سوالات درس1 تا 4مطالعات
سوالات درس 7 مطالعات
سوالات درس 8 مطالعات
سوالات درس 9 مطالعات
سوالات درس 10 مطالعات
سوالات درس 11 مطالعات
سوالات درس 12 مطالعات
سوالات درس 13 مطالعات
سوالات درس 14 مطالعات
سوالات درس 15 مطالعات
سوالات درس 16 مطالعات
سوالات درس 17 مطالعات
سوالات درس18 مطالعات
سوالات درس 19 مطالعات
سوالات درس 20 مطالعات
سوالات درس 21 مطالعات
سوالات درس 22 مطالعات
سوالات درس 23 مطالعات
سوالات درس 24 مطالعات
قلب فقط یك تلمبه برای خون رسانی نیست بلكه بیشتر از آن عمل میكند. امروزه دانشمندان از وجود یك مغز در قلب سخن میگویند كه دارای 40000 سلول عصبی میباشد كه به آن "عقل" می گویند كه در مركز قلب قرار دارد و نظارت بر كار مغز را بر عهده دارد.
جالب اینجاست كه قرآن در مورد این حقیقت علمی فرموده:
"آیا در زمین به گردش و تماشا نرفتند تا دلهایی داشته باشند كه با آن دریابند"
(سوره الحج – آیه 46)
این آیه بر این موضوع تأكید دارد كه قلب فكر و درك میكند پاك و منزه پرورد
یک مورد از اطلاعاتی که قرآن در مورد زمین می دهد ،شبیه هفت لایه آسمان است :
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍوَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ (سوره طلاق(65) آیه 12)
« خدا آن کسی است که هفت آسمان را آفرید و زمین را نیزمثل آن ( لایه ها ) خلق کرد »
امر نافذ او پیوسته در بین هفت آسمان وزمین فرود میآید تا بدانید که خدابر هر چیز توانا ست وبه احاطه علمی بر همه امور آگاه است .
اطلاعات داده شده در آیه فوق در منابع علمی مورد تأییدقرار گرفته است که در آن منابع زمین دارای هفت لایه است . دانشمندان این لایه ها را به این ترتیب شناسائی کرده اند:
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه چهارساله اش زندگی کند . دستان پیرمرد می لرزید ، چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود .
اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند ، اما دستان لرزان پدر بزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت . نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند ، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت . پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند .
پسر گفت : ” باید فکری برای پدربزرگ کرد . به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام .” پس زن و شوهر برای پیرمرد ، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند . در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد ، در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت می بردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا می دادند .
گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است . اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او می دادند .
اما کودک چهارساله شان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود . یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود . با مهربانی از او پرسید :
” پسرم ، داری چی میسازی ؟
” پسرک هم با ملایمت جواب داد : ” یک کاسه چوبی کوچک ، تا وقتی بزرگ شدم با آن به تو و مامان غذا بدهم .” و بعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد .

این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبان شان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد . آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد .
اولیای گرامی
یادمان باشد . فراموش نکنیم
قدرت درک کودکان فوق العاده است . چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ، گوشهای شان در حال شنیدن . ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است . اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک می بینیم ، این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند .
مسابقه علمی كلاس ششم - بسیج دانش آموزی بهمن 92

برای دانلود نمونه سوالات آزمون همین جا كلیك كنید
برای دریافت پاسخ نامه آزمون همین جا كلیك كنید
.: Weblog Themes By Pichak :.









