با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ معلم كلاس ششم- محمد ابراهیم پاشا-گلپایگان
زیارت عاشورا

عوامل ضعف آموزش ریاضی و مشكلات مربوط به آن (1)

مقدمه:

به محض این كه كودك به مدرسه پا می‌گذارد با درسی به نام ریاضی آشنا می‌شود و معلم می‌گوید: «درس ریاضی را جدی بگیرید و برای فهمیدن آن احتیاج به تمرین بیشتری دارید». همین كلمه‌ی جدی بگیرید برای دانش‌آموز مشكل آفرین است، زیرا یادگرفته است كه كارهای سخت را جدی بگیرد در نتیجه با ترس به مسایل آن نگاه كرده و ترس از این دارد كه ممكن است آن را خوب یاد نگیرد و این امر مقدمه‌ای است برای دوری كردن و حتی به وجودآمدن نفرت از درس ریاضی در كودكان در صورتی كه روژه گورسانی در مورد ریاضی می‌گوید: «نخستین وظیفه ریاضیات، ساختن و تحول‌دادن چیزی به جامعه است كه امروزه كمتر كسی خواستار آن است، یعنی «انسان» انسانی كه بیاندیشد، انسانی كه درست را از نادرست تشخیص دهد، انسانی كه شناخت و انتشار حقیقت را بر بسی چیزها از جمله یك تلویزیون برتری دهد، انسان آزاد نه آدم‌واره‌ای آهنی»

كسانی كه می‌خواهند در این عصر یعنی عصر حاكمیت علم فعالیت كنند، لازم است ایده‌های تازه را جذب، طرح‌های نو را درك و مسایل غیر سنتی را حل كنند. ریاضیات كلید مناسبی برای آمادگی جهت انجام این فعالیت‌هاست، لذا علوم ریاضی تنها لازمه‌ی كار متخصصان آینده نیست، بلكه جزء لاینفك تعلیم و تربیت عموم مردم به شمار می‌رود پس ما معلمان وظیفه داریم كه در مورد گسترش و جذاب‌كردن این علم در بین دانش‌آموزان و حتی مردم تلاش بیشتری انجام داده و به بررسی علل ضعف‌ها و ارائه راه‌كارهای لازم در این خصوص بپردازیم.

 

اهداف آموزش ریاضی:

قبل از این كه وارد بحث اصلی شویم یعنی به بررسی علل ضعف آموزشی بپردازیم ابتدا باید هدف از تدریس و آموزش ریاضی را در مدارس مشخص نمایم سپس با توجه به رسیدن به اهداف و دوری و نزدیك آنها ضعف‌ها را مرور كرده و در جهت مشكلات و نواقص راه‌كارهایی ارائه داد.

از مفهوم آموزش ریاضی نخستین سۆالی كه به ذهن می‌رسد این است كه چگونه ریاضی را آموزش دهیم؟ هنگامی كه از روش انجام كار صحبت می‌شود، طبعاً این سۆال پیش‌ می‌آید كه هدف از انجام این كار چیست سپس در آموزش ریاضی هم باید هدف را مشخص ساخت.

هدف‌های آموزش ریاضیات بر حسب سطح فرهنگ ریاضی كه جامعه و محتوای آموزش آن، و در مقاطع تحصیلی مختلف متفاوت بوده و از جامعه به جامعه‌ای دیگر تغییرپذیر است.

 

ولی منظور اصلی از آموزش ریاضی، عبارت است از: «توسعه قدرت درك و فهم و استدلال، ایجاد طرز فكر صحیح، به وجودآوردن روش استدلال و تفكر منطقی و ایجاد آفرینش‌های فكری، در متعلم است»

اهداف آموزش ریاضی به طور كلی به چهار دسته پرورشی، آموزشی، فرهنگی و عاطفی تقسیم می‌كنند:

 

الف) هدف پرورش: اهداف پرورشی آموزش ریاضی بدون شك مهم‌ترین بخش اهداف آموزش ریاضی هستند مهم ترین وظیفه آموزش ریاضی تربیت دانش‌آموز است به نحوی كه بتواند با اتكاء به نفس به مسائل خود بیاندیشد راه چاره پیدا كند و مسایل خود را حل نماید.

 

ب) هدف آموزش: (با تكنیك‌های محاسبه‌ای مورد نیاز دانش‌آموزان در مدرسه و خارج از مدرسه).

در این هدف باید دانش‌آموزان را در رابطه با سایر درس‌ها و محاسبات مورد نیاز دروس و نیز محاسبات مربوط به زندگی روزمره آماده ساخت.

 

ج) هدف فرهنگی: (آشنایی دانش‌آموز با ریاضی به عنوان بخشی از فرهنگ و اندیشه بشری).

 

علم ریاضی بخش مهمی از فرهنگ است. اشاره به تاریخ ریاضیات یك ملت می‌تواند یك احساس غروز و افتخار در ریاضیات را به وجود آورد اعتماد دانش‌آموزان را بیفزاید و درس را به تاریخ و سنت ملی ربط دهد.

 

د) هدف عاطفی: لذتی كه می‌توان از طریق دنبال‌كردن فعالیت‌های ذهنی و عشق‌ورزیدن به دانشی، به دست آورد ریاضیات ما را متبحر می‌كند، هم حس كنجكاوی عقلانی و هم حس ظرافت و ادارك را تحریك می‌كند موریس كلاین می‌گوید: «ریاضیات عالی‌ترین دستاورد فكری و اصیل‌ترین ابداع ذهن آدمی است»

 

هدف آموزش ریاضی از دیدگاه جورج پولیا و افلاطون:

 از دیدگاه جورج پولیا: مهم‌ترین هدف آموزش ریاضی «اندیشیدن» است و به معلمان توصیه می‌کند كه باید سطح توانایی و اندیشیدن را در شاگردان خود بالا ببرند.

اهداف آموزش ریاضی به قول افلاطون:

  1.  فرهنگ عمومی،
  2.  قانون‌مندی فكر،
  3.  عادل به فكركردن،
  4.  رشد فكری و احساس،
  5.  به دست‌آوردن شخصیت متعادل.

در قرن بیست و یكم هدف اصلی آموزش ریاضی، ایجاد استدلال، حس مسئله ارتباطات و هم چنین تلفیق مقوله‌های ریاضی و ارتباط آنها با سایر مقولات.

 

با توجه به اهداف ریاضی كه بیان گردید به این مسئله می‌رسیم كه چه مشكلاتی و نواقصی وجود دارد كه ما را در رسیدن به اهداف آموزش ریاضی دور می‌كند و بچه‌ها از این درس شیرین گریزان می‌كند در ذیل به اهم آ نها خواهیم پرداخت.

 

عوامل ضعف آموزش ریاضی و مشكلات مربوط به آن:

عوامل ضعف آموزش درس ریاضی كه مربوط به محتوای كتاب‌های درسی ابتدایی می‌باشد.

یكی از مهم ترین اهداف آموزش ریاضی در این است كه بچه‌ها بتوانند در شرایط جدید و با توجه به آموخته‌های قبلی مسایل را حل كنند و این امر وقتی میسر می‌شود كه با دانش‌آموزان كار شده باشد و موقعیت‌های جدیدی را برای حل مسایل به وجود آوریم با توجه به این مطالب و هدف می‌بینیم محتوای درسی و كتاب‌های درسی چه محدودیت‌هایی را برای معلمان برای رسیدن به این هدف به وجود آورده است.

 

1ـ محدودیت زمان:

 زمان تدریس ریاضی در مدارس محدود است محتوای ریز مواد درس ریاضی در همه پایه‌ها اول تا پنجم براساس جدول زمانی است اما حل مسئله و تشویق دانش‌آموزان به فكركردن و پیداكردن روش حل مسئله و انجام تمرینات لازم در این رابطه نیازمند زمان است در دومین همایش ریاضی آقای ایوبیان مقایسه كلاس درس ریاضی معلمان آلمان، ژاپن، آمریكا را با معلم استان كردستان موشكافانه نشان دادند همه دیدیم كه در مدارس كشورهای دیگر معلم مسئله‌ای می‌داد و با فراغ بال و خیال آسوده نظاره‌گر كار دانش‌آموزان بود ولی معلم استان ما از ثانیه آغازین كلاس درس در جنب و جوش بود متوجه می‌شویم كه محتوی برنامه درس ریاضی ما طوری طراحی شده كه مفاهیم زیاد تمرینات زیاد را بچه‌ها انجام بدهند بدون اینكه زمانی برای فكركردن برای شاگردان در نظرگرفه شده باشد، سپس معلمان مجبور هستند با توجه به جدول زمان‌بندی كه حتماً باید 192 صفحه ریاضی پایه سوم در 8 ماه كه یك ماه تعطیلی هم دارد را ارایه دهد پس می‌بینیم محتوای درسی طوری طراحی شده كه زمانی برای فکرکردن جهت رسیدن به جواب مسئله را برای كودك در نظرنگرفته و هر مطلب درسی در كتاب های ما باید در زمان 45 دقیقه تدریس شود كه این زمان در نرم جهانی فقط برای فكركردن روی مسئله باید به دانش‌آموز داده شود تا خود به راه حل مسئله برسد.

 

2ـ محدودكردن معلم در انتخاب محتوا و فعالیت مناسب

برنامه‌های كتاب‌های درس ریاضی در ابتدایی طوری طراحی شده كه هرگونه انتخابی را از معلمان ما سلب كرده كه همین امر باعث شده كه معلمان فقط فكر خود را روی مطالب درسی متمركز كنند در صورتی كه با تجدیدنظر در محتوا و آزاد ‌گذاشتن معلم در انتخاب آن معلم می‌تواند بین فعالیت‌هایی كه دانش‌آموزان را به فكركردن سوق می‌دهد و فعالیت‌های كه فقط مشغول كننده هستند تفاوت بگذارد و فعالیت‌هایی را كه تسهیل‌كننده یادگیری در بچه‌ها می‌شود را انتخاب کند.

 

3ـ عدم هماهنگی در ارایه مطالب محتوای درس:

برای بیان بهتر این موضوع به كتاب ریاضی پایه چهارم اشاره می‌كنیم در كتاب ریاضی پایه چهارم دانش‌آموز در اوج یادگیری و انجام تمرینات تقسیم هستند و كم‌كم به مرحله حل مسایل مختلف تقسیم نزدیك می‌شود كه با زدن یك ورق دیگر یك دفعه وارد هندسه و زاویه می‌شوند و دانش آموز از مطلب تقسیم‌ كنده شده و به مبحث زاویه می‌پردازد. البته این مشكل ما را بیشتر در ریاضی پایه چهارم می‌بینیم كه با توجه به بازدید از كلاس حدود 20 نفر از معلم پایه چهارم همه متفق‌القول بیان كردند كه مشكل اساسی درس ریاضی در این پایه همین عدم توجه به دسته‌بندی مطالب درسی می‌باشد كه پس ارائه یك مطلب و گاهاً در اوج آموزش از مطلب كنده شده و پس از چند صفحه دیگر دوباره به همان بحث می‌رسند كه دوباره معلم باید آموخته‌های قبلی را برای بچه‌ها مرور بكند كه این از نظر محدودیت زمان نیز برای معلمان مشكلاتی را فراهم می‌كند.

 

4ـ در خصوص عوامل ضعف آموزشی درس ریاضی كه محتوای كتاب‌ها موجبات آن را فراهم می‌كنند:

می‌توان گفت توجه به معرفی مشاهیر ریاضی كشور، توجه كم به بازی‌های فكری كه كودكان را بیشتر به درس ریاضی جذب كند، به نیازهای اصلی آموزش گیرنده درس توجه كمی شده در این خصوص باید بگویم كه فرد باید نبود چیزی را احساس كند تا نیاز به فكركردن و سپس تلاش در جهت كشف ان را در فرد به وجود آورد، عدم انعطاف‌پذیری برنامه‌ها محتوای درسی در مقابل پیشرفت‌های جهانی علم ریاضی را می‌توان از دیگر عواملی دانست آموزش این درس را دچار چالش كرده.

 

عوامل ضعف آموزش ریاضی مربوط به خود دانش‌آموز ابتدایی

دومین عامل از عوامل ضعف آموزش ریاضی در نظر معلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است علت ضعف در خود كودكان است گاهاً ما دانش‌آموزانی در مدرسه داریم كه در دروس دیگر نمره قابل قبول می‌گیرند و در یادگیری مطالب درسی مثل فارسی، تاریخ و. . . موفق هستند اما در درس ریاضی مشكل دارند.

طبق تعریفی كه دیسمور از اختلال ریاضی و حساب‌كردن كرده است،اختلال در یادگیری ریاضی نارسایی شدیدی است كه در به وجودآمدن مهارت‌های حساب‌كردن و ریاضیات به وجود می‌آید و با عقب‌ماندگی عاطفی یا عقب‌ماندگی ذهنی و یا شرایط نامساعد مدرسه قابل تبیین است.

 

به طور كلی نارسایی در یادگیری ریاضی را به دو قسمت تقسیم می‌كنند:

 
1ـ برطبق تحقیقات موجود، نارسایی در حساب‌كردن و در ریاضیات گاهی به نوعی نارسایی دیگر در ارتباط است مثل دریافت شنیداری، دیداری، گفتاری و . . .
2ـ نارسایی در تفكر كمی، نارسایی در حساب‌كردن و ریاضیات ممكن است به خاطر اشكال در تفكر كمی برای بعضی از دانش‌آموزان بوجود آید به بیانی این كودكان قادر نیستند اصول ریاضیات را درك كنند معمولاً در چنین مواردی كودكان می‌توانند بخوانند و بنویسند ولی در انجام اعمال ریاضی اشكالاتی دارند چنین مشكلاتی ممكن است در مورد درك روابط فضای، یادگیری مفاهیمی چون بالا و پایین و چپ و راست، روابط مقادیر اندازه‌ها و اشكالات و غیره باشد.

 

گاهاً دانش‌آموزان شكست‌ها و موفقیت‌های خود را به چیزهایی نسبت می‌دهند كه آن ها با این طرز فكر از موفقیت‌های خود در درس ریاضی به شانش یا چیز دیگر نسبت می‌دهند كه به این موضوع درماندگی آموخته شده می‌گویند كه امروزه متأسفانه درماندگی آموخته شده، در درس ریاضی در بین دانش‌آموزان بیشتر مشاهده می‌گردد.

مشكلات روانی از این قبیل باعث به وجودآمدن مشكلاتی در یادگیری درس ریاضی شده كه گریبانگیر دانش‌آموزان زیادی شده و همین امر ضرورت مشاوران مجرب را در مدارس ابتدایی می‌طلبد، یكی دیگر از بیمارهای شایع در بین دانش‌آموزان ترس از اعداد است كه مثل دیگر ترس‌های طبیعی نیست و در شرایط معینی بروز می‌كند با این همه دانش‌آموزانی كه دچار چنین ترسی شده باشند به

قول پیاژه:

دستخوش نوعی «بی‌استعدادنمایی» می‌شود كه خود به خود درك روابط را دشوار ساخته، مانع یادگیری می‌شود بنابراین به‌جاست اگر مبارزه علیه «ترس از اعداد» را كه اكثریت دانش‌آموزان را یك‌باره از اشتغال به مباحث ریاضی روی گردان می‌كند، از اهم وظایف مدرسه بدانیم.



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:15 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 ویژگی های عاطفی کودکان دیر آموز :

نگرش کودکان دیر آموز، به مدرسه و تحصیل معمولا منفی است. تعداد غیبت های آنان بیشتر است و در بسیاری از موارد از سوی معلم و همکلاسان خود طرد می شوند. این نگرش منفی نسبت به کودکان دیر آموز در کلاس سوم تا پنجم بیشتر است شاید به این دلیل که آن ها مشکلات سازگاری بیشتر دارند. گاهی این دانش آموزان تعارض های اجتماعی خود را به شکل پرخاشگری نشان می دهند چرا که در هنگام مواجهه با بحران های بین فردی و شخصی ساز و کار های ناکارآمدی برای مقابله در پیش می گیرند.

 

دیر آموزان انگیزه بالایی ندارند و همین امر موجب درماندگی، ناامیدی و پایین آمدن عزت نفس آن ها در مدرسه می شود. تجربه شکست مکرر در کلاس، فقدان هدف برای آینده، نگرش منفی همکلاسان و روش های نادرست آموزش، رشد انگیزه تحصیلی این کودکان را به شدت کاهش می دهد. این کودکان از مشکلات رفتاری خود آگاه نیستند و نمی توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز کنند. از کشف مشکل آن ها ناتوانیم و آموزش های لازم را در برخورد با این کودکان ندیده ایم.

 

کودکان دیر آموز

 

 

 * دانش آموزان با ناتوانی یادگیری چه کسانی هستند:

کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری گروهی از کودکانی هستند که ظاهر طبیعی دارند و رشد جسمی و قد وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است، هوششان در حد متوسط می باشد به خوبی صحبت می کنند و مانند سایر کودکان بازی کرده و با دیگران ارتباط برقرار می نمایند در خانه کارهایی را که والدین به آن ها واگذار می کنند به خوبی انجام می دهند در مهارت های خودیاری نیز مشکل بسیار مشخص و چشمگیری ندارند. اما در مهارت های تحصیلی با مشکل بسیار مشخص و چشم گیری ندارند. اما در مهارت های تحصیلی و درسی و مفاهیم پیشرفت تحصیلی با مشکل روبرویند.

این کودکان در ابتدا با همسالان خود چندان تفاوتی از نظر درسی ندارند اما به تدریج و با افزایش پیچیدگی دروس این فاصله بیشتر خواهد شد توانمندی آن ها در یادگیری مطالب به طور قابل ملاحظه ای با دیگر همسالان متفاوت است و یادگیری مهارت های آموزشگاهی مانند خواندن و نوشتن و حساب کردن به شیوه معمول در مدارس بر ایشان دشوار می باشد این مشکل معمولا بعد از آنکه کودک مدتی در مدرسه مشغول تحصیل می شود ظاهر می گردد.

این کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند که کودکان دیگر نسبت به آن ها از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند عدم شناخت این دانش آموزان از سوی معلم و اولیا تاثیرات بدی را به لحاظ فردی و اقتصادی و اجتماعی روی دانش آموزان و اولیا و جامعه می گذارند. احساس عدم توانایی در این گونه دانش آموزان به کار بردن روش های منسوخ گذشته از سوی مدرسه و اولیا ( فشار ها، تحقیرها، سرزنش های مقایسه ای ناروا ) موجب عدم اعتماد به نفس، احساس تحقیر و افسردگی و نهایتا مردودی و ترک تحصیل را همراه دارد.

 

کودکان دیر آموز  *  راه چاره

 
مسلم است که کار با دانش آموزان دیرآموز باید دور از نگرش منفی و تعصب صورت بگیرد. باید این نگرش در جامعه آموزشی و خانواده ایجاد شود که دیر آموزان متعلق به جامعه عادی هستند و استثنایی تلقی نمی شوند. به عبارت دیگر اگر یک کودک دیر آموز در نظام  آموزشی درست نبیند و سرانجام با بر چسب استثنایی وارد مراکز ویژه شود نشان دهنده ناکارآمد بودن روش آموزشی است. والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک، بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعالتری ایجاد شود. بنابراین معلمان این دانش آموزان باید آموزش مناسب و دوره های مربوطه را بگذرانند و دارای شناخت کافی از کودکان و نحوه ارتباط با خانواده های آنان باشند.
 در حال حاضر بهترین کمک به این کودکان آن است که: خانواده ها به طور موثر با معلم همکاری کرده و معلم از این همکاری استقبال کند. این کودکان در کلاس هایی قرار گیرند که دارای دانش آموز کمتری باشد تا معلم بیشتر به آموزش انفرادی بپردازد و به تدریج کودک را درگیر فعالیت های گروهی و دروس جمعی نماید. پیشرفت این کودکان به صورت هفتگی ثبت شود در این صورت نیاز از وجود یک مشاور کمک گرفته شود.

 

کودکان دیر آموز  * این پیام کودکانی است که از ناتوانایی یادگیری رنج می برند:

کاش : برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش  کلامی بسنده نکنی،من نیازمند رهبری عملی توام.

کاش : مرا آزاد بگذاری و از کندی حرکاتم ناشکیبا نشوی و به خاطر عملکرد ناشیانه ام فرصت کسب تجربه و یادگیری را از من سلب نکنی.

کاش : در آموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی.

کاش : به من فرصت بدهی تا کارهایم را خود انجام دهم و آهنگ کند رفتارم را پذیرا باشی و به تعجیل وادارم نکنی.

کاش : صبورانه بگذاری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.

کاش : مرا سرزنش نکنی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم و اندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.

 

منبع: معاونت آموزش و پرورش عمومی استان اردبیل



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:14 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

دوری از ده اشتباه معلمان در تدریس

دوری از ده اشتباه معلمان در تدریس

تاکنون‏ پژوهش‏های ‏بی‏شماری درزمینه‏ی فعالیت‏های آموزشی اثر‏بخش در کلاس درس انجام شده است. به‏طوری که نتایج این پژوهش‏ها رهنمودهای مفیدی را برای بهبود فعالیت‏های معلم در کلاس درس به همراه داشته است. بر این اساس در این مقاله، به ده اشتباهی پرداخته شده است که معلمان در کلاس درس باید از آن‏ها دوری کنند.

 

معلمان همواره می‏خواهند در کلاس نقش مثبتی داشته‏ باشند و اگر مراقب نباشند، نمی‏توانند این مأموریت خطیر را به خوبی به انجام برسانند. آیا تاکنون به عوامل زیر که مخل تدریس هستند، توجه کرده‏اید؟

1.‏ دوستی بیش از اندازه با دانش‏آموزان

اغلب معلمان کم‏تجربه می‏خواهند بچه‏ها آن‏ها را از همه بیشتر دوست داشته باشند، درحالی که این کار اشتباه است. اگر شما مرتکب چنین اشتباهی شوید، کنترل‏کلاس از دستتان خارج می‏شود و این به آموزش بچه‏ها لطمه خواهد زد. به جای آن، به دنبال احترام گذاشتن به دانش‏آموزان، تحسین و تقدیر آن‏ها باشید. در این صورت به یکباره خواهید دید، وقتی جدی و منصف هستید، دانش‏آموزان به شما بیشتر علاقه پیدا خواهند کرد و این نشان می‏دهد که در مسیر صحیحی قرار گرفته‏اید.

2. آسان‏گیری در نظم و انضباط

به دلایل گوناگون، معلمان در آغاز سال در مورد انضباط سخت‏گیری کم‏تری دارند و یا اصلا"سخت‏گیری نمی‏کنند. حتما"این جمله را شنیده‏اید که «تا شب عید لبخند خود را به دانش‏آموزان نشان ندهید.» شاید این جمله‏ای سخت‏گیرانه باشد، اما واقعیت این است که «باید از ابتدا نظم و انضباط داشته باشید تا هر چه به جلو می‏روید، در اجرای قوانین راحت‏تر باشید.» اما قبل از هر چیز، انعطاف‏پذیر بودن خود را نشان دهید.

 

3. سازمان‏دهی نکردن کارها از ابتدا

تا یک سال کامل تدریس نکرده‏اید، نمی‏توانید حدس بزنید در کلاس چه‏ مقدار برگه‏ی تکلیف جمع خواهد شد. پس از یک هفته تدریس، متحیر به انبوهی از برگه‏ها نگاه خواهید کرد که باید به وسیله‏ی شما تصحیح شوند. از روز اول می‏توانید با یک برنامه‏ی سازمان‏دهی شده، از انبوه شدن برگه‏های دردسرساز جلوگیری کنید. فایل کردن و قفسه‏بندی کردن، کمک بسیار مؤثری است. منظم باشید و بدون فوت وقت، هر برگه‏ای را که به دست شما می‏رسد، همان‏ لحظه در جای خود قرار دهید. به‏یادداشته باشید، میز مرتب در تمرکز ذهن مؤثر است.

 

4. ارتباط اندک با والدین و استفاده نکردن از نقش آن‏ها

در نگاه اول، مشورت کردن با اولیا نوعی تهدید به‏نظر می‏آید. در حالی که این کار، گنجینه‏ی گران‏بهایی را در اختیارتان قرار می‏دهد. برای جلوگیری از ابهامات و جبهه‏گیری، همکاری با اولیا را امتحان کنید. همکاری اولیا با کلاس، باعث آسان‏ترشدن کارتان خواهد شد. آن‏ها با شرکت‏ داوطلبانه در کلاس یا پی‏گیری برنامه‏ی رفتاری درخانه، با شما همکاری خواهند کرد.

 

5. شرکت در بحث‏های بیهوده

این دامی است که معلمان باتجربه هم، مانند معلمان کم‏تجربه در آن گرفتار می‏شوند. در محیط مدرسه نیز مانند همه‏ی محیط‏های کاری، جدال، لجاجت و بدجوابی وجود دارد. با گوش دادن به بدگویی درباره‏ی موضوعی که از آن خبر دارید، خود را در موقعیت خطرناکی قرار می‏دهید. با این کار، در یک طرف دعوا قرار خواهید گرفت و خود را بین دو دسته‏ی دعوا غوطه‏ور خواهید کرد. در حالی‏که چیزی عاید شما نخواهد شد. بهتر است رابطه‏ی خود با همکاران را در حالت دوستانه و بی‏طرفانه حفظ و روی کار بادانش‏آموزان تمرکز کنید. از جروبحث بپرهیزید و به پیشرفت در آموزش بپردازید.

 

6. ارتباط نداشتن با همکاران

گفتیم که از شرکت در بحث‏های بیهوده بپرهیزید، اما نه به قیمت تنها ماندن در محیط کلاس خود. با خوردن غذا در جمع همکاران و مشارکت در کارهای مدرسه و مشورت با کارکنان، در کمک به همکاران و کمک‏گرفتن از آن‏ها در فعالیت‏های جمعی شرکت کنید. هیچ‏وقت نمی‏دانید چه‏ موقع به کمک همکاران احتیاج پیدا خواهید کرد و اگر مدت‏ها از جمع کناره‏گیری کنید، بعد از آن، کمک گرفتن از آن‏ها کار بسیار سختی خواهد بود.

 

7. زیاد کار کردن و خسته شدن

با جدیت کار کنید، مؤثر و مسئولیت‏پذیر باشید، اما به موقع به خانه بروید و اوقاتی را به استراحت و تجدید قوا اختصاص دهید. به‏طور کلی، اجازه ندهید مسائل کلاس به آسایش شما و احساس لذت از زندگی در خارج از کلاس، لطمه بزند. نشاط خود را حفظ کنید که دانش‏آموزان به معلم با نشاط بیشتر نیاز دارند.

 

8. کمک خواستن

شغل معلمی به مهارت‏های والای انسانی نیاز دارد. اغلب ما می‏کوشیم هر مشکلی را از سر راه برداریم، اما این نمی‏تواند به یک قاعده تبدیل شود. نترسید از این که آسیب‏پذیر به نظر بیایید. آگاهانه اشتباهات را بپذیرید و از همکاران خود کمک بخواهید. با نگاهی به اطراف، صدها سال تجربه را نزد همکاران پیدا خواهید کرد. اغلب آن‏ها در راهنمایی کردن و اختصاص وقت به شما، سخاوتمند هستند. در این هنگام خواهید دید، آن‏قدر که فکر می‏کردید، تنهانیستید.

 

9. رویا‏پردازی و ناامیدی زودرس

معلمان تازه‏کار باید مراقب باشند که‏در این دام‏ گیر نیفتند. جوانان‏ وارد این حرفه می‏شوند، چون آرمان‏گرا، خوش‏بین و آماده‏ی تغییر و تحول سریع هستند. این خیلی خوب است، چون دانش‏آموزان و همکارانتان به این انرژی تازه و به فکر خلاق احتیاج دارند. اما وارد دنیای خیال نشوید که ممکن است نتیجه‏ی آن ناامیدی و سرخوردگی باشد.

 

10. به خود سخت گرفتن

شغل معلمی به اندازه‏ی کافی سخت هست. بنابراین، ذهن خود را مشغول اشتباهات، کوتاهی‏ها و لغزش‏ها نکنید. هیچ‏کس کامل نیست. حتی معلمان باتجربه و موفق هم گاهی اوقات تصمیمات اشتباهی می‏گیرند. اشتباهات رخ داده را فراموش کنید، خود را سرزنش نکنید و قدرت ذهنی‏تان را برای زمان آینده که به آن نیاز دارید، نگه دارید. به خود سخت نگیرید و با دانش‏آموزانی که مشکل دارند، یاری و هم‏دردی کنید.

 

منبع

رشد تکنولوژی آموزشی، شماره‏ ی 1، مهر 1388



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:14 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

نگاهی به شیوه های فراگیری بهینه ریاضیات و كاربرد آن در زندگی

 

ریاضیات تلخ یا شیرین

 

 

آموزش ریاضیات تنها آموزش مجموعه ای از مهارتها نیست، بلكه رشد، پرورش، انتقال و آموزش پاره ای از مفاهیم ریاضیاتی نیز امی‏باشد. در صورت آموزش صحیح ریاضی، فراگیران با آموختن این علم، هم قدرت تفكر منطقی خود را تقویت می كنند و هم نسبت به رفع نیازهای زندگی روزمره خود تواناتر می شوند و مقدمه ای برای موفقیت در دوره های بعدی محسوب می شود. هدف از آموزش ریاضی در دبستان، علاوه بر آموزش مفاهیم ریاضی و محاسبات مورد نیاز روزمره، پرورش تواناییهای ذهنی دانش آموز و ایجاد نظم فكری در وی است. بنابراین به هیچ وجه، نباید دانش آموز را به حفظ كردن قواعد ریاضی بدون درك آنها، واداشت.

برای حصول نتیجه مطلوب، كتاب و شیوه آموزش آن و هر وسیله آموزشی باید بر مبنای فعالیت دانش آموز تنظیم شده باشد تا دانش آموز بتواند در جریان فعالیت خود مفاهیم را فراگرفته و قواعد را كشف كند و در حد مناسبی به فكر كردن هدایت شود و بتواند آنچه را فراگرفته است، در حل مسایل پیرامونش به كار گیرد.

آنچه بسیاری از افراد از آموزش ریاضیات می دانند، این است كه كودك در گوشه ای بنشیند و مسایل كتاب درسی و آموزشی را حل كند. بخشی از این اعتقاد به روش سنتی آموزش ریاضیات در مدارس مربوط می شود. ولی بخش دیگری از این اعتقاد، مربوط به نگرش ما نسبت به مفاهیم ریاضیات است. تحقیقات روانشناسی یادگیری در حیطه ریاضیات نشان می دهد كه یادگیری كودكان در پیش از دبستان و دبستان در خلال فعالیتهای علمی (عینی به ذهنی) صورت می گیرد و تنها كار با مفاهیم مجرد، این مفاهیم را در كودك درونی نمی سازد.

 

ریاضی یك زبان است، زبانی كه علایم، نشانه ها و نمادهای خاصی را به كار می گیرد و مثل هر زبانی محملی است برای انتقال مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه ها با اصول و قواعدی كه صرف و نحو معمول زبانها را به ذهن متبادر می سازد. اما حقیقت تلخ آن است كه آموزشگاههای ما، آموزگاران و دبیران، خانواده ها و جامعه تأكیدی افراطی بر فراگیران فن محاسبه گری از خود نشان می دهند، به گونه ای كه منجر به غفلت از آموزش صحیح مفاهیم، گسترش توانمندیها و دانش ریاضیات شده است.

آموزش ریاضیات تنها آموزش مجموعه ای از مهارتها نیست، بلكه رشد و پرورش، انتقال و آموزش پاره ای از مفاهیم ریاضیاتی نیزمی‏باشد، مفاهیمی كه مبنای درك ریاضی را فراهم می آورند و به واسطه آنها دانش آموزان با ریاضی ارتباط برقرار می‏كنند.

 

شورای ملی آموزگاران ریاضیات آمریكا در سال ۱۹۸۹ ملاكهایی را درخصوص دانش ریاضی مطرح كرده است. دستیابی به روشهای عمومی برای درك عمیق تر از ریاضیات، به قرار زیر است:

 

1- فراگیرندگان ریاضی، باید بیاموزند كه برای ریاضی ارزش قایل شوند، یعنی حضور پر نفوذ ریاضی را در تمامی زمینه های زندگی درك كنند و به آن احترام بگذارند.

2- فراگیرندگان باید بیاموزند كه استدلال ریاضی داشته باشند، یعنی ریاضی در خدمت پرورش تفكرات انسانی قرار گیرد.

3- دانش آموزان باید یاد بگیرند كه با دنیای اطراف خود ارتباط ریاضی برقرار كنند.

4- دانش آموزان باید از توانایی های ریاضی خود اطمینان حاصل كنند.

5- باید یكی دیگر از مهمترین اهداف آموزش و یادگیری ریاضی، این باشد كه فراگیرنده در حل مسایل ریاضی توانایی و مهارت و كارآمدی حاصل كند. امروزه همه باید بتوانند از دانش ریاضیات به گونه ای استفاده كنند.

 

عادی ترین و معمولی ترین شیوه استفاده از ریاضیات به كارگیری روشهای استدلالی و منطقی عقلانی در حل مسایل روزمره است. ریاضیات به عنوان یك تلاش انسانی، علاوه بر كاربردهای متعددش، باعث تقویت قوه استدلال و ایجاد نظم فكری در ذهن دانش آموزان می شود. ایجاد نظم فكری در قضایای حساب و هندسه می تواند موجب برانگیختن حس زیبایی شناختی انسان شود. منطق موجود در درسهای ریاضی باعث می شود كه فرد از مهارت تفكر برتر برخوردار شود. چنانچه «ویوس» می گوید: «ریاضی، درسی است برای نمایش قدرت ذهن.» آموزش صحیح ریاضیات یعنی پرورش افرادی منطقی؛ افرادی كه موضوعی را بدون استدلال صحیح و منطقی نپذیرند. ریاضیات همچنین نحوه استدلال را، در ذهن فراگیر قوی می كند.

 

اهداف آموزش مفاهیم ریاضی مقدماتی و ساده در سنین آموزش قبل از دبستان: آماده سازی ذهنی كودكان برای درك برخی از مفاهیم ساده و اساسی ریاضی مقدماتی، ایجاد و پرورش نظم فكری و درست اندیشیدن از طریق آشنایی با مفاهیم منطقی ریاضی، زمینه سازی برای استفاده از مفاهیم ساده ریاضی در زندگی روزانه، منظم كردن دانسته های مختلف و متفرق و بازسازی آنها، بالا بردن توان كودكان در انجام فعالیتها و محاسبات ساده و شفاهی ریاضی، پرورش قوای ذهنی و هماهنگی بین این قوا از طریق بالا بردن تواناییها و دانسته های قبلی، گسترش مفاهیم زبانی و خزانه لغات و فرهنگ لغات ریاضی كودكان و كاربرد این فرهنگ در زندگی یومیه، فراهم آوردن پیش نیازهای لازم و مفید به منظور سرعت بخشیدن به آموزش ریاضی در آینده تحصیلی كودكان.

 

هدف از تدریس ریاضی در آموزش عمومی و به ویژه در دوره آموزش ابتدایی پرورش قوای فكری، توانایی درست اندیشیدن، به كار بستن صحیح دانش و معلومات در حل مسایل روزمره و پرورش ذهنهای خلاق و مبتكر است، نه محدود كردن آنها به حفظ تعریف ها و قضیه های خشك ریاضی؛ و هندسه نیز به عنوان بخشی از ریاضی می تواند سهم بسزایی در نیل به این هدف ارزنده داشته باشد، بخصوص این كه درس هندسه به عنوان درسی بنیادی علاوه بر اینكه می تواند موجبات علاقه و رشد افراد در زمینه مشاغل سازنده ای چون معماری، تراشكاری، ریخته گری و سایر مشاغل تولیدی ایجاد كند، می تواند زمینه علاقه و رشد جوانان مستعد به ادامه تحصیل در رشته های فنی و مهندسی را نیز فراهم سازد.

كلیه دروس ابتدایی به ویژه درس ریاضی، می تواند در امر پرورش استعدادها و تواناییهای كودكان سهم عمده ای داشته باشد. بدین منظور هندسه نیز به عنوان بخشی از ریاضی، یكی از درسهای مهم، مشكل و در عین حال پرجاذبه و شیرین دوران تحصیلی است و لازم است مورد توجه قرار گیرد. متأسفانه تاكنون انگیزه مطالعه این درس توسط فراگیران، ترس از امتحان و به دست آوردن نمره قبولی بوده است، نه علاقه به درس و مطالعه و پیشرفت در این زمینه، هرگاه مفاهیم هندسه به شیوه عملی و كاربردی تدریس شود، ضمن این كه برخی از مسایل درسی و یادگیری از پیش پا برداشته خواهد شد، در فراگیران شوق و علاقه به مطالعه و یادگیری این درس ایجاد شده و رشد خواهد یافت. اصولاً وقتی مفاهیمی كه تدریس می شوند، در زندگی فراگیران معنی دار باشند و موافق درك و تواناییهای آنها ارائه شوند، فراگیران ضمن علاقه مند شدن به آن، عملاً مسئولیت بیشتری را در امر یادگیری به عهده خواهند گرفت.

از طریق طرح فعالیتهایی كه مهارتهای ذهنی خلاقه را افزایش می دهند، استعدادهای كودكان شما را پرورش داده، سطح آنها را ارتقا می بخشد. این گونه مهارتهای منطقی و استدلالی چگونگی فكر كردن را به كودك می آموزد. مهارتهای فكر كردن مهارتهایی هستند كه برای آموختن هر چیز در هر دورانی از زندگی مورد نیازند. مهارتهای فكر كردن بر خلاف كلمات و شیوه های آموزش هیچ گاه تغییر نمی كنند. چنانچه كودكی چگونگی اندیشیدن را بیاموزد، كامیابی اش در مدرسه و حتی در زندگی تضمین شده است. علاوه بر این، هنگامی كه كودك توانایی خود را در زمینه اندیشیدن به مسائل و یافتن راه حل برای آنها می بیند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می كند.

بدیهی است رشد توانایی های كودك برای تفكر و یادگیری در الگوهای منطقی، از طریق تجربه كودك با اشیاء واقعی ( دست كاری كردن ) حاصل می‏ شود، زیرا كودكان از طریق فعالیتهایشان، با اشیای مختلف می فهمند و درك می كنند، نه از طریق مشاهده اشیا و یا چیزهایی كه راجع به اشیا به آنها گفته می شود.

فریده صیادی - كارشناس تكنولوژی آموزشی

روزنامه همشهری



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:13 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

 

در کلاس را باز می‌کند و آرام وارد کلاس می‌شود، با دست به دانش آموزانی که بر پا ایستاده‌اند اشاره می‌کند تا بنشینند. کیفش را روی میز می‌اندازد و روی صندلی مخصوص معلم می‌نشیند. نفس عمیقی می‌کشد و سعی می‌کند تمام خستگی‌اش را این‌گونه از تن خارج سازد. از جا بر می‌خیزد و درس را شروع می‌کند...

حالت خستگی

معلمان خسته = شاگردان بی حوصله

خستگی بدنی و روحی برای انسان، حالتی آزار دهنده است که تقریباً تمام توان و انرژی فرد را تحت تأثیر قرار داده و از کارایی او می‌کاهد و توانایی انجام کار را از آدمی سلب می‌کند.

 خواه این فعالیت بدنی باشد یا ذهنی حالت تنش درونی، بی آرامی و حساسیت فوق‌العاده را در پی دارد.

مشکلی که شاید امروزه گریبان گیر بسیاری از معلمان باشد خستگی در کلاس است؛ نفس‌های عمیق، کم آوردن انرژی، نشستن‌های زیاد، سرگذاشتن روی میز، این‌ها تمام آن چیزهایی است که کم و بیش مربیان با آن درگیرند. اینکه علت این خستگی‌ها چیست و چرا همواره ادامه دارد مسئله ای است که باید ریشه یابی و حل شود زیرا خستگی معلم خواه ناخواه بر دانش آموزان تأثیر گذاشته و آنان را بی حوصله می‌کند. معلم در کلاس باید از دانش آموزان ارزشیابی شفاهی و کتبی داشته باشد، کلاس را مدیریت و اداره نماید، سر و صدا و گرمی و سردی را تحمل کند، عواطف مختلف از خود بروز دهد، در آن واحد با چندین نفر با وجود تفاوت‌های فردی آشکار سر و کار داشته باشد، به پرسش‌های همه پاسخ دهد، از یادگیری تک تک دانش آموزان اطمینان حاصل کند، به پیشرفت‌های شاگردان توجه نموده و برای ارتقای سطح کیفی کلاس تلاش کند، تمام این فعالیت‌ها در هر کلاس لازم است و احتیاج به انرژی فوق‌العاده دارد.

دلایل خستگی

با توجه به اینکه دلیل خستگی برای همگان یکسان نیست این مسئله به سادگی هم قابل حل نیست؛ اما زمینه‌های مشترکی در این رابطه وجود دارد. شاید بهتر باشد برای اولین گزینه مسافت و راه را مطرح کرد. معلمی که هنگام حرکت از منزل تا مدرسه چیزی حدود یک تا دو ساعت در راه است قطعاً طولانی بودن مسیر و ترافیک، او را کلافه می‌کند و خسته به محل کار می‌رسد. یا معلمی که از ساعت هفت صبح تا ساعت پایانی در مدرسه حضور دارد و در هر ساعت همان درسی را بیان می‌کند که در ساعت قبل برای کلاسی دیگر توضیح داده است، این تکرار خود به خود باعث خستگی و مرارت می‌شود.

خستگی همان عصبانیت نیست اما تأثیر مستقیمی بر عصبانیت دارد و یک آموزگار در ساعت پایانی به سادگی عصبانی می‌شود و همین خشم، روان و روح او را آزرده تر می‌سازد. حال فرض کنید معلمی را که به خاطر بعد طولانی مسافت مجبور به برگزاری چند کلاس در یک روز باشد؛ خستگی و عصبانیت را به او حق نمی‌دهید؟

 

معلمان خسته = شاگردان بی حوصله

مشکلات شخصی معلم مانند مشکلات مالی، استراحت ناکافی، امیدوار نبودن به آینده و... که می‌تواند ذهن او را درگیر کند، شیطنت‌های دانش آموزان که مربی را مجبور به کنترل این شیطنت‌ها می‌کنند، تشویش و ناهماهنگی هنگام درس دادن، عدم فعالیت شاگردان در کلاس و انجام ندادن تکالیف محوله مواردی است که آموزگار را در محیط کارش خسته و ملول می‌سازد.

البته مواردی نیز وجود دارد که در خستگی معلم بی تأثیر نیست اما شاید نتوان کاری از پیش برد؛ مثلاً علاقه نداشتن به محیط کار به خاطر وجود کارخانه یا چیزی شبیه به آن در کنار مدرسه، کهنه و قدیمی بودن ملزومات آموزگار برای ارائه درس مثل تخته سیاهی که شکسته و رنگ پریده است و از این قبیل موارد...

 

چه باید کرد؟

 

اگر معلمی هستید که باید مسافت زیادی را برای رسیدن به محل کارتان طی کنید کمی زودتر حرکت نمایید تا اولاً به ترافیک نخورید و دوماً چند دقیقه‌ای تا شروع کلاس استراحت کنید. اگر ساعت‌های طولانی در مدرسه تدریس می‌کنید از خوراکی‌های انرژی زا غافل نمانید و برای تدریس از چند روش استفاده کنید سعی نمایید در میان ساعت‌های کلاس ساعتی را برای استراحت خالی بگذارید؛ اما اگر این امکان محیا نیست در زمان تفریح مکانی ساکت و آرام پیدا کنید و آنجا این زمان را بگذرانید.

معلمان خسته = شاگردان بی حوصله

در کلاس بخندید و شوخی کنید. متکلم وحده نباشید، اجازه حرف و فعالیت را به شاگردانتان بدهید؛ زمانی که کلاس درس را به تنفس اختصاص دادید از بچه‌ها بخواهید نوبتی تخته را تمیز کنند؛ این کار به خصوص برای سنین کوچکتر بسیار جذاب است. بعد از هر بار امتحان دو نفری را که نمره بالاتری دارند مسئول بازبینی تکالیف دانش آموزان کنید.

قبل از شروع کلاس خوراکی میل کنید که به شما انرژی بدهد؛ سعی نمایید چای و چیزهای بسیار شیرین استفاده نکنید، مثلاً آب انار یا آلبالو بنوشید با نان یا کلوچه گردویی.

حتماً در طول شبانه روز 7 تا 8 ساعت بخوابید و تا می‌توانید به مسائلی که بیهوده ذهن شما را مشغول می‌سازد و کاری از پیش نمی‌برید فکر نکنید. به افکارتان نظم بدهید، مشکلات شخصیتان را با برنامه ریزی حل کنید و وارد کلاس نکنید. همه کاری انجام دهید تا ساعاتی که در مدرسه هستید از درس دادن لذت ببرید؛ می‌دانم تنها کسی که در این رابطه می‌تواند به شما کمک کند فقط خودتان هستید.

آخرین کلام این که عوامل بسیاری در خستگی معلم‌ها دخیلند؛ عواملی که یا باید از به وجود آمدن آن‌ها جلوگیری کرد یا پس از ایجاد به سرعت در فکر حلشان بود، زیرا زخم کهنه دیرتر التیام می‌یابد.

 

 


 سایت تبیان - تهیه: فاطمه رضایی گلستان

تنظیم: علی سرمدی



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:12 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

آموزش روش مقدم بر آموزش دانش


آموزش روش مقدم بر آموزش دانش

موفقیت در هر کار، با کاربرد روش درست در آن، رابطه‏ی مستقیم دارد. ما معلمان غالباً متن را مهم می دانیم و توجهی به روش استفاده از آن نداریم. غافل از این که متون متغیرند و همه‏ی آن‏ها را نمی ‏توان با یک روش آموخت. اگر دانش‏ آموزان و دانشجویان، روش ‏ها را دریابند و با چگونگی کشف و کاربرد آن‏ ها آشنا شوند، بهتر می ‏توانند در یادگیری موضوعات و مهارت ‏های گوناگون، خودگردان باشند و خودآموزی را در خویشتن رشد و گسترش دهند. مثلاً می‏ گوییم: معرفت، نیرو می‏بخشد؛ معرفتی که نیروی زندگی سالم را هدف قرار دهد. از این رو گویند: معرفت و قدرت و محبت در حکم سه زاویه ی یک مثلث اند و لازم و ملزوم یکدیگر. حال این پرسش اساسی مطرح می ‏شود که: (( روش کسب این سه چیست؟)) هم چنین، سراسر تحصیل رسمی، همراه با مسئله است و هر درسی که مسئله نباشد یا مسئله ای را در رابطه با زندگی دانش آموزان مطرح نکند، طبعاً جالب نخواهد بود و دانش آموزان به آموختن آن برانگیخته نخواهند شد.

 

حل هر گونه مسئله هم روش ویژه ی خود را دارد که قواعد نامیده می شود. بنابراین، مهم این است که دانش آموزان روش یا قواعد را یاد بگیرند. حتماً خود ایشان این تجربه را دارند که برنده شدن در هر بازی، به دانستن و کاربرد قواعد آن بازی بستگی دارد. متن های درسی نیز مشمول همین حکم اند. حتی زیستن موفق و سالم هم مستلزم آموختن یا کشف روش موفق زیستن است. زندگی همه ی جان داران، شاید هم  بی جان ها  قواعدی یا روشی دارد. چون خلقت هدفمند است و برنامه ریزی شده؛ و شاید برنامه ریزی انعطاف پذیر. آن گاه که دانش آموزان یا دانشجویان (( روش)) ها و چگونگی کشف روش را یاد بگیرند، بهترین پاداش ما معلمان در بلند مدت خواهد بود.

منظور از ((روش)) (اسم مصدر رفتن) همه‏ ی تدبیر ها و فعالیت های نظام داری است که برای رسیدن به هدف خاص یا حل مسئله ای معین و یا برداشتن موانع انجام می گیرد.

 در واقع، راهی است که میان مبدأ و مقصد ادامه دارد. به عبارت دیگر، مجموع تفکر یا تدبیر، تصمیم گیری، طراحی یا برنامه ریزی، و عملکردهای نظام داری که برای دست یافتن به هدف ویژه ای انجام می دهیم، ((روش)) (متد) خوانده می‏شود. بدیهی است که هر گونه لغزش احتمالی در هر یک از گام های مذکور، مانع رسیدن به هدف خواهد شد و طبعاً خواهیم گفت، روش ما درست یا دقیق نبوده است.

 پس کشف و انتخاب روش حل هر گونه مسئله، خصوصاً در حوزه ی آموزش -  پرورش، فرایندی مرکب و شبکه ای است و مستلزم مهارت های گوناگون که باید آموخته شوند. منبع معتبر برای یادگیری این مهارت ها در مدرسه (ابتدایی، متوسطه، عالی) عمدتاً معلم است. از این رو، خود معلمان باید آن مهارت ها یا روش را در مراکز تربیت معلم یا دوره های آموزش ضمن خدمت آموخته و تمرین کافی کرده باشند. عمده ترین روش های آموختنی / کشف کردنی که احتمالاً باید برای ما معلمان، و به تبع ما، دانش آموزان یا دانش جویان مطرح باشند، از این قرارند:

1.‏ چگونه آموختن که مهم تر از موضوع آموختنی است..

2. مطالعه ی درس های گوناگون.

3. چگونه به کاربردن آموخته ها در زندگی به منظور زیستن سالم و مؤثر.

4. تشخیص و یافتن مسئله ی واقعی و برخورد با آن، و قبول این که هر مسئله ممکن است چندین راه حل داشته باشد.

5. دسترسی به منابع معتبر برای هر یادگیری.

6. ارزیابی مطمئن اعتبار منابع یادگیری.

7. پژوهش های علمی و تشخیص درست این امر مهم که پژوهش مورد نظر به کدام موضوع واقعی زندگی انسان پاسخ خواهد گفت؛ چون در غیر این صورت، جز اتلاف عمر و تضییع بودجه، نتیجه ی دیگری نخواهد داشت.

8. حقیقت یابی که همه پژوهش ها هدفی جز این ندارند. یعنی می خواهند به حقایقی دست یابند که تا زمان آن پژوهش یا تحقیق، ناشناخته (مجهول) مانده اند.

9. استنباط و استدلال کلامی منطقی و مفهوم برای مخاطبان.

10. اندیشیدن انتقادی و خلاق یا سازنده.

11. تعبیر اندیشه ها و یافته های خود و بیان مؤثر آن ها به جامعه.

12. تهیه ی گزارش قابل فهم و استناد.

13. برقراری ارتباط درست با مردم.

14. ارزشیابی آموخته های خویش و دریافتن وضع پیشرفت خود.

15. مطالعه ی مداوم و خودگردان شدن.

16. مطالعه ی افکار و عقاید دیگران یا پی بردن به دیدگاه های ایشان و اعتماد هر چند نسبی به دریافت های خویش.

17. مقایسه ی درست دیدگاه ها.

18. انتقاد سازنده از خود و دیگران (افکار و دیدگاه های احتمالاً مخالف).

19. شناخت و آموختن مهارت های ضروری برای زندگی سالم.

20. مطالعه ی مؤثر سرگذشت ها و تشخیص درست جنبه های برجسته ی آن ها.

21. الگوگیری مؤثر و فعال.

22. باز و بیدار نگه داشتن ذهن خود در سراسر زندگی.

23. بهره برداری درست از مراحل طبیعی رشد و تکامل خود.

24. برخورداری از عزت نفس برتر و خودپنداری مثبت.

25. تشکیل خانواده ی سالم و موفق.

26. همسر بودن و والدین شدن مؤثر و موفق.

27. انتخاب حرفه ی مناسب.

28. تفریحات سالم.

29. استفاده ی درست از اوقات فراغت.

30. شرکت در خدمات اجتماعی و هم یاری با مردم.

31. مدیریت گروه.

32. شهروند سالم و مؤثر بودن.

33. درست نوشتن و درست خواندن.

34. درست یادداشت برداشتن و نگه داری یادداشت ها.

پس با همه این اوصاف روش کشف کردنی است نه تقلید کردنی.

 

مجله رشد تکنولوژی آموزشی،نویسنده: دکتر علی اکبر شعاری نژاد



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:11 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

آثار تربیتی قصه گویی

 

آثار تربیتی قصه گویی

قصه و قصه گویی از دیرباز سرشار از پند و اندرزهای تربیتی و نکات زندگی ساز برای انسان بوده است. مادربزرگ‌ها برای نوه‌های خود قصه می‌گفتند و بدین وسیله راه و رسم رفتار با مردمان و روش زندگی را به آن‌ها می‌آموختند. اولیای خانه و مدرسه باید قصه گویی را در برنامه تربیتی خود قرار دهند.

 

آثار تربیتی قصه گویی از این قرار است:


• سرگرمی: چگونگی گذراندن اوقات فراغت شاگردان، یکی از مسائل اساسی تعلیم و تربیت می‌باشد؛ برای همین می‌توان اوقات بیکاری بچه‌ها را در کلاس با قصه گویی و قصه خوانی به شکل مطلوب پر کرد تا ضمن لذت بردن و سرگرمی، نتایج مناسبی از این فعالیت‌ها عاید بچه‌ها شود.


• گسترش قدرت تفکر، تخیل و توانایی ذهنی: قصه باعث به کارگیری نیروی تفکر، تخیل و سایر توانایی‌های ذهنی دانش آموز برای درک و فهم، پیش بینی حوادث و رویدادهای قصه می‌شود. بدین ترتیب کودک درباره اتفاق‌های قصه تمرکز کرده و چنین امری موجب تقویت توانایی‌های ذهنی مثل تفکر، تخیل و دقت می‌شود.


• آشنایی با مسائل زندگی: وقتی قصه از وقایع زندگی روزمره کودک انتخاب شود؛ دانش آموز را با وقایع و مسائل واقعی آشنا می‌سازد و راه حل‌های مناسب را به وی یاد می‌دهد.

آثار تربیتی قصه گویی


• آشنایی با ارزش‌های اخلاقی و مذهبی: از طریق گفتن قصه‌های مذهبی، بچه‌ها با ارزش‌ها، اصول اخلاقی و مفاهیم دینی مانند صداقت، امانتداری، شجاعت، ایمان و توکل به خدا آشنا می‌شوند و به ارزش و اهمیت آن‌ها در زندگی پی می‌برند.


• گسترش تجربه‌ها و آگاهی‌های علمی: بیان داستان‌های علمی موجب بالا بردن آگاهی علمی شده و به تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان کمک می‌کند.


• توسعه توانایی گفتار: یکی از نتایج تعلیم و تربیت در گذشته این بود که مردم به سهولت و روانی تکلم می‌کردند؛ در حالی که امروزه از آن روانی کلام خبری نیست. چنین مسائلی به این دلیل است که امروزه تا حد زیادی برای کسب اطلاعات از وسایل بصری استفاده می‌کنیم. ضمن این که فرهیختگان عصر حاضر فرصت اندکی برای نقل شفاهی ادبیات پیدا می‌کنند. بلند خواندن قصه‌های عامیانه، افسانه‌ها و آثار بزرگ ادبی باعث می‌شود گنجینه لغات افزایش یافته و قدرت تشبیه سازی و اطلاعات ما در دستور زبان بیشتر گردد.

آثار تربیتی قصه گویی

• گسترش مهارت گوش دادن: زمانی که مربی قصه می‌گوید، چون قصه برای دانش آموز جالب و جذاب است، با تمرکز و دقت بیشتری به قصه توجه می‌کند و این امر می‌تواند به گسترش مهارت گوش دادن کمک کند.


• پرورش حس زیبا شناسی و ذوق هنری: معلمی که هنگام قصه گویی به توصیف زیبایی‌های پدیده‌ها می‌پردازد و از نقاشی‌ها و تصاویر کمک می‌گیرد، می‌تواند زمینه‌ی رشد توانایی‌های هنری و زیباشناسی را در شاگردان فراهم سازد.


• استفاده از قصه به عنوان یک روش تدریس: در کنار سایر روش‌های تدریس فعال، مربی می‌تواند برای توضیح مطلب از ضرب‌المثل‌ها و قصه‌ها استفاده کند. قصه گویی یکی از روش‌های آموزش می‌باشد که در قرآن مجید نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

سایت تبیان - تهیه: مریم عرفانیان

 



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:11 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟
 

zoomit.ir - امین فیض پور: آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟ تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟ ۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟ اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید. در ادامه مطلب ۱۰ نکته و راهنمایی درباره این موضوع به شما خواهیم رساند.

۱. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار


۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار (ناقص)

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار


۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟ ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:10 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)

جایی در مقاله ای می خواندم که یکی از مدیران مالی موفق هر روز ساعت 4 صبح از خواب بلند می شود تا چند نوع روزنامه مطالعه نموده و بعد کار خود را آغاز کند. بعد تمام روز را سخت کار کرده و شب دیروقت به خانه می رود، به طوری که شبانه روز فقط سه ساعت وقت استراحت دارد. همیشه برایم سوال بوده که چطور او می تواند با 3 ساعت خواب در شبانه روز سر پا باشد. حتماً برای این کار خود دلیلی دارد.

واقعاً چرا او اینقدر کار می کند؟ شاید به پول نیاز دارد تا قروضش را بپردازد؟ شک دارم. شاید می خواهد پولدار شود؟ فکر نمی کنم چون همین الان هم خیلی ثروت دارد. خلاصه بگویم، دلیل اینکه چرا او اینقدر سخت کار می کند این است که کارش را دوست دارد و این مسئله کاملاً مشخص است. البته درست است که کمی افراطی کار میکند اما جدیداً گفته است که کم کم برنامه اش را کمی سبک تر می کند تا توازن بیشتری به زندگیش بدهد.

نکته ای که می خواستم با این مثال به شما بگویم این است که برای موفقیت حتماً باید کارتان را دوست داشته باشید. نباید صبح ها افسرده و بی میل از خواب بلند شوید. باید خوشحال باشید كه باز صبح شده است و می توانید کارتان را شروع کنید.

در این نوشته  به نکاتی اشاره می کنیم که به شما ثابت می کند داشتن انگیزه و هدف در کار چقدر به پیشبرد هدف ها و موفقیت شما کمک می کند.

بالاتر رفتن بازدهی

اگر عاشق کارتان باشید، سخت تر، طولانی تر و بهتر کار خواهید کرد چون برایتان لذت بخش است. وقتی چیزی برای ما لذت بخش باشد، با توجه به طبیعت انسان به سمت آن متمایل خواهیم شد و تا می توانیم آن لذت را ادامه خواهید داد. چرا برقراری رابطهی جنسی اینقدر برای همه لذت بخش است؟ چون قبل، در طی آن و بعد از آن احساس خوبی دریافت می کنیم. کار ما نیز باید چنین رضایت و خشنودی به ما بدهد.

بیشتر شدن چالش ها و مسئولیت ها


اگر عاشق کارتان باشید، بیشترین تلاش را برای رسیدن به اهدافتان به کار خواهید گرفت. با این کار بازدهی بیشتری داشته و مفیدتر خواهید بود و به سرعت در کارتان ترفیع می گیرید. سرانجام با ترفیع گرفتن مسئولیت ها و چالش هایتان هم بیشتر خواهد شد و باعث می شود علاقه تان به کارتان بیشتر هم بشود. چالش و مسئولیت چیزی است که افراد موفق را به ادامه ی کار تشویق می کند. بدون اینها فرد نمی تواند پتانسل درون خود را به کار متمركز دارد و به مرحله ی عمل بکشاند.

بالاتر رفتن درآمد و مقام

آبدارچی یک شرکت برای به دست آوردن آن مقام تلاش کرده است، همینطور مدیر عامل شرکت. تفاوت آنها فقط در سختی کار و چالش ها و مسئولیت های آنهاست. البته مدیرعامل شرکت فشار کاری و مسئولیت بیشتری نسبت به آن آبدارچی دارد. او باید درمورد کارمندانش، شرکایش، مشتریانش و...فکر کند. کار او به مراتب بسیار دشوارتر است.

به علاوه برای رسیدن به چنین درجه ای باید خیلی چالش ها را پشت سر بگذارد. با پشت سر گذاشتن سختی ها و مشکلات و به دست آوردن موفقیت، پاداش خوبی به چنگ آورده است و آن هم درآمدی عالی و مقامی بالا است. این چیزها را کسی به او اهداء نکرده است، نتیجه ی تلاش های خودش بوده است.

بهتر شدن زندگی شخصی

ما یک سوم زندگیمان را به کار می گذرانیم. به همین خاطر اگر کارمان برایمان ناخوشایند باشد، چطور می توانیم پس از 10 ساعت کار متوالی ساعات خوبی را بگذرانیم؟ ترک کار ممکن است رنج را موقتاً قطع کند اما نمی تواند شادی هم برایمان بیاورد.

اگر هنگام کار کردن خوشحال و خوشبخت باشید، این شادی و خوشبختی را به زندگی خصوصیتان هم خواهید کشاند. یعنی پس از کار و زمانی که به منزل می آیید، باز هم مثل همان موقع که در اداره به کار مشغول بودید احساس خوبی خواهید داشت و خوشحال خواهید بود.

به علاوه اگر کارتان را دوست داشته باشید و سخت کار کنید، در کارتان ترفیع خواهید گرفت و همین باعث افزایش درآمد شما می شود. و گرچه پول خوشبختی نمی آورد، اما باعث راحت تر گذراندن بدبختی که می شود! اگر در زندگی مالی شما همه چیز بر وفق مراد باشد، زندگی خصوصیتان نیز بسیار بی دغدغه تر و راحت تر و خوشایندتر خواهد شد.

بهتر شدن کیفیت کلی زندگی


بعضی می گویند زندگی به هیچ وجه منصفانه نیست. من عقیده دارم که انسان چیزی را به دست می آورد که طلب کرده باشد. اگر شما فردی سخت کوش باشید، زندگی هم پاداشتان را خواهد داد. در جامعه ی امروز، زندگی ما حول و حوش کارمان میچرخد. پس اگر کارمان را دوست داشته باشیم بسیار خوشبخت تر زندگی خواهیم کرد. هرچه زودتر  این حقیقت را باور کنید، خیلی زودتر در مسیر ترقی و پیشرفت قرار خواهید گرفت.

علاقه ی شما به کارتان باعث خواهد شد که سخت کوشانه تر و جدی تر کار کنید. با این نوع کار کردن مشئولیت ها و چالش های بیشتری هم جلوی پایتان قرار خواهد گرفت. با پشت سر گذاشتن این چالش ها ترفیع رتبه گرفته و درآمد و مقامتان افزایش می یابد. با این وضعیت هم از کارتان لذت خواهید برد و هم از نتایج حاصله از آن بهره خواهید برد و باقی ساعات زندگیتان را هم به همان اندازه که در اداره هستید، خوشبخت خواهید بود. تنها کاری که باید برای رسیدن به چنین موقعیتی بکنید این است که بروید و کاری را پیدا کنید که دوستش داشته باشید.

سایت مردمان mardoman.com



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:09 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
سلامت سازمانی در مدارس
Organizational Health


مقدمه

سلامت سازمانی، یکی از گویاترین و بدیهی‏ترین شاخصهای اثربخشی سازمانی است. در یک سازمان سالم مدیر رفتاری کاملا دوستانه و حمایتگر با کارمندان خود دارد و در برنامه های خود دارای یگانگی است. کارمندان نیز تمایل بیشتری برای ماندن و کار کردن در سازمان دارند و به طور موثرتری کارها را انجام می دهند. « مایلز » معتقد است سلامت سازمانی به دوام و بقای سازمان در محیط خود و سازگاری با آن و ارتقا و گسترش توانایی خود برای سازش بیشتر اشاره می كند. « هرزبرگ » عواملی چون طرز تلقی و برداشت كاركنان، شیوه اداره امور، خط‌ مشی‌های سازمان، ماهیت و میزان سرپرستی، امنیت كاری، شرایط كاری، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، استقرار روابط متقابل دو جانبه، سرپرستان، همگنان و مرئوسان و زندگی شخصی كاركنان را برای تأمین و حفظ سلامت سازمان لازم دانسته است و معتقد است نبود این عوامل ممكن است چنان كارمندان را دچار عدم رضایت سازد كه سازمان را ترك كرده و موجودیت آن را به مخاطره اندازند.

تعریف سلامت سازمانی

« كیت دیویس » سازمان سالم را سازمانی می داند كه در آن كاركنان احساس كنند كاری سودمند و مفید انجام می‌دهند و به احساس رشد و پرورش شخصی دست می‌یابند. آنان بیشتر كاری شوق‌انگیز را كه خشنودی درونی فراهم می‌آورد، دوست دارند و می‌پذیرند. بسیاری از كاركنان مسئولیت و فرصت پیشرفت و كامیابی شغلی را جست‌وجو می‌كنند. آنان می‌خواهند كه به سخنانشان گوش داده شود و با آنان چنان رفتار شود كه گویی هر یک دارای ارزش وجودی فردی هستند. آنان می‌خواهند كه اطمینان یابند سازمان به راستی برای نیازها و دشواری‌های آنان دلسوزی می‌كند. ازنظر « لایدن و كلینگل » سلامت سازمانی یك مفهوم تقریباً تازه ای است و شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان می گردد. یك سازمان سالم جایی است كه افراد می خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و خود افرادی موثر و سودمند باشند « ماتیو مایلز » یک سازمان سالم را به عنوان سازمانی تعریف می کند که « نه تنها در محیط خود دوام می آورد بلکه در یک برهه زمانی طولانی نیز به طور کافی سازش کرده و تواناییهای بقاء و سازش خود را به طور مداوم توسعه داده و گسترش می دهد ». چیزی که در این تعریف واضح است این است که سازمان سالم با نیروهای مانع بیرونی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده، نیروی آن را به طور اثربخشی در جهت اهداف و مقاصد اصلی سازمان هدایت می کند. البته عملکرد سازمان در یک روز مشخص، ممکن است اثربخش و یا غیر اثربخش باشد اما علایم درازمدت در سازمانهای سالم، مساعد اثربخشی است.

پویاییهای سازمانی: سالم تا غیرسالم:

مفهوم سلامتی مثبت در یك سازمان، توجه را به شرایطی جلب می كند كه رشد و توسعه سازمان را تسهیل كرده و یا مانع پویاییهای سازمان است. « تالکوت پارسونز » معتقد است كه همه سیستمهای اجتماعی، اگر قرار باشد که رشد و توسعه یابند، باید چهار مشکل اساسی انطباق، کسب هدف، یگانگی و ناپیدایی ( AGIL ) را فرو نشانند. به عبارت دیگر، سازمانها باید درحل چهار مشكل موفق باشند:
• مشكل كسب منابع كافی و سازش با محیط خود ( Adaptation )
• مشكل تعیین و اجرای هدف (Attainment Goal )
• مشكل نگهداری وحدت در داخل سازمان (Integration )
• مشكل ایجاد و حفظ ارزشهای منحصر به سیستم (Latency )
بنابراین، سازمان باید به نیازهای انطباق و كسب هدف و نیز نیازهای بیانی، یگانگی اجتماعی و هنجاری برخورد بكند، در واقع فرض بر این است كه سازمانهای سالم، به طور اثربخشی هر دو دسته از نیازها را برآورد می كنند. « تالکوت پارسونز » پیشنهاد می کند که سارمانهای رسمی مثل مدرسه، مسئولیت و کنترل این نیازها را در سه سطح متفاوت از خود بروز می دهند:
1. سطح نهادی: سازمان را با محیط پیوند می دهد.
2. سطح اداری: میانجی تلاشهای داخلی سیستم بوده، آنها را کنترل می کند.
3. سطح تکنیکی ( فنی ): محصول سازمان را تولید می کند.
چارچوب فوق متعلق به « تالکوت پارسونز »، برای مفهوم سازی و اندازه گیری سلامت سازمانی یک مدرسه طرح یگانه ای ارائه می کند. به طور اخص، سازمان سالم سازمانی است که در آن سطوح فنی، اداری و نهادی در هماهنگی هستند. سازمان نیازهای بیانی و نهادی را برآورده می کند و با نیروهای خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آنها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت می کند.

ابعاد سلامت سازمانی « تالکوت پارسونز » در مدارس :
هفت بعد سلامت سازمانی برحسب سطوح مسئولیت و نیاز کارکردی عبارتند از:

1. سطح نهادی

یگانگی نهادی مدرسه ای را توضیح می دهد که دارای یگانگی در برنامه آموزشی خود می باشد. مدرسه به علایق کوچک از طرف جامعه محلی و درخواستهای والدین مستعد است و قادر است که بطور موفقیت آمیزی با نیروهای بیرونی مخرب سازش کند. ( نیاز نهادی )
سئوال نمونه: بعضی از شهروندان در هیئت امنای مدرسه نفوذ دارند؟

2. سطح اداری

نفوذ مدیر به توانایی وی در تاثیر کردن به عمل مافوقها اشاره می کند. مدیر با نفوذ، ترغیب کننده بوده و با رئیس ناحیه به طور اثربخشی کار میکند اما در عین حال در فکر و عمل خود استقلال دارد. ( نیاز ابزاری )
سئوال نمونه: مدیر هر چه را که از مافوق خود می خواهد می گیرد؟
رعایت نشاندهنده رفتاری از مدیر که دوستانه، حمایتی، باز و همکارانه است. ( نیاز بیانی )
سئوال نمونه: مدیر به رفاه شخصی هیئت آموزشی توجه دارد؟
ساختدهی به رفتاری از مدیر که وظیفه مدار و موفقیت مدار است. ( نیاز ابزاری )
سئوال نمونه: مدیر استانداردهای دقیق عملکرد را حفظ می کند؟
حمایت منابع به مدرسه ای که دارای مواد و وسائل آموزشی لازم بوده و وسائل اضافی دیگر براحتی قابل حطول است. ( نیاز ابزاری )
سئوال نمونه: معلمان به مواد آموزشی لازم دسترسی دارند؟

3. سطح تکنیکی ( فنی )

روحیه به احساس اطمینان، اعتماد، همدردی و دوستی که در بین معلمان وجود دارد اشاره می کند. معلمان احساس خوبی به یکدیگر داشته و احساس می کنند کار خود را به خوبی انجام می دهند. ( نیاز بیانی )
سئوال نمونه: معلمان دارای روحیه زیادی هستند؟
تاکید علمی به تاکید مدرسه برای یادگیری دانش آموزان اشاره می کند. محیط یادگیری منظم و جدی است. اهداف علمی سطح بالا ولی قابل حصول برای دانش آموزان وضع شده است. ( نیاز ابزاری )
سئوال نمونه: دانش آموزان برای اطلاح یادگیریهای قبلی خود تلاش می کنند؟

مشخصه های فضاهای كاری سالم :

درگذشته توجه تحقیقات سلامت سازمانی به محیط فیزیكی كار معطوف بود اما تحقیقات جدید مولفه های روانی محیط كار را بیشتر مورد تاکید قرار دادند. محققان دریافتند كه اینچنین اقدامات سازمانی بوجود آورنده مفاهیم، كنترل شغل، الزامات روانی كار، حمایت اجتماعی، امنیت شغلی كه به ترتیب اثرگذار بر جسم و روان كاركنان می باشند، هستند. 10 مشخصه از محیطهای كاری سالم بر اساس نتایج تحقیقات اخیر كه در ارتباط با كار و سلامتی انجام شده اند عنوان می گردد. این فهرست همچنین مبین این واقعیت هستند كه سازمانها بایستی این استراتژیها را دنبال كنند چرا كه آنها برای سلامتی كارکنان بسیار مهم هستند. همچنین دلیلی هستند بر اینكه باور كنیم در نظر گرفتن این اقدامات منجر به افزایش بهره¬وری و موفقیتهای اقتصادی سازمانها می گردد. این مشخصات عبارتند از:

• وضوح نقش و قابلیت دسترسی آن
• الزامات كاری معقول
• كنترل شغل و حدود اختیارات در تصمیم گیری
• حمایت اجتماعی محیط كار
• پاداش های عادلانه و رفتارمنصفانه
• دستمزد كافی
• ساعات كاری رضایت بخش
• امنیت شغلی
• جو سازمانی امن
• ترتیبات استخدامی سالم

نتیجه:

مدیر یک سازمان سالم، رهبری پویایی ایجاد می کند. رهبری که هم وظیفه مدار بوده و هم رابطه مدار است. چنین سازمانی حامی کارمندان است، مع هذا آنان را هدایت کرده و استانداردهای عملکرد بالاتری را حفظ می کند. به علاوه، مدیر در فکر و عمل خود استقلال دارد. کارمندان در یک سازمان سالم، با علاقه و رضایت کامل به محل کار می آیند و از کار کردن در محیط کاری خود نهایت لذت را می برند. کارمندان به آموزش و یادگیری مستمر متعهد هستند. همدیگر را دوست دارند، به همدیگر اعتماد کرده، در کار خود دلسوز و وظیفه شناس هستند و به سازمان خود افتخار می کنند.

منابع:

1.پولانی، مایکل. (1386). اقداماتی در جهت سلامت سازمانی. ( ترجمه محمد رضا علی پور ). موسسه پژوهش و آموزش همكاران سیستم ( تاریخ انتشار به زبان اصلی، 2004 ).
2. علاقه بند، علی. ( 1381 ). مبانی نظری و اصول مدیریت آموزشی. تهران: روان.
3. هوی، وین ک و میسکل، سیسیل. ( 1382 ). مدیریت آموزشی ( تئوری، تحقیق و عمل )، ( ترجمه میر محمد سید عباس زاده ). ارومیه: انتشارات دانشگاه ارومیه.


خانم فاطمه اسلامیه

http://www.feslamieh.blogfa.com



تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 00:08 | نویسنده : 6in6 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...167168169170171...355صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید