با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم 3
زیارت عاشورا

  ” گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم “

 

” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران “

”بخش سوم”

 

                                     ” پیش از سخن “

 

1-  بسیار دوست دارم تا از گرفتاری هایی سخن بگویم که چونان زنجیرهایی آهنین بر دست و پای زندگی آدمی سنگینی می کنند . زنجیرهایی که انسان هر اندازه هم پایدار و پر تلاش باشد ؛ باز هم جان و جهان او را به یغما می برند . این گفتار را به هنگامه ای دیگر وا می گذارم .

ولی در این روزگاری که بیشینه مردم یا غم نان دارند و یا بیم جان ( ویا هردو با هم ) کسی هست و کسی را می شناسم که رها از هر گونه وابستگی و بستگی ، دل در گرو فرهنگ دارد و بینا به پیامدها و برآیندهای کنش ادبی ، خود را در برابر مردان و مردمان خامه پرور مسوول می داند .

جناب محمد حسین سعد آبادی ( پور شیدا ) را می گویم که در گیر و دار گرفتاری ها ، دست از دامان شعر بر نمی دارد و از آسمان دل بر خامه او در دری می بارد . در پیوند با ” بر شاخسار سخن ” ایشان تنها کسی هستند که همواره دغدغه دارند و همیشه سخنانی بر آمده . امید دارم و آرزو می کنم که این ویژگی پر بها در نهاد پرداد او به گونه ای بیش از پیش و روزافزون ، فزونی یابد .


 

” گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم “

 

” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران “

”بخش سوم”

 

                                     ” پیش از سخن “

 

1-  بسیار دوست دارم تا از گرفتاری هایی سخن بگویم که چونان زنجیرهایی آهنین بر دست و پای زندگی آدمی سنگینی می کنند . زنجیرهایی که انسان هر اندازه هم پایدار و پر تلاش باشد ؛ باز هم جان و جهان او را به یغما می برند . این گفتار را به هنگامه ای دیگر وا می گذارم .

ولی در این روزگاری که بیشینه مردم یا غم نان دارند و یا بیم جان ( ویا هردو با هم ) کسی هست و کسی را می شناسم که رها از هر گونه وابستگی و بستگی ، دل در گرو فرهنگ دارد و بینا به پیامدها و برآیندهای کنش ادبی ، خود را در برابر مردان و مردمان خامه پرور مسوول می داند .

جناب محمد حسین سعد آبادی ( پور شیدا ) را می گویم که در گیر و دار گرفتاری ها ، دست از دامان شعر بر نمی دارد و از آسمان دل بر خامه او در دری می بارد . در پیوند با ” بر شاخسار سخن ” ایشان تنها کسی هستند که همواره دغدغه دارند و همیشه سخنانی بر آمده . امید دارم و آرزو می کنم که این ویژگی پر بها در نهاد پرداد او به گونه ای بیش از پیش و روزافزون ، فزونی یابد .

به همین انگیزه دو دوبیتی تازه سروده ایشان را به گزارش زیر پیشکش می کنم :

                                فلک بنموده  دور از آشنایم

                               چو نخلی که ز نخلستان جدایم

                                کنار برکه ، تنها ، پور شیدا

                              زسعد آباد و نخلش می سرایم

                                                   و

                             بسوزد عاشقی، کاتش به جان زد

                            به تار و پود و هم روح و روان زد

                              بسوزد  کو  امان از  پور شیدا

                             ربود و آتشش  بر خان و مان زد

 2- در خور آگاهی آن دسته از دوستانی که شماره خود را از راه نت به بنده داده اند ؛ این که ، گوشی همراه بنده را ربوده اند . به همین شوند شماره بیشینه دوستان را از دست داده ام . بنابراین خواهش دارم تا شماره خویش را دوباره به شماره نگارنده – 09172362232 – پیامک فرمایند .

 

                               ” سخن “

پیش از این گفتم که دروغ و هنجارگریزی در میان ما ایرانیان بیداد می کند و هستی ما را بر باد می دهد . اگر می پندارید چنین نیست ؛ پس این همه سزا دهی ( جریمه یا مجازات ) برای قانون گریزی های راهنمایی و رانندگی برای چیست ؟  اگر این گونه نیست ، پس این همه کشت و کشتارها در خیابان ها و جاده های ایران برای چیست ؟ اگر این گونه نیست ، پس نزدیک به هفت ملیون پرونده دادخواهی در دادگستری ها ، دادگاه ها و دادستانی های ایران برای چیست ؟ . هیچ می دانید از نگاه این آمار- یعنی آمار پرونده های دادخواهی – ایران ، در دو یا سه سال پیش ، پیش از کشور چین (با یک میلیارد و سیسد ملیون مردم)  در جایگاه نخست جهان بود ؟ … اکنون چه جایگاهی دارد ؟؟؟؟؟ !!!!!!  …       .

به یاد دارم در یک برنامه از سیمای جمهوری اسلامی ، کارفرمای (مدیر) آتش نشانی استان تهران می گفت : ” از هشت هزار زنگ و گفتگوی تلفنی ای که در شش ماهه نخست سال (سال 1386 خورشیدی) با آتش نشانی استان تهران رخ داده است ؛ هفت هزار تای آن زنگ ها و خبر رسانی ها درباره آتش سوزی ، دروغ ، بیهوده و بی بنیاد بوده است ” . اگر می پندارید ایران گرفتار هنجارگریزی نیست ؛ این همه آمارهای سرسام آور دزدی و رانت خواری برای چیست ؟ . هیچ به یاد دارید که جناب آخوند هاشمی رفسنجانی درباره سرنوشت نزدیک به هشتسد میلیارد دلار درآمد ایران از نفت در هشت سال کارفرمایی جناب احمدی نژاد بر دولت ایران ، چه گفت ؟ ؟ ؟ ؟ !!!!!  …..                  .

و……….. و …………… و …………….. و ………..و …….     .

هم میهنان گرامی !

منش (اخلاق) در میان ما ایرانیان از هم فروپاشیده است . هر گاه دولتی ، هر سال و حتا هر ماه و هر روز بیش از پیش بر نقدینگی بازار ، بر بی ارزشی پول ملی ، بر بها و ارزش پول بیگانگان و دشمنان و ارج ارزهای بیگانه می افزاید ؛ بی گمان مردمی که زیر زمامداری آن دولت زندگی می کنند ، دست به گریبان تهیدستی و بیچارگی ، به ناچار به نا به هنجاری و رفتارهای بیرون از منش روی خواهند آورد . پس نا خودآگاه نه زندگی که بندگی می کنند .

هم میهنان ارجمندم !

این دام را ،  دشمنان ایران ، برای ایران و ایرانی نهاده اند و تنیده اند . این خواست و آرزوی دشمنان ایران بود که منش و اخلاق در میان ما از هم فرو بپاشد . پس بر ماست تا با نگاه به این رویداد تلخ و درد انگیز ، سه راهکار زیر را در پیش گیریم با این امید که در آینده ، فرزندان ما ، چونان ما نگویند : ” از ماست که بر ماست ” . این سه راهکار به گزارش زیر است :

1- تا می توانید در برابر از ارزش افتادن پول ملی پایداری کنید و بر سر کارگزاران این پدیده ایران سوز فریاد بزنید . فریاد رسای خود در این زمینه را تا به آسمان برسانید .

2-بکوشیم تا فرآوری (تولید) در کشور گسترش یابد و هر گاه این روند در کشور از کنش باز ایستاد ؛ خاموش ننشینیم و فریاد آن را بر سر کسانی بر آوریم که زمینه مرگ فرآوری ملی را فراهم می کنند .

3- تا می توانیم از فرآورده های ایرانی خرید کنیم نه از فرآورده های بیگانه چونان چینی و ….    .

4- تا می توانیم برای پایبندی به پارسایی ، منش کهن ایرانی  و پرهیز از دروغ  در میان ایرانیان -  به ویژه در کانون خانواده و خانواده های ایرانی – بکوشیم و هر روز، بیش از پیش آن را در میان خود گسترش دهیم .

خوانندگان نکته سنج و میهن پرست !

در پدید آمدن هستی (هویت) ملی یک ملت و یک کشور ، هیچ آخشیجی (عنصری) مانند زبان ، بسزا و نقش آفرین نیست . زبان پارسی هماره توانمند ترین آخشیجی بوده است که تا کنون توانسته است از هستی ملی ما ایرانیان پاسداری کند . در این زمینه ما ایرانیان بیش از هر کس ، وامدار فرزانه سترگ توس – حضرت والا جناب فردوسی – هستیم . من نمی توانم مهر بی مانند درون و دل خویش را به این فرزانه بی همتا پنهان کنم . هر آن چه همه دشمنان ایران در همه دوره ها و برهه ها نتوانستند تا زبان پارسی را نابود کنند ؛ فردوسی بزرگ یک جا و تنها توانست تا زبان ما – و بهتر از آن بگویم ، هستی ما را – پاس بدارد .

دوستان میهن پرستم !

دشمنان ایران و گروه پلید برنارد لوییس با هدف فروپاشی (تجزیه) ایران و برای نابودی آرام آرام هستی (هویت ) ملی ما ، دومین راهکار را آسیب زدن به فرهنگ و نابودی زبان  پارسی  بر گزیده اند . برای این راهکار نیز چند دستور زیر را پیشنهاد کرده اند و اکنون که نگارنده دارد این نوشتار را می نویسد ، سال هاست که برای انجام درست و بی خرده این دستورها می کوشند . دستور کارهای آنها برای راهکار دومشان -  یعنی تلاش آرام برای نابودی زبان پارسی – به گزارش زیر است :

1- در بوق و کرنا دمیده اند و می دمند که گویش های فراوان و به جا مانده از پارسی باستان و حتا پارسی پهلوی (پارسی میانه یا پارسی روزگاراشکانیان و ساسانیان) مانند گیلکی ، مازنی ، تالشی ، لری ، لاری و … زبان هستند نه گویش . نگارنده خود از سی و اندی سال پیش به این سو بارها و بارها ار بی . بی . سی اهریمن و صدای پلید آمریکا به گوش خویش شنیده ام وبه چشم خویش دیده ام که این رسانه ها و دیگر رسانه های پیشکار بیگانگان برای زبان نامیدن این گویش ها چه کوششی می کنند ؛ حال آن که بر بنیاد دانش زبان شناسی همه این گویش ها ، گویش هایی برآمده از زبان پارسی هستند و در جایگاه زبان نیستند . این را بنده نمی گوید . پایه های بنیادین دانش زبان شناسی همگانی می گوید .

هم میهنان ارزشمندم !

هیچ می دانید درباره زبان پارسی – این به ظاهر پارسی زبانان – چه جنایت و چه دشمنی می کنند و شما (بر بنده ببخشایید که این را می گویم) یا نمی دانید و یا می دانید و خاموش مانده اید ؟

با نگاه به ارجی که نامهای پشتیبانان پاسداری از ارزش پول ملی (کسانی که به پیشنهاد بنده ، به تارنمای جناب روحانی رایان نامه (ایمیل) فرستادند و فریاد رسای خود را در نگهداشت و پاسداری از ارزش ریال ایران به وی یادآوری کردند) ، دارا هستند ؛ نام های یکایک آنان را در یکی از بخش های آینده جستارمی آورم تا شاید بهتر بتوانم وام خویش را به آنان بپردازم .

 

اگر زنده باشم ؛ دنباله جستار در بخش آینده

پاینده باد ایران ، این مرز پر گهر

منبع : بر شاخسار سخن



تاريخ : چهارشنبه 13 خرداد 1394 | 15:00 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید