با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ معلم كلاس ششم- محمد ابراهیم پاشا-گلپایگان
زیارت عاشورا

 

آورده اند که در روزگاران گذشته دزدی بود که با دزدهای دیگر فرق داشت . او با اینکه دزد بود ، جوانمرد بود . تنگدستی او را به دزدی وادار کرده بود ، اما هنوز خوی جوانمردی را از دست نداده بود . یک شب این دزد جوانمرد از دیوار یک کارگاه حریر بافی بالا رفت تا کمی حریر از آنجا بدزدد . با کمال تعجب دید که چراغ کارگاه روشن است و هنرمند حریر باف هنوز مشغول کار است . با خود گفت : ” این هم بدشانسی امشب ما . ” خواست برگردد که متوجه شد حریر باف ضمن بافتن حریر ، با خود چیزی می گوید . به دقت گوش داد و متوجه شد که هنرمند حریر باف می گوید : ” ای زبان سرخ ! خواهش می کنم دست از سر من بردار و فردا سر مرا بر باد نده . ”

دزد ، کنجکاو شد و ایستاد . حریر باف تا نزدیک صبح به بافتن پارچه حریر ادامه داد ، اما گاه ، از زبانش درخواست می کرد که مواظب حرف هایی که می زند باشد و فردا سر او را بر باد ندهد . دزد ، نگاهی به حریر انداخت . واقعا ً زیبا بود . دلش می خواست حریر باف بخوابد و او حریر را بدزدد و بفروشد و با پول آن زندگیش را بچرخاند . نقش هایی که حریر باف روی پارچه حریر ، بافته بود ، آن قدر قشنگ و دلربا بود که چشم هر بیننده ای را خیره می کرد . مطمئن بود که پول خوبی از فروش آن به دست می آورد . اما دیگر دزدی آن پارچه حریر ، برایش اهمیت زیادی نداشت . او می خواست بداند که فردا حریر باف به کجا می رود و چرا این قدر به زبانش التماس می کند که مواظب حرفهایش باشد و حرفی نزند که باعث مرگش شود . حریر باف کارش تمام شد . توی کارگاه دراز کشید و چرتی زد . صبح که شد ، از خواب برخاست . پارچه ای را که بافته بود ، توی بقچه ای پیچید و براه افتاد . دزد از یک فرصت استفاده کرد و پیش از او از کارگاه خارج شد . بعد هم سر راه حریر باف سبز شد و بعد از سلام و احوالپرسی گفت : ” کجا می روی ؟ “حریر باف گفت : ” می روم دربار حاکم ، این حریر زیبا را برای او بافته ام . آدم های معمولی به اندازه کافی پول ندارند که چنین حریر زیبایی را بخرند . ”

دزد گفت : ” فهمیدم ، حریر را برای حاکم می بری که پول خوبی از او بگیری . ” حریرباف گفت : ” شاید ! خدا می داند . شاید هم پولی نگیرم و حاکم دستور بدهد جلاد سرم را از تنم جدا کند . “

دزد می خواست از او بپرسد که چرا این چنین فکر می کند ، اما بهتر دید که خودش همراه او به قصر حاکم برود و ماجرا را از نزدیک ببیند . به همین دلیل ، به حریر باف و گفت : ” مرا هم با خودت به قصر ببر . خیلی دلم می خواهد از نزدیک قصر حاکم را ببینم . ” حریر باف که نگران و مضطرب بود ، از پیشنهاد او بدش نیامد و با خود گفت : ” بگذار او را همراه خودم ببرم . شاید همراهی او باعث شود که کمتر دلشوره داشته باشم .” حریر باف و دزد ، هر دو راه افتادند تا به قصر حاکم رسیدند . حریرباف در مقابل حاکم احترام کرد و حریری را که بافته بود ، به او تقدیم نمود . حاکم بقچه را باز کرد ، پارچه حریر را بیرون آورد و در مقابل چشم درباریان ، آن را روی میزی که در کنارش بود ، پهن کرد . همه از دیدن پارچه ای به آن زیبایی و خوش نقش و نگاری تعجب کردند . هر کس درباره زیبایی و ارزشمند بودن آن حرفی می زد . حاکم هم خوشحال بود که چنان پارچه لطیف و زیبایی به او هدیه شده است . حاکم تصمیم گرفت پاداش خوبی به هنرمند حریر باف بدهد . برای اینکه کمی با استاد حریر باف حرف زده باشد ، به او گفت : ” واقعا ً تو هنرمندی . دستت درد نکند . حالا بگو ببینم این پارچه ارزشمند به چه دردی می خورد ؟ چه استفاده ای از آن بکنیم ، خوب است ؟

استاد حریر باف کمی مکث کرد و گفت : ” حیف است از این پارچه لباس تهیه شود . بهتر است دستور دهید آن را به خزانه ببرند و در جای امنی نگه دارند . بعد هم وصیت کنید که بعد از مرگ شما ، این پارچه را روی تابوتتان بکشند تا همه به تابوت شما خیره شوند و با چشم حسرت نگاه کنند . ” حاکم از شنیدن حرف های حریر باف ، ناراحت شد و فریاد زد : ” مردک ! خجالت نمی کشی ؟ در حضور من ایستاده ای و از مرگم حرف می زنی ؟ این حریر را توی آتش بیندازید تا بسوزد و نابود شود . این مردک حریرباف را هم بکشید و زبانش را از حلقومش بیرون آورید . ” حاکم پارچه را جمع کرد و جلوی پای مامورانش انداخت . چند مأمور بلافاصله سراغ استاد حریر باف رفتند و او را دستگیر کردند تا ببرند و دستور حاکم را درباره اش اجرا کنند . اوضاع قصر حاکم به هم ریخت . در این هنگام ، دزد با صدای بلند گفت : ” جناب حاکم ! امر ، امر شماست ، اما من اجازه می خواهم راز حرفهای حریر باف را برای شما بگویم ، بعد ، هرچه فرمان دادید ، اجرا خواهد شد . ”

حاکم با بی میلی اجازه داد که دزد حرفش را بزند . کسانی که در قصر بودند ، سکوت کردند . دزد پیش رفت و گفت : ” ای حاکم بزرگ ! از قدیم گفته اند : راستگو باش تا رستگار شوی . کار من دزدی است . من دیشب برای دزدی حریر ، به کارگاه این مرد رفتم . اما وقتی دیدم که تا صبح ، ضمن بافتن حریر ، به زبان سرخش التماس می کند که مواظب حرفهایش باشد تا موجب مرگش نشود ، تعجب کردم . به جای دزدی حریر ، تا صبح ایستادم و صبح نیز تا اینجا او را همراهی کردم . او قصد توهین نداشته ، اما زبانش به التماس های او گوش نکرده و باعث شده سر سبزش را بر باد دهد . ”

حاکم کمی فکر کرد . پارچه را برداشت ، به دزد داد تا کار کند و دزدی نکند . به او گفت : ” این پاداش جوانمردی توست .” استاد حریرباف را بخشید . پول خوبی به او داد و گفت : ” دیگر حرف نزن ، برو به کارگاهت و کار کن . اما خودت پارچه ها را به قصر من نیاور ، به وسیله همین دوستت برایم بفرست . من خودم می دانم که با این پارچه های ارزشمند چه کنم . ” از آن به بعد ، به کسی که مواظب حرف زدنش نیست و حرف هایش موجب درد سر او می شود ، می گویند :

 ” زبان سرخ ، سرسبز می دهد بر باد . “

 



تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 15:09 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

روان شناسان معتقدند، ظاهر هر فردی، اولین شکل ارتباط را شکل می دهد و بیش از دیگر گزاره های ارتباطی حائز اهمیت است.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 15:08 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 

خانم محترم، آقای عزیز، چهار دیواری وقتی اختیاری است که در بیابانی بنا شده باشد. چهاردیواری هایی که به هم چسبیده اند ضرب المثل دیگری دارند. شاید پاتو بیشتر از گلیمت دراز نکن یا یه چیزی تو این مایه ها ...

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 15:06 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

هر کاری را بهتر است طبق اصول ان انجام دهیم تا موفق بوده و نتیجه ی درستی بگیریم .برای شرکت در جمع باید قواعدی را رعایت کنیم.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 15:04 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 

رعایت آداب بسیار مهم و با ارزش است و حتی نشانی از نوع و مرتبه شخصیتی هر فردی محسوب می گردد.  غذا خوردن همچون سایر امور آدابی دارد که هر یک از ما سعی می کنیم حتی المقدور آن را به هنگام مهمانی ها و یا میزبانی خود رعایت کنیم. در این یادداشت سعی شده است، نه تنها به آداب غذا خوردن در محافل عمومی بپردازیم بلکه اصول آن را  چهارچوب خانواده های اصیل ایرانی هم  مد نظر بگیریم

به ادامه مطالب برويد و ببينيد

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 15:01 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

متن كامل در ادامه ي مطالب



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 14:59 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

اگر برای شما مهمان آمده و میزبان هستید ، باید بدانید که رفتارهایی جزء آداب مهمانداری است که بهتر است آنها را بشناسید.


یكی از سنت های پسندیده اسلامی كه بر آن بسیار تأكید شده است، مهمان دوستی یا میزبانی است و برای اینكه مهمان داری منشأ خیر و بركت باشد، آدابی دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.

استقبال از مهمان

 

 

استقبال از مهمان و دست دادن از نخستین وظایف میزبان در برابر مهمان است. چنان كه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هنگام ملاقات و نخستین برخورد، سلام كنید و دست بدهید تا گناهانتان ریخته شود». 1

در حقیقت، در اولین برخوردهاست كه مهمان، میزان علاقه مندی میزبان را از ملاقات با خویش درك می كند. ازاین رو، برخورد اولیه هر اندازه با خوش رویی، گرمی و صمیمیت بیشتری همراه باشد، علاقه مندی مهمان به مهمانی بیشتر می شود.

گرامی داشتن مهمان

مهمان، عزیز و گرامی است. بنابراین، از هر گروه كه باشد، پیر یا جوان، كوچك یا بزرگ، غریبه یا آشنا، ثروتمند یا فقیر، باید با او برخورد مناسبی شود؛ زیرا تا او مهمان است، محترم است.

 

 

امام علی(ع) در این باره می فرماید: «اَكْرِمْ ضَیفَك وَ انْ كانَ حَقیراً؛ مهمان خود را گرامی دار، اگر چه حقیر و كوچك باشد».3

 

 

سلمان فارسی می گوید: خدمت پیامبر رسیدم درحالی كه حضرت بر بالشی تكیه داده بود. پیامبر آن را به عنوان احترام به من داد و فرمود: «ای سلمان، هر مسلمانی كه برادر مسلمانش بر او وارد شود و جهت احترام برای او بالشی بگذارد، خدا او را می آمرزد». 4

 

 

برو میهمان را گرامی شمار /چه باشد بزرگ و چه خرد و چه خوار.5

 

بزرگداشت نعمت خدا

از آداب میزبانی آن است كه نباید هر آنچه را از نعمت های خداوند برای پذیرایی از مهمان فراهم آورده است، كم ارزش پندارد و با تعارف های دروغین مانند: «لایق شما نیست» یا «چیز قابل داری نیست»، نعمت های خداوند متعال را تحقیر كند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این مورد می فرماید:

 

 

در گناه كاری انسان، همین بس كه آنچه را برای برادرش در میزبانی آنان حاضر می كند، كم ارزش و ناچیز پندارد.6

پرهیز از تكلف

 

 

پذیرایی از مهمان نباید برای میزبان، تكلف آور و مشقّت بار باشد. در غیر این صورت، مهمان به جای رحمت، مایه زحمت خواهد بود. حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله است كه می فرماید: «لاتَكلَّفُوا الضَّیف؛ برای مهمان تكلف مكنید7 همچنین در جای دیگر می فرماید: «لایتكلّفنَّ أحَدٌ لِضیفهِ ما لایَقدرُ؛ هیچ كس نباید آنچه را قادر نیست، به زحمت، برای مهمان فراهم كند».8

 

 

نقل است كه «مردی حضرت علی(ع) را به مهمانی دعوت كرد، او دعوت را به این شرط پذیرفت كه صاحب خانه چیزی از بیرون تهیه نكند و مهمانی، فشار و ستمی را بر خانواده اش وارد نسازد».  9

روایت كرده اند كه هرگاه مهمانی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد، حضرت با او غذا می خورد و از سفره دست نمی كشید تا آنكه مهمان از غذا خوردن دست می كشید

 

 

بهتر است میزبانی بدون تكلف را از سلمان بیاموزیم. ابووائل می گوید: به اتفاق دوستی به خانه سلمان رفتیم. هنگام غذا، مقداری نمك و نان معمولی جلو ما گذاشت و گفت: اگر حضرت رسول صلی الله علیه و آله از تكلف نهی نكرده بود، غذای بهتری فراهم می كردم. دوستم گفت: كاش همراه این نمك مقداری سعتر (آویشن) هم بود. سلمان رفت و ظرف آب خویش گرو نهاد و آن را تهیه كرد. وقتی غذا تمام شد، دوستم گفت: خدا را شكر كه به روزی خدا قانع هستیم. سلمان گفت: اگر قانع بودی، الان ظرف آب من در گرو نبود.10

سلمان اهل تكلف نبود، ولی وقتی مهمان خواسته ای را بر زبان آورد، ناچار شد برای رضایت خاطر او آن را فراهم كند.

پرهیز از ریا و خودنمایی

میزبانی از مهمان نباید با انگیزه های ریاكارانه، حساب گرانه و مصلحت اندیشانه باشد. گاهی اصل مهمانی دادن، ریاكاری است. حتی نوع غذا دادن، محل اطعام و كیفیت سفره چیدن و دعوت مهمانی، تظاهر و خودنمایی است. همه این كار ها نارواست و موجب هدر رفتن نعمت های الهی می شود و پی آمد آن، نارضایتی خداوند از میزبانی است.

 

 

پیامبر خدا فرموده است: هركس از روی ریا و خودنمایی مهمانی دهد، در روز قیامت، خداوند همانند آن را از طعام های دوزخی به او می خوراند.11

میزبانی از فقیران و ثروتمندان

میزبان نباید مهمانی را فقط به افراد خاص نظیر ثروتمندان اختصاص دهد و دیگران را از آن محروم كند. او در مهمانی ها فقط باید رضایت خدا را در نظر بگیرد.

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هركس را كه برای خدا دوست داری و به خاطر خدا مورد محبت توست، به مهمانی دعوت كن12

 

 

همچنین می فرماید: بدترین مهمانی ها آن است كه ثروتمندان و بی نیازان به آن دعوت می شوند و گرسنگان از آن باز داشته می شوند.13

پرهیز از واداشتن مهمان به كار كردن

 

 

از دیگر آداب میزبانی، به زحمت نینداختن مهمان است. او باید تا آنجا كه امكان دارد امور مهمانی را خودش انجام دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «سَخافَهٌ بِالمَرْءِ اَنْ یَسْتخدمَ ضَیفَهُ؛ از سبك عقلی مرد آن است كه مهمان خویش را به خدمت گیرد».14

 

 

شبی امام رضا(ع) مهمان داشت. در میان صحبت، چراغ نقصی پیدا كرد. مهمان دستش را پیش آورد تا چراغ را درست كند. امام نگذاشت و خود این كار را انجام داد و فرمود: «اِنّا قومٌ لانَستخدمُ أضیافَنا؛ ما قومی نیستیم كه مهمان را به خدمت گیریم».15

میزبان نباید به گونه ای رفتار كند كه به گمان مهمان، اسباب رفتنش را آماده می كند. برای مثال، ساك مهمان را ببندد، كفش هایش را جفت كند یا بگوید تشریف داشتید، بلكه باید به شیوه ای رفتار كند كه نشانه تمایل میزبان به ماندن مهمان باشد، البته بدون تظاهر

همراهی با مهمان در غذا خوردن

 

 

بهتر آن است كه میزان هنگام پذیرایی از مهمان خود حضور داشته باشد و در خوردن غذا یا میوه و شیرینی او را همراهی كند تا او احساس غربت، تنهایی یا شرم نكند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «همراه مهمان غذا بخور؛ زیرا مهمان شرم دارد به تنهایی غذا بخورد».16

 

 

روایت كرده اند كه هرگاه مهمانی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد، حضرت با او غذا می خورد و از سفره دست نمی كشید تا آنكه مهمان از غذا خوردن دست می كشید.17

فراهم نكردن اسباب رفتن مهمان

میزبان نباید به گونه ای رفتار كند كه به گمان مهمان، اسباب رفتنش را آماده می كند. برای مثال، ساك مهمان را ببندد، كفش هایش را جفت كند یا بگوید تشریف داشتید، بلكه باید به شیوه ای رفتار كند كه نشانه تمایل میزبان به ماندن مهمان باشد، البته بدون تظاهر.

 

 

پیشوایان معصوم(ع) به دلیل علاقه به مهمان، هیچ گاه او را هنگام رفتن یاری نمی دادند. نقل شده است كه مهمانانی نزد امام صادق(ع) آمدند و امام از ایشان پذیرایی كرد. وقتی قصد رفتن كردند، امام زاد و توشه راه و هدیه هایی به ایشان عطا كرد و به خدمت كاران خود فرمود از آنان كناره گیری كنند و كمكشان نكنند. آنگاه فرمود: «انّا أهلُ بَیْتٍ لانُعُینُ اَضیافَنا عَلی الرِّحلَةِ مِن عِندَنا؛ ما اهل بیت راضی نمی شویم كه مهمان از نزد ما برود».18

بدرقه و مشایعت مهمان

بدرقه مهمان از آخرین وظایف میزبان است. بهتر است این كار تا در خروجی خانه باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «مِن حَقِّ الضَّیف أنْ تَمشی مَعَهُ فتُخرجَه مِن حَریمِك الی الباب؛ از حق مهمان، همراهی كردن با او تا در خروجی خانه است.»19 همچنین فرموده است: «از حقوق مهمان بر تو آن است كه هنگام خروج از خانه بدرقه اش كنی»

 



تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 14:57 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 

وقتی بین غریبه ها شهر خودمان را تحویل می گیریم، وقتی در بین مردم شهرهای دیگر دوست داریم از شهر ما به نیکی یاد شود و ... ،یعنی عاطفه شهروندی داریم. اما شهروندی بیش از یک عاطفه است .شهروندی آدابی هم دارد.

 


 

آداب شهروندی چه سودی برای ما دارد؟

شاید اینطور به نظر بیاید که رعایت آداب شهروندی کاری است که تنها جنبه اخلاقی دارد و سودی را شامل ما نخواهد کرد اما اصلا اینطور نیست وقتی یک شهر از لحاظ فرهنگی بدرخشد، اقبال عمومی از آن شهر بیشتر خواهد شد. همین اقبال، موجب گردشگری بیشتر، رونق مشاغل و ... خواهد بود. از لحاظ روانی هم تاثیر خوبی بر شهروندان خواهد داشت. کسی که به شهر خود و اهلیت خود افتخار کند روحی سالمتر خواهد داشت، تا کسی که از شرم ،محل تولد و سکنای خودش را پنهان کند.  

کسی که انسان با فرهنگی است شهر را هم مثل خانه خودش می داند . در این صورت نه تنها خودش رعایت خواهد کرد بلکه از بی ملاحظگی دیگران هم ناراحت خواهد شد و وقتی این حساسیت در شهری ایجاد شد آن شهر خیلی زود به محلی ایده آل برای زندگی تبدیل خواهد شد. همین تبلیغ برای هر شهری موجب رونق آن شهر خواهد شد. 

شهروندی گاهی چنان افراد را به هم نزدیک می کند که می توان ادعا کرد ازدواج افرادی که هر دو اهل یک شهر هستند بهتر است از ازدواج دو نفر از دو شهر مختلف. زیرا شهروندی می تواند خاستگاه احساسات مشترک و رفتارها و عادات مشترکی شود. لذا اگر یک جامعه شناس یا یک گردشگر بتواند از طرز رانندگی، اخلاق فرد در هنگام برخورد و... بدون در نظر گرفتن لهجه ، اهلیت یک نفر را تشخیص دهد، عجیب نخواهد بود. 

آداب شهروندی چیست؟

بعضی از آداب شهروندی مربوط به رفتارهای ما در قبال شهروندانمان و بعضی مربوط به نگهداری از شهرمان است. برخورد ما با یک عابر غریبه در خیابان، نوع استفاده ما از وسائل عمومی، پوشش و رفتارمان در سفرهای درون شهری، چگونگی برخورد در معاملات، و ... همه تابلوی است که شهر ما را به دیگران معرفی می کند.  از اینها ساده تر اگر می خواهید مردم شهری را بشناسید کافی است در آن شهر از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنید. متروی تهران شفافترین دوربین برای بازتاب خصوصیات درونی ترین لایه اجتماعی مردم تهران است. 

باغچه ی کنار خیابان، همان گلدان داخل خانه شماست

یکی از ساده ترین آداب شهروندی استفاده صحیح از وسائل عمومی است. وقتی من اجازه دهم کودکم برای بازی، باغچه ی کنار خیابان را خراب کند و نسبت به آن حساسیت نداشته باشم، نباید ناراحت شوم که در جای نابسامانی که هیچ نظمی ندارد، زندگی کنم. البته این کار من یک ضرر دیگر را هم متوجه من خواهد کرد اینکه کودکم به زودی باغچه ی داخل حیاط را هم خراب خواهد کرد و فرقی بین آن دو قائل نخواهد شد.

 وقتی از خیابان بدون توجه به چراغ قرمز رد می شویم و همه نظم خیابان را به هم می ریزیم چرا باید از بی نظمی مردم شهر انتقاد کنیم و به جای آن از مردم بلاد دیگر، و نظم و قانون پذیری شان تعریف کنیم؟ این انتقاد ها که گوش شهر را کر کرده است خطاب به کیست؟ آیا شهر ما جز من و شما افراد دیگری هم دارد؟

وقتی من در تاکسی با صدای بلند با تلفن همراهم صحبت می کنم، نباید از رفتار مضحک دیگری هم منزجر شوم.هر گاه ما رعایت کنیم همه رعایت خواهند کرد.حتی اگر همه ی افراد یک شهر رعایت نکنند، باز هم دلیل موجهی برای عدم رعایت این چیزها به دست نمی آید . زیرا هر کسی خودش به تنهایی در مقابل شهرش مسئول است. این مسئولیت دو طرف دارد . یک طرف آن به ادب و تربیت خود فرد اشاره می کند و یک طرفش هم به زیبایی و سلامت شهر. بنابراین اگر زیبایی و سلامت شهر تنها با رعایت من یک نفر درست نمی شود و تنها رعایت کردن من یکی اثر ندارد، به دلیل دوم باید رعایت کنم یعنی برای ادب و تربیت شخص خودم رعایت این چیزها را لازم بدانم. وقتی این طرز تفکر در یک شهر تبلیغ شود آن شهر نجات خواهد یافت.

بیایید شهرمان را دریابیم و آن را دوست داشته باشیم و مسلمانیمان را در زیبایی، نظافت، شادابی و سلامت شهرمان به نمایش بگذاریم.

 



تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 14:56 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 

میزان رعایت آداب و اصول معاشرت و رفتارهای استاندارد اجتماعی، چگونگی شخصیت، اعتبار، آبرو و نفوذ ما را تعیین می کند. آداب معاشرت همان رفتارهای ساده ای هستند که در هر عرفی نشانه ادب، نزاکت، سلامت روانی و تعادل در رفتارند.


آداب معاشرت در عین ساده بودن بسیار مهم اند و موجب حسن روابط ما با دیگران و از بین بردن کدورتها می شود. در زیر برای نمونه به مرور برخی آداب معاشرت اولیه پرداخته ایم.

آقا، خانم ؛ لطفا رعایت کنید

**وارد جمع که می شوید بلند و با خوشرویی سلام کنید و موقع خروج خداحافظی را جدی بگیرید. چه کسی گفته شما دیده نمی شوید و رفتارتان از نظر دیگران اهمیت ندارد. شما همان طوری که هستید، ملاحظه می شوید. پس شخصیتتان را همانطور که دوست دارید ملاحظه شود شکل دهید.

** وقتی به میهمانی، جشن، مراسم تجلیل ،عروسی، عزا و ... دعوت می شوید، دعوت را اجابت کنید مگر اینکه از این اجابت، ضرری قابل توجه متحمل شوید یا ارزشی را زیر پا بگذارید. این قبیل مراسم همیشه فرصتی برای نشان دادن شخصیت افراد و شناخت آنهاست. ضمن آنکه موجب دوستی ها و رفع کدورتها هم می شود. درس خواندن ، سرکار رفتن و ... بهانه درستی برای جای خالی شما نیست. باید طوری برنامه ریزی کنید که اقلا برای یک حضور حداقلی فرصت داشته باشید. وقتی دیگران را جدی بگیرید، با شخصیت شناخته خواهید شد.

** وقتی طبق سنتهای اجتماعی لازم است برای دیگران کادو ببرید از این سنتها بی جهت سرباز نزنید و در کادو خریدن خساست نشان ندهید که نیمی از آبرو و محبوبیت ما در گرو همین چیزهاست.اگر قصد خودنمایی نداشته باشیم با سخاوت در تهیه کادو می توانیم احساس مثبت و احترام دیگران را نسبت به خودمان افزایش دهیم. در مقابل چیزی که به دست می آوریم ، پولی که خرج می کنیم ناچیز خواهد بود. به هیچ وجه این پول را هدر رفته فرض نکنید. یا با آن معامله نکنید مثلا به فکر پس گرفتن مقابلی برای آن نباشید.

**وقتی به شما محبتی می شود هر چند کوچک و ناچیز، تشکر را واجب بدانید. تشکر گاهی در حد کلام و گاهی لازم است در رفتار هم جاری شود. کسی که تشکر نمی کند متکبر یا کم اهمیت تلقی خواهد شد.

**به جای آنکه روی لهجه و لباس و تیپتان کار کنید روی صحت رفتار و گفتارتان دقت کنید. کسانی که به زور ظاهر، خودشان را مطرح می کنند اگر چه مورد توجه قرار گیرند مورد احترام و محبت قرار نمی گیرند. بلکه اطرافیان همواره دوست دارند فرصتی برای انتقاد از اینها پیدا کنند.

** دید و بازدید از اقوام مخصوصا اقوام درجه یک را جدی بدانید و برای آن ارزش قائل شوید. رفتار شما با اعضای خانواده و اقوامتان نشان دهنده روحیات و خرد شماست. قطع ارتباط باخویشان نوعی پیمان شکنی با خدای سبحان به شمار می آید(سوه بقره آیه ٢٧).

کسی که خودش را با جدایی از مردم راحت کند، دیگر نباید از دیدن بی احترامی ناراحت شود. طبیعی است که جدی حسابش نکنند و به نظرش اهمیت ندهند. معاشرت صحیح با مردم نشان دهنده عقل و هوش افراد است

 

 

** با دوستان هم سن و سالتان شوخی کنید اما به شوخی تا حدی عادت نکنید که نتوانید با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. شوخ طبعی وقتی از حد بگذرد دشمن آبرو می شود. همان قدر که یک انسان خشک و عبوس، اصطلاحا نچسب و مورد نفرت است یک انسان لوده نیز از چشم افتاده است هر چند خودش متوجه این مسئله نباشد.

** وقتی به مهمانی تشریف می برید برای صاحبخانه زحمت نباشید و تا حد امکان به او کمک کنید . این کمک کردن از انجام کارهای خودتان مهمتر است زیرا در محبوبیت و انعکاس شخصیت شما بسیار تاثیر گذار است. همیشه تواضع انسان را دوست داشتنی و قابل اعتماد تر می کند.

** ...

ضرورت رعایت آداب معاشرت را درک کنید

اگر چه تغییر عقیده برای خوشایند مردم کار درستی نیست اما رعایت نکردن مسائلی که از آن به آبروداری تعبیر می شود نیز به بهانه تفاوت سلیقه یا تفاوت اعتقاد، از بی خردی است.

 


 

انسان موجودی اجتماعی است و هر چه در اجتماع جایگاه بهتری داشته و از مقبولیت بیشتری بهرمند باشد، از بهداشت روانی بیشتری نیز برخوردار خواهد شد. بی توجهی به آداب معاشرت، موجب از دست دادن اعتبار و مقبولیت اجتماعی _که از نیازهای روانی ماست،_  خواهد شد و کم کم فرد را منزوی خواهد نمود. کسی که خودش را با جدایی از مردم راحت کند، دیگر نباید از دیدن بی احترامی ناراحت شود. طبیعی است که جدی حسابش نکنند و به نظرش اهمیت ندهند. معاشرت صحیح با مردم نشان دهنده عقل و هوش افراد است.

در روایات حسن معاشرت و مدارا با مردم، علامت عقل معرفی شده  است .أَعْقَلُ‏ النَّاسِ‏ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاس‏ : عاقلترین مردم کسی است که با مردم بیشتر مدارا کند. (أمالی الصدوق 21 المجلس السادس)هرچه به سنمان افزوده شود بیشتر متوجه اهمیت رعایت آداب و اصول اجتماعی خواهیم شد. زیرا تجربیات گوناگون کم کم به ما می فهماند که چقدر نظر دیگران در پیشبرد اهداف ما و کیفیت زندگیمان موثر است. رعایت آداب معاشرت وقتی بیشترین اهمیت خود را نشان خواهد داد که ببینیم در ازدواج خود و یا فرزندانمان تاثیر گذار گردیده است. زیرا اقبال عمومی همیشه به سمت کسانی بیشتر است که در اجتماع وجهه بیشتری داشته باشند که رابطه مستقیمی با همان رعایت آداب معاشرت دارد.

 



تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 14:55 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

اهمیت و توجه به حفظ نظافت شخصی


بهداشت و نظافت می تواند جذابیت اجتماعی، تنبل بودن، هوش، طبقه اجتماعی، تحصیلات، میزان اعتماد به نفس، فرهنگ و ... شما را آشکار کند. انسان عاقل و سالم، خواهان نظافت و پاکیزگی است، پیامبران الهی ازجمله پیامبر اسلام(ص) در زمینه‌ طهارت و نظافت، آموزه‌های ارزشمندی دارند تا آنجا که.......


ظاهر اولین شکل ارتباط است که درمعرض کسانیکه ملاقات می کنیم قرار می دهیم. هرکسی که شما را می بیند، در چند ثانیه اول براساس ظاهرتان تصوراتی کلی درمورد شخصصیت تان پیدا می کند. مشخص است که بهداشت شما اطلاعات بسیار زیادی درمورد اینکه که هستید و چطور شخصیتی دارید در دست مخاطب قرار می دهد. بهداشت و نظافت می تواند جذابیت اجتماعی، تنبل بودن، هوش، طبقه اجتماعی، تحصیلات، میزان اعتماد به نفس، فرهنگ و ... شما را آشکار کند.

انسان عاقل و سالم، خواهان نظافت و پاکیزگی است، پیامبران الهی ازجمله پیامبر اسلام(ص) در زمینه‌ طهارت و نظافت، آموزه‌های ارزشمندی دارند تا آنجا که فرمودند: اسلام پاکیزه است ،پس خود را پاکیزه کنید ،چرا که جز پاکیزه به بهشت وارد نشود .(تاریخ بغداد ج٥)

برای مثال فقدان نظافت یک نفر به شما نشان می دهد که آن فرد:

تنبل است

دوست ندارند برای تمیز و مرتب کردن خودشان زحمت بکشند و در نظر دیگران قابل قبول جلوه کنند و این نشان دهنده تمایل آنها برای به معرض نمایش گذاشتن بقیه جنبه های زندگیشان نیز می باشد.

شاید از نظر روانی بیمار باشد

فقدان بهداشت فردی در میان آنهایی که افسردگی دارند بسیار رایج است چون این افراد دیگر نه اراده و نه تمایلی و رغبتی به خوب نشان دادن ظاهر خود ندارند. افراد با مشکلات و بیماری های روحی و روانی دیگر مثل اسکیزوفرنی، برخی ترس ها، یا آلزایمر نیز ممکن است بهداشت خوبی نداشته باشند.

شعور اجتماعی نداشته باشد

کسی که با ظاهری نامرتب در جامعه راه می رود ممکن است سطح شعور و هوش اجتماعی اش پایین باشد. این افراد در دنیای خودشان زندگی می کنند و نمی توانند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنند. برایشان هم مهم نیست که دیگران چه نظری درمورد آنها داشته باشند.

خودمحور باشد

کسی که برایش اهمیتی ندارد فقدان بهداشت شخصی او چه تاثیری بر اطرافیانش دارد و برایش هم مهم نیست که دیگران درمورد او چطور فکر کنند، فردی بسیار خودخواه و خودمحور است. این افراد هر چه که بخواهند را در هر زمان که بخواهند و به هر طریقی که بخواهند انجام می دهند و برایشان مهم نیست که دیگران چه می گویند.

ولی از طرف دیگر فردی که به بهداشت فردی خود حساس است مسلما می تواند تاثیری مطلوب در ذهنیت طرف مقابل داشته باشد و جدا از این تاثیر مناسب، می تواند رابطه ای خوب با افراد مختلف برقرار کند.

هر شب قبل از خواب و یا پیش از رفتن به محل کار حمام کنید. حمام کردن نه تنها پوست را تمیز می کند، بلکه سبب می شود تا شاداب تر و سر حال تر به نظر برسید و بوی نامطبوع عرق را از شما دور می کند

لذا اگر خواهان کسب یک موقعیت اجتماعی مطلوب و ارتباطاتی مناسب با اطرافیان ، همکاران، همسالان و .. خود هستید بهتر است که این نکات را در ذهن داشته باشید:

**در محیط کار، فاصله خود را با همکاران دیگر حفظ کنید. خیلی از بیماری های مسری مثل سرماخوردگی، در محیط های شلوغ که فاصله افراد با یکدیگر کم است، منتقل می شوند.

** هر چند وقت یک بار موهای خود را کوتاه کنید تا ظاهری مرتب داشته باشید. همچنین موهای خود را با شستن به موقع، تمیز نگه دارید (در آقایان). در خانمها هم توصیه می شود که برای حفظ نظافت ظاهری خود لباسهای خود را به طور مرتب شسته و اتو کنند و به خاطر پوشش بیشتری که نسبت به آقایان دارند بیشتر به استحمام خود توجه داشته باشند.** بعد از خوردن غذا نخ دندان بکشید و مسواک را فراموش نکنید. اگر ذرات غذا، بین دندان ها باقی بماند، باکتری ها، بوی بدی را در دهان تولید می کنند که موجب آزار همکاران در محیط کار می شود و هم ظاهری نامطلوب دارد.

پیامبر می فرمایند : اگر برامتم سخت نبود ،امر می کردم برای هر نمازی مسواک بزنند. (الفقیه ج١)

 

** حمام کنید. حمام کردن نه تنها پوست را تمیز می کند، بلکه سبب می شود تا شاداب تر و سر حال تر به نظر برسید و بوی نامطبوع عرق را از شما دور می کند.

رسول خدا ( ص) می فرمایند : حق خدا بر هر مسلمانی این است که در هفته یک بار سر و بدنش را شستشو دهد.الجامع الصغیر ج١)

** ناخنهای کثیف و نامرتب نشان دهنده بهداشت ضعیف افراد است. همه ناخنهایتان را به یک اندازه کوتاه کنید و زیر ناخنهایتان را هم مرتبا”‌ تمیز کنید تا جرم و آلودگی در آن جمع نشود. اگر پوست دور ناخن شما خشک شده و یا پوست پوست شده است ، با چند قطره روغن زیتون آن را مرطوب کنید و بعد از 10 دقیقه دستهایتان را بشویید.

امام علی ( ع) : کوتاه ردن ناخن از سنت است و روغن مالیدن پوست را نرم می کند. (تحف العقول ص١٠٠)

** موهای ناخواسته صورتتان را اصلاح کنید. انسانها طبیعتا”‌ موجودات پرمویی هستند اما این به این معنا نیست که ما مجبوریم همه موهایمان را تحمل کنیم. هرگز موهای بینی خود را فراموش نکنید(منظور در اقایان است).حداقل هفته ای یکبار موهای بینی خود را اصلاح کنید تا موهای زائد بینی از سوراخهای بینی بیرون نزند. برای از بین بردن موهای بینی و همینطور موهای زائد داخل و اطراف گوش می توانید از دستگاههای مخصوص اینکار استفاده کنید.

 



تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 14:54 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...342343344345346...355صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران