمله ( .) می باشد.)
2 ـ امری : کاری را درخواست می کند. (علامت این نوع جمله ( . ) می باشد.)
3 ـ پرسشی : سؤالی را مطرح می کند. (علامت این نوع جمله ( ؟ ) می باشد.)
4 ـ عاطفی : یکی از عواطف انسان مانند: تعجّب،تأسف،آرزو،دعا،نفرین و ... را بیان
می کند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.)
* جمله هایی که بوسیله ی آن ها برای کسی دعا می کنیم،« جمله ی دعایی »
نامیده می شوند.فعل این نوع جملات معمولاً « باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا »می باشد و
این جملات جزء «جملات عاطفی » محسوب می شوند.
در زبانِ فارسی جمله دارایِ دو قسمتِ اصلی است :
1ـ نهاد 2 ـ گُزاره
1 ـ نهاد :کلمه یا گروهی از کلمه هاست که درباره ی آن خبر می دهیم ؛
یعنی«صاحب خبر» است.
نهاد اجباری ( شناسه ) : ضمیری است که به انتهای فعل می چسبد تا صیغه ی
آن را مشخص کند.
در زبان فارسی به نهادی که در ابتدای جمله می آید،« نهاد اختیاری» و
به نهادی که به انتهای فعل می چسبد،« نهاد اجباری(شناسه)» می گویند.
مثال : من به مدرسه رفتم. « من» : نهاد اختیاری و « ـَ م » : نهاد اجباری
مانند : ادبیّات به یاری ابزارها و عواملِ گوناگون پدید می آید. واژه ی ادبیّات نهاد است.
گاهی نهاد بیش از یک کلمه است که اصطلاحاً به آن گروه نهادی می گویند؛
مانند :
پس از واقعه ی عظیمِ انقلاب اسلامی،بسیاری از بنیاد هایِ فکری،فرهنگی و معیارهایِ
ارزشی و اخلاقی ،دگرگون شد. گروه نهادی
برایِ پیدا کردنِ نهاد به اوّل فعل، « چه چیزی ؟ » یا « چه کسی ؟ » اضافه
می کنیم و نهاد را به دست می آوریم؛مانند :
زبانِ هر جامعه در هردوره ای بر پایه ی باورها و ارزش ها ی دینی،سامان
می یابد.
چه چیزی سامان می یابد ؟ زبان = نهاد
2ـ گُزاره : خبری است که درباره ی نهاد داده می شود.
مهمترین جزء گزاره ،«فعل» است .
مانند : انقلاب ، کرامتِ انسانی را به افرادِ جامعه باز گرداند.
نهاد گُزاره
توضیحی درباره ی اجزای گزاره : ( مربوط به درس ادبیات )
1ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر آن واقع می شود .
مانند : کبوتر پرواز را دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.
*نشانه ی مفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛
یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول
می چسبد.
به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :
الف ) من پرنده را دیدم. ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول
ب ) من پرنده ای دیدم. ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول
پ ) من پرنده ای را دیدم. (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول
ت ) من پرنده دیدم. ( بدونِ هیچ نشانه ای ) پرنده : مفعول
راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ » یا « چه کس را ؟ »
اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در
جوابِ « چه چیز را ؟ » یا « چه کس را ؟ » می آید؛
هم نامه ی نا نوشته خوانی = چه چیز را خوانی ؟
نامه ی نانوشته را = نامه ی نا نوشته : مفعول
ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن . =چه کسی را راهنمایی کن ؟
ما را = ما : مفعول
2 ـ مسند : صفت یا حالتی است که آن را به نهاد نسبت می دهند.
به فعل هایی که مسند می پذیرد فعلِ اسنادی (ربطی) می گویند.
فعل هایِ اسنادی (ربطی ) عبارتند از :« است ـ بود ـ بُوَد ـ شد ـ گشت ـ
شَوَد ـ باشد ـ باد ـ هست ـ نیست »
* روشِ پیدا کردنِ مُسند:
به اوّل فعلِ اسنادی،کلمه هایِ « چگونه؟ » یا « چی ؟ » اضافه می کنیم و مُسند
را به دست می آوریم؛
مانند : انقلابِ دینی و فرهنگی در آثارِ نویسندگانِ پس از انقلابِ اسلامی نیز
جلوه گر شد.
چگونه شد = جلوه گر = مُسند
مثال : هم نشینِ نیک ، بهتر از تنهایی است .
نهاد مسند فعلِ اسنادی (ربطی)
3 ـ مُتَمّم : واژه ای که بعد از حرفِ اضافه می آید .
مانند :
او به مدرسه رفت . مدرسه : متمّم
برخی از حروفِ اضافه : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ اندر ـ برای ـ از برایِ ـ از بهرِ ...
کبوتر پرواز را در آسمان دوست دارد .
نهاد مفعول حرفِ نشانه حرفِ اضافه متمّم فعل غیراسنادی
دستور زبان فارسی :
« انواع حروف در زبان فارسی»
در دستور زبان فارسی«حروف» کلماتی را می گوییم که معمولاً از کلمه های
دیگرکوتاه تر هستند و معنی مستقلی ندارند و کار آن ها پیوستن جمله ها و
کلمه ها به یکدیگر و نسبت دادن کلمه به فعل و یا نشان دادن موقعیّت کلمه
در جمله است.
حروف خودشان نقشی ندارند بلکه وظیفه ی آن ها نشان دادن اجزای دیگر است.
انواع حروف در فارسی :
1 ـ حروف اضافه : مانند : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ برای ـ از برای ـ بهر ـ از بهرِ ـ بدونِ ـ
اندر ـ جز ـ مگر ـ مثل ـ بی ـ سویِ ـ به سویِ ـ به منظورِ ـ از پیِ ـ به وسیله یِ ـ
به سانِ ـ به کردارِ ـ مانندِ ـ همانندِ ـ همچو ـ همچون و ...
و به واژه ی بعد از حرف اضافه « متمّم » می گویند.
2 ـ حرف نشانه : مانند « را » نشانه ی مفعول
3 ـ حرف ربط ( پیوند ) : حرف هایی را گویند که دو کلمه یا دو جمله را به هم
پیوند می دهد.
مانند : و ـ که ـ تا ـ ولی ـ چون ـ امّا ـ نیز ـ اگر ـ اگرچه ـ بلکه ـ پس و ...
از میان این حروف،اگر حرف« واو» دو کلمه را به هم پیوند دهد به آن حرف،
« واو عطف» می گوییم و اگر حرف « واو» دو جمله را به هم پیوند دهد به آن
حرف،« واو ربط (پیوند)» می گوییم .

حسین توکلی مشاور عالی سازمان سنجش در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاهی گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران اظهار داشت:

در اولین آزمون مشترک سال 94 دستگاههای اجرایی کشور تعداد 193 هزار و 468 داوطلب ثبت نام کردند که از این تعداد 75 هزار و 31 نفر زن و 118 هزار و 437 نفر مرد میباشد که بر این اساس این آزمون در صبح روز جمعه اول ماه در 58 شهرستان و 108 حوزه امتحانی برگزار گردید.
رئیس مرکزاطلاع رسانی وروابط عمومی وزارت آموزش و پرورش گفت: درحوزه آموزش وپرورش شکل گیری شخصیت دانش آموزدر دوره ابتدایی است.

به نقل از روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، علیرضا جدایی درهم اندیشی معاونت آموزش ابتدایی با مدیرشبکه آموزش اظهارکرد: درحوزه آموزش وپرورش شکل گیری شخصیت دانش آموزدر دوره ابتدایی است لذا دراین حوزه به شدت نیازمندبه اطلاع رسانی به معنای آگاهی بخشی هستیم
رئیس مرکزاطلاع رسانی وروابط عمومی وزارت آموزش و پرورش درخصوص کارکردرسانه دراین حوزه گفت : مانیازمندآموزشی هستیم که منجربه فرهنگ سازی شود، دراین راستا باید گفتگوها ومناظره های آموزگاران و کارشناسان اجرایی شود.
وی به رویکرد فناوری های نوین تربیتی وجهت گیری های یادگیری در دنیای مجازی اشاره کرد و افزود: صدا و سیما می تواند نقش مؤثری در آموزش سبک زندگی به دانش آموزان ابتدایی داشته باشد و دراین خصوص گام هایی برداشته شده است ودرحال انعقاد تفاهمنامه هایی هستیم .
جدایی ادامه داد جایگاه آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در"آموزش برای همه" درمیان دیگرکشورها بسیار مطلوب است وشرکت وزیر و معاون آموزش ابتدایی وهیات عالی رتبه ایران دراجلاس اخیراینچئون و ارسال نامه تشکر از اقدامات آموزش و پرورش مؤید این جایگاه در سطح بین الملل می باشد.
بسیاری از ایرانیان خارج از کشور کسبوکارهای موفقی دارند اما اینبار پایگاه خبری «باکس نیوز باکس» لیستی از ثروتمندان ایرانی خارج از کشور ارائه کرده است.
این ردهبندی براساس میزان ارزش دارایی این افراد بوده است. داراییهای این افراد در مجموع 7/ 16 میلیارد دلار برآورد شده است.
پییر مراد امیدیار
ارزش دارایی خالص: 1/ 8 میلیارد دلار

پییر مراد امیدیار متولد 21 ژوئن 1967 در فرانسه است. وی کارآفرین و خیر ایرانی – آمریکایی است. پییر امیدیار رئیس و موسس سایت ایبی (e-bay) اولین و معروفترین وبگاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است. او در سال ۱۹۹۸ و در ۳۱ سالگی بهعنوان یک میلیاردر شناخته شده است. از سال 2010 تاکنون امیدیار بهعنوان رئیس گزارشهای تحقیقاتی و سرویس خبری حوزه مسائل اجتماعی در پایگاه خبری «هونولولو سیویل بیت» مشغول خبرنگاری آنلاین بوده است. او در سال 2013 اعلام کرد که پروژهای مشترک در حوزه خبرنگاری را با عنوان «اولین نگاه رسانه» با حضور گلن گرینوالد، لارا پوترا و جرمی ساهیل آغار خواهد کرد. امیدیار در سال 1995، در 28سالگی، برای فعال کردن فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقلام کلکسیونی، شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنلاین کرد.
اردوان فرهاد مشیری
ارزش دارایی: 1/ 2 میلیارد دلار

اردوان فرهاد مشیری متولد 18 میسال 1955 در ایران، تاجر و سرمایهگذار ایرانی- انگلیسی، ساکن موناکو است. مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامی در شرکتهای متعدد انرژی و فولاد است. او حسابدار خبرهای است که قبلا برای ارنست اند یانگ، PKF و Deloitte کار میکرد. مشیری و علیشیر عثمانوف، شریک کسبوکار طولانی مدت وی، صاحبان هلدینگ رداندوایت (Red & White) هستند.در آگوست سال 2007این دو سرمایهگذار 65/ 14 درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین، نایب رئیس سابق این باشگاه، خریداری کردند. در 18 سپتامبر 2007، هلدینگ رداندوایت سهام خود در آرسنال را به 21 درصد افزایش داد و در 28 سپتامبر 2007 به 23 درصد رساند و یک هفته بعد ازآن مشیری حداقل 25 درصد از هلدینگ این باشگاه فوتبال را مطالبه کرد.
امید کردستانی
ارزش دارایی: 9/ 1 میلیارد دلار

امید کردستانی، بزرگشده تهران، تاجر ایرانی - آمریکایی است که هماکنون بهعنوان مدیر ارشد کسبوکار در گوگل مشغول بهکار است. وی در گذشته، مشاور ارشد دفتر مدیرعامل و از بنیانگذاران گوگل و بهعنوان مدیر غیراجرایی در وودافون فعالیت میکرد. کردستانی تا 16 آوریل 2009، معاون ارشد رئیس فروش و عملیات گوگل بود. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا، جامعه میراث فارسی، جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.
حسن خسروشاهی
ارزش دارایی: 8/ 1 میلیارد دلار

حسن خسروشاهی (متولد ۱۳۱۹ در تهران) کانادایی ایرانیتبار است. وی کارآفرین، خیرخواه و فردی با نفوذ در حوزه کسبوکار است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشتههای حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران است. او به همراه خانواده گروه «پرسیس» را تاسیس کرد. فعالیت این گروه در کسبوکار خردهفروشی، املاک و مستغلات و صنایع دارویی بوده است. در سال 2012، وی از دانشگاه بریتیش کلمبیا به واسطه کارآفرینی و اقدامات بشردوستانه جایزه دریافت کرد. در سال 1982، فروشگاههای زنجیرهای الکترونیکی به نام «فیوچر شاپ» را تاسیس کرد. این زنجیره بعدا در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در مارس 2001، شرکت بست بای، مستقر در آمریکا، فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت 580 میلیون دلار (دلار کانادا) تصاحب کرد. در آوریل 2007، خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر شد. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای کسبوکار بریتیش کلمبیا و از اعضای هیاتمدیره صندوق موقوفه اج لیدینگ است.
مانی مشعوف
ارزش دارایی: 3/ 1 میلیارد دلار

مانی مشعوف، تاجر ایرانی-آمریکایی در دوران نوجوانی به ایالات متحده آمریکا رفت و برای اولین بار در واشنگتن و سپس در سانفرانسیسکو مسکن گزید. در آنجا، او به دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو رفت و در سال 1966 با مدرک علوم سیاسی فارغالتحصیل شد. او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیرهای بیبی (bebe) بوده که در حال حاضر دارای 297 شعبه در شمال آمریکاست. او اخیرا به دانشگاه سابق خود در ایالت سانفرانسیسکو، قول 10 میلیون دلار کمک داده است.
اسحاق لاریان
ارزش دارایی: 1/ 1 میلیارد دلار

اسحاق لاریان متولد 1322 در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – آمریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگترین کارخانه عروسکسازی جهان است. لاریان در 17 سالگی وارد آمریکا شد و پس از فارغالتحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد. چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسکهای «برتز» گرفت. وی در سال 2004، توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نامگذاری شد. سه سال بعد یعنی در سال 2007، توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده میشود.
آرش فردوسی
ارزش دارایی: 400 میلیون دلار

به گزارش دنیای اقتصاد، آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر 1985، بهعنوان کارآفرین آمریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رئیس تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال 2004 از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغالتحصیل شد.بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور رساند و روی کسبوکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال 2007 با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه تکنولوژی ماساچوست، دراپ باکس را راهاندازی کرد.در سپتامبر 2007 نیز آرش شرکت خود را به سانفرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکتهای کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایهگذاران فردی انتقال داد.
ترفندها و حقایق ساده ای که همیشه به کارتان میآید






























به نقل از مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش ، سید محمد بطحایی صبح دیروز در جمع معلمان و فرهنگیان استان بوشهر با اشاره به تلاش وزارت آموزش و پرورش برای تعالی این نهاد تأثیرگذار اظهار داشت: هر چند آموزش و پرورش نهاد مهم و تأثیرگذاری است اما این نهاد با مشکلات مختلفی دستوپنجه نرم میکند و باید با یک برنامهریزی منسجم این مشکلات را برطرف کرد.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزیرآموزشوپرورش افزود: حل مسائل و مشکلات آموزش و پرورش نیازمند خرد جمعی و عزم ملی است، ضمن اینکه وزیر آموزش و پرورش در این زمینه از تمام ظرفیتهای موجود استفاده خواهد کرد.
وی تصریح کرد: کم بهره بودن برخی مربیان از دانش لازم و مشکلات معیشتی فرهنگیان، مشکلات فضاهای آموزشی، محدودیت در روشهای آموزش و پرورش، از جمله چالشهای فراروی وزارت آموزش و پرورش است.
بطحایی خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش بیکیفیت و فاقد ارزشهای لازم علاوه بر اینکه کمکی به توسعه کشور نمیکند بلکه به عنوان عاملی در مقابل توسعهیافتگی حرکت میکند.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزیر آموزشوپرورش بیان داشت: یکی از مهمترین شاخصهای مربوط به آموزش و پرورش، سهم توجه جامعه به آموزش و پرورش است که این سهم از سال 82 تا 92 به شدت کاهشیافته است، در سال 82، چهار درصد از تولید ناخالص داخلی به آموزش و پرورش میرسید، در سال 92 این سهم به کمتر از 1.9 رسید و این موضوع نشان میدهد که توجه جامعه نسبت به آموزش و پرورش کم میشود.
وی گفت: زنده ماندن ارزشها در آینده منوط به امروز آموزش و پرورش است، در این شرایط نسخه شفابخش این است که سیستم آموزشی بهرهوری منابع را بالا ببرد تا جامعه به آموزش و پرورش توجه بیشتری داشته باشد.
بطحایی با بیان اینکه در حوزه برنامهریزی آموزشی یک شاخص مهم، میزان اختصاص بودجه عمومی به آموزش و پرورش است، اظهار داشت: میزان اختصاص بودجه عمومی به آموزش و پرورش در سال 83-84 نزدیک به 15 درصد بود که سالبهسال کاهش یافت و در سال 92-91 به 9 درصد رسید ولی در دو سال اخیر به 11 درصد رسیده است و با اجرای طرح رتبهبندی معلمان به 12 درصد خواهد رسید.
منبع:مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش
بطحائی:
فرهنگیان شاغل ازخدمات صندوق ذخیره برخودار می شوند
به گزارش اخبار20 به نقل از معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی وزیر آموزش و پرورش ؛ سید محمد بطحایی گفت: مقدمات فراهم کردن زمینه ارایه خدمات صندوق ذخیره فرهنگیان به شاغلان فرهنگی آغاز شده است.
سید محمد بطحائی روز شنبه در جمع خبرنگاران در بوشهر گفت: ارایه خدمات صندوق ذخیره فرهنگیان فقط به بازنشستگان فرهنگی همواره با انتقاداتی از سوی شاغلان این بخش همراه بوده است.
وی اضافه کرد: با سیاست گذاری جدید وزارت آموزش و پرورش برای توسعه صندوق ذخیره فرهنگیان مقرر شده این صندوق به مرحله ای برسد که بخشی از خدمات خود را در زمان اشتغال فرهنگیان به آنها ارایه کند.
بطحائی ادامه داد: امیدواریم با به نتیجه رسیدن این برنامه تا سه ماه آینده زمینه بهره مندی فرهنگیان شاغل از سود حاصل از سرمایه گذاری در صندوق ذخیره و خدمات تکمیلی در زمینه های مختلف از جمله بیمه و درمان فراهم شود.
وی درارتباط با برنامه های وزارت آموزش و پرورش برای اوقات فراغت دانش آموزان بیان کرد: با اختصاص اعتباری خاص از سوی معاونت پرورشی مدارس آماده ارایه خدمات پرورشی، تربیت بدنی و اردویی به دانش آموزان شده اند.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزیر آموزش و پرورش گفت: با تدابیر پیش بینی شده امیدواریم تابستان امسال، متفاوت تر از سال های گذشته برای دانش آموزان سپری شود.
.: Weblog Themes By Pichak :.



ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید