
- نویسنده میرزا غلامحسین افضل الملک
- مترجم
- تعداد صفحات 154
- ناشر مجلس شورای اسلامی
- سال انتشار 1379
- پسورد www.iranpdf.com
توضیحاتی از کتاب
سفرنامه اصفهان دست نوشته میرزا غلامحسین خان افضل الملک است که جهت آشنایی پیشکاران دولتی در عهد ناصری نگاشته و در آن از حدود جغرافیایی، پیشینه تاریخی قراء و بلوک و محصولات کشاورزی اصفهان کتابچه ای پرداخته است.
به کوشش: ناصر افشارفر
فهرست کتاب :
# مقدمه مصحح
# تصویر نسخه خطی
# اصفهان و جغرافیای طبیعی آن
# اصفهان
# موقعیت طبیعی شهر اصفهان
# ناحیه اصفهان
# حدود جغرافیایی شهر اصفهان
# محلات اصفهان
# بناهای معروف اصفهان
# اما سایر امکنه معروفه اصفهان
# اما مدارس این شهر
# اما امامزاده های معروف این شهر
# اما کاروانسراهای این شهر
# حمامات اصفهان
# چهارسوی معروف این شهر که گنبد نموده اند
# طبیعت اصفهان و زاینده رود
# طبیعت اصفهان
# صفت زاینده رود
# ذکر پل های زاینده رود
# دیگر بندهای زاینده رود
# محصولات کشاورزی و صنعتی
# محصولات اصفهان
# صنایع اصفهان
# تاریخ اصفهان، و بانی آن و وجه تسمیه آن به این اسم
# نواحی و مناطق اصفهان
# اما هشت محل
# قصبه های متعلق به اصفهان
# پنج ناحیه
# تعلیقات و فهرستها
# تعلیقات
# فهرستها
# کسان
# جایها
# طوایف و اصطلاحات
# سلسله ها و کتب
# محصولات کشاورزی ، معدنی و صنعتی
# منابع و مآخذ
فایل PDF کتاب
پس از دانشگاه تهران، دانشگاههای صنعتی شریف و صنعتی اصفهان به ترتیب رتبههای دوم و سوم ملی و 377 و 472 بینالمللی را به خود اختصاص دادند.
رتبهبندی بهترین دانشگاههای دنیا جهت ارائه درکی بهتر از چگونگی مقایسۀ دانشگاهها در سراسر دنیا ارائه شده است.
با توجه به افزایش دانشجویانی که قصد ادامۀ تحصیل در کشورهای خارجی را دارند، رتبهبندی بهترین دانشگاههای دنیا - که بویژه بر اشتهار و پژوهشهای دانشگاهی مؤسسهها به طور کلی تمرکز دارد - میتواند به دانشجویان در انتخاب دانشگاههای مدنظرشان کمک کند.
رتبهبندی بهترین دانشگاههای دنیا به رتبهبندی 500 دانشگاه برتر از 49 کشور جهان پرداخته است.
اولین گام در این رتبهبندی، که توسط پایگاه این سایت (InCites) (یکی از محصولهای مؤسسۀ تامسون رویترز) 750 دانشگاه را برای سنجش انتخاب کرده و در میان این 750 دانشگاه رتبۀ 500 دانشگاه اول فهرست را به صورت عمومی منتشر میکند.
برای آنکه دانشگاهی در میان این 750 نمونه قرار گیرد، ابتدا باید جزء 200 دانشگاه برتر نتایج پیمایش اشتهار جهانی مؤسسۀ تامسون رویترز باشد. سپس، 200 دانشگاه برتر فهرست مؤسسههای دارای بیشترین انتشارات در پنج سال اخیر رتبهبندی شده و با فهرست 200 دانشگاه مشهور مقایسه میشود.
گام دوم محاسبۀ رتبۀ دانشگاهها بر اساس 10 شاخص اصلی نظام رتبهبندی بهترین دانشگاههای دنیاست، که توسط یو.اس. نیوز طراحی شده است. این شاخصها شامل اشتهار پژوهشی جهانی، اشتهار پژوهشی منطقهای، انتشارات، تأثیر استنادی نرمال شده، کل استنادها، تعداد انتشاراتی که در میان 10 درصد اول رکوردهای پراستناد هستند، درصد انتشاراتی که در میان 10 درصد اول رکوردهای پراستناد هستند، همکاری بینالمللی، تعداد فارغالتحصیلان دکتری و نسبت فارغالتحصیلان دکتری به اعضای هیئت علمی دانشگاه ميشود.
