قانون ذهن متفکر گروهی و نحوه عملکرد آن
▪ ذهن متفکر گروهی چیست؟
▪ ذهن متفکر گروهی گنجینهای بیشکل و بیکرانی است از ارتعاشات ذهنی.
دانشمندان ثابت کردهاند که حتی کوچکترین ذرات چیزی نیستند جز مجموعهای از ارتعاشات. به این ترتیب:
ـ ارتعاشات بین ۱۵ تا ۱۵۰۰۰ در ثانیه برای گوش انسان بصورت صدا قابل درک است اما ارتعاشات بالاتر از این حد قابل شنیدن نیست.
ـ از ارتعاشات حدود ۱۵۰۰۰۰۰ در ثانیه صورتی از انرژی بنام حرارت آغاز میشود و ما میتوانیم آن را با یکی از حواسمان درک کنیم.
ـ نور هم ارتعاش دیگری است که بالاترین آن نور بنفش است که حدود ۳۰۰۰۰۰۰ در ثانیه است
ـ بالاتر از این ارتعاشات، ارتعاشات فکری است که غیر قابل رؤیت است و غیر قابل شنیدن هستند و از ذهنی به ذهن دیگر میرسند.
3-طوفان ذهنی و ضمیر ناخودآگاه
▪ طوفان ذهنی چیست؟
تکنیکی است برای ایجاد و ابراز نظرها و ایدههای متعدد و گوناگون گروهی از افراد مختلف در مورد یک موضوع خاص در حداقل زمان (خلق حداکثر ایدهها در حداقل زمان)
▪ قواعد انجام طوفان ذهنی:
ـ آزادی ذهن و بیان
ـ تمسخر افراد و ایدهها ممنوع
ـ انتقاد ممنوع
ـ پرهیز از خود سانسوری
ـ ایجاد حداکثر تعداد نظرهای ممکن
ـ اختصار در بیان نظرات و پرهیز از هر گونه شرح و بسط
▪ نحوه انجام طوفان ذهنی
۱) ثبت موضوع مورد نظر بر روی تخته و توضیح در مورد آن برای افراد توسط تسهیل کننده (بهتر است این موضوع چند روز زودتر به اطلاع افراد برسد)
۲) یادآوری قواعد و اصول اجرای کار برای شرکتکنندگان توسط تسهیلکننده
۳) ارائه ایدهها و نظرات بصورت گردشی: در هر نوبت فقط یک ایده باید بیان گردد و در صورت عدم وجود ایدهای با گفتن واژه "بعدی" نوبت به دیگری واگذار میشود.
۴) ثبت کلیه ایدهها توسط دبیر
۵) اتمام مرحله ثبت عقاید در صورت گفتن کلمه " بعدی" توسط تمام افراد
۶) دسته بندی و جمعبندی نتایج
طوفان مغزی (بارش افکار) یک فرایند تولید نظرات جدید در شرایط آزاد است. طوفان مغزی یک تکنیک در کنفرانس و جلسه است که افراد فرصت پیدا میکنند ایدهها و نظرات خودشان را به راحتی مطرح نمایند. طوفان مغزی اصطلاحی است که هنگامی که برای هدف خاص دور هم جمع میشوند استفاده میشود. این واژه به زبانی ساده به معنای تشویق ابتکار است. قدر مسلم، جهت به حرکت درآوردن قوه خلاقیت، بکارگیری چند فکر به مراتب مؤثرتر از یک فکر است. لذا افراد یک گروه در یک نشست به بحث و تفحص پرداخته و افکار خویش را بازگو کرده و پیرامون آن به گفتگو مینشینند. این امر تا زمانی که تمامی افکار بیان شود، ادامه داشته و قبول یا رد پیشنهادها بعد از ارائه دلیلهای کافی با رأیگیری نهایی انجام میپذیرد. عموماً بعد از هر نشست " طوفان مغزی" یک دوره تفکر آغاز میشود و افراد در پی یافتن جواب شش سوال " چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان، و چه کسی" برمیآیند. طوفان اندیشهها یا به بیان دیگر طوفان فکری، یکی از روشهای مؤثر در حل مسأله در گروه است.
این روش افراد را قادر میسازد که موانع ذهنی را برطرف و در فاصله زمانی کوتاه نظرات بیشماری ارائه کنند. نرمافزار تخصصی Brainstorming Toolbox استفاده از تکنیک طوفان مغزی را تسهیل مینماید.
زمانی طوفان مغزی (بارش افکار) مورد استفاده قرار میگیرد که:
- قصد تعیین علل یا راهحلهای احتمالی مسئلهای را داشته باشیم.
- تصمیم داشته باشیم گامهای اجرایی یک طرح را تعیین کنیم.
- تصمیم به انتخاب مسئلهای گرفتهایم که باید در مورد آن، اقدامی عملی صورت پذیرد. (در شرایطی که باید طی یک مدت کوتاه بیشتر نظرات جمع آوری گردد، از این روش میتوان استفاده نمود.)
▪ چگونه جلسه طوفان مغزی را طراحی، برنامهریزی و اداره کنیم؟
برای طراحی، برنامهریزی و اداره موفق جلسه طوفان اندیشهها رعایت موارد زیر ضروری میباشد:
- جلسه طوفان مغزی با انتخاب یک موضوع مشخص شروع میگردد.
- برای اطمینان از شرکت تمام افراد، رهبر گروه از همه اعضا به نوبت نظرخواهی میکند.
- به کسی اجازه خردهگیری و سرزنش دیگران داده نمیشود.
- چنانچه نظرات افراد به پایان رسید، سوالاتی مانند چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان، و چه کسی برای به جریان افتادن دوباره گفتگو مطرح میگردد.
- نظرات باید به دقت روی یک نمودار جریان یا تخته نوشته یا یادداشت شود تا همه به آن توجه داشته باشند.
- اعضا باید نظرات مختلف را جدا کرده چند نظر کلیدی را انتخاب کنند و به تفصیل مورد گفتگو قرار دهند و آنها را به ترتیب اهمیت، یادداشت شده برای استفاده در جلسات آینده نگهداری شود.
- سپس اعضا یک یا دو نفره را برای بررسی عمیق انتخاب میکنند.
- طوفان مغزی ممکن است مقدم یا به دنبال و یا همزمان با استفاده از سایر ابزارها و تکنیکهای بهبود مورد استفاده قرار گیرد.
- در مراحل اولیه طوفان مغزی رهبر باید مسائل زیر را پیشبینی کند:
- عضوی که نظرات را روی تخته مینویسد به قدری آهسته این کار را انجام دهد که برخی از اظهارنظرهای مهم را از قلم نیندازد.
- برخی از اعضا نمیتوانند در مقابل جمع صحبت کنند (در گروههایی بیش از ۷ نفر)
- اعضا میخواهند در همان لحظهای که نظرات اظهار میشود در مورد آن گفتگو کنند، به جای این که بگذارند در موقع مناسب این کار صورت گیرد.
- معطوف شدن نظرات روی اشخاص به جای فرایندها
- انتقاد کردن در حین بیان نظرات
- اعضا در مورد چند نظر با هم گفتگو میکنند به جای این که در مورد نظرات به طور مجزا صحبت کنند.
- پیشنهادهای ارائه شده به جای آن که در زمینه موضوع اصلی باشد، به موارد جزئی مربوط میگردد.
- قبل از این که مسئله به طور کامل درک شود، اعضا ناگهان به نتایجی میرسند و گمان میکنند به راهحلهایی دست یافتهاند.
- عضوی ممکن است تمایل داشته باشد که بر اعضای دیگر مسلط گردد.
- رهبر قادر به حفظ نظم نیست به طوری که اعضا نمیتوانند به نوبت صحبت کنند.
- رهبر باید برای غلبه بر این مشکلات آموزش ببیند.
▪ چگونه نظرات را در معرض تکوین قرار دهیم؟
جلسه طوفان مغزی یک نشست کوتاه مدت است هدف آن صرفاً جمعآوری نظرات متعدد میباشد. پس از اتمام جلسه با توجه به ضرورت و سرعت برخورد با مسئله، نظرات ثبت شده به مدت معینی (چند ساعت تا چند روز) در معرض دید مجدد افراد گروه قرار داده میشوند. این عمل با نصب نظرات مذکور در محل کار یا محل قرارداد آنها انجام پذیر است. افراد گروه میتوانند نظرات دیگری را که در فکر آنها پدید میآید، در فاصله زمانی تعیین شده، در زیر نظرات ثبت شده بنویسند.
▪ بررسی نظرات ارائه شده در جلسه طوفان مغزی چگونه انجام میشود؟
بررسی و تحلیل نظرات مذکور در جلسه دیگری صورت خواهد گرفت به این منظور رهبر گروه افراد را به جلسه دیگری دعوت و در آنجا نظرات نقد و بررسی میشوند و کاراترین آنها برای رفع مشکل انتخاب خواهد شد. فاصله بین دو جلسه بستگی به اهمیت موضوع و سرعت برخورد با آن دارد و میتواند از چند ساعت تا چند روز متفاوت باشد.
4-جمعبندی
طوفان مغزی یک فرآیتد تولید نظرات، پیشنهادها و ایدههای جدید در شرایط آزاد است. افراد بدون هیچ مانعی مجاز هستند ایدهها و راهحلهای خود را آزادانه مطرح نمایند. تمام نظرات و پیشنهادها مورد توجه قرار میگیرد و هیچ کس مجاز به انتقاد نمودن نمیباشد. در پایان جلسه بررسی نظرات و جمعبندی صورت میگیرد و بهترین پیشنهادها و راهحل انتخاب میشود.
▪ تکنیک طوفان فکری معکوس
این تکنیک بسیار شبیه تکنیک طوفان فکری است، با این تفاوت مهم که در این روش، انتقاد و ارزیابی نه تنها بد نیست، بلکه اساس این تکنیک است. در واقع پایهی این تکنیک پرسیدن سؤالهای مختلف است. مهم این است که در ذهن افراد این سؤال شکل بگیرد که ایده ی مطرح شده ـ در کجاها جواب نمیدهد؟
ـ چه مسائلی موفقیتش را تهدید میکند؟
ـ و این که واقعاً چه قدر کارایی دارد؟
در حقیقت این تکنیک بر پایهی منفیبینی گذاشته شده است. تکنیک طوفان فکری معکوس روش خوبی است، به شرطی که قبل از روشهای دیگر به کار گرفته شود.
علت این که استفاده از این روش را قبل از روشهای دیگر توصیه میکنیم، این است که میتواند به خوبی سبب تفکر خلاق شود. فرایند استفاده از این تکنیک به این شکل است که تمامی اشکالات مربوط به پدیدهی مورد نظر گفته و جمع میشوند و در مورد آنها بحث و گفتگو میشود و بالاخره راه حل مؤثر پیدا میشود.
مقدمه :
تفکر، عالی ترین مراتب عبادت است. " امام محمدباقر (ع ) "
روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقیت به عنوان روش تدریس حل خلاق مسائل معرفی شده است و یافته های پژوهشی زیادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند.
آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مساله به یاد گیرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سی،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدریس و یادگیری کارکردهای مفیدی نشان می دهد و به تسهیل برقراری ارتباط بین راه حل ها و ایده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می یابد، انتقاد و ایرادگیری کاهش می یابد، حمایت اجتماعی افزوده می شود و توانایی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعیین شده، افزایش و بهبود می یابد. یعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخیره شده در حافظه بلند مدت خود را بازیابی کرده و برای حل مساله به کار گیرد. روش تدریس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق یاری می رساند. این روش اعتماد به نفس فراگیران را افزایش داده و باعث می شود تا فراگیران به یک خودباوری مثبتی نایل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترین حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمینان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانایی هایمان برای انجام عملی خاص نمی توانیم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقیت به انجام برسانیم. ( " اچ داگلاس براون " اصول یادگیری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنین کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ایجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ایجاد این گونه فضا در محیط کلاس نیاز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و یا کتابخانه مدارس برای این کار می تواند فضای خوبی باشد.
روش های یادگیری از طریق همیاری :
وقتی دانش آموزان بصورت همیار یک عمل واقعی را درمی یابند. آنان از طریق همیاری، کاربرد و بهره جویی از مهارت های اجتماعی، مهارتهای تفکر و سطح عالی و مهارتهای برقراری ارتباط را می آموزند.
یادگیری از طریق همیاری چیست ؟
اساسا"، یادگیری از طریق همیاری یک چارچوب آموزشی است که در آن گروههای دانش آموزان ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند. گروه ناهمگن، گروهی است که در آن دانش آموزان با توانایی های متفاوت حضور دارند. کار گروهی بخش اصلی تحقق اهداف یادگیری در کلاس های درسی است.
یاد گیری از طریق همیاری مسئولیت پذیری شخصی را در میان تعاملات گروهی پرورش می دهد. به نظر آلیسون کینگ در یادگیری از طریق همیاری، نقش معلم از " دانای صحنه کلاس به راهنمای عمل " تغییر می یابد.
در یادگیری از طریق همیاری برخی موارد مورد تاکید است. مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره مثبت، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی در یادگیری از طریق همیاری دارای اهمیت است.
بارش مغزی brain stroming
تکنیکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain stroming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به این صورت که همه افراد دور هم می نشینند و در مورد یک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و یا راه حلی به ذهنش رسید به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدایتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را یادداشت می کند. به این ترتیب با یک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در یک جمع می توان راه حلهایی برای مشکلات پیدا کرد. علاوه بر آن چون همه باید در بحث شرکت کنند، خود موجب افزایش خلاقیت می شود.
لذا یک معلم در این گونه جمع ها، در این تکنیک بسیار حساس است. چرا که دانش آموزان می خواهند بدانند معلم بسیار با درایت عمل می کند.
موضوعات قابل طرح در این تکنیک می تواند هر موضوعی که به نظر شاگردان جالب به نظر می رسد، حتی در مورد معضلات اجتماعی مانند دفع درست زباله، صرفه جویی در آب و بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی، اتفاقا" بسیاری از اوقات، دانش آموزان راهکارهایی را ارائه می دهند که ممکن است به فکر دیگر افراد جامعه نرسد؛ چرا که افکار ما اغلب قالب ریزی شده و یک سمت و سوی مشخصی پیدا کرده است. ولی ذهن آنها هنوز شفاف است و می تواند راههای جدیدی را نشان دهد. (گفتگو با استاد یوسف کریمی استاد دانشگاه )
بارش مغزی یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهای منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیکهای دیگر منشعب از این روش است.
این روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنیاد فرهنگی اسبورن این روش را در چندین شرکت تحقیقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مدیریت به کار گرفت. موفقیت این روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعریف بارش مغزی را چنین بیان می دارد: تکنیک برگزاری یک کنفرانس که در آن سعی گروه بر این است تا راه حل مشخصی را بیابد. در این روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گیرند. روش بارش مغزی امروزه یکی از متداول ترین روشهای تصمیم گیری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسیاری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زیادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به این روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشیده اند.
قواعد بارش مغزی :
اسبورن عنوان می دارد پیشنهاد ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه، 2 برابر پیشنهاد ایجاد شده در حالت انفرادی است. در صورتی که قواعد و مقررات مشخصی برای جلسات بارش مغزی در نظر گرفته و رعایت شود، این روش بسیار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزی بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.
اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقیت مربوط است، فعالتر می کند تا بر تفکر قضاوتی ( THINKING JUDJMENTAL ) خود قایق آید. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزیابیها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به این منظور بعد از آنکه تمامی پیشنهادها جمع آوری شد، بررسی و ارزیابی پیشنهادها صورت می گیرد.
اصل دوم کمیت، فزاینده کیفیت است. یعنی هر چه تعداد پیشنهادها بیشتر شود، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد.
چهار قاعده اساسی بارش مغزی :
انتقاد ممنوع: این مهمترین قاعده است و با توجه به این که در جریان بارش فکری افراد اندیشه های غلط یا صحیح خود را ارائه می دهند، هر گونه انتقاد یا اعتراض، روند فعالیت را کند می کند و فکر آنان را به جای تفکر در مورد موضوع مورد نظر، به سوی انتقاد و حتی واکنش در مقابل انتقاد سوق می دهد و چه بسا به مشاجره منتهی شود. ( منوچهر فضلی / راهنمای عملی روش مشارکتی/ صفحه 76 ) .
اظهار نظر آزاد و بی واسطه: این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارائه پیشنهادهایی است که به ذهن آنها خطور می کند، بعبارت دیگر در یک جلسه بارش مغزی، تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند، بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هر چه پیشنهادها جسورانه تر باشد نشان دهنده اجرای موفق تر جلسه است، لذا قضاوت و ارزشیابی در مورد اندیشه و فکر اعضا ممنوع است، زیرا که هم مقدار زیادی از وقت جلسه تلف شده و فکر اشخاص را منحرف میکند. در نتیجه، فرصت تفکر و بارش فکری کاهش می یابد.
تاکید بر کمیت : هر چه تعداد نظرات بیشتر باشد، احتمال وجود پیشنهادهای مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر می شود. موفقیت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پیشنهادهای مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان میشود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد، احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.
تلفیق و بهبود پیشنهادها : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پیشنهاد، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی این امکان را به اعضاء می دهد که پس از شنیدن پیشنهادهای دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.
نگارنده تا حدودی از این روش در تدریس ادبیات فارسی بهره جسته ام، به این صورت که قبل از تدریس درس مورد نظر که به صورت نظم است این آمادگی را در دانش آموزان ایجاد کردم که شعر را بیت می خواندند و از دانش آموزان خواسته می شد که آنچه از این بیت می فهمند بیان کنند، از قبل ارائه هر گونه اظهار نظری را آزاد می گذاشتم تا به راحتی دانش آموزان به اظهار نظر بپردازند. در آخر تدریس اظهار نظرها جمع بندی شده و بهترین نظرات به صورت اصلاح شده عنوان می شد، سپس از دانش آموزان می خواستم مفاهیم این درس را در دفترچه با خط خوش به عنوان یک فعالیت بنویسند. هرچند این کار ابتدا برای آنها کمی مشکل به نظر می رسید، ولی با اندکی صبر و حوصله و تکرار و تمرین به راحتی از عهده این کار برمی آمدند.
نتایج تحقیقات پارس و میدو در خصوص روش بارش مغزی را به صورت زیر می توان خلاصه کرد:
آموزش از طریق بارش مغزی، توانایی حل مساله را در افراد افزایش می دهد.
روش بارش مغزی بیشتر از روش های مرسوم آموزشی ، به ایجاد عقاید و اندیشه های آفریننده منجر می شود.
کوشش برای جهت دادن هر چه بیشتر به پاسخ سئوالات طرح شده، به افزایش پاسخ های آفریننده می انجامد.
دانش آموزانی که دوره های مربوط به حل مسائل به روش بارش مغزی را می گذرانند، در آزمون های آفرینندگی گیلوفورد نمره های بیشتری می گیرند، ( با نگاهی به کتاب بررسی استعداد همگانی/ ترجمه حسن قاسم زاده، تهران، بی تا 1371 نقل شده از کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی ) صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی
مراحل روش بارش مغزی :
الف) خلاقیت و تولید اندیشه
فعالیت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدایت و راهنمایی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با این نوع سازماندهی، افراد اندیشه ها و نظریات خود را بیان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند.
رعایت قوانین برای اجرای این قسمت ضروری است. در حقیقت، فعال ترین بخش این روش، اجرا و کنترل همین جلسه خلاقیت است که شخص، اندیشه ای تولید می کند و تولیدات خود را در ضمن یک تفکر خلاق بیان می دارد.
راهبردهای مرحله اول :
بیان وتفهیم موضوع جلسه به وسیله رئیس جلسه.
اعلام وظایف اعضا، منشی و مشاهده کنندگان به وسیله رئیس جلسه .
بیان قوانین جلسه به وسیله رئیس جلسه .
شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظرات به صورت چرخشی و نوبتی.
ثبت نظریات و آرای بیان شده در حین اجرای جلسه به وسیله منشی.
ب ) قضاوت و ارزشیابی :
پس از این که مرحله تولید اندیشه ها در مدت معینی صورت گرفت، طبیعی است که تعداد زیادی نظریه و طرح به دست می آید. در مرحله دوم، این مجموعه پالایش می شود و نظریات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، این نظریات را مورد بررسی و ارزشیابی قرار می دهند و در نهایت، تعدادی نظریه یا طرح بصورت پیشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآیند تدریس ).
مزایا و معایب :
با وجودی که روش بارش مغزی بسیار متداول است، لیکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترین شرایط اجرای این روش، تحقیقات کافی صورت نگرفته است. مزایای این روش عبارتند از :
با توجه به اصل هم افزایی باعث می شود خلاقیت گروهی موثر از خلاقیت فردی عمل کند.
با این روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود.
معایب و نقایص این روش عبارتند از :
ممکن است ایجاد شرایط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد.
گروه معمولا" تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا" احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است.
اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است، تا دستیابی به پیشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع این حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت درآمده است.
هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این از تلاش آنها برای بحث بیشتر و در نتیجه ارائه پیشنهاد خلاق می کاهد.
ماهیت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزایش پیشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادها را در بر ندارند.
اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئیس جلسه باید وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظیم کرده و از ابراز توضیحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد.
اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است.
در این روش، بهبود مرحله به مرحله " تدریجی " پیشنهادها کمتر مشاهده می شود.
گاهی اوقات این روش، به مسائل نسبتا" ساده و پیش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پیچیده شده و کارآیی کافی را نداشته باشد. اینجا هم باید مدیر جلسه بطور صریح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد.
برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش، یا ارائه پیشنهاد های متنوع مشکل است.
بارش مغزی گمنام (brain anonymous ) از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلا" یک روش می گوید بهتر است شرکت کنندگان پیش از ورود به جلسه پیشنهادهای خود را کتبا" در اختیار رئیس جلسه قرار دهند، و رئیس جلسه هم پیشنهادها را در اختیار رئیس جلسه قرار دهند، و رئیس جلسه هم پیشنهادها را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت کند. این روش که برای از بین بردن معایب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گیرد، بارش مغزی گمنام دارد. شیوه های دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند. این روش افکارنویسی ( Brainwriting) خوانده می شود.
تلفیقی از افکارنویسی و بارش مغزی نیز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است. این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.
در این روش شرکت کنندگان هر کدام شخصا" فهرستی از کلمات مرتبط به مساله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش بارش مغزی در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادها را دارد. ویلیام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شیوه جدیدی را ابداع کرد. رویه آن این گونه است که رئیس جلسه از گروه می خواهد مساله را ریشه ای مورد بررسی قرار دهند و رفته رفته با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بیشتری پیدا کرده و پیشنهادهای جدیدی مطرح می کنند.
مزیت عمده این روش امکان بررسی سایر پیشنهادها و عدم تمرکز بر یک پیشنهاد است.
در نتیجه این روش مانع تصمیم گیری ناپخته در فرآیند حل مساله می شود گونه دیگر بارش مغزی شیوه Succesive integeration Sil=Elements of Problem. است. این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از موسسه باتل ابداع شد. معایب بندهای شماره 5،3،2 با این روش بر طرف خواهد شد. در این روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاینده ترکیب می شوند تا این که گروه به راه حل نهایی مورد توافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.
در یک تدریس موفق و اثر بخش علاوه بر شخصیت و مقام و منزلت معنوی و اعتبار معلم در نزد شاگردان شناخت انواع روشهای تدریس و توانایی بکار گیری آنها در کلاس درس از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. چرا که اگر روشهای تدریس به کار گرفته شده نامناسب باشد و با محتوای مورد همخوانی نداشته باشد و یا اینکه معلمان به روشهای تدریس مورد استفاده تسلط نداشته باشند، در این صورت معلوم نخواهد بود که بر سر اهداف آموزشی که همه تلاشها و امکانات درخدمت تحقق آنها هستند در مدارس و کلاسهای درس چه خواهد آمد تدریس میتواند زیبا باشد، دلچسب و برانگیزاننده باشد، امید بخش باشد، اثر بخش باشد، پویا باشد وقتی که معلمان در بکارگیری روشهای تدریس مهارت داشته باشند.
تسلط داشتن بر روشهای تدریس از آنجا در امر آموزش اهمیت دارد که گروهی از صاحب نظران و علمای تربیت، تسلط به روشهای تدریس را مهمتر از دانش و اطلاعات علمی معلم ارزیابی مینمایند. به طور کلی تجربه نشان داده است معلمانی که به روشهای تدریس مسلط بودهاند از دیگر همکاران خود که تنها به اطلاعات علمی تکیه داشتهاند موفقتر بودهاند. (یغما، ۱۳۷۴، ص ۹)
در ادامه با تعدادی از روشهای فعال در تدریس آشنا می شویم...
محتوایی که در قالب دروس کتب درسی گنجانده شدهاند معمولاً در برگیرنده محتوای مهارتی، نگرشی و دانشی است. بنابراین برای هر محتوایی که مورد نظر میباشد به ناچار روش یاروشهای خاصی باید انتخاب گردد.
هر چند که معلمان تا حدودی در انتخاب روش آزادی عمل دارند ولی این انتخاب تا حدودی تحت تاثیر عواملی چون نوع محتوا، شرایط و منابع و... میباشند [آقازاده – احدیان] از این رو آشنایی با انواع روشهای تدریس و ویژگیها و زمینههای کاربرد آنها برای هر معلم الزامی است.
روشهای تدریس معروف
۱- روش تدریس سخنرانی ۲ - روش تدریس مباحثهای ۳ - روش تدریس تکرار و تمرین
۴ - روش تدریس مطالعه مستقل (انفرادی) ۵ - روش تدریس پژوهش گروهی ۶ - روش تدریس آزمایشگاهی
۷ - روش تدریس مکاشفهای ۸- روش تدریس وانمود سازی ۹ - روش تدریس انجام دهید، نگاه کنید، یاد بگیرید
۱۰ - روش تدریس آموزش برنامهای ۱۱ - روش تدریس یاد سیاری ۱۲ - روش تدریس بدیعهپردازی
۱۳ - روش تدریس مبتنی بر پیش سازمان دهندهها ۱۴ - روش تدریس نظریه ناشناخت گرایی
۱۵ - روش تدریس فراشناخت ۱۶ - روش تدریس ایفای نقش ۱۷ - روش تدریس یادگیری کنترل خود
۱۸ - روش تدریس تسلط یاب ۱۹ - روش تدریس نمایشدان ۲۰ - روش تدریس کنفرانس
۲۱ - روش تدریس اجرا کردن ۲۲ - روش تدریس شاگرد – استادی ۲۳ - روش تدریس توضیحی
۲۴ - روش تدریس گردش علمی ۲۵ - روش تدریس اعضای تیم ۲۶ - روش تدریس حل مسئله
۲۷ - روش تدریس پروژه یا واحد کار ۲۸ - روش تدریس همیاری ۲۹ - روش تدریس با رشد مغزی
۳۰ - روش تدریس پرسش و پاسخ ۳۱ - روش تدریس بازیهای تربیتی ۳۲ - روش تدریس دریافت مفهوم
۳۳ - روش تدریس استقرایی ۳۴ - روش تدریس دیداری – شنیداری ۳۵ - روش تدریس شبیه سازی
۳۶ - روش تدریس چند حسی (مختلط) ۳۷ - روش تدریس کارایی تیم ۳۸ - روش تدریس قضاوت عملکرد
پیش نیازهای یادگیری مشارکتی
هر معلمی قبل از اینکه بخواهد روش مشارکتی را اجرا کند این سوالات در ذهنش ایجاد میشود که باید به آنها جواب دهد:
۱ - گروهها چند نفری باید باشند؟
۲ - کدام شاگردان باید با هم باشند؟
۳ - کجا باید کار کنند؟
۴ - با چه وسایلی باید کار کنند؟
۵ - چگونه کار خواهند کرد؟
۶ - ویژگیهای موضوعاتی که قالب فعالیت جمعی میتوان به آنها پرداخت چیست؟
۷ - به چه میزان شاگردان را کمک و راهنمایی خواهم کرد؟
۸ - چقدر کار خواهند کرد؟
۹ - چگونه فعالیتهای گروه مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت؟
۱ – الف) گروهها چند نفری هستند؟
این سوال در واقع به تعداد اعضاء و اندازه گروه میپرازد. اینکه در هر گروه چند نفر قرار میگیرند فعالیت بهتر و سهلتر خواهد بود سوالی است که باید به هنگام اجرای مشارکت گروهی مد نظر قرار گیرد. معلمان و دبیران باید قبل از شروع فعالیت گروهی متناسب با موضوع درس، تعداد شاگردان کلاس و امکاناتی که در اختیار دارند تعداد اعضای گروهها را معین نمایند.
اما اعتقاد عمومی بر این است که هر چقدر اندازه گروه بیشتر و بزرگتر باشد به همان نسبت امکان درگیر شدن شاگردان کمتر خواهد شد و پیچیدگی ساختار گروه افزایش مییابد. لذا برای جلوگیری از اتلاف وقت و کم کاری اعضای گروهها و در حاشیه قرار گرفتن برخی از شاگردان باید مسئولیتها به روشنی تقسیم گردند.
به طور معمول اعضای گروهها را بین ۳ الی ۵ نفر متغیر اعلام میکنند اما آنچه که مسلم به نظر میرسد این است که تعداد نفرات یک گروه از یک سو با میزان پیچیدگی موضوعی که قرار است مورد بحث واقع شود از سوی دیگر با انتظارات معلم و دبیر از شاگردان رابطه مستقیم دارد.
۲ – الف) کدام شاگردان با هم هستند؟
این سوال در واقع چگونگی ترکیب اعضای گروهها را جهت فعالیت گروهی مطرح مینماید در خصوص اینکه اعضای گروهها چگونه باید باشند؟ دیدگاههای مختلفی مطرح میباشد. گروهی عقیده بر غیر همگن بودن گروه دارند و حتی معتقدند که نباید اعضای یک گروه دوست یکدیگر باشند تا اینکه هم زیستی را تجربه نمایند.
گروههای ثابت را نمیپذیرند و به متغیر بودن گروهها در تشکیل جلسات متعدد عقیده دارند. که ترکیب متناجس یک موقعیت اجتماعی طبیعی تری برای شاگردان بوجود میآورند و کودکان ضمن تماس با استعدادهای مختلف و متنوع کار میکنند و تاکید مینمایند که آموزش فردیو اجتماعی لااقل به اندازه آموزش هماهنگی اهمیت دارد. تفاوت افراد باعث میگردد کارآمدی گروه در یادگیری بالاتر رود.
در مقابل این گروه، عدهای به وجود گروههای ثابت و کسانی که با یکدیگر دوست میباشند عقیده دارند. در نظر این عده گروههای ثابت فرصت بیشتری جهت تنظیم کردن استعدادهای ساخته شده افراد بوجود میآید. اگر گروههای ثابت به نحوی بنا شوند اندیشه و تعقل در... آنها نقش مهمی دارد. و معلمین نمیتوانند استعدادهای مختلف را در یک حوزه اداره کنند در نتیجه این احساس به شاگردان دست میدهد که تعلق به کسی ندارد.
در کنار دو دیدگاه مطرح شده در خصوص ترکیب اعضای گروه میتوان این نظر را آورد که ما میتوانیم... شکل دهی گروهها موضوع و نوع فعالیت را مبنا قرار دهیم چرا آن موضوع ما را به هدفهای آموزشی سوق خواهد داد.
متناسب با آن موضوع، موضوعاتی که در یک راستا هستند ترکیبات گروهها ثابت و در جاهایی که احساس شود ترکیب ثابت گروهها پاسخ گوی اهداف مورد نظر ما نمیباشند تغییرات در گروهها را اعمال کرد. بطوریکه هم جنبههای آموزشی مدنظر باشند. با توجه توضیحات بالا اعضای گروههای کلاس را میتوان با توجه به ماموریت قرار دادن هدفهای آموزشی از راههای زیر انتخاب نمود:
- انتخاب از طریق گزینش تصادفی اعضا
- علاقهمند بودن شاگردان به موضوعات مختلف
- توجه نمودن به توانمندی گروه در جهت تحقق اهداف آموزش
- یکسان بودن اعضای گروه و عدم اختلاف زیاد
- دوستی شاگردان مورد توجه قرار گرفته و گروههای پایدار شکل گیرد.
تعیین سرگروه
اصولاً وقتی جمعی شکل میپذیرد مستقیم یا غیر مستقیم کسی یا کسانی هدایت گروه را باید بر عهده بگیرند در گروههای کلاسی نیز همین اتفاق باید بیفتد و یکی از اعضا باید به عنوان سرگروه و سخنگوی گروه معرفی گردد. اما این فرد نباید برای همه جلسات و روزها ثابت باشد. بهتر آن است که بشکل چرخشی هر عضو گروه مسئولیت اداره گروه را در هر جلسه بر عهده گیرند تا اهداف تربیتی مشارکت گروهی نیز تحقق پیدا کنند. اگر بخواهید برای همیشه یک نفر به عنوان سرگروه انتخاب گردد و در آن صورت استفاده از سوگرام جهت تعیین هر گروه روش مناسبی به نظر میرسد.
نحوه آرایش گروه
اهمیت آرایش گروه در این نکته نهفته است که تعامل گروهی و در گرو آن است. بنابراین آرایشی که در پی آن اعضای گروه بتوانند همدیگر را به طور کامل ببینند و با یکدیگر ارتباط چشمی برقرار نمایند بهترین نوع آرایش خواهد بود.
قوانین یادگیری مشارکتی:
در یادگیری مشارکتی قوانین و رعایت آنها مسئلهٔ مهمی است. بدیهی است چنان چه دانش آموزان خود با کمک و راهنمایی مدیر یادگیری قوانین را وضع کنند، نتایج بهتری عاید خواهد شد، در هر حال چند قانون بسیار مهم و اساسی وجود دارند که شما باید شاگردان را هدایت کنید به این قوانین پی ببرند:
۱ - سخن تحقیر آمیز ممنوع
۲ - آهسته صحبت کنید.
۳ - به یکدیگر کمک کنید و کار را تا انتها پیش ببرید.
۴ - نوبت را رعایت کنید.
۵ - رقابت ممنوع. رقابت با خود، رفاقت با دیگران بهتر است. (مقایسه با دیگران ممنوع است)
۶ - اول از خودت بپرس، بعد از هم تیمت بپرس، بعد از تیم مجاور و بعد از من بپرس.
۷ - برای موفقیت تیم باید برنامه داشت تا همهٔ اعضای تیم موفق شوند. یا همه با هم نجات پیدا میکنیم یا همه با هم غرق میشویم.
روشهای مشارکتی:
طرح کارایی تیم
در این روش، مدیر یادگیری دانش آموزان کلاس را به مطالعهٔ دقیق موضوع درس هدایت و راهنمایی میکند. موضوع فعالیت میتواند مشاهدهٔ یک فیلم، فعالیت آزمایشگاهی مربوط به مفاهیم درسی، یک مسئلهٔ ریاضی مسایل اجتماعی، جغرافیایی، زیستشناختی، عکس و یا برنامهٔ کامپیوتری و... باشد.
سپس سوالاتی از موضوع درس بین دانش آموزان توزیع میکند و از آنها میخواهد با دقت و بدون مراجعه به متن درس به سوالات پاسخ دهند. (سوالات میتواند چند گزینهای، تشریحی و... باشد). پس از آن، دانش آموزان پاسخهای خود را در گروه به بحث میگذارند و دربارهٔ بهترین پاسخ به توافق میرسند و یکی از اعضا پاسخ تیم را ثبت میکند.
در این مرحله مدیر یادگیری پاسخهای درست (کلید سوالات) را در اختیار دانش آموزان قرار میدهد و دانش آموزان ابتدا پاسخهای فردی و سپس پاسخهای گروه را نمره گذاری میکنند.
هر یک از اعضای تیم پس از ارزیابی کار خود و گروه به این سوال پاسخ میدهند که تا چه اندازه خوب عمل کردهاند؟ سپس با توجه به ترسیم جدول میزان کارایی هر تیم روی تابلو، برنامهای برای افزایش کارایی خود طراحی و اجرا میکنند تا در آزمونهای بعدی عملکرد بهتری داشته باشند.
درک ضرورت داشتن برنامه برای موفقیت، احساس مسئولیت چند جانبه بین اعضا، از ویژگیهای بارز این طرح است. از این طرح میتوان برای تدریس حقایق، اطلاعات، اصول و نتایج علمی استفاده کرد.
|
|
گروه 1 |
گروه 2 |
گروه 3 |
گروه 4 |
گروه 5 |
گروه 6 |
7 |
گروه 8 |
|
بالاترین نمره ی فردی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پایین ترین نمره ی فردی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
معدل نمرات فردی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نمره ی تیم |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نمره ی موثر بودن یا كارایی تیم |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رتبه |
|
|
|
|
|
|
|
|
معدل نمرات تیم – نمرهٔ کل آزمون = پیشرفت ممکن
۱۰۰* پیشرفت ممکن ÷ (جدول نمرات تیم – نمرهٔ تیمی) برد یا باخت = نمرهٔ موثر بودن تیم
به طور کلی اگر تیم برد داشته باشد (نمرهٔ تیم بالاتر از نمرهٔ معدل فردی) نمرهٔ موثر بودن یادگیری تیم به صورت یک درصد مثبت بیان میشود و تیم هم افزایی مثبت داشته است و اگر تیم نمرهٔ موثر بودن منفی داشته باشد، تیم هم افزایی منفی داشته و در صورتی که نمرهٔ موثر بودن (۰) صفر باشد، هم افزایی خنثی خواهد بود.
یکی از نقاط قوت طرح کارایی تیم مانند همهٔ طرحهای مشارکتی، این است که مسئولیت یادگیری را بر دوش خود دانش آموزقرار میدهد و خود ارزیابی، هم سالان ارزیابی و در صورت نیاز معلم ارزیابی مورد تاکید قرار میگیرد. مدیر یادگیری فقط تسهیل کننده و ابزار ساز است.
ارزیابی کارایی تیمی:
دانش آموزان در تیم به این سوالها نیز بعد از جمع بندی نتایج آزمون پاسخ خواهند داد
۱ - آیا آمادگی فرد کافی بود؟
۲ - آیا عقاید یک فرد بر بحث حاکم بوده؟
۳ - آیا تمام اعضا در بررسی نکات اساسی سعی خود را کردند؟
۴ - آیا فردی جواب صحیح برای پاسخ غلط تیم داشته است؟ چرا از منابع او استفاده نشده؟
۵ - آیا پاسخی بوده است که تیم جواب درست داده ولی اعضا جواب غلط دادهاند؟ چه چیزی موجب این نتیجه بوده است؟
۶ - اعضا چگونه میتوانند برای افزایش کارایی تیم آمادگی پیدا کنند؟
طرح تدریس اعضای تیم
همان گونه که از عنوان طرح بر میآید، مدیر یادگیری، موضوع درس را بین اعضای تیم تقسیم میکند، هر عضو، متن اختصاص یافتهٔ خود را به دقت مطالعه میکند و آن را به اعضای تیم خود تدریس میکند، یعنی هر دانش آموز هم معلم است و هم یادگیرنده. متن باید قابل تقسیم باشد، در غیر این صورت مدیر یادگیری میتواند موضوع درس را با سازماندهی مجدد به قسمتهای مختلف تقسیم کند.
بعد از تدریس هر بخش توسط اعضا، آزمون جامع از تمامی بخشها برگزار میشود و سپس کلید سوالات در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و دانش آموزان کار خود را ارزیابی میکنند و به این دو سوال پاسخ میدهند:
الف - هر کدام تا چه حد موضوع را خوب یاد گرفتهاند و به دیگران تدریس کردهاند؟
ب - برای موثر بودن کار خود در تیم چه پیشنهادهایی دارند؟
در این طرح به دانش آموزان کمک میشود تا در مورد بخش تعیین شده مسلط شوند و به طور موثر به دیگران تدریس کنند.
طرحهای تدریس اعضای تیم و کارایی تیم ممکن است هم زمان استفاده شوند. استفادهٔ نوبتی هم میتواند ضمن ایجاد تنوع در رشتهها، مهارتهای مختلفی را آموزش دهد.
نکتهٔ قابل توجهی که در این طرح وجود دارد، بررسی و تحلیل نمرات دانش آموزان در هر سوال است. طبیعی است که هر دانش آموز در سوالات مربوط به بخش خود نمرهٔ بالاتری داشته باشد، ولی نمرهٔ دیگر سوالات در بررسی عملکرد دیگر اعضا در فرآیند تدریس نیز قابل تامل است.
یک نمونه دستورالعمل اجرای طرح کارایی تیم
زمان ۶۰ دقیقه
مطالعه موضوع درسی ۱۵ دقیقه
توزیع سوالا ت و پاسخ به آنها ۱۵ دقیقه
بحث درباره پاسخها ورسبدن به توافقدرباره بهترین پاسخ ۱۵ دقیقه
دریافت کلید سوالات ونمره گذاری پاسخهای فردی و تیمی ۱۰ دقیقه
بررسی نتایج وتعیین میزان کارایی هر تیم ۱۵ دقیقه
یک نمونه دستورالعمل اجرای طرح تدریس اعضای تیم
زمان ۶۰دقیقه
مطالعه متن اختصاص یافته به هر عضو ۱۵ دقیقه
تشکیل گروه جدید افراد هم شماره بحث تیمی روی موضوع ورسیدن به تسلط ۱۰ دقیقه
برگشت به تیم قبلی تدریس اعضا ۱۵ دقیقه
توزیع سوالات از کل موضوع و پاسخ فردی به آنها ۱۰ دقیقه
وظایف مدیر یادگیری در روش یادگیری مشارکتی:
نقش معلم در کلاسهایی که به صورت تیمی اداره میشوند، بسیار حساستر از زمانی است که معلم در کلاس به عنوان یک انتقال دهندهٔ دانش و یک خبره، انجام وظیفه میکند و ارتباطی یک جانبه با دانش آموزان دارد.
آمادگی و احاطهٔ او به این روش، موفقیت این نوع یادگیری را بیشتر میکند. زمانی که مسئولیت یادگیری بر عهدهٔ تیمهای یادگیری است، این اعضای تیم هستند که به یک دیگر کمک میکنند تا فرآیند یادگیری به گونهای مطلوب طی شود. البته معلم با استفاده از طرحهای مختلف در کار تیمی، به ادارهٔ موقعیتهای یادگیری میپردازد.
از این جهت میتوان وی را مدیر یادگیری نامید. او در فهم و اجرای فعالیتهای یادگیری به فراگیران کمک میکند و بیشتر فعالیتهای گستردهٔ وی در خارج از کلاس درس صرف تهیهٔ مواد آموزشی میشود.
بنابراین بدیهی است که هر معلمی نمیتواند مدیر یادگیری شود، مگر اینکه نگرش جدیدی نسبت به نقش خود پیدا کند. به عبارت دیگر وی باید این تصور را کنار بگذارد که تنها معلم مسئول یادگیری دانش آموز است.
مدیر یادگیری لازم است به دانش آموز القا کند که آنها باید در انجام فعالیتهای یادگیری، فعال، همیار و مسئول باشند. بایستی هوشیار و از کلیهٔ فعالیتهای تیمی در هر لحظه آگاه باشد. در آن واحد باید بتواند به فعالیت چند گروه احاطه داشته باشد و با نظارتهای مکرر به فعالیت تیمها باید توجه هر فرد را به کار و فعالیت مورد نظر معطوف کند.
به طوری که هر دانش آموز احساس کند که در پیشبرد کار سهمی به عهده دارد. آنان نباید ترغیب شوند که برای انجام هر کاری با کمک گرفتن از معلم به او مراجعه کنند، بلکه باید آموزش ببیند که برای هدایت خویش و برای رسیدن به هدفهای تعیین شده از ابتکار خود بهرهمند شوند. تلاش میکنند تا خود آنچه میخواهند یا لازم است درک کنند. در این گیر و دار هم معلم و هم دانش آموزگاه به بیش از آنچه خواستهاند یا لازم داشتهاند دست مییابند.
مسلم است که اجرای موفق این روش در گروه هماهنگی فکر، احساس و عمل معلمی است که فرآیند یادگیری را اداره اداره و اجرا میکند و سعی دارد تا از دانش آموزان یک شهروند متخصص بسازد تا در کنش متقابل با دیگران موفق باشند. برای اینکه مدیر یادگیری بتواند در این گونه کلاسها به طور موثر عمل کند لازم است تا مهارتهای خاصی را کسب کند:
الف – حمایت از ارتباط متقابل و موثر میان اعضای تیم:
خوب گوش کردن به حرفهای یک دیگر، بیان روش اندیشهها برای توافق در انجام فعالیتها و استفادهٔ موثر از زمان از جمله مهارتهایی است که باید در این گونه کلاسها تقویت شود. تمام افراد تیم باید یک دیگر را پشتیبانی، تشویق و کمک کنند و برای در میان گذاشتن نظرهایشان با یکدیگر تشویق شوند.
دربارهٔ نظرهایشان با یکدیگر بحث کنند و با هم عمل کنند. پس مدیر یادگیری باید طوری عمل کند که ضمن ایجاد انگیزهٔ یادگیری، این گونه مهارتها نیز تقویت شود. او تنها زمانی در کار تیمها دخالت میکند که موانعی بر سر راه فعالیتهای تیمها ببیند.
دخالت مدیر یادگیری در این مرحله به گونهای است که افراد تیم را تشویق میکند تا راه حل مناسبی برای مشکلات آیندهٔ فعالیتهای تیمی، پیدا کنند و ضمناً توجه آنان را به خود مشکل هم جلب میکند. این رفتار خود به خود این امکان را فراهم میکند تا اعضا بتوانند مشکل را کاملاً درک کرده و به حل آن بپردازند.
دخالت مدیر یادگیری نباید به گونهای باشد که کنترلی یک جانبه و مستبدانه را برای آن دانش آموزان تداعی کند. وی زمانی دخالت میکند که اعضای تیم نتوانند به فعالیت با یکدیگر ادامه دهند. چند مورد از موارد مهمی که ممکن است تیم به تنگنا برسد از قرار زیر است:
- هنگامی که اعضای تیم مقابله برد یا باختی شدید پیدا کنند.
- عدم توانایی در کسب توافق، زمانی که فردی از اعضا راه حلی ارایه میدهد و اصرار دارد که آ ن را به اجرا بگذارد، در حالی که دیگر اعضا از آنجانبداری نمیکنند و آن را نمیپسندند.
- اختلافات شخصی میان افراد گروه که مانع ایجاد توافقی منطقی در اجرای فرآیند یادگیری بین اعضای تیم میشود.
- عدم توانایی در کنترل زمان کار و اجرا برای عضوی که بیش از حد صحبت میکند.
- عدم توانایی در فعال کردن عضوی که بسیار کم صحبت میکند.
هر کدام از موارد فوق میتواند موجب کند شدن پیشرفت یادگیری اعضای تیم بشود. به خصوص در کلاسهایی که روش یادگیری تیمی به تازگی شروع شده است، مشکلات بالا محسوستر خواهد شد.
مسئلهٔ مهم این است که مدیر یادگیری به گونهای عمل کند که اعضای تیم، مهارت تیمی را به خوبی یاد بگیرند، زیرا اعضای تیم در زندگی روزمرهٔ خود نیز با این مشکلات مواجه خواهند شد و این مهارتها به کارشان خواهد آمد. این موقعیتهای یادگیری در کلاس درس بهترین فرصت برای کسب و رشد مهارتهای اجتماعی میباشد. مدیر یادگیری در برخورد با این گونه مشکلات باید ابتدا از خود بپرسد:
- آیا مشکل آنقدر جدی هست که برای حل آن او دخالت کند یا خود اعضا باید آن را حل کنند؟
- آیا اعضا فرصت دارند که ضمن ارزیابی فعالیتهای خود راه حلی برای این مشکل بیابند؟
- آیا نتیجهٔ دخالت او سبب یاری رساندن به اعضای ساکت و غیر فعال تیم میشود؟ آیا موجب میشود تا آنان بتوانند نظرات و احساساتشان را بیان کنند؟
- آیا دخالت او افراد تیم را به فعالیت بیشتر و بهتر وا میدارد؟
دخالت مدیر یادگیری باید آنقدر ظریف و دقیق باشد که به معلم محوری تبدیل نشود. مدیر یادگیری برای تیمها رهبر یا منشی انتخاب نمیکند. زمانی که با بحث مخالف است، صحبت افراد را قطع نمیکند، حتی اگر افراد تیم اشتباه کنند. زمانی که در بحث تیمها به عنوان مهمان شرکت میکند، از ابراز عقیده و یا راهنمایی پرهیز میکند. به عنوان رئیس جلسه، وظیفهٔ تنظیم کارهای جلسه یا حتی تنظیم وقت را هم بر عهده نمیگیرد.
دخالت مدیر یادگیری هنگام بروز مشکلات به شکلهای گوناگون و با در نظر گرفتن مواردی است که در بالا ذکر شده است. بعضی از موارد دخالت به قرار زیر است:
محدودیت زمانی:
اگر در ابتدای فعالیتی اعضای تیم در مورد زمان پایان فعالیت پرسش کردند، مدیر یادگیری دوباره برنامه را اعلام کرده، از ایشان میخواهد که به موقع آن را به اتمام رسانند.
توضیح عبارت:
اگر اعضای تیم در فهم معنی عبارتی مشکل داشته باشند، مدیر یادگیری هرگز معنی تحت اللفظی و ظاهری آن عبارت را بیان نمیکند، بلکه سعی میکند توضیح آن عبارت را در کلاس به بحث بگذارد و به اعضای تیم یادآوری کند که باید این مشکل با بحث کلاسی حل شود.
وظیفهٔ مدیر یادگیری است که با آن فرد به طور خصوصی صحبت کند و تا آنجا که ممکن است به وی کمک کند تا در تیم فعال بشود. طبیعی است اگر مدیر یادگیری موفق به حل مشکل نشد، آن عضو غیر فعال به مشاور مدرسه منتقل خواهد شد. اگر باز هم مشکل حل نشد، بهتر است مدتی از آن فرد بخواهیم تا فعالیتهایش را به صورت فردی انجام دهد.
بعضی از افراد نیز وابستگی شدیدی به یک نیروی صاحب اختیار و مدیر دارند و مایلند تا همواره شخصی مسئول برقراری نظم، ارایهٔ راهنمایی و یا تشویق کردن فراگیران باشد.
در صورتی که این حالت در فردی خیلی شدید باشد تنها چاره این است که مدیر یادگیری با وی برخورد معلم – محور کند، تا دانش آموز انگیزهٔ خود را نسبت به یادگیری موضوع درسی از دست ندهد. البته میتوان از مشاوران و مسئولان مدرسه نیز برای رفع این مشکل کمک گرفت. گاهی اوقات فردی نمیتواند با تیم خود کار کند. در این صورت مدیر یادگیری باید تیم وی را عوض کند و هرگز فردی را علیرغم میل خود وادار به همکاری با تیمی خاص نکند.
مفاهیم اساسی روش تدریس آموزش روش تحقیق
بنا بر آنچه در بخش پیش گفته شد، هدف از بکارگیری روش حاضر وارد کردن مستقیم دانش آموزان به جریان تفکر و پژوهش علمی است. با دقت در هدف یاد شده میتوان چند مفهوم عمده را استنباط کرد. برخی مفاهیم مورد نظر عبارتند از: پژوهش، فرآیند پژوهش و روش تحقیق یا پژوهش آنچنان که پیداست، پژوهش به قصد دستیابی به صحت و نادرستی اندیشه، عمل یا فرضیهای انجام میگیرد.
به دیگر سخن، تحقیق زمانی انجام میشود که پاسخگویی به دنبال یک سوال یا تایید و رد فرضیهای انجام میگیرد.
به دیگر سخن، تحقیق زمانی انجام میشود که پاسخگویی به دنبال یک سوال یا تایید و رد فرضیه است. گفته میشود که فرآیند تحقیق یک فرآیند نظامدار یا سیستماتیک است و اگر غیر از این باشد فعالیت تحقیقی به ثمر نمیرسد.
روش تحقیق یا پژوهش انواع راههای منظم یا نظامداری است که با گام نهادن در آنها به سوی دستیابی به مفروضات ذهنی حرکت پدید میآید. روشهای تحقیق متعدد برای دستیابی به حقیقت در زمینههای گوناگون است. برای مثال، از روش تحقیق تجربی برای آزمایش فرضهای خود در آزمایشگاه و محیطهای کنترل شده بهره گرفته میشود و روش تحقیق تاریخی برای پاسخ یابی به موضوعات ذهنی دربارهء گذشته به اجرا در میآید.
مراحل اجرای روش تدریس آموزش روش تحقیق
مرحلهء نخست: مواجه کردن فراگیرنده با مسئله
همچنان که از عنوان مرحلهء نخست پیداست، در این مرحله معلم تلاش میکند مسئلهای را طرح کند و با ایجاد انگیزه در آنان جرقهء شروع تحقیق را بزند.
معلمی را فرض کنید که میخواهد در کلاس علوم تجربی سال دوم راهنمایی تحصیلی، درس «سنگ چگونه متلاشی میشود» را تدریس کند. راهی که او برای مواجه کردن دانش آموز برای انجام دادن تحقیق انتخاب کرده است به شرح زیر است:
معلم چند قطعه سنگ را که قبلاً شکنندگی آنها را آزمایش کرده است روی شعله گاز قرار میدهد. تلاش میکند تا گاز و سنگها در حالتی قرار گرفته باشند که در دیدرس دانش آموزان باشد. در حالی که سنگها در حال گرم شدن هستند، معلم توضیحات خود را در اثر گرما و سرما به دانش آموزان ارائه میکند. در حین توضیحات معلم یکی دو تا از سنگها میشکنند. دانش آموزان معلم را از شکسته شدن سنگها آگاه میسازند. برخی از دانش آموزان علت را از معلم جویا میشوند. معلم برای هدایت دانش آموزان برای تحقیق تلاش میکند با «بله» و «خیر» گفتن سوالات دانش آموزان را پاسخ گوید.
مرحلهء دوم: وادار کردن دانش آموزان برای گردآوری اطلاعات
معلم میداند که در هر تحقیقی برای رسیدن به پاسخ درست یا نادرست باید بر مبنای شواهدی قضاوت کرد. شواهد خود به خود بدست نمیآیند؛ بلکه باید آنها را با جستجو و فراهم آوردن اطلاعاتی سامان داد.
معلم برای تسهیل فرآیند آشنایی دانش آموزان با الگوی حاضر، به آنها میگوید که اطلاعات مربوط به این واقعه را میتوان از مجموعه کتابها، مجلات، از اندوختههای دانشی خود فراهم میآورد.
برخی دانش آموزان با مروری بر دانستههای خود اطلاعاتی را یادداشت میکنند و عدهای دیگر دربارهء دو مفهوم انقباض و انبساط از فرهنگ نامه لغت اطلاعاتی را ثبت میکنند. بعضی از دانش آموزان هم به گفتگو با معلم در این خصوص میپردازند. در پایان فعالیتهای یاد شده، اطلاعاتی دربارهء نحوهء متلاشی شدن سنگها به دست میآید.
مرحلهء سوم: یاری به دانش آموزان برای آزمایش کردن
دانش آموزان در این مرحله با توجه به اطلاعاتی که به دست آوردند سعی میکنند تا حدسیاتی دربارهء مسئله ارائه دهند و به آزمایش حدس و گمان خود بپردازند.
معلم از دانش آموزان میخواهد بر مبنای اطلاعاتی که به دست آوردهاند فرضیه بسازند و به آزمایش فرضیهء خود اقدام کنند. فرضیاتی که دانش آموزان دربارهء موضوع درس میسازند، میتواند احتمالی و بسیار زیاد باشد. از دانش آموزان خواسته میشود نتیجهء آزمایشهای خود را ثبت کنند تا در مواقع مورد نیاز به راحتی مورد استفاده قرار دهند. برای انجام دادن آزمایش دانش آموزان میتوانند دو شیشه پر آب کنند و آن را در فریزر یخچال قرار دهند و سپس آنها را بردارند و بررسی کنند.
مرحلهء چهارم: یاری به دانش آموزان برای ساماندهی به اطلاعات
در این مرحله معلم به دانش آموز کمک میکند تا مجموعه اطلاعات ارائه شده از سوی معلم و یافتههای اطلاعاتی خود را مشخص کنند.
معلم به دانش آموزان میگوید برای کسب نتیجهء نهایی از فعالیتهای انجام گرفته الزامی است، مجموعه اطلاعات را براساس ویژگیها و انواع آنها طبقه بندی کنند. برای مثال، آنها را بر اساس اطلاعات حقیقی و اطلاعات توصیفی طبقه بندی میکنند و نتایج حاصل از آنها را در جلویشان مینگارد (به جدول۱-۱۰رجوع کنید).
|
|
انواع اطلاعات |
نتایج حاصل از اطلاعات |
|
1 |
اطلاعات تحقیقی |
|
|
2 |
اطلاعات توصیفی |
|
مرحلهء پنجم: بررسی شیوهء عمل در جریان تحقیق
معلم از دانش آموزان میخواهد تا جریان تحقیق خود را مورد بررسی قرار دهند و اگر لازم باشد طرح جدیدی را برای ارائهء نظر دربارهء چگونگی شکسته شدن سنگها دهند.
معلم تلاش میکند نظریات دانش آموزان را برای پس گیری الگوی تحقیقی مناسب برای درس حاضر دریافت کند. برخی دانش آموزان اظهار میکنند که بهتر است در قالب یک گروه تحقیق به دامنه کوه یا کنار جاده بروند و شکستگی انواع سنگها را از نزدیک و به صورت ملموس ببینند.
فهرست منابع و ماخذ
احدیان محمد آقازاده محرم راهنمای روشهای نوین تدریس انتشارات آییژ ۱۳۷۸
باتلر روبرت تی الفبای مدیریت کلاس درس ترجمه محمد رضا سرکار آرانی نشر مدرسه تهران ۱۳۷۹
بهرنگی محمد رضا الگوهای جدید تدریس انتشارات تابان تهران ۱۳۷۸
حوری زاد بهمن غنی سازی فرهنگ آموزش نشر لوح زرین تهران ۱۳۸۵
موبرگ رندی روشهای انفجاری تدریس ترجمه پرویز امینی تهران ۱۳۷۸
سرمد غلامعلی روشهای تدریس و هنر معلمی انتشارات اشراق تهران ۱۳۷۶
شعبانی حسن مهارتهای آموزشی روشها و فنون تدریس انتشارات سمت تهران ۱۳۸۵
صفوی امان الله کلیات روش تدریس مرکز تربیت معلم کد ۱۰۰۲ ۱۳۷۹
فضلی خانی منوچهر روشهای فعال تدریس آموزش و پرورش معاونت پرورشی ۱۳۸۴
قورچیان نادر قلی الگوی تدریس حرفهای انتشارات فراشناختی اندیشه تهران ۱۳۷۹
ملکی حسن مهارتهای اساسی تدریس نشر نیکان کتاب زنجان ۱۳۸۵
یغما عادل کاربرد روشها و الگوهای تدریس انتشارات مدرسه تهران ۱۳۷۴
.: Weblog Themes By Pichak :.




