در ساعت ۶ و ۵۳ دقيقه ماه گرفتگي کلي تمام شده و ماه شروع به خروج از سايه (باز شدن) ميکند. پايان ماه گرفتگي در ساعت ۷ و ۵۷ دقيقه اتفاق ميافتد. اين ماه گرفتگي در سراسر ايران قابل رؤيت است اما پايان گرفتگي در هيچ نقطهاي از ايران ديده نميشود.
همچنين در مناطق شرقي ايران، قبل از آغاز گرفتگي کلي، ماه غروب ميکند.
اين گرفتگي غير از شرق آسيا و بخشهايي از آسياي ميانه، اقيانوسيه و بخش کوچکي از آلاسکا در تمام دنيا قابل رؤيت است.
zoomit.ir - مسعود توکلی: عدهی زیادی که هر روزه بر تعدادشان افزوده میشود، بر این باور هستند که امواج الکترومغناطیسی باعث سردرد، حالت تهوع و ایجاد درد فلج کنندهای در آنها میشود. اما آیا واقعاً این امواج برای سلامتی افراد مضر هستند؟
خانم مری کولز شهروند ۶۳ سالهی انگلیسی، از رفتن به تئاتر، رستوران، سینما، فرودگاه و پارکها خودداری میکند. اگر نوبت پزشکی در بیمارستان داشته باشد، تا آخرین لحظات ساعات کار بیمارستان، بیرون از ساختمان منتظر میماند و خریدهای خود از سوپرمارکت را هم بسیار سریع انجام میدهد.

حتی قدم زدن در خیابانهای اطراف منزلش هم میتواند موجب درد وحشتناکی در دهانش شود. به همین دلیل است که همیشه هنگام خروج از خانه یک کاور مخصوص از جنس الیاف نقره و پلیآمید بر روی لباس خود میپوشد.
گرچه برای رهگذران، این رفتار خانم کولز عجیب به نظر میرسد، اما او اصرار دارد که این پوشش (با نام Aaronia Shield) تنها راه محافظت در برابر امواج ناشی از موبایلها و وای فای است.

درست همانند افرادی که به مضر بودن امواج الکترومغناطیسی معتقد هستند (که تعدادشان روز به روز در حال افزایش است)، خانم کولز هم معتقد است که از سندروم عدم تحمل حساسیت الکترومغناطیسی یا به اختصار EHS رنج میبرد. به بیان دیگر، او فکر میکند دستگاههای الکترونیکی که اکثر ما در زندگی روزمرهمان به آنها وابسته هستیم، او را مریض میکنند.
حدود ۵ درصد از جمعیت انگلستان (بیش از ۳ میلیون نفر) عقیده دارند که تا حدودی تحتتاثیر حساسیت الکترومغناطیسی یا همان آلرژی به امواج رادیویی ساطع شده از دستگاهها هستند.
منظور از دستگاهها طیف وسیعی از وسایل الکترونیکی، از موبایلها گرفته تا تلویزیون و حتی لامپهای روشنایی است. امواج متصاعد شده از این دستگاهها ناشی از تابش غیر یونیزه هستند که فرکانس آنها بسیار کم درنظر گرفته شده تا بر روی انسان بیتاثیر باشند.
با این حال افرادی که از EHS رنج میبرند معتقدند تابش در این سطح پایین هم میتواند مضر باشد. این افراد علائمی مانند سردرد، بی حالی، حالت تهوع، سختی در نفس کشیدن و حتی فلج شدن را گزارش کردهاند.
آنها همچنین بیم آن را دارند که این تشعشعات ممکن است موجب سرطان، بیماریهای خودایمنی و اختلالات عصبی در بلند مدت شود.
"قبل از اینکه در سال ۲۰۱۲ به EHS مبتلا شوم، باورم نمیشد که چنین بیماریای وجود داشته باشد. مریض شدن به دلیل استفاده از تکنولوژیهایی که سالها مشغول استفاده از آنها بودهام و تا به حال مشکلی با آنها نداشتهام، به نظر غیرواقعی میآید. اما دردی که من از آن رنج میبرم کاملاً واقعی است. بدترین حالت، احساس شوک الکتریکی درون دهانم است.
مجبور شدم تمام سبک زندگیام را عوض کنم تا در معرض امواج وای فای و سیگنالهای تلفن همراه قرار نگیرم. وای فای امروزه همه جا وجود دارد و دوری از آن بسیار سخت است. دوری از افرادی که تلفن همراه دارند از آن هم سخت تر است."
این ایدهی بسیار بحث برانگیز که میدانهای الکترومغناطیسی میتوانند سلامت ما را تحتتاثیر قرار بدهند، اولین بار در دههی ۶۰ میلادی هنگامی که دکتر رابرت بِکِر آمریکایی کمپینی علیه خطوط ولتاژ بالا به راه انداخت مطرح شد. او معتقد بود خطوط ولتاژ بالای انتقال برق موجب بیماری افرادی که در حوالی آن زندگی میکردند شده است.
در سالهای اخیر، همراه با رشد چشمگیر صنعت ارتباطات، ترس از خطرناک بودن امواج الکترومغناطیسی ناشی از موبایلها و امواج وای فای هم شدت یافته است. اما راهی برای گریز از تکنولوژی وایرلس در دنیای امروز وجود ندارد.
سال آینده تعداد هاتاسپاتهای وای فای در بریتانیا به ۲۱ میلیون عدد خواهد رسید و تعداد تلفنهای همراه از جمعیت کشور هم فراتر خواهد رفت.
اگرچه شواهد محکمی مبنی بر ارتباط بین تکنولوژی موبایل و بیماری وجود ندارد، اما مطالعاتی هم وجود دارند که به اثرات نگران کنندهای اشاره کردهاند.
پژوهشی بر روی اسکن مغزی در سال ۲۰۱۱ نشان داد که در حضور تشعشعات وای فای فعالیت مغز دانشآموزان مذکر در نواحی که مربوط به دقت کردن است کاهش مییابد.
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ نشان داد که سیگنالهای وای فای فعالیت مغزی را در زنان جوانی که طی آزمایشی سعی در تکرار یک سری اعداد که برای آنها خوانده میشد را داشتند، به شدت کاهش میداد.

حساسیت برای سلامت کودکان به اندازهای است که پارلمان اروپا درخواست محدودیت استفاده از وای فای در مدارس و همچنین محدودیت استفاده از موبایل توسط کودکان را دارد. اما EHS در بریتانیا (بر خلاف سوئد) به عنوان یک بیماری شناخته نمیشود.
آژانس حفاظت از سلامت انگلستان میگوید هیچگونه شواهد علمی مبنی بر ارتباط بیماریها با تجهیزات الکتریکی وجود ندارد؛ هرچند گزارش علائم واقعی و ناراحت کننده توسط مردم را به رسمیت میشناسد.
برخی پزشکان هم از این بیماری ابراز نگرانی میکنند. دکتر اندرو ترسیدر پزشک خانوادگی در سامِرسِت انگلستان بیماران زیادی را دیده که از علائم EHS شکایت میکنند. او عقیده دارد حساسیت الکترومغناطیسی یک بیماری جدی است. او همچنین میگوید:
"ما دقیقاً نمیدانیم این بیماری چگونه اتفاق میافتد، اما با توجه به حساسیت سلولهای بدن به دیگر انواع موجهای دارای انرژی مانند امواج صوتی و نور، اینکه سلولها به دیگر فرکانسها (مانند امواج رادیویی) حساس نباشند عجیب خواهد بود.
امیدوارم در آیندهای نزدیک، سرویس سلامت همگانی انگلستان (NHS) در تصمیم خود تجدید نظر کرده و این بیماری را جدی بگیرد."
هنگامی که مری کولز در اکتبر ۲۰۱۲ شروع به تجربهی درد شدیدی در دهان کرد، فکر میکرد که این درد واکنشی است به مواد شیمیایی موجود در فوم ضد حریقی که کارگران از آن برای پر کردن سوراخی در دیوار آشپزخانهی او استفاده کرده بودند.
سه ماه بعد، پس از اینکه فوم استفاده شده در دیوار آشپزخانه را تعویض کرده بود، همچنان از همان علائم رنج میبرد؛ این دفعه هنگام استفاده از لپتاپ، موبایل و حتی تلویزیون. خانم کولز که به تنهایی در لندن زندگی میکند میگوید:
"کم کم شک کردم که این واکنشها منشاء شیمیایی ندارند؛ پس شروع به آزمایش بر روی خودم کردم. برای ناهار با خواهرزادهام که آیپد دارد بیرون رفتیم. آیپد را نزدیک صورتم گرفتم و بلافاصله احساس درد شدیدی در دهانم کردم.
ناگهان متوجه شدم دیگر نمیتوانم تلوزیون تماشا کنم، از کامپیوتر یا تلفنم استفاده کرده و یا حتی بدون درد لامپهای خانه را روشن کنم و این خیلی ترسناک بود."
مری از طریق یکی از دوستانش با انجمن حساسیت به امواج الکترومغناطیسی انگلستان آشنا شد که ۱۰۰۰ عضو دارد. مری میگوید:
همچنین به ملاقات دکتر خانوادگی رفتم. علیرغم اینکه او من را جدی گرفت، اما اصلاً نمیدانست که باید چکار کند. به من پیشنهاد داده شد که مورد رفتار درمانی قرار بگیرم، که برای درمان افرادی با مشکلات روانی (مانند افسردگی) استفاده میشود و هیچ اشارهای به خود حساسیت واقعی نشده بود."
او به جای گوش دادن به حرف دکتر، از دیگر افراد مبتلا مشاوره گرفت.
"لامپهای خانه را از فلوئورسنت با لامپهای رشتهای قدیمی یا هالوژن تعویض کردم که سطح پایینتری از تشعشع دارند.
اتصال وای فای خود را با اتصال سیمی جایگزین کرده و فیلتری بر روی خط تلفن نصب کردم تا سیگنالهای اینترنت پهنباند را حذف کند. همچنین از طریق اینترنت پارچهی Aaronia Shield خریدم که در مقابل امواج از من محافظت میکند. این پارچه ساخت آلمان است و تقریباً هر متر آن ۷۰ پوند قیمت دارد.
از آنجا که دندانهای زیادی در دهانم با فلز پر شده بود، به من توصیه شد تا از شر آنها خلاص شوم، چون رسانای الکتریسیته هستند. فرآیند جایگزین کردن آنها با مواد غیر فلزی ۶ ماه به طول انجامید. من همچنین از یک رژیم سالم غذایی پیروی میکنم."
مری عقیده دارد که توانسته علائم بیماری را کاهش دهد، اما زندگی بسیار سختی دارد.
"مجبور شدم از بسیاری از چیزهایی که عاشقشان بودم دست بکشم؛ از جمله رهبری تورهای گردشگری در لندن. همچنین قرار است به تمام منطقهای که من در آن زندگی میکنم وای فای سراسری بیاید و هیچ تضمینی نیست که خیابان من از این قضیه مستثنی باشد."
هرچند بعضی کارشناسان به این داستانها مشکوک هستند. پروفسور مالکوم اسپرین مدیر بخش فیزیک پزشکی بنیاد سلطنتی برکشایر میگوید:
"هیچگونه شواهدی مبنی بر ارتباط میان امواج وای فای یا سیگنالهای موبایل با بیماری وجود ندارد. سطح تشعشع از این دستگاهها بسیار پایین است؛ به حدی که در اکثر موارد اصلاً قابل تشخیص نیست. شدت تابش امواج وای فای صدهزار بار کمتر از یک اجاق مایکروویو خانگی است.
اگر حساسیت به امواج الکترومغناطیسی واقعی بود، باید هنگامی که اولین بار در یک قرن پیش معرفی شدند با آن روبرو میشدیم. به نظر من علائم این بیماری میتوانند ناشی از نگرانی مردم دربارهی تکنولوژی باشند، نه خود تکنولوژی."
اما افرادی که خود را مبتلا به EHS میدانند میگویند ناراحتیشان خیلی واقعی است.

tiffany mwss23 microwave ovenریکی گاردینر ۶۶ ساله که قبلاً عضو یک گروه موسیقی بوده، حالا در یک منطقه روستایی، زندگی آرامی را میگذراند.
نشانههای بیماری در او اوایل دهه ۸۰ پدیدار شد و عقیده دارد که علائم بیماری او ناشی از ۵ کامپیوتری بود که از آنها برای تولید موسیقی استفاده میکرده است. او میگوید:
این علائم با احساس گرمای عجیبی درون بدنم آغاز شدند و در اواسط دهه نود حالم بسیار بدتر شد. ضربان قلبم نامنظم بود و مشکل تنفس داشتم.
چند سالی به علت بیماری نمیتوانستم کار کنم. همه چیز را تا به حال امتحان کردهام. از خوابیدن درون خیمهای پارچهای برای گرفتن جلوی تابش امواج گرفته تا رنگ کردن خانهام با رنگی از جنس گرافیت.
هنوز هم برای تولید موسیقی از کامپیوتر استفاده میکنم، اما وای فای ندارم و هنگام استفاده از کامپیوتر در سمت دیگر اتاق نشسته و از دوربین دوچشمی برای دیدن مانیتور استفاده میکنم."
اگرچه ریکی فکر میکند دارد وضعیت خود را مدیریت میکند، اما از اینکه EHS بیشتر جدی گرفته نمیشود عصبانی است. او میگوید:
"صنعت ارتباطات پولسازترین صنعتی است که دنیا تا به حال به خود دیده. برای همین راحتتر است تا ما به عنوان افراد دیوانه نادیده گرفته شویم، تا اینکه این سوال مطرح شود که آیا بمباران ما توسط امواج الکترومغناطیسی کار درستی است؟"
سو براون ۵۳ ساله و مادر ۲ فرزند است. او با ریک موافق است و ۳ سال پیش، بعد از اینکه در مدرسهای که در آن کار میکرد وای فای نصب شد، استعفا داد. او میگوید:
"من همیشه سالم بودم؛ اما ناگهان بدون هیچ دلیل مشخصی شبها به سختی خوابم میبرد. درد شدیدی در سرم شروع شد و گاهی اوقات حالت تهوع داشتم. دکترم مسکن قوی تجویز کرد، اما کارساز نبود. فکر میکردم شاید تومور مغزی داشته باشم.
ولی در تعطیلات مدرسه، علائم تقریباً ناپدید میشدند. من عاشق کارم بودم ولی مجبور به استعفا شدم. بعداً از طریق تکنسین IT مدرسه متوجه شدم تجهیزات وای فای دقیقاً در همان تاریخی که بیماری من شروع شده بود نصب شده بودند."
علائم سو بعد از ترک محل کارش بهتر شدند، اما پس از نصب یک هاب اینترنت پرسرعت در خانهشان دوباره بازگشتند.
"حالا به سختی میتوانم جایی بروم؛ چون وای فای به شدت گسترده شده است. علائم بیماری وحشتناک است، اما وقتی در مورد آنها صحبت میکنم مردم فکر میکنند دیوانهام."
شاید شواهد علمی برای اثبات وجود بیماریای به اسم حساسیت به امواج الکترومغناطیسی وجود نداشته باشد، ولی سو به نمایندگی از جمعیت رو به رشد مبتلایان به این بیماری میگوید:
"برای ما، این بیماری بسیار هم جدی است."
نظر شما چیست؟ آیا علیرغم تمامی شواهد علمی واقعاً چنین بیماریای وجود دارد؟ یا این بیماری ساخته و پرداختهی ذهن افرادی است که از تکنولوژی وحشت دارند؟
يافتن نرمافزارهاي حجيم: اولين گام براي آزادسازي فضاي ذخيرهسازي گوشي، شناسايي حجيمترين نرمافزارهاي موجود در گوشي هوشمند است. به اين منظور، در آخرين نسخه سيستمعامل iOS، به بخش Settings برويد و گزينههاي General و Usage and Manage Storage را به ترتيب لمس کنيد.
دراندرويد هم به بخش Settings سر بزنيد و عبارت Storage را لمس کنيد. کاربران اندرويدي ميتوانند با لمس گزينه Apps، فضاي اشغال شده را به تفکيک هر نرمافزار و به صورت جداگانه مشاهده کنند.قدم بعدي، بستگي به يافتههاي شما دارد. براي مثال، نرمافزارها و بازيهاي حجيم ميتوانند به سادگي حذف شوند.
براي نرمافزارهاي ضروري نيز بايد اقدام به پاکسازي دادههاي اضافي نرمافزارها بدون حذف خود آنها کنيد.
پاک سازي نرمافزارها: نرمافزارهاي گوشي هوشمند مقدار زيادي دادههاي اضافي را جمع آوري ميکنند.در برخي پخش کنندههاي موسيقي آنلاين ، با پاسخ به پرسش يک سوال ساده به وسيله نرمافزار، ميتوان دسترسي آفلاين به فهرست پخش را غير فعال کرد. در مورد مرورگر گوگل کروم، کاربر قادر به انتخاب گزينههايي در حريم خصوصي در منوي نرمافزار، در هر2 سيستمعامل اندرويد و iOS است که ميتواند برخي فايلهاي موقت بيهوده را حذف کند.
براي پاک سازي جامع، به بخش Apps موجود دراندرويد برويدو با لمس نرمافزار مورد نظر، اقدام به حذف کش و دادههاي موقت مربوطه با لمس دکمه Clear Date کنيد. در iOS هم، تقريبا با گزينههاي داخل خود نرمافزارها ميتوانيد پاک سازي را انجام دهيد يا اين که بايد اقدام به حذف کل نرمافزار کنيد.نرمافزارهاي بسيار زيادي مانند CCleaner ،The Cleaner و Clean Masterوجود دارند که به کاربران کمک ميکنند.
پشتيبانگيري از فايلهاي چند رسانهاي:فايلهاي چند رسانهاي مانند تصاوير، موسيقي و ويدئوها، متهم رديف اول اشغال کننده فضاي ذخيرهسازي گوشيها هستند. در صورت امکان، چنين فايلهايي را از گوشي هوشمند به رايانه يا فضاي ابري منتقل کنيد.هر روشي که انتخاب ميکنيد، قبل از پاک کردن فايلهاي چند رسانهاي از حافظه داخلي گوشي، حداقل 2 نسخه از آنها را در2 مکان مختلف ذخيرهسازي کنيد.
براي سيستمعامل موبايلي گوگل، انتخاب بديهي ما Google Photos است. تا زماني که گزينه backup and sync در پيکربندي تنظيمها فعال باشد، تمامي محتواي چند رسانهاي کاربر به صورت خودکار به فضاي ابري منتقل خواهد شد.براي حذف فايل، تنهااز گوشي اندرويدي و عدم حذف از فضاي ابري گوگل فوتو،بايد به منوي نرمافزار مربوطه مراجعه و پوشه واقع در گوشي هوشمند را انتخاب کنيد. پس از انتخاب تصاوير مورد نظر، دکمه منو (3نقطه عمودي) را لمس کنيد و Delete device copy را بزنيد.
استفاده از آيکلود کمي گيج کنندهتر است و به نظر نميرسد که اپل فعلا اقدامي در مورد چگونگي پشتيبان گيري از تصاوير و ويدئوها انجام دهد!
گزينههاي ديگر: ميتوانيد پيامهاي متني قديمي و چند رسانهاي را از دستگاه پاک کنيد. همچنين ميتوانيد فايلهاي پشتيبان گيري شده قديمي را در صورتي که هيچ نيازي به آنها نداريد، حذف کنيد. پوشه دانلود موجود در اندرويد، از ديگر مواردي است که ميتوانيد بررسي کنيد.
گزينه ريست کارخانهاي را هم فراموش نکنيد. اين گزينه، تمامي موارد اشاره شده را يکجا انجام ميدهد و دستگاه کاربر را مانند روز اول ميکند! مزيت اين گزينه داشتن فضاي ذخيرهسازي به مراتب بيشتر و نکته منفي آن از دست دادن همه تنظيمات و فايلهايي است که احتمالا وجود آنها براي کاربر ضروري است.انجام يک ريست با استفاده از گزينه واقع در مسير Apps→ Backup & reset سيستمعامل اندرويد و موجود در مسير General→ Reset→ Erase All Content and Settings سيستمعامل iOS، نرمافزارهاي غير اساسي و دادههاي حجيم و موقت مربوط به نرمافزارهاي سيستمي دستگاه را حذف ميکند. قبل از ريست، از تهيه نسخه پشتيبان مطمئن شويد.
منبع: خراسان

بسیاری از والدین برای تشویق رفتارهای موفق از روش هایی مثل پند دادن، نصیحت و سرزنش کردن، مثال آوردن از دیگران و مقایسه کردن استفاده می کنند. و معمولاً می گویند: ما همه کاری کردیم، ولی موفق نشدیم. تمایلی که به موفقیت فرزندان شان دارند قابل ارزش است، اما راه کارهایی که در دسترس دارند محدود است.
اگر به نتیجه نرسد، عصبانی می شوند و آن وقت، بین آن ها و فرزندان شان برخورد پیش می آید. گاهی برخورد بین والدین و فرزندان طیفی از تهدید کردن، طرد کردن، بی اعتنایی کردن، قهر کردن، نیش و کنایه زدن، خواهش و التماس کردن، وعده های وسوسه کننده دادن و برخوردهای فیزیکی از سوی والدین و مقابله جویی و لجبازی کردن، و باج خواهی را از سوی فرزندان دربرمی گیرد.
آن موضوعی که باید باعث رشد و تعالی و موفقیت فرزند می شد، عملاً زمینه ای برای بحث ها و درگیری های تمام نشدنی و نیز افت عملکرد کلی خانواده می شود.
والدین می گویند: شما ناسپاسید.
فرزندان می گویند: شما همیشه سر ما منت می گذارید.
والدین می گویند: ما از صبح تا غروب زحمت می کشیم تا شما موفق شوید و آینده ی روشنی داشته باشید.
فرزندان می گویند: این وظیفه ی شماست. هر پدر و مادری باید این کارها را بکنند.
والدین چیزی نمی گویند. فرزندان هم چیزی نمی گویند و فضای سنگین قهر و دلخوری خانواده را می گیرد.
آیا همه ی کارهای لازم که ادعا می کنند انجام داده اند، همین ها است؟
والدین باید برای کمک به رفتار تحصیلی موفق درد فرزندان با هم توافق داشته باشند. یعنی هر دو بر سر این که مشکل چیست؟ چه شدتی دارد؟ چه عواقبی دارد؟ چرا ایجاد شده؟ در چه شرایطی بیش تر می شود؟ در چه شرایطی کمتر می شود؟ چه راه حل هایی دارد؟ و اصلاً چرا باید حل شود؟ اتفاق نظر داشته باشند. بعد از اتفاق نظر بر سر مشکل و راه حل و پیشنهادات عملی، موضوع را با فرزندشان در میان بگذارند. هر چه فرزندشان بزرگ تر باشد، تأثیر او در برنامه ریزی تحصیلی بیشتر است و از نظرات او بیشتر استفاده خواهد شد.
والدین باید به فرزند خود بگویند دقیقاً چه انتظاری از او دارند و او چه کار باید بکند. طریقه ی نظارت و نیز نوع پاسخ به عملکرد فرزندشان را هم تعیین می کنند. والدین و دانش آموزان براساس تواقق، برنامه ای می ریزند و آن را می نویسند. این برنامه باید متناسب با توانایی ها و شرایط دانش آموزان باشد.
یعنی باید زمان شروع کردن هر فعالیت، و مدت زمانی که به آن اختصاص می یابد، و زمان های استراحت و تفریح در آن برنامه کاملاً مشخص و روشن باشد و به او کمک شود تا سر وقت کارش را شروع کند. به او کمک شود تا بعد از هر استراحت، دوباره در زمان تعیین شده سر درس برگردد. بهتر است نظارت توسط یکی از والدین، که معمولاً مادر است، انجام شود. مرتب سر ساعت خاصی خلاصه ی عملکرد در حضور فرزند به اطلاع پدر برسد. امتیازات محاسبه شود و جایزه داده شود.
مثلاً: علی! من و مادر فکر می کنیم بهتر است از فردا به این برنامه ی درسی عمل کنی.
از ساعت 4 غروب شروع می کنی. در هر نوبت 45 دقیقه درس می خوانی.
15 دقیقه استراحت می کنی. هر روز 3 بار وهر بار 45 دقیقه درس می خوانی.
مادر هر دفعه در تقویم، برایت علامت می گذارد. برای هر علامت هم جایزه ای در نظر می گیریم، و هر شب ساعت 7، هر سه این تقویم را نگاه می کنیم.
نظارت والدین باید منظم و پی گیرانه باشد، و جوایز با توافق والدین و دانش آموزان تعیین شود. بهتر است جایزه کوچک باشد، مثلاً مداد، پاک کن، شکلات و... و به طور مکرر داده شود.
وقتی برنامه با موفقیت پیش رفت، می توان به جایزه ی هر 2 شب یا هر 3 شب فکر کرد. یعنی امتیازات چند روز جمع شود و جایزه ای بزرگ تر و قیمتی تر داده شود. مثل یکCD بازی، یک غذای بیرون در رستوران یا رفتن به سینما.
موفق پیش رفتن برنامه، به نظارت والدین و صبر و تحمل آن ها نیاز دارد. از یاد نبریم که عادت های قبلی در ناخودآگاه دانش آموزان ثبت شده است، لذا برای ایجاد هر عادت جدید باید فرصت کافی به آن ها داده شود. والدین باید ارزیابی کنند که چه عواملی باعث موفقیت یا عدم موفقیت برنامه می شود و همان را اصلاح کنند. بسیاری از والدین با ابتکار و خلاقیت، این پی گیری و نظارت را انجام می دهند. همین برنامه باعث می شود اوقات خوبی را با فرزندشان بگذرانند. بعضی از والدین هم برای نظارت و پی گیری وقت نمی گذارند. در حالی که وقتی تکالیفی برای دانش آموزان مطرح می شود، در واقع خود والدین هم تکلیفی دارند که چیزی نیست جز: تداوم، صرف وقت، پی گیر بودن و خوش قول بودن.
گاه ممکن است برنامه ها به دلیل رفتارهای مربوط به والدین با موفقیت پیش نرود؛ مثل مواقعی که والدین با هم توافق ندارند و به فرزندشان کمک نمی کنند و سر وقت به کارهای او نظارت ندارند، یا پاداش ها را به موقع نمی دهند. در این زمان چالش مهمی برای والدین مطرح می شود که باید با تجدیدنظر در شیوه ی زندگی، تنظیم وقت و برنامه ریزی های جدید، آن را برطرف کنند.
یک برنامه حداقل باید 12 هفته اجرا شود تا بتوان نتیجه گرفت که موفق و مؤثر بوده یا نه، که اغلب مواقع هم اجرای برنامه های اصولی، موفقیت آمیز است. اگر برنامه موفق نبود باید پی گیری شود که دلیل چیست و چه کارهایی باید انجام داد.

اگر تابع قانون همه یا هیچ نباشیم و موضوعات مختلف را با دیدی نسبی و همراه انعطاف نگاه کنیم، به طیف وسیعی از والدین با این عملکرد خوب برخورد می کنیم. انسان های موفق بسیاری وجود دارند که در زندگی و تحصیلات دستاوردهای ممتازی دارند و حتماً والدین شان در عملکرد فرزندپروری موفق بوده اند.
والدینی که با حمایت درست، فرزندشان را روانه ی مدرسه و اجتماع می کنند. با همه ی مشغله ای که دارند وقت صرف آن ها می کنند. به درد دل های آن ها گوش می دهند. غم و شادی آن ها را می فهمند. اضطراب، رقابت و رفاقت، شوق و ذوق آن ها را درک می کنند. برنامه ی زندگی شان را جوری ساختار می دهند که فرزندان شان بتوانند از مراقبت خوبی برخوردار شوند؛ به موقع غذا بخورند و استراحت کنند، بازی و تفریح کنند و درس بخوانند و... چنین والدینی در تمام مراحل همراه فرزند خود هستند، از نوشتن لوحه های سرمشق، تا زمانی که درس ها آن قدر پیچیده می شود که خود والدین هم از آن سر درنمی آورند.
این والدین، روی عملکرد فرزندشان، نظارتی دقیق و همیشگی، بدون آزار و مزاحمت دارند. به تلاش های آن ها توجه می کنند. هر چه فرزندشان بزرگ تر می شود، مسئولیت بیشتری به او واگذار می کنند و خود حمایت و مراقبت را در پیش می گیرند.
به فرزندشان محبت بی قید و شرط دارند و او را با هر نمره ای که می گیرد و هر رتبه ای که کسب می کند، از ته دل دوست دارند. به او می آموزند که درس خواندن و انجام مسئولیت های تحصیلی برای او و به نفع اوست.
در زمان ناکامی او، همدل اما قوی اند. موقعی که موفق می شود، شاد اما باوقارند. برخوردشان مداوم، پی گیر و قابل پیش بینی است.
با مدرسه اش در ارتباط هستند. مربیان و معلمان را می شناسند و با آن ها همکاری می کنند و برای شان ارزش قایل می شوند. منصف اند و در صورت لزوم و در مواقع مسئله و مشکل می توانند مداخله ی خوبی برای حمایت از فرزندشان یا حل مسئله داشته باشند. تا جایی که می توانند، در جلساتی که به مدرسه دعوت می شوند، شرکت می کنند. اگر فرزندشان اجرای هنری یا ورزشی دارد، حضور دارند و...
با این که انجام همه ی این کارها سخت است، ولی من والدین موفق در این زمینه بسیار دیده ام. از حدود 2 دهه ی قبل با خانواده ی نازنینی دوست بودم. زن و شوهری مهربان و پرمشغله. که دو پسر و یک دختر داشتند. برای من عجیب بود که این زن و شوهر تا چه اندازه بچه های شان را درک و حمایت می کنند، به رشد شخصیت شان کمک می کنند و برای شان ارزش قائل می شوند. فرزندانی که در شرایط پر فراز و نشیب زندگی شان همیشه داربست این رابطه و گرمای این عاطفه را با خود همراه داشتند.
در خانه ی آنان از مکالمات روزمره و سرسام آور خانواده های دیگر اصلاً خبری نبود. مکالماتی مثل:
- چرا درس نمی خونی؟
- تا حالا کجا بودی؟
- چه قدر خرج می کنی؟
- با کی بودی؟
- این چه لباسیه که پوشیدی؟
- دوستات کیان؟
یا:
- چرا به من پول نمی دین؟
- مگر قول نداده بودید فلان کار را بکنید؟
- چرا به من اعتماد ندارید؟
- چرا آن قدر منت سر ما می گذارید؟
- چرا به حرف هامون گوش نمی دین؟
وقتی با این خانواده آشنا شدم، دخترکوچک شان 3- 2 ساله بود. حدود دو دهه از آن دوستی و آشنایی می گذرد. هر سه فرزند درس خوانده اند و تحصیلات موفق دانشگاهی دارند. این سه نفر در درجه ی اول سخت کوش، مسئول و قانع بودند. پدر و مادر به روحیه ی هر کدام شان آشنا بودند و برای هر کدام جداگانه وقت صرف می کردند.
بسیاری از دانش آموزان از اینکه درس ها را فراموش می کنند گله مند هستند.
اما چرا آنها درسهایی را که ادعا می کنند یاد گرفته اند فراموش می کنند؟
آیا آنها قدرت و توانایی لازم را برای یادگیری ندارند؟
چگونه می شود آنها فراموشی خود را به حداقل برسانند؟
از آنجایی که حافظه انسان درگیر یادگیری و به خاطر سپردن مطالب است. در واقع فراموشی هم به حافظه انسان مرتبط است، نخست کمی درمورد حافظه صحبت می کنیم سپس به نحوه مطاله درست که منجر به فراموشی نشود می پردازیم.
یک برداشت عامیانه حافظه را مخزنی تصور می کندکه اطلاعات آنجا ریخته شده و نگهداری می شود و در مواقع لزوم اطلاعات استخراج شده و یادآوری می شود.
از نظر علمی حافظه عنوانی است در مورد توانایی انسان در یادگیری، نگهداری، یادآوری و استفاده از آن اطلاعات و دانش در مواقع لزوم.
تقسیم بندی حافظه
بطور کلی انسان سه نوع حافظه دارد:
1- حافظه حسی: اطلاعات در این حافظه یک تا سه ثانیه دوام می آورد و گنجایش آن نسبتاً زیاد است و درصورتی که به ورودی این حافظه توجه و دقت صورت گیرد وارد حافظه کوتاه مدت میشود.
2- حافظه کوتاه مدت: اطلاعات دراین حافظه 15تا30ثانیه نگهداری می شود. گنجایش آن 5 تا 9 قطعه است و نوع اطلاعات آن شنیداری، رویدادی و معنایی است و دلیل عمده فراموشی دراین حافظه جانشین سازی یا محو شدن اثر است. درصورتی که اطلاعات موجود دراین حافظه تکرار یا رمزگردانی شود به حافظه ی بلند مدت انتقال پیدا می کند.
3- حافظه بلند مدت: اطلاعاتی که به این نوع حافظه انتقال پیدا می کند ماندگاری نامحدود دارد و گنجایش آن هم نامحدود است و اطلاعات ذخیره شده هم عمدتا ًمعنایی و قدری هم شنیداری و دیداری است.
از آنجایکه تمام مطالبی که درک شده و ابعاد معنایی ان برای دانش آموز روشن شده در این حافظه قرار میگیرد لذا درک معنایی مطالب برای آنها بسیار مهم و بخاطر سپاری آنهم آسان است.
البته فراموشی در این حافظه هم به علل سرکوبی، تداخل و مشکلات بازیابی رخ می دهد، اما مقایسه میزان بازیابی آن با فراموشی قابل مقایسه نیست. بنابر این تلاش براین است که دانش آموزان با شیوه های مناسب اطلاعات را به حافظه بلندمدت بسپارند.
دانش آ موزان چگونه درس بخوانند تا فراموشی آنها به حداقل برسد؟
حقیقت این است که بسیاری از دانش آموزان درست درس خواندن را نمی دانند. بسیاری از آنها کلی تلاش میکنند و زحمت می کشند اما زمان یادآوی مطالب دچار مشکل می شوند. در یک مطالعه خوب و سازگار با کشفیات علمی بهتر است موارد زیر را مد نظر داشته باشیم تا ضمن یادگیری صحیح، فراموشی را به حداقل برسانیم.
1- درک معنای مطالب: مطالبی که فهمیده و استنباط می شود بهتر در حافظه می ماند. لذا باید روی معنا و مقهوم مطالب تمرکز شده و تفکر صورت گیرد.
2- درک کل و جزء: دانش آموز هر مطلبی را که می خواند ممکن است جزئی از یک کل باشد. لذا مطالبی که زیر مجموعه یک عناوین کلی هستند بایدارتباط ذهنی داده شوند و دانش آمو بتواند بفهمد که مطالبی را که می خواند مربوط به کلیتی است که این بخش مربوط به آن است.
3- بازگویی مطالب برای خود: مطالبی که از حفظ برای خود بازگو می کنیم ماندگاری بیشتری پیدا می کند.
4- تمرین و تکرار: این شیوه ای است که مطالب حتی اگر برای شخصی بی معنی باشد از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پیدا می کند.تمرین و تکرار باید به تدریج و با فاصله های زمانی خاص صورت گیرد.
5- استراحت قبل از یادگیری و بعد از یادگیری: تحقیقات نشان داده است که بعد از یک استراحت و خواب آرام انسان مطالب را بهتر یاد می گیرد. همچنین اگر بعد از یادگیری مطلبی کمی استراحت کنیم یا به خواب برویم یادگیری با دوامتر است.
6- یاد گیری تدریجی: تحقیقات نشان می دهد که یادگیری باید تدریجی و در زمانهای مختلف باشد. سعی در یادگیری مطالب زیاد در وقت کم منجر به فراموش می شود. برخی از دانش آموزان از اینکه سعی می کنند مطالب انباشته شده را بدون استراحت و در وقت کوتاه بخوانند جز فراموشی چیزی عایدشان نمی شود.
7- ایجاد تصویر ذهنی: از آنجایکه انسانها خالق تصاویر ذهنی هستند می توانند در دنیای ذهن خود برای مطالب آموخته شده تصاویر ذهنی خلق کنند که خود مبتکر آن هستند.
8- ارتباط اموخته ها به هم: انسان هرمطلبی را که می آموزد می تواند دردنیای آموخته های ذهنی خود مفاهیم و مطالب به آنها مرتبط سازد.
9- وجود نظم و آهنگ: اگر برخی از مطالب درسی را به صورت شعر و آهنگ موزون در بیاوریم یادگیری و ماندگاری آن هم آسان و هم طولانی می شود. انسان ذاتا گرایش به هارمونی و نظم و آهنگ دارد برای همین است که بچه ها خیلی زود مطالب را که درقالب شعر و آهنگ باشند یاد گرفته و به خاطر می سپارند.
10- البته تمام مطالبی گفته شد فرض بر این بود که انسان برای یادگیری انگیزه و علاقه کافی داشته باشند و گرنه بدون انگیزه و علاقه مطالب بالا هم جایگاه خود را از دست خواهند داد.
همچنین اضطراب و نگرانی و ترس اجازه نمی دهد که انسان به درستی مطالب را یاد بگیرد و در صورت یادگیری زود فراموش می شوند. بنابراین انگیزه و آرامش روحی و روانی مقدمه ای برای طی فرایندی یادگیری است.
یک قدرت نهفته در دانش آموزان زرنگ
یک نکته مهم این که:
برخی از دانش آموزان از راه تجربه و تکیه بر هوشمندی خود و به مرور زمان با موارد بالا برای یادگیری و یادسپاری و مقابله با فراموشی آشنا می شوند.
شاید با اصطلاح فرا شناخت آشنا باشید؟ فراشناخت یعنی انسان می داند که باید چگونه بداند. برای همین برخی از دانش آموزان در وجود خود یک قدرت نهفته دارند و بتدریج با گذشت زمان به این مسئله پی می برند که چگونه و از چه راههایی باید برای یادگیری اقدام کنند. یعنی آنها به چگونه یادگیری خود متمرکز میشوند. فرق این دانش آموزان با دیگر دانش آموزان این است که به یک نوع خود آگاهی دست یافته اند که طی آن روش های یادگیری و یادآوری را ناخودآگاه می دانند. در حالی که همسالان آن، گویا آب در هاون می کوبند و از ناتوانایی خود شکوه می کنند.
مواد غذایی که حافظه را تقویت می کند
بدون شک داشتن حافظه قوی ضمن اینکه ارثی است شدیداً به نوع تغذیه مرتبط است. لذا استفاده از آنها حافظه انسان را برای جلوگیری از فراموشی تقویت می کند.
استفاده بیشتر از مواد گلوکز مثل خرما، عسل و شیرینی های طبیعی، همچنین غذاهای حاوی کلسیم و فسفر مثل، لبنیات، روغن ماهی و جگر و ... و یتامین ها مثل پرتقال، هویج، گوجه فرنگی و سبزیجات تازه و همچنین خوردن برخی از حبوبات خصوصا عدس توصیه شده است

20 نکته ی مهم برای امتحان مدارس نمونه دولتی و تیز هوشان
1) در هفته آخر تست جدیدی تمرین نکنید و روز قبل از آزمون هم دیگر مطالعه نکنید.
2) چند روز آخر را بیشتر به درس های غیر از ریاضی اختصاص دهید. (حفظی هایی که تازه خوانده ایددر آزمون زود تر به یادتان می آید. )
3) ممکن است در آزمون ترتیب سوالات تغییر کند پس به ترتیب سوال جلو بروید غیر ازریاضی که باید آخرین درس باشد (اگر با ریاضی شروع کنید,ریاضی ذهن شما را قربانی می کندبا ذهن خسته سراغ بقیه درس ها می روید واحتمال خطا بالا می رود)
4) سعی کنید زمان سایر درس ها را برای ریاضی ذخیره کنید .
5) سوالاتی را که مطمئن هستید بزنید آنهایی را که شک دارید با * (ستاره) و آنهایی را که بلد نیستیدبا ∆ مشخص کنید و رد شوید . حالا در آخر اگر زمان داشتید سوالاتی را که با* مشخص کرده اید دوباره بخوانید وآنهایی را که با ∆ مشخص کرده اید اصلا فراموش کنید.
6) اصلا شانسی نزنید اگرهم بین 2 تا گزینه گیر کردید بهتر است آن را نزنید چرا که نمره ی منفی بد جور ممکن است به ضرر شما باشد.
7) سعی کنید جواب سوالات را با اطمینان بزنید و گزینه ها را طوری پر کنید که عدد داخل آن دیده نشود.
8) از پاک کردن گزینه ها پرهیز کنید و اگر مجبور شدید گزینه ای را پاک کنید طوری باشد که کاملا پاک شودضمنا مواظب برگه پاسخ نامه هم باشید تا پاره نشود.
9) پاسخ نامه تان را تا نزنید و یا کثیف نکنید.
10) از هیچ سوالی نخوانده رد نشوید. هر 10 سوال یک بارشماره ی تست ها را با شماره پاسخنامه مطابقت دهید.
11) از حاشیه ی دفترچه ی سوال برای چرک نویس و محاسبه استفاده کنید.
12) صورت سوال را با دقت بخوانید ( تا آخر) در جواب دادن عجله نکنید و به فعل های آخر جمله دقت نمایید.
13) مواظب باشید در دام سوالات دام دار نیفتید.
14) وسایل ضروری شامل : کارت داوطلبی + سنجاق + مداد مشکی معمولی 2عدد + پاک کن و تراش + شکلات + بطری آب +دستمال + ساعت و شناسنامه را همراه خود ببرید و وسایل ممنوعه مثل موبایل ، جزوه و... را به جلسه نبرید.
15) هنگام پاسخ دادن به سوالات وقت خود را صرف سوالات وقت گیر نکنید.
16) ممکن است چند سوال اول مشکل باشد اصلا ایرادی ندارد ,خود را نبازید و به اطلاعات خود اطمینان داشته باشید اگر این سوالات برای شما مشکل است مطمئن باشید برای دیگران نیز دشوار است.
17) بعضی افراد جواب رادردفترچه علامت زده ودرپایان به پاسخنامه منتقل می کنند. ممکن است وقت تمام شده و ....... پس هرگز این کار را نکنید.
18) هنگام ورود به جلسه مطمئن شوید صندلی و پاسخنامه مختص شماست
19) برای شروع چند نفس عمیق بکشید.
20) جلسه را با نام خدا شروع کنید و به توانایی خود و کمک خداوند اطمینان داشته باشید
آرزومندموفقیت شما
یک جامعهشناس گفت: عوامل متعددی همچون حذف عوامل مزاحم، جنسیت، سن و دقت، در تمرکز حواس نقش دارند.
.: Weblog Themes By Pichak :.