تمامی اطلاعات علمسنجی مورد نیاز این نظام برای رتبهبندی دانشگاههای دنیا از طریق پایگاههای علمسنجی وب آو نالج و مؤسسۀ تامسون رویترز - یکی از مهمترین پایگاهها در این زمینه - تأمین میشود.
همچنین دانشگاه تهران توانسته است در سه حوزۀ فنی مهندسی، علوم کشاورزی و علوم مواد به ترتيب رتبههای 56، 76 و 100 بینالمللی شود.

یک نوع خاصی از خاویار که تنها در گونه نادری از ماهی خایار یاد می شود به همراه مقداری طعم دهنده و البته زیبا شده توسط دانه های طلای 24 عیار گران ترین غذایی است که می توان روی کره زمین سفارش دارد و خورد.
غذاییکه هر قاشقش 120میلیون توماناست
این غذا که تنها رستوران های خاص آن را سرو می کنند به ازای هر کیلو 300 هزار دلار فروخته می شود که تقریبا معادل هر قاشق 40 هزار دلار است. این یعنی برای صرف این غذا باید قاشقی 120 میلیون تومان هزینه کرد.
خاویار این غذا را باید پس از مراحلی از یک نوع خاویار خاص گرفت به طوری که "والتر گرول" اتریشی پدیدآوردنده این غذا می گوید:" به ازای هر 5 کیلو از خاویار می توان یک کیلو خاویار مخصوص درست کرد مشقت های زیادی دارد."
150 نکته در زمینه مراحل رشد کودک ونوجوان
14 تا 16 سالگی
( 11 تا 13 سالگی
8 تا 10 سالگی
5 تا 7 سالگی
4 سالگی :
3 سالگی :
1 تا 2 سالگی :
ادامه مطلب
سوالای زیادی مطرح شده که نشون میدان بیشتره ما از وضعیت هوشو استعدادمون آگاهی کافی نداریم. این مساله خیلی اوقات باعث میشه که تصمیم اشتباه بگیریم که کلا آیندمون رو تحت تاثیر قرار بده. مثلا فردی که در ریاضی استعداد نداره ممکن قدرت حافظه خیلی خوبی داشته باشه و این اونو مستعدتر میکنه که دنبال رشتههای نظری بره. امیدوارم با خوندن این نوشتار بهتر در مورد آینده تحصیلی شغلی تصمیم بگیریم.
کلا انواع هوش رو میشه به چند دسته تقسیم کرد:
هوش طبیعت
این نوع هوش به تمایز میان موجودات زنده (گیاهان ، حیوانات) و همچنین ویژگی های دیگر جهان طبیعت (ابرها و فرم سنگها). این توانایی در گذشته برای شکارچیان و کشاورزان اهمیت زیادی داشت و اکنون برای طبیعی دان ها و یا سرآشپز.میتونه مهم باشه.همچنین این باورند که بسیاری از استثمار جامعه ما مصرف کننده هوش طبیعت ، که می تواند در تبعیض میان ماشین بسیج ، کفش ورزشی ، انواع آرایش و می خواهم.
هوش موسیقیایی
هوش موسیقایی است ظرفیت به تشخیص گام ، ریتم ، سرعت، و تن صدا است.این هوش ما را قادر به شناخت ، ایجاد ، تولید، و انتقال پیام در موسیقی می کنه مثل آهنگسازان، رهبر ارکستر، نوازندگان ، خواننده ها، و شنوندگان حرفه ای. جالب توجه است ، اغلب ارتباط عاطفی بین موسیقی و احساسات وجود داره. همچنین ریاضی و هوش موسیقایی ممکن است فرایندهای مشترکی رو دارا باشند. جوان دارای این نوع از هوش معمولا آواز می خونن یا درام می زنند. آنها معمولا صداهایی مه دیگران اهمیت نمی دن درک می کنند.
هوش منطقی (ریاضی)
هوش منطقی، توانایی محاسبه، تعیین کمیت گزاره ها و فرضیه ها، و انجام عملیات ریاضی را در بر میگیرد. این ما را قادر میکنه به درک روابط و ارتباطات و استفاده از تفکر انتزاعی ، نمادین؛ مهارت ترتیبی استدلال و استقرا و الگوهای تفکر استقرایی یا قیاسی. هوش منطقی معمولا به خوبی در میان ریاضیدانان ، دانشمندان، و کارآگاهان اهمیت پیدا میکنه. جوان دارای هوش منطقی علاقه مند به طبقه بندی، الگوها، و روابط میان چیزهای مختلف. آنها علاقمند به آزمایش، بازی های استراتژیک و حل مسائل ریاضی هستند.
هوش هستی شناسی
حساسیت و توانایی مقابله با سؤالات عمیق هستی، انسان مانند معنای زندگی، چرا ما می میرند، از کجا آمده ایم و به کجا می رویم.
هوش بین فردی
هوش بین فردی توانایی درک و تعامل موثر با دیگران است . این شامل ارتباط مؤثر شفاهی و غیر شفاهی ، توانایی به یاد داشتن تفاوت میان دیگران ، حساسیت به خلق و خوی دیگران ، و توانایی سرگرم کردن افراد با دیدگاه های مختلف است. معلمان، بازیگران، سیاستمداران دارای این نوع هوش هستند. افراد دارای این نوع هوش در میان همسالان خود علاقه مند هستند که هدایت بقیه رو بر عهده بگیرن. آنها به خوبی قادر به درک احساسات و انگیزه بقیه هستند.
هوش بدنی
هوش بدنی به ظرفیت دستکاری اشیاء و استفاده از انواع مهارت های فیزیکی است. این نوع هوش موجب هماهنگی ذهن و بدن می شود. ورزشکاران، جراحان و هنرمندان صنایع دستی دارای این نوع هوش هستند.
هوش زبانشناسی
هوش زبانی توانایی فکر کردن با کلمات و استفاده از زبان برای بیان و درک معانی پیچیده است. هوش زبان شناسی به ما اجازه می دهد تا به درک منظور و معنای کلمات و کاربرد مهارت های متا زبانی و استفاده ما از زبان منعکس شود. هوش زبانی گسترده ترین توانایی مشترک بشر است و بین شاعران ، رمان نویسان ، روزنامه نگاران، و سخنرانان مشهود است. افراد دارای این هوش از نوشتن ، خواندن ، داستان گفتن و یا حل جدول کلمات متقاطع لذت میبرند.
هوش شخصی
این نوع هوش در توانایی درک افکار و احساسات خود و استفاده از چنین دانشی در برنامه ریزی و جهت بندی درزندگی است. رهبران معنوی، روانشناسان، و فیلسوفان دارای این هوش می باشند. افراد جوان ممکن است خجالتی. آنها از احساسات شخصی خود خوب آگاه با انگیزه هستند.
هوش فضایی (سه بعدی)
هوش فضایی توانایی فکر کردن در سه بعد است. ظرفیت هایی شامل تصاویر ذهنی، استدلال فضایی، دستکاری عکس، گرافیک، مهارت های هنری ، و تخیل فعال از این نوع هوش منشا میگیرند. ملوانان، خلبان ، مجسمه سازان ، نقاشان ، معماران دارای این نوع هوش هستند. افراد دارای این هوش ممکن است مجذوب لابیرنت، و یا طراحی و یا خیال بافی باشند.
پیشینه نظریههای یادگیری
چون یادگیری دارای پیشینه کهنی است، در این بخش کوشش میشود به اختصار و ترتیب ز مانی به بیان مهمترین نظریههای یادگیری پیش از قرن بیستم اقدام گردد.
نظریه لوح سفید
با توجه به مبحث تجربهگرایی در فصل دوم جانلاک نخستین کسی است که به مخالفت با فطری بودن عقل و یادگیری از راه پرورش نیروهای روانی پرداخت. به نظر او کمتر افراد یا جامعهای پیدا میشوند که دارای طبع و سرشتی یکسان یا فکر و عقیدهای مشترک باشند. ذهن آدمی هنگام تولد همانند لوح سفیدی است که هیچگونه فکر ذاتی در ان نقش نبسته است. هر فکر و عقیدهای از راه تجربه و حواس حاصل میشود. این برداشت جدید به عنوان تجربهگرایی یا مسلک تجربی شناخته شد. تجربهگرایی فلسفه خردگرایی افلاطون و دکارت را هدف حملههای مستقیم خود قرار دارد. زیرا این دو فیلسوف عقل را مایه سرچشمه معلومات میپنداشتند. لاک یادگیری را ادراکی میدانست که از راه تجربهها به دست آمده باشد. چون ذهن از عالم اشیاء جداست، بنابراین اشیایی که ادراک میشوند فقط تصورات یا مثلی از اشیاء میباشند.
اندیشهها و عقیدهها از اندیشههی ساده تشکیل شده و آنها نیز به نوبه خود از عناصر تازهتری به وجود آمدهاند که به وسیله تداعی با یکدیگر پیوند یافتهاند. ذهن آدمی نیز همانند ماشین از دستگاههای وابسته به هم شکل گرفته و سازمانیافته است.
برای اینکه تداعی روانی ایجاد شود لاک به وجود نوعی حواس درونی معتقد بود. اگر ذهن آدمی فقط تاثرات حسی را دریافت میداشت این تاثرات به وضع مبهمی روی یکدیگر انباشته میشدند، اما دستگاه ذهنی علاوه بر تاثیرپذیری، خاصیتی دارد که میتواند تاثرات را شناسایی کند، بسنجد و آنها را تعمیم دهد؛ یعنی، از راه مجاورت، مشابهت و تضاد اندیشهها و تصورات ذهنی را با یکدیگر پیوند دهد.
اندیشهها و آثار لاک سبب شد که دید آموزش و پرورش از نظریه ورزش روانی به روش ایجاد عادت تغییر یابد. در واقع لوح سفید از طرف لاک متضمن این نکته است که طبع آدمی بر خلاف تصور پیشینیان ذاتاً خوب یابد و یا فعال نیست، بلکه از لحاظ اختلافی خنثی و از نظر روانی تاثیرپذیر است. برداشتهای لاک راه تازهای را به روی روانشناسان گشود و سبب شد که از وراثت به محیط توجه کنند. از نظر آوزش و پرورش مفهوم نظر لاک این است که در مدرسه معلمان، معماران و سازندگان روان کودکان هستند. وظیفه اصلی آنها تهیه و اجرای برنامههایی است که در شاگردان عادتهای مطلوب و شایسه به وجود آورد. دستگاههای آموزشی به جای اینکه مانند گذشته به پرورش نیروهای ذهنی بپردازند باید متوجه تربیت حواس شوند.
چشمانداز لاک در شناخت رفتار نقطه عطفی در منظق یادگیری پدید آورد. تا قرن هفدهم کار مربیان غالباً تعبیر و تفسیر همان نظریه یادگیری گذشته، یعنی ورزش روانی بود که با وجود انتشار عقاید لاک تا پایان قرن هیجدهم ادامه داشت.
نظریه شکوفایی طبیعی
یکی دیگر از نظریههای مهم یادگیری را باید شکوفایی طبیعی یا طبیعتگرایی رومانتیک نام نهاد. اساس این نظریه بر پاک سرشتی و فطرت نیکوی آدمی استوار است که با محیط خود رابطه فعالانهای دارد. چون عقل نمیتواند همواره راهنمای او باشد احساسات و عواطف بهترین رهبر و مظهر واقعی طبیعت او میباشند. پیشرو و الهامبخش این نظریه ژانژاک روسو (1712 – 1778)، فیلسوف و دانشمند معروف فرانسوی است و پس از او باید هنریخ پستالوتزی (1746 – 1825)، مربی بزرگ سویسی و فریدریخ فروبل (1782 – 1852) فیلسوف و مربی نامدار آلمانی، را نام برد.
نظر روسو بر این مبتنی است که هر چه ساخته و پرورده طبیعت است خوب و در جهت خیر و صلاح است و قانون طبیعت برترین قانونهاست. اما جامعه بشری و هر چه به دست آدمی ساخته و ایجاد میشود غرضآلود و تصنعی است. چون انسان فطرتاً خوب آفریده شده است باید در محیطی طبیعی و دور از هر گونه تصنع و فساد پرورش یابد. به نظر او انسان موجودی خودمختار و تاثیرپذیر است و محیط بد اجتماعی موجب تباهی او میگردد. قراردادها و رسوم اجتماعی اموری غیرطبیعی هستند. به سخن دیگر، آداب و تشریفات اجتماعی انحراف از مسیر طبیعت است. روسو قوانین طبیعی را قوانین الهی میشناسد. بنا به گفته خود او: هر چه از دست آفریدگار جهان بیرون میآید نیکوست، اما هر چه به دست بشر بیفتد تباه میگردد . انگیزهها، هیجانها و احساسات را اموری طبیعی میشناسد و پرورش آنها را آزادانه و دور از هر گونه فشار و قید و بند اجتماعی تشویق میکند. روسو معتقد است که وظیفه اصلی معلمان پرورش شاگردان خود در دامان طبیعت است. در محیط روستائی کودکان به معلم نیازی ندارند، همانطور که سخنگویی را بدون داشتن معلم و فقط از همسالان و پدران و مادران خود میآموزند. برای تربیت و آموزش کودکان شهری نیز باید از همان روش تعلیم روستازادگان بهره گرفت.
روسو براساس این نظر که طبیعت بهترین و منطقیترین امکانات را برای پرورش افراد در اختیار دارد موضوع رشد طبیعی کودکان را مهم میشمارد و برای یادگیری و برنامههای پیشبینی شده ارزشی قائل نیست. به این جهت، وقتی طرفداران نظریه شکوفایی طبیعی به امر یادگیری اشاره میکنند بیشتر منظورشان پرورش توانائیهایی است که در هر مرحله از رشد برای کودکان پدید میآید.
یادگیری به معنای متداول آن عبارت از انتقال افکار یا معیارهای رفتاری که فرد است. اما در نظریه شکوفایی طبیعی جایی برای این گونه یادگیری متصور نیست. در امر یادگیری نباید اجبار یا دستور و تجویزی وجود داشته باشد، بلکه شاگرد بنا به انگیزه و خواست خود مطلب میآموزد و پیشرفت میکند. رشد روانی به تدریج و بر اثر مرور زمان حاصل میشود و هر نوع شتاب یا تحمیلی رشد طبیعی یادگیرنده را به مخاطره میاندازد.
چون به عقیده طرفداران شکوفائی طبیعی یادگیری نوعی تحمیل خارجی است آموزش و پرورش کاری زائد و مردود است. اما نیازها از اهمیت خاصی برخوردارند، زیرا کودکان در هر مرحله از رشد دارای نیازهایی هستند که با غرایز آنان ارتباط دارند و رفع این نیازها به پیشرفت و موفقیت آنان یاری میدهد.
نظریه اندریافت
نظریه اندریافت بر تصور ذهنی و اندیشهمداری استوار است. مطالب هنگامی اندریافت میشوند که در وجدان آگاه اثر وجود پیدا کنند و در اندیشههای آگاه دیگر جذب شوند. در این نظریه اندیشههای جدیدی که در ذهن یا وجدان تشکیل میشوند با اندیشه ما یا مطالب گذشته پیوند مییابند و نوعی همخوانی یا هماهنگی و انسجام پدید میآورند.
نظریه اندریافت، برخلاف نظریه ورزش روانی و شکوفایی طبیعی که به ذاتی بودن علم و رشد غرایز توجه دارند، تداعی روانی را مهم میشمارد و هرگونه معلوماتی را ناشی از محیط میشناسد. براساس این نظریه روان یا ذهن همچون ظرف یا محتوایی است که از پیوند تجربههای تازه با خاطرههای گذشته تشکیل شده است. خاستگاه این سازمانی ذهنی در محیط و خارج از وجود فرد است و پیوندهای گذشته در سازمان دادن این آگاهیها موثرند. از این رو در نظریه اندریافت ساختمان روان از عناصر متداعی یا همخوان تشکیل یافته است.
هربارت را باید طراح اصلی نظریه اندریافت به شمار آورد. وی مانند پیشینیان خود، به دوگانگی تن و روان معتقد بود و چون عملاً در کار آموزش و پرورش شرکت فعال داشت هدف تعلیم و تربیت متعالی را رشد منش یا خصلت اخلاقی میشناخت ولی آن را به بخشهای عقلی و اخلاقی تقسیم نمیکرد، زیرا به عقیده او خود نفس یا روان به نیروهای مختلف قابل تقسیم نیست.
هربارت معتقد بود که روان نقش مهمی را در یادگیری به عهده دارد، اما برای دریافت و ایجاد تصورات و اندیشهها آن را فاقد هر نوع استعداد یا نیروی طبیعی خاصی میشناخت. به عقیده او روان عرصه تحرک و کشش و کوشش اندیشهها و تصورات فعال است. برخلاف صاحبنظران پیشین که نفس یا روان را برخوردار از استعدادها و نیروهای ویژهای میپنداشتند، وی آن را مجموعهای از اندیشهها و محتوایی از تصورات عرضه شده میدانست که بر اثر تداعی روانی شکل میگیرد.
این دانشمند هر فرد را دارای روح یا روان واحدی میدانست که پیش از تجربه وجود دارد و ترتیب قرار گرفتن اندیشهها و تصورات در ذهن همانند وضع الکترونها در هسته است. یعنی همانطور که از ترکیب و تنظیم این ذرات الکترونی و مدارهای آنها خصوصیت جسم مورد نظر ایجاد میگردد، روان نیز محصول مجموعهای از اندیشهها و تصوراتی است که فرد در معرض آنها واقع میشود.
هربارت علاقه زیادی داشت که اصول علوم انسانی را براساس علم فیزیک و زیستشناسی بنا نهد. وی روانشناسی را به منزله « شیمی روانی » تلقی میکرد.
از این رو نقش مهم روانشناسی را مطالعه و تحقیق در ترکیب و اختلاط افکار یا حالتهای روانی میدانست و مانند یک شیمیدان اساس پژوهشهای روانشناسی را بر پایه تجزیه و ترکیب افکار و تصورات ذهنی قرار میدارد.
اما وی برخلاف روانشناسان امروزه با آزمایشهای روانی و کاربرد آمار و زمینههای زیستی موافق نبود. به عقیده او از راه اندیشه و مشاهده ای بررسی وجدان و شیمی روانی میتوان به پژوهشهای روانی پرداخت. وی بررسیهای عینی را برای دانش فیزیک، و روشهای دروننگری را برای روانشناسی مناسب میدانست.
به طور کلی هربارت به انفعالی بودن ماهیت تداعی عقیده نداشت، بلکه تصریح میکرد که ماهیت تداعی از تصورات پویا تشکیل شده است. در نظریه اندریافت افراد به منزله ظرفهایی هستند که فعل و انفعالات شیمی روانی در آنها جریان دارد، به این جهت از لحاظ هربارت اندیشهها و تصورات پویا هستند، نه افراد.
نظریه ساختگرایی
روانشناسی تیچنر در آغاز هیچگونه نام مشخص نداشت، اما پس از مدتی به نام ساختگرایی شهرت یافت که آمیختهای از تداعیگرایی و روش تجربی است.
در واقع ساختگرایان به بررسی ساخت فرایندهای روانی یا ذهنی میپرداختند و معتقد بودند که وجدان آگاه آدمی حوزه مجاز و شایستهای برای بررسیهای علمی به شمار میآید، به ویژه آنکه ذهن از تداعی اندیشهها تشکیل یافته است و برای پی بردن با ماهیت پیچیده این تداعیها باید آنها را به اجزاء تشکیل دهندهشان تجزیه کرد که همان خودکاوی است. به عقیده تیچیز دانشمندان و پژوهشگران که با اتکاء به مشاهده پدیدهها بررسیهای خود را انجام میدهند و نتایج معتبر به دست میآورند، دروننگری نیز نوعی مشاهده علمی است. آزمودنیها زمانی که در معرض رویدادها و آزمایشهای دروننگری قرار میگرفتند احساس تجربی خود را بیدرنگ بیان میکردند. چنانکه وقتی به آنان یک تخته قالی نشان میدادند، آنها ادراک خود را از شکل، اندازه، رنگ، طراحی و بافت آن بیان میداشتند، نه آنکه اطلاعات و ذوق و سلیقه خود را درباره قالی ابزار کنند.
بسیاری از روانشناسان نوپا روش دروننرگی را بسیار مهم میپنداشتند و آن را وجه شاخص دانش روانشناسی و دانشهای دیگر میدانستند. برای اینکه روش دروننگری به گونهای شایسته به کار رود آموزش خاصی را تجویز میکردند. به این معنا که روانشناس دروننگر تعیین میکرد چه زمانی آزمودنیها باید به بررسی فرآیندهای آگاه خود بپردازند، نه آنکه پدیدهها را توضیح دهند.
اما ساختگرایان با همه دقتی که درباره دروننگری به کار میبردند روش کارشان مسالهآفرین و غیر قابل اعتماد بود. یکی از شگفتیهای این روش آن بود که برای نمونه وقتی میزی را به آزدمودنی نشان میدادن او نباید فکر خود را به معنا و کاربردهای این وسیله معطوف دارد، بلکه به بیان احساس و ادراکی بپردازد که این وسیله بدون وابستگیهایش در ذهن او به وجود میآورد. وقتی آزمودنیها مجبور شوند که معنا، عنوان و کاربردهای هر وسیله یا مضمونی را نادیده بگیرند این روش غیرطبیعی و نامعقول جلوه میکند و نمیتواند در ساخت ذهنی ارتباطی به وجود آورد. در واقع روانشناسان دروننگر با نادیده گرفتن معنا جنبههای اصلی ذهن را بیاعتبار میساختند. به همین جهت بود که واتسن و رفتارگرایان با شدت نظریه ساخت گرایی را بیارزش و بیاعتبار اعلام نمودند.
ساختگرایان به همخوانی یا تداعی اندیشهها نیز اشاره میکنند، اما کمترین کاربردی از آن در بررسیهایشان دیده نمیشود. همچنین، وقتی روانشناسان دروننگر معنا را در پژوهشهای ذهنی از نظر دور میساختند بسیاری از صاحبنظران میپرسیدند چگونه با این روش میتوان به بررسی فرایندهای روانی همچون اندیشیدن و داوری کردن پرداخت و به حقایق دست یافت. در همان زمانی که تیچنر در دانشگاه کرنل به کار اشتغال داشت نظریههای دیگری مانند کارکردگرایی به مقابله با ساختگرایی برخاستند.
نظریه کارگردگرایی
کارکردگرایی دیدگاهی است که در آن فرایندهای روانی و رفتارها به موجود زنده یاری میدهند تا با محیط مادی و اجتماعی خود سازش پیدا کند (هاید بردر 1933). این مکتب فکری یا چشمانداز آموزشی برای نخستین بار به وسیله جان دیویی و جیمز اینجل در دانشگاه شیکاگو اعلام وجود کرد، اما آثار و افکار ویلیام جیمز بیش از همه در تکوین این نظریه نقشآفرین است. وی در سال 1890 کتاب دوجلدی خود را به نام اصول روانشناسی منتشر ساخت و اساس کارکردگرایی را در آن مشخص نمود.
جیمز یک تجربهگرا بود و اعتقاد داشت که تجربه نقطه آغاز بررسی اندیشه است، نه تداعیگرایی به عقیده او اندیشههای ساده نسخه تاثرات و دروندادهای محیطی نیستد، بلکه محصول فکر نظری و مطالعاتی هستند. جیمز وجدان را فرایندی پایدار و پیوسته میدانست، نه مجموعهای از یک رشته اطلاعات جدا از یکدیگر. به عقیده جیمز وجدان همواره در حال دگرگونی و تغییر است. وقتی تجربه تغییر کند جریان اندیشه نیز تغییر میکند. وجدان از همان روز تولد در معرض انبوه اشیاء و روابط قرار میگیرد و آنچه که احساسهای ساده نامیده میشود ناشی از تبعیضهای شدید و نارواست. بنابراین جیمز هدف وجدان را یاری دادن به افراد آدمی میداند تا بتوانند با محیط خودسازگاری پیدا کنند.
کارکرد گرایان اندیشههای جیمز را اساس نظریه یادگیری خود قرار دادن و هنگامی که جان دیویی در سال 1896 مقالهای به عنوان «مفهوم قوس بازتاب در روانشناسی» منتشر ساخت آغاز کار نظریه کارکردگرایی به شمار آمد. چکیده سختن دیویی در این مقاله این بود که فرایندهای روانی را نمیتوان به اجزاء جداگانه، آنگونه که ساختگرایان معتقد بودند تقسیم کرد، بلکه وجدان را باید به صورت کل آن در نظر گرفت. «محرک» و «پاسخ» نقشهایی را که اشیاء و رویدادها بر عهده دارند توصیف میکنند، اما این نقشها را نمیتوان از حقیقت کل جدا ساخت.
کارکردگرایان که زیر تاثیر نوشتههای داروین درباره تکامل و بقاء قرار گرفته بودند عقیده داشتند که فرایندهای روانی را نمیتوان از محیطی که در آن رخ میدهند جدا ساخت. در واقع کارکرگرایان سودمندی و بهره دهی فرایندهای روانی را در یاری دادن به افراد در سازش با محیط و بقاء نوع مورد بررسی قرار میدادند و مسائلی مانند ساخت بدنی، وجدان، اندیشیدن، احساس و داوری کردن را عواملی کارکردی به شمار میآوردند و نسبت به اینکه چگونه فرایندهای روانی عمل میکنند، چه کارهایی میتوانند انجام دهند و چه تفاوتهایی با شرایط محیطی به وجود میآورند علاقه نشان میدادند. همچنین، تن و روان را جدا از یکدیگر نمیپنداشتند، بلکه آنها را واحدهایی متعامل و تاثیرگذار در یکدیگر میدانستند.
کارکردگرایان با روش دروننگری سخت مخالفت میکردند. این مخالفت نه به منظور بررسی وجدان بود، بلکه به واسطه نحوه و چگونگی بررسی آن بود. ساخت گرایان با روش دروننگری به پژوهش وجدان میپرداختند و آن را به اجزاء و عناصر جدا تقسیم می کردند. به عقیده کارکردگرایان این امر ناممکن و بیهوده بود و میپرسیدند که وقتی پدیدهای به گونهای مجزا بررسی شود چگونه میتوان اطمینان یافت که به بقاء موجود زنده میتواند یاری دهد.
دیویی (1900) یا اعتقاد به اینکه نتایج آزمایشهای روانشناسی برای زندگی روزمره سودمند و ارزندهاند به بحث درباره همنوایی و همیاری روانشناسی با آموزش و پرورش میپردازد. گرچه این امر هدفی شایسته و ستودنی بود، اما به واسطه آنکه دایره فعالیت و برنامه کارش بسیار گسترده مینمود دشوار و مساله آفرین نیز بود. به این جهت کارکردگرایی جای خود را به رفتارگرایی داد که در دهههای نخست قرن بیستم جایگاه خاصی را اشغال کرده بود.
صفات مشخص نیم کره های مغز

|
نیمکره چپ |
نیمکره راست |
|
ضمیر خودآگاه |
ضمیر ناخودآگاه |
|
حافظه کوتاه مدت |
حافظه بلند مدت |
|
دریافت آرام |
دریافت سریع |
|
جزئی نگری |
کلی نگری |
|
خطی و پیوسته و با دلیل |
خلاقیت و خیال |
|
حواس پنجگانه |
حس ششم |
|
آموزش از طریق تکرار |
جذب اطلاعاتمثل یک اسفنج |
|
استفاده از کلمات لیستها و شماره ها |
استفاده از آهنگ صدا شکل و حافظه تصویری |
|
بررسی یک داده در یک زمان |
بررسی همه اطلاعات به صورت همزمان |
|
عملی (تحت فشار و استرس خوب عمل می کند) |
احساسی ( وقتی خوب کار می کند که در حالت ریلکس و آرامش باشد) |
در ادامه طبقه بندی جالب دو شیوه متفاوت آموزش را داریم. این مطلب از کتاب " میلیونر یک دقیقه ای: روشی موفق برای رسیدن به ثروت" نوشته مارک ویکتور هنسن و روبرت آلن گرفته شده است.
|
یادگیری تحول یافته (Transformational) |
یادگیری اطلاعاتی (Informational) |
|
نیمکره راست |
نیمکره چپ |
|
حسی |
عقلانی |
|
قلب |
سر |
|
خلاق |
چهارچوب دار |
|
کنجکاوی |
جدی |
|
اسفنجی و نرم |
سخت و محکم |
|
پاسخ را کشف کن |
پاسخ را بگو |
|
دریافت مستقیم |
یادگیری از طریق تکرار |
|
فعال |
غیر فعال |
|
حرکت کن |
مانع |
|
بهترین خودت باش |
بهترین باش |
|
فهم |
دانش |
|
مثبت |
منفی |
پژوهشگران و محققان آمریکایی موفق به تولید نوعی آسفالت شده اند که دارای قابلیت جذب کربن دی اکسید از چاه های گاز طبیعی می باشد.
این آسفالت در عین جذب مولکول های کربن دی اکسید در دمای اتاق، قادر به انتشار گاز متان می باشند و هدف از این تحقیق، تسهیل در فرایند استخراج کربن از چاه های نفت و گاز می باشد.
نتایج مربوط به این دستاورد در مجله Applied Materials and Interfaces قابل مشاهده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید